صفحه اصلی  | تماس با ما  | درباره ما  | پایگاههای ما  | پایگاه حوزه قدیم  | دیگر پایگاهها

فارسی العربية  English
دانشنامه حوزه | مقالات | اخبار و اطلاعات | مجلات | پرسش و پاسخ | مراکز اسلامی | پایان نامه ها | زندگینامه علما | متون دینی | معرفی محققان | ویژه نامه | نگارخانه | کتابخانه |
جستجو در   
امکانات
وابسته به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی CRCIS 1388/11/20
ویژه نامه

بیست و ششم آبان ماه شهادت مهدی زین الدین فرمانده لشکر 17 علی بن ابیطالب

من خیلی خواب پدرم را نمی بینم. فقط دو سه بار برایم پیش آمده، اما مادرم خیلی خوابشان را می بیند و ارتباطشان قوی است. مثلاً همیشه وقتی قرار است اتفاق بدی بیفتد، مادرم، پدر را در خواب می بیند که به خانه آمده و ناراحت است؛ برعکس موقعی که اتفاق خوبی می افتد، قبلش حتماً مادرم خواب پدر را می بیند که آمده و برای من هدیه آورده است.( به روایت فرزند شهید )

برخورد اولی که با ایشان داشتم، تمام مسائل را برای من گفته بود. او می‏گفت: «انتهای راه من شهادت است. اگر جنگ هم تمام شود و من شهید نشوم هرکجا که جنگ حق علیه باطل باشد، آنجا می‏روم تا شهید شوم.» مشکلات نبودن در خانه را چون قبلا برایم گفته بود، پذیرش و تحمل آن برای من راحت‏بود. برای این‏که سراپا محبت‏بود. دوست داشت همه از دستش راضی باشند. با این وجود هیچ‏گونه وابستگی به خانه نداشت.» (به روایت از  همسر شهید)

* زندگینامه شهید مهدی زین الدین به روایت همسر و دیگران

* پدرم هر روز به من سلام می کند

* خاطراتی سبز از یاد شهیدان

* آن روزها .... (به یاد سردار شهید مهدی زین الدین)

* آنجا که دلم جا ماند(بخش کوتاهی از یک سفرنامه به افلاک)

 

کليه حقوق برای پايگاه حوزه محفوظ است