گنجینه معارف

الگوی مواجهۀ امام کاظم با تهدیدهای نرم سیاسی فرهنگی

تهدیدنرم گرچه مفهومی مدرن است، اماهمواره درمعادلات امنیتی ومناسبات سیاسی وفرهنگی بوده و تهدیدگرها از آن برای کنارزدن رقیب، استفاده کرده و تهدیدشونده ها نیز الگوهای مختلفی را برای مقابله با آن به کار برده اند. امام کاظم در عصر خود به عنوان یک دوران پیچیده، با کاربست الگویی موفق توانست جامعۀ شیعه را از تهدیدات نرم سیاسی فرهنگی مصون و آن را هدایت کند. سوال اصلی تحقیق این است که ماهیت الگوی مواجهۀ آن حضرت در مقابله با تهدیدات نرم سیاسی فرهنگی چیست و عناصر تشکیل دهندۀ آن کدام است؟ برای پاسخ علمی به این پرسش و دست یابی به هدف، از روش اسنادی و شیوۀ توصیفی تحلیلی استفاده شده است. فرضیۀ پژوهش، منطق رفتاری وحدت در عین کثرت در شیوۀ مواجهه با تهدیدات نرم است. یافته ها بیانگر این موضوع است که الگوی مقابله آن حضرت با توجه به شرایط پیچیده (نه بسیط) حاکم، از منطق و اصول ثابتی برخوردار و روح تعلیمات دینی و فرامین الهی در اقدامات جاری بود. در عین حال، ماهیت ثانوی این الگو به دلیل شرایط خاص زمانۀ آن حضرت از حیث فرهنگی سیاسی و موقعیت تهدیدگران و همچنین وضعیت شیعیان و شرایط پیچیده شکل گرفت. این پژوهش به این نتیجۀ اجمالی رهنمون شد که الگوی موفق و اسلامی تابع دو رکن است: رکن ثابت و تخلف ناپذیر که منبعث از اصول دینی است و رکن متغیر که تابع مقتضیات زمان و متناسب با شرایط عناصر تهدید و شرایط فضای زمانه است که به الگو و سیرۀ امام ماهیت وحدت در عین کثرت داده است.

منبع : فصلنامه فرهنگ رضوی، پاییز 1401، شماره 39 , نجفی، مرتضی؛ باقی نصرآبادی، علی , دانش آموخته سطح ٤ حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی گروه فقه پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) / استادیار پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) تعداد بازدید : 31     تاریخ درج : 1402/11/17    

 مقدمه

امنیت پژوهی در جامعۀ علمی ایران از رهگذر رشد و توسعه ای که در دو دهۀ اخیر داشته است، گرچه نتایج ارزشمندی را برجای گذاشت، اما دیدگاه های بومی امنیت پژوهی تا رسیدن به نقطۀ مطلوب فاصله زیادی دارد. در این مسیر، یکی از راه های تقویت و ارتقای امنیت پژوهی بومی، کشف الگوهای امنیت سازی و مدیریت تهدیدات در سیرۀ  ائمه اطهار است، زیرا یکی از منابع شناخت از نظر اسلام، سیرۀ  معصومین است؛ یعنی علاوه بر سخنان شان، سیره و روش آن ها منبعی برای شناخت است (مطهری، ۱۳۸۳: ۲۹). لقد کان لکم فی رسول ال له أسوةٌ حسنة (احزاب، ۲۱).[1]

گرچه این آیۀ قرآن مربوط به پیغمبر اکرم است، ولی از نظر شیعه، اسوه و الگو بودن سیرۀ  پیامبر و ائمه برای پیروان شان هیچ فرقی نمیکند. برای بررسی الگو و سیرۀ  سیاسی، فرهنگی و امنیتی معصومین می توان به دو صورت انجام داد: سیرۀ  یک پیشوای معصوم ۲٥۰ ساله یا سیرۀ  هر یک از ائمه اطهار به صورت مجزا. هر یک از این دو پژوهش دارای محسناتی است. در این پژوهش، سیرۀ  امام کاظم در مواجهه با تهدیدات نرم مبنای بررسی قرارگرفت. اهمیت این بررسی این است که دورۀ ۳٥ ساله آن حضرت یکی از مهم ترین مقاطع زندگی ائمه است. زعامت امام مقارن با چهار حکومت چهار نفر از خلفای عباسی بوده و دو تن از آن ها مقتدرترین سلاطین بنی عباسی محسوب می شدند.

از این رو، به موازات تهدیدات سخت و نرم پیچیدۀ  حکومت عباسیان علیه اسلام ناب، هویت جامعۀ شیعه و جایگاه ولایت امری امام موسی بن جعفر، جریان های فکری و عقیدتی و فرصت طلبی نیز در این دوران وجود دارند که برخی به اوج رسیده و برخی زاده شده اند. از این رهگذر، فضای ذهنی جامعۀ اسلامی را از تعارضات، انباشته و حربه ای در دست قدرتمداران، آفتی در هوشیاری اسلامی و سیاسی مردم گشته و میدان را بر علم داران صحنۀ معارف اسلامی و صاحبان دعوت علوی، تنگ و دشوار ساخته بود(خامنه ای، ۱۳۹۰: ۳۳٥).

درواقع امام کاظم در این دوران با فضای بسیار پیچیده و با تهدیدات سخت، نیمه سخت و نرمی روبه رو بود که برای مصون سازی جامعۀ اسلامی، انسجام جامعۀ شیعه و هدایت جامعه به اسلام ناب و نظام ولایی نیازمند مبارزه و مدیریت هوشمندانه و مقابله دوراندیشانه و حکیمانه ای با آن ها بود. باور به اینکه علم و رفتار امام کاظم مانند سایر معصومین دارای جامعیت، عمق و ژرفای بیکران است،[2] این سوال را متبادر ساخت که با چه الگویی امام کاظم با تهدیدات نرم و پیچیدۀ  زمانۀ خویش مواجه شد و با آن ها مقابله کرد؟ تردیدی نیست که تمام گفتار، رفتار و سیرۀ  امامان معصوم از منطق و اسلوب خاصی پیروی میکند؛ منطق و معیاری که تابع مقتضیات زمان و مکان نیست. حتی توجه و لحاظ مقتضیات و شرایط زمان برای عمل به تکلیف خود اصل ثابتی است که جزو منطق رفتاری ائمه بود. ارزشمندی کشف الگو و منطق مواجهه و مقابله امام کاظم با تهدیدات نرم زمانۀ خویش در کاربست آن برای شرایط کنونی است به خصوص اینکه شباهت های زیادی بین تهدیدات نرم دورۀ  آن حضرت با شرایط حاضر وجود دارد. با این وصف، مسئلۀ اصلی پژوهش، کشف الگوی عملی امام موسی بن جعفر در مقابله با تهدیدات نرم سیاسی فرهنگی است. در نتیجه، چیستی منطق تخلف ناپذیر در الگوی عملی و عوامل و شرایط محیطی مورد توجه آن حضرت برای کاربست الگوی عملی کارآمد در مواجهه با تهدیدات نرم سیاسی فرهنگی برای کشف این الگو، ضروری به نظر رسید.

۱. مبانی نظری

۱-۱. مفاهیم

برای دست یابی به درک بهتر الگوی مواجهۀ امام کاظم در برابر تهدید نرم توجه به تعریف واژگان کلیدی ذیل ضروری است:

واژۀ  «الگو» در فارسی، به معنای «نمونه» به کار می رود و معادل آن در عربی «مثال»، «امام»، «اسوه» و «قدوه» است که به معنای مقتدا و کسی است که به او تأسی و از شیوۀ  عملی او استفاده شده است. سیره در ادبیات تاریخ نگاری دینی با مفهوم الگو قرابت دارد.

سیرۀ  رفتاری است که دارای روش، اسلوب و سبک ویژه باشد(ر. ک: مطهری، ۱۳٦۹: ٤٥)، اما در تعریف اصطلاحی، الگو نمایشی خاص از یک واقعیت است. به بیان دیگر، نمایش نظری و ساده شده از جهان واقعی است (سوربن و دیگران، ۱۳۸٦: ٦٥). از تعریف لغوی و اصطلاحی الگو می توان دو کارکرد را در این مقاله انتظار داشت: انتظار اول این است که از طریق الگوها پدیده های پیچیده قابل درک شود و مقابله با مسائل پیچیدۀ  تهدید نرم را تجزیه و تحلیل کرد. دومین انتظار الگوبرداری از سیره و سبک در مواجهه با پدیدۀ  تهدیدات نرم برای شرایط حال و آینده است ؛ بنابراین، تعریف عملیاتی الگوی مواجهه در این تحقیق رفتار هوشمندانه امام کاظم در چگونگی مقابله با تهدیدات نرم بر اساس منطق شرایط و متغیرهای متعدد و پیچیدۀ  محیطی از یک سو و اصول و معیارهای ثابت دینی از سوی دیگر است.

در خصوص تهدید نرم به عنوان دومین متغیر کلیدی این پژوهش، تلقی واحدی وجود ندارد. برخی نرم بودن تهدید را براساس ابزار و شیوه های تهدید تعریف کردند و بر این پایه، تهدید نرم به آن دسته تهدیداتی گفته می شود که در آن از ابزارها و شیوه های غیرخشونت آمیز استفاده شود. برخی نرم بودن تهدید را از منظر هدف و سوژه تهدید بررسی کرده اند.

از این نظر، تهدید نرم مجموعۀ اقداماتی درصدد تغییر نگرش ها، افکار و علایق افراد یا جامعه است. این پژوهش به تهدید نرم نگاه ترکیبی دارد و به تهدیداتی اطلاق می شود که ماهیت آن ها ناظر بر مقولات ذهنی است و با به کارگیری ابزارهای غیرخشونت بار همراه است (افتخاری، ۱۳۹۱: ٥۰). البته در موارد خاص ممکن است تهدیدگر از ابزارهای سخت برای اهداف نرم نیز استفاده کند. همچنین تهدید نرم به تناسب متعلق آن، دارای ابعادی است که به تهدید نرم فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قابل بعدسازی است. تهدیدات نرم در این پژوهش وجوه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را شامل می شود.

۱-۲. چهارچوب نظری

چهارچوب نظری در پژوهش علمی، راهنمای محقق برای فرایند تحقیق و توجیه تئوریک متغیرهای پژوهش است. دو متغیر اصلی در این پژوهش، سیرۀ  مواجهۀ امام کاظم با تهدید نرم است. چهارچوب نظری به عنوان توجیه کنندۀ  رابطۀ بین متغیرهای این پژوهش، منطق حاکم بر رفتار کنشی و واکنشی (مواجهه) است. منظور از منطق، یک سلسله روش ها، اسلوب، اصول و معیارهایی است که بر رفتار اشخاص یا مدیریت تهدید حاکم است. به طور کلی، در این زمینه سه دیدگاه قابل طرح است: ۱. رفتار یک انسان در تمام شرایط زندگی تابع منطق واحد و ثابتی است. ۲. رفتار یک انسان همواره تابع شرایط زمانی، مکانی و شرایط زندگی است و در هر وضعی از شرایط اجتماعی و اقتصادی از یک منطق پیروی میکند. ۳. انسان در هر شرایط از منطق ثابت و اصیلی پیروی کند، در عین حال، متناسب با شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و اقتضائات زمانی و مکانی، شکل و سبک متغیری داشته باشد(ر. ک. مطهری، ۱۳۷۷، ج۱٦: ٥۹-۷٤).

توضیح اینکه اگر استراتژی مواجهه نتیجۀ عملی تولید شده از درون یک نظام معرفتی باشد، در آن صورت می توان با لحاظ کردن مؤلفه های اساسی منطق به سه صورت ارزیابی کرد: منطقی (که امکان توفیق بالایی برخوردار است) ضد منطق (که به احتمال قوی به شکست می انجامد) و سرانجام غیرمنطقی (که استراتژی ناپایداری بوده و در مواجه با مشکلات اجرایی در صحنه عمل، دچار تغییر و تحول شده به یکی از دو حالت منطقی یا ضد منطقی تبدیل می شود). از این رو، در یک رفتار منطقی، منطق اولیه حکم به تبعیت از اصول اصیل و تخلف ناپذیری از آن و منطق ثانویه حکم به لحاظ کردن توانایی ها و شرایط محیطی دارد و مجموع این ارکان، یک استراتژی را منطقی، غیرمنطقی و ضدمنطقی می سازد(ر. ک: افتخاری، ۱۳۸۰: ٥۱۰-٥۱٤). در نتیجه، الگوی رفتاری یا استراتژی[3] مواجهه دارای دو منطق و اصل کلی است: ۱. منطق ثابت و تغییرناپذیر ۲. منطق متغیر و مبتنی بر شرایط و مقتضایات زمانی و محیطی و ظرفیت ها و توانایی های عامل که در چهارچوب منطق اولیه ماهیت متغیر دارد؛ بنابراین، منطق و معیار ثابت در مواجهه با پدیده ها تابع جهان بینی هاست، اما شکل و نحوۀ  مواجهه تابع عوامل متعدد محیطی و شرایط زمانی و مکانی است. هرچند این حکم خودش به نوعی اصل ثابت و ناشی از جهان بینی و حکمت نظری است. با این وصف، عوامل و شرایطی که بر نحوۀ  مواجهه و مقابله تأثیر میگذارد و منجر به تفاوت تصمیم و اقدام یک فرد یا رهبر نسبت به دیگران می شود، عبارت است از: ۱. توانایی ها، ظرفیت ها، ضعف ها و کاستی ها و شرایطی جبهۀ خودی یا تهدیدشونده. ۲. شرایط و توانایی ها و اهداف و انگیزه های تهدیدگر ۳. نتیجه و پیامد اقدام تهدیدشونده. ٤. تعدد تهدیدگرها و موقعیت آن ها که آیا بین آن ها موقعیت تعارض یا تقاطع یا تراکم وجود دارد یا نه؟ ٥. موضوع تهدید. آیا با یک موضوع روبه رو هستیم یا با چند موضوع؟ اگر چند موضوع است، آیا متراکم و به هم تنیده و وابسته است یا متقاطع و از هم جدا؟ ٦. مرجع تهدید. کدام ارزش های اساسی در معرض تهدید است؟ ۷. عمق تهدید. آیا تهدید، ارزش های اساسی و حیاتی را در معرض قرار داده است یا ارزش های درجه ۲ یا ۳ را؟ ۸. فضای حاکم بر معادلات امنیتی. آیا فضای حاکم بر تهدیدگر و تهدیدشونده، بسیط است یا پیچیده؟ «ویژگی بارز فضای بسیط، تک منطقی بودن آن است ؛ یعنی تهدید بر مبنای منطق واحدی شکل و تکوین یافته است. ویژگی بارز فضای پیچیده چندمنطقی بودن آن است؛ یعنی تهدید از کانون ها و علل متعددی ناشی می شود»(ر. ک: افتخاری، ۱۳۸۰: ٥۱۰-٥۱٤ و همان، ۱۳۸٥: ۲۱۷ -۲۲۱). یکی از نتایج کاربردی تفکیک فضای پیچیده و بسیط، در نحوۀ  مدیریت تهدید است. در فضای بسیط برای مدیریت تهدید می توان از منطق واحدی بهره گرفت، اما در فضای پیچیده لازم است که حوزه های مختلف تفکیک شده و منطق حاکم بر هر حوزه را فهم کرد و مجموعۀ این منطق های جداگانه را در یک ساختار نظری واحد گرد آورد و نحوۀ  مواجهه با آن ها را سامان داد. (به تصویر صفحه مراجعه شود)

این نکته نیز حائز اهمیت است که محققان در خصوص معادلات امنیتی از جمله مدیریت تهدید و بالابردن ضریب امنیتی، منطق های مختلفی را براساس مبانی گفتمانی مطرح کرده اند. برخی سه منطق زور یا سلطه، منطق اقناع و منطق جماعت را مطرح کرده اند(ر. ک: افتخاری، ۱۳۸۰: ٥۱۱). برخی به پنج منطق زور یا سلطه محض، منطق اقناع، منطق رقابت و منطق همکاری اشاره کرده اند(خلیلی، ۱۳۹۱: ۱۲٤). شهید مطهری در یک معنای موسع تر، معتقد است که هر یک از افراد و مکتب ها دارای منطق رفتاری خاص است. منطق زور، منطق فریب و خدعه، منطق محبت و اخلاق، منطق دوراندیشی و تدبیر، منطق صبر، منطق تماوت و مرده وشی و منطق قاطعیت از جمله این منطق هاست (ر. ک: مطهری، ۱۳۷۷، ج۱٦: ٥۰-٥٤ و ۷۲). افزون بر این، برخی از الگوهای رفتار از منطق ترکیبی پیروی میکنند. در هر صورت، نکته کلیدی این است که هر الگوی رفتاری ممکن است از یک منطق یا ترکیبی از منطق ها پیروی کند. ماهیت این منطق و نحوۀ  ترکیب آن ها، یک الگوی رفتاری را از الگوهای دیگر متمایز می سازد.

۱-۳. پیشینۀ تحقیق

در خصوص امام کاظم، آثار متعددی به صورت کتاب و مقاله تدوین شده است.

محتوای مجموع این آثار در چند حوزه قابل دسته بندی است.

۱. سیرۀ  فرهنگی و اجتماعی امام کاظم: بخشی از آثار منتشر شده در این زمینه به سیرۀ  فرهنگی و اجتماعی آن حضرت پرداخته اند که برای نمونه می توان به مقالۀ «گونه شناسی روایات سیرۀ  اجتماعی سیاسی امام کاظم» نوشتۀ صرامی (۱۳۹۲( و «سیرۀ  فرهنگی امام کاظم» نوشتۀ حسینی (۱۳۹۷)، «حیات فرهنگی امام موسی کاظم» نوشتۀ نجفی نژاد(۱۳۹۷) و کتاب «آیین برنامه سازی زندگی امام کاظم» نوشتۀ رضایی آدریانی (۱۳۸۹) و «بررسی ابعاد توفیق امام کاظم در حفظ و گسترش تشیع» نوشتۀ قاضوی (۱۳۹٤) و کتاب «نگاهی به سیرۀ  تربیتی امام کاظم» نوشتۀ نادری (۱۳۹٤) اشاره کرد. با تتبعی که بر محتوای این آثار انجام شد، الگوی مواجهه با تهدیدهای گوناگون دیده نشد.

۲. سیرۀ  سیاسی امام کاظم: درخصوص سیرۀ  سیاسی امام کاظم از زاویۀ مختلفی پرداخته شده است. از جمله: مقالۀ «منش سیاسی امام کاظم در برخورد با خلفای هم عصرشان» نوشتۀ رضوی (۱۳۹۷). مقالۀ «گفتمان و زمانۀ سیاسی امام موسی کاظم نوشتۀ قاضوی و بیات (۱۳۹۲) که با استناد به شواهد تاریخی و تحلیل آن ها، تأثیر عنصر زمانه را به لحاظ سیاسی بر مواضع سیاسی امام موسی کاظم بررسی کرده اند. کتاب «انسان ۲٥۰ ساله»، نوشتۀ آیت الله خامنه ای (۱۳۹۰) که یکی از فصول این کتاب به زندگی سیاسی مبارزاتی ایشان اختصاص یافته است. مقالۀ «راهبرد و مواضع سیاسی امام کاظم در مقابل خلفای عباسی»، نوشتۀ سیدحسن قاضوی و علی بیات و مقالۀ «استراتژی امام کاظم و هژمونی حاکمان عباسی»، نوشتۀ پورفرد که در مجموعه مقالات همایش سیره و زمانۀ امام کاظم منتشر شد. مقالۀ سیرۀ  سیاسی امام کاظم که مرکز مطالعات شیعه منتشر کرد. مقالۀ «شیوه های مبارزۀ  سیاسی امام کاظم نوشتۀ انصاری (۱۳۸٦) و مقالۀ «بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم نوشتۀ چلونگر و نجاتی (۱۳۹٤) و مقالۀ «تحلیل سازوکارهای معرفی امام رضا توسط امام کاظم نوشتۀ جهانبازی و همکاران (۱۳۹۹) و کتاب «مروری بر اندیشه های سیاسی و اخلاقی امام کاظم نوشتۀ بهشتی (۱۳۹٤). این آثار نیز به مواضع و راهبرد سیاسی حضرت پرداخته اند و از مزیت الگودهی بر اساس منطق ثابت و متغیری که در متن می آید، بی بهره اند.

۳. وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دورۀ  امام کاظم: در این زمینه متون زیادی منتشر شده است. برخی از آن ها عبارت است از: مقالۀ «مدیریت و سبک زندگی سیاسی فرهنگی امام موسی کاظم با تکیه بر نقش امام در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی» نوشتۀ شجاعی فرد (۱۳۹۳). مقالۀ «جبهه بندی قدرت های وقت در برابر امام کاظم» نوشتۀ پیشوایی (۱۳٥۳) و کتاب «دگرگونی های فکری و فرهنگی عصر امام کاظم، نوشتۀ منتظرالقائم (۱۳۹۲). در این خصوص شرایط اقتصادی دورۀ  امام کاظم می توان به مقالۀ «سیمای اقتصادی امام هفتم»نوشتۀ عرب ابوزید آبادی (۱۳۸٤ ( اشاره کرد. در این مقالۀ ضمن ترسیم سیمای اقتصادی این دوره، نحوۀ  استفادۀ  خلفای عباسی از اهرم اقتصادی علیه امام کاظم بررسی شده است. در این آثار به وضعیت سیاسی فرهنگی و نیز نقش امام پرداخته شده، ولی به گونه ای نیست که بتواند به لحاظ کاربردی بودن در عصر حاضر الگو ارائه دهد.

٤. فرقه ها و گروه های انحرافی در دورۀ  امام کاظم: متونی که در این زمینه نگارش یافته، عبارت است از: مقالۀ «امام کاظم و فرقه های انحرافی» نوشتۀ سرافرازی (۱۳۹۲)، مقالۀ «احتجاجات قرآنی امام موسی کاظم با برخی جریان های انحرافی» نوشتۀ قوجائی خامنه (۱۳۹۷) و مقالۀ «دو دستگی در شیعیان امام کاظم و پیدایش فرقۀ واقفه» نوشتۀ بیوکار ترجمۀ وحید صفری (۱۳۸۲). گرچه این آثار به فرقه ها و موضع امام کاظم در برابر آن ها می پردازد، ولی فاقد الگوی مواجهه است.

٥. اندیشۀ سیاسی امام کاظم: در این زمینه نوشته های معدودی وجود دارد از جمله مقالۀ «اندیشه سیاسی امام کاظم، نوشتۀ عرب ابوزید آبادی (۱۳۹۲).

٦. شرح زندگی امام کاظم: در این زمینه کتاب های متعددی نوشته شده است. از جمله می توان به کتاب «امام موسی کاظم» نوشتۀ ارفع (۱۳۸۹) و کتاب «نگاهی به زندگی امام موسی بن جعفر» نوشتۀ قمی و محمدی (۱۳۹۷) اشاره کرد.

۷. نحوۀ  مواجهۀ امام رضا با فرقه های انحرافی: آثاری در قالب مقاله به این موضوع پرداخته اندکه در مجلۀ فرهنگ رضوی منتشر شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود: «امام رضا در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان»، نوشتۀ حسن پور (۱۳۹۲)، «واکاوی مواجهۀ امام رضا با گفتمان حدوث و قدم»، نوشتۀ دیمه کار گراب و ملاکاظمی (۱۳۹٦).

همان طور که ملاحظه شد کتاب ها و مقالات متعددی دربارۀ  امام کاظم نوشته شد. این متون تقربیا از زوایای مختلفی به سیرۀ  آن حضرت پرداختند، اما خلأ پژوهشی در خصوص الگوی رفتاری آن حضرت در مواجهه با تهدیدات نرم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در دوران حیات مبارزاتی ایشان با وجود منابع متعدد اشاره شده، کاملا روشن است.

همچنین مقالاتی که دربارۀ  نحوۀ  مواجهۀ امام رضا نوشته شده به برخی روش های حضرت بدون ارائه الگو تبیین شده است، اما ویژگی، مزیت و نوآوری این نوشتار نسبت به تحقیقات قبلی آن است که با تکیه بر منطق واحدی الگوی جامع عملیاتی را به لحاظ ذهنی و عینی در دو ساحت ثابت و اقتضایی ارائه کرده که از یک منطق ترکیبی پیروی میکند و آن را از الگوهای دیگر متمایز می سازد.

نوآوری این مقاله این است که از مواد خام پژوهش های مختلف انجام شده در این زمینه بهره گرفته و با مطالعه در آن ها، الگوی ثابت و اقتضایی امام کاظم را در مواجهه با تهدیدات نرم کشف کرده و نشان داده است.

۱-٤. روش تحقیق

از آنجا که موضوع مورد مطالعه، در بستر زمان اتفاق افتاده و متعلق به گذشته تاریخی است، از روش تاریخی بهره گرفته شده است؛ چراکه فرایند بررسی و تحلیل ما بر مبنای اسناد گذشته است (ال بیکر، ۱۳۹۱: ۳۲٦). به بیان دیگر، تحقیق تاریخی، زمانی به کار برده می شود که محقق موضوعی معین را که در گذشته و در یک مقطع زمانی مشخص اتفاق افتاده، پژوهش کند. در تحقیقات تاریخی، محقق، حقایق و اطلاعات گذشته را جمع آوری، ارزش یابی و صحت و سقم آن ها را بررسی میکند و با ترکیب دلایل و تجزیه و علل آن ها به صورتی منظم و عینی به نتایج می رسد(نادری و همکاران، ۱۳۹٤: ٦۲-٦٥). برخی در خصوص مراحل کاربست روش تاریخی، آن را به پنج مرحله دسته بندی کردند؛ سه مرحله اول که با بقیۀ روش ها مشابه است، شامل صورت بندی مسئله، تدوین فرضیه، نقد و بررسی منابع و اسناد است و دو مرحلۀ دیگر یعنی توصیف و تبیین تاریخی از گام های اساسی محسوب می شوند(قراملکی، ۱۳۸۳: ۲۰۲). برخی محققان نیز مراحل این روش به این صورت بیان کرده اند: شناسایی مسئله تحقیق، جمع آوری و ارزش یابی منابع اطلاعاتی، تحلیل داده های حاصل از منابع اطلاعاتی، تفسیر و تدوین و نتیجه گیری است (سرمد و همکاران، ۱۳۸۳: ۱۲۳-۱۲٥). منابع داده های مورد نیاز تحقیق تاریخی دو دسته است. منابع دست اول شامل گزارش شاهدان عینی است و منابع دست دوم شامل گزارش هایی است که گزارشگر خود شاهد عینی آن نبوده است. در این تحقیق از منابع دسته دوم استفاده شده است. برای اعتبار منابع از دو روش انتقاد درونی و بیرونی استفاده شده است. با انتقاد درونی ماهیت و محتوای منابع و اطلاعات ارزش یابی شد. با انتقاد بیرونی اصالت منابع تعیین شد.

روش شناسی این تحقیق با توجه به الگوی جامع عملیاتی در پنج مرحله قابل شناسایی است:

۱. جمع آوری اسناد و اطلاعات مکتوب.

۲. اعتبارسنجی اصالت منابع و ارزش یابی ماهیت و محتوای اطلاعات آن ها (روش انتقاد بیرونی و درونی)

۳. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از منابع اطلاعاتی، تفسیر و تدوین آن ها.

٤. کشف منطق برخورد با مسئله (منطق ثابت و اقتضائی بر حسب زمان، مکان و مقتضیات)

٥. طراحی و ارائه الگوی متناسب به لحاظ کاربردی بودن آن در عصر حاضر در قالب اصول ثابت و اقتضایی

۲. مواجهۀ امام کاظم با تهدیدات نرم

با نگاهی به سیرۀ  پیغمبر اکرم و ائمۀ اطهار الگوی مواجهه آن ها با تهدیدات اعم از نرم و سخت هم در حوزۀ  اندیشه دارای اصول و معیارهای نظری بودند و هم در حوزۀ  عملی اصول و معیارهای عملی داشتند. همان طور که در منطق نظری از منطق پولادین و غیرقابل تغییر پیروی میکردند، در منطق عملی هم هیچ قدرتی و شرایطی نمی توانست آن ها را متزلزل کند؛ بنابراین، منطق رفتاری معصومین از اصول ثابت و متغیری برخوردار بود.

به تعبیر رهبر معظم انقلاب «تمام کارهای ائمه در طول این ۲٥۰ سال کار یک انسان با یک هدف، با یک نیت و با تاکتیک های مختلف است»(خامنه ای، ۱۹: ۱۳۹۰). برای نمونه اصل اقتدار و نیرومند شدن، در رفتار معصومین یک اصل مطلق و از منطق ثابتی برخوردار است، اما اعمال قدرت یا زور امری نسبی است. مثلا در سیرۀ  پیغمبر اکرم و ائمه اطهار در مواردی که هیچ راه دیگری باقی نمانده بود، اعمال زور را جایز می دانستند «آخر الدواء الکی»(مطهری، ۸۳: ۱۳۷۷). یا اینکه آن ها هیچ گاه برای تبلیغ دین یا دفع تهدیدات علیه دین و جامعه دینی از هر وسیله ای استفاده نکردند. این موضوع نیز یک اصل ثابت در سیرۀ  آن ها بود. اصل مبارزه با دستگاه جور و ستم نیز در رفتار همۀ ائمه تابع اصول تخلف ناپذیر بود، ولی به تناسب مقتضیات زمان و شرایط محیطی شکل مبارزه متفاوت بود. به تعبیر شهید مطهری مقتضیات زمان در شکل مبارزه می تواند تأثیر بگذارد و از سوی دیگر هیچ وقت مقتضیات زمان نمی تواند بر سازش با ظلم را تأثیرگذار باشد. بر این اساس است که ائمه اطهار در زمان خودشان با هیچ خلیفۀ جوری سازش نکردند و همیشه در حال مبارزه بودند(ر. ک: مطهری، ۹۷: ۱۳۷۲). با این وصف، اصول و معیارهای ائمه در مواجهه با پدیده های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ثابت است، از این رو، با اصول ثابت و الگوی واحدی روبه رو هستیم که خود درس بزرگی برای مدیریت تهدیدات است. با وجود این، روش آن ها متفاوت از هم بود و از این نظر با الگوهای متفاوتی روبه رو هستیم. درواقع، آن ها به حکم روح دین و تعلیمات دینی و دستورهای کلی الهی عملی یا اقدامی انجام می دادند که به هیچ وجه قابل تأویل و تبدیل نبود، ولی به حکم مقتضیات زمان، عملی انجام می دادند که ممکن بود آن را در یک زمان و شرایط دیگر، انجام ندهند. این قاعدۀ  ثابتی است که در رفتار و سیرۀ  امام کاظم مانند دیگر ائمه قابل مشاهده است. حال اینکه سیرۀ  و الگوی امام کاظم در مواجهه با تهدیدات نرم زمانۀ خویش چگونه بوده است، نیازمند شناخت عناصر و عواملی است که الگو و سیرۀ  آن حضرت متأثر از آن ها و در چهارچوب و مرتبط با منطق و معیار ثابت بوده است.

۲-۱. شرایط و اقتضائات سیرۀ  امام

۲-۱-۱. موقعیت و شرایط تهدیدگرها

تهدید نرم استفاده از قدرت نرم برای دستکاری افکار عمومی و تغییر نگرش ها و رفتارهای سیاسی و فرهنگی مردم است که به استحالۀ فرهنگی در جامعه منجر می شود. تهدیدگرها در این عرصه با تغییر نگرش ها و باورها از هر وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود بهره میگیرند.

امام کاظم در عصری می زیست که مردم آن زمان دچار تش تت فکری شده بودند و این تعدد آرا باعث ایجاد فرق گوناگون شد. این وضعیت معلول عوامل داخلی[4] و عوامل بیرونی بوده است که در این زمینه، هفت عامل را می توان بیان کرد: ۱. اوضاع سیاسی ۲. منع تدوین حدیث نبوی ۳. میدان دادن به احبار یهود و رهبران مسیحی تازه مسلمان شده در بیان معارف ٤. میدان ندادن به مرجع علمی مطمئن، یعنی عترت پیامبر اکرم ٥. برداشت های ناروا از متون و مفاهیم دینی در پرتو جمود فکری ٦. تلاقی فرهنگ های غیراسلامی با فرهنگ اسلامی. این همه در نبود عالمان شبهه شناس با بنیۀ علمی مناسب، سبب گسترش خوانش های گوناگون و شبهه های زیاد در عالم اسلام شد(رک: البانی، ۱۳۸۸: ۱٥۰).

حاکمان ظالم با گستردن جریان های فکری و انحرافی س دی بر سر راه گسترش معارف اسلامی به وجود آورده بودند. آیت الله خامنه ای با تاکید بر این نکته معتقدند حتی شعر و هنر، فقه و حدیث و حتی زهد و ورع در خدمت ارباب قدرت درآمده و مکم ل ابزار زر و زور آنان گشته بود (ر. ک: مجموعه آثار سومین کنگرۀ  جهانی حضرت رضا، ۱۳۷۰، ج ۱: ۲۳). جریان های انحرافی نیز با خوانش های گوناگون از دین مانند جبرگرایی و جعل حدیث و ادعای مهدویت درصدد تغییر نگرش در جامعه برآمدند. جریان جبرگرایی در زمان امام کاظم طرفدارانی داشت. اهل حدیث در مسئلۀ جبر و اختیار، جبری مسلک بودند. حاکمان اموی[5] (نشار، ۱۹۷۷م، ج۱: ۲۳۱-۲۳۲) و عباسی هر دو به منظور تحکیم قدرت خود، از جبرگرایی جانبداری میکردند. جبرگرایان برای اثبات نظری ه خود به ظواهر بعضی آیات و روایات استناد میکردند.

۲-۱-۲. موقعیت و شرایط تهدیدشونده

تهدیدات نرم در چهار رکن: رفتار، گرایش، باور و معلومات قابل شناسایی است و افکار عمومی جامعه اعم از نخبگانی و تودۀ  مردم با توجه به این چهار عنصر، آماج تهدیدها هستند.

افکار غالیانه با فعالیت های زیادی توانست در دورۀ  امام کاظم با مشخصه های فرقه ای بارور شود. بدون شک چنین نظرگاه تندی می توانست باورهای تشیع را هم تهدید کند. در روایتی چنین آمده است:

أدنی ما یخرج به الرجل من الإیمان أن یجلس إلی غال فیستمع إلی حدیثه و یصدقه علی قوله (مجلسی، ۱٤۰۳ق، ج ۲٥: ۲۷۰، ح ۱٤)[6] از این روایت برمی آید انسان با انتقال معلومات نادرست و شنیدن و دریافت، تحت تاثیر قرار میگیرد و نگرش و باور او تغییر می یابد و این به گفتۀ امام معصوم کمترین حد کفر است. در نتیجۀ تغییر باورها و گرایش ها، رفتارهای مردم نیز تغییر می یابد.

۲-۱-۳. شرایط تهدید نرم

شرایط تهدید نرم در چهار ساحت ذیل تحقق می یابد:

۱. دامنه تهدید نرم؛ در مسائل انحرافی دینی عموم مردم بیشتر مورد هدف اند.

عوام فریبی یکی از شگردهای حاکمان عباسی برای انحراف افکار عمومی و دعوت به خود بود. امام کاظم مواجهه با این گونه تهدیدها را در اولویت می دانست. هر چقدر این دامنه گسترده تر و آماج و آحاد بیشتری هدف باشد، مواجهۀ امام با آن مورد توجه قرار میگیرد. از باب نمونه، هنگامی که هارون در مقابل مرقد رسول خدا ص آن حضرت را به عنوان «پسر عمو» خطاب کرد تا خود را مقبول عامه قرار دهد امام کاظم بلافاصله و به اقتضای مجلس، با خطاب «سلام بر تو ای پدر» نقشۀ او را خنثی کرد(مجلسی، ۱٤۰۳ق، ج٤۸: ۱۳٥) درست در همان مجلس، شیوۀ  تزویر او را از بین می برد (خامنه ای، ۱۳۹۰: 301).

۲. موضوع تهدید نرم؛ تنوع موضوعی در تهدید، شرایط تهدید را ویژه میکند در موضوع فرهنگ و اعتقادات، باور انسان ها همانند قوۀ  محرکه در رفتار آنان است ؛ بنابراین انحرافات اعتقادی و فرهنگی شدیدترین تهدید علیه جامعۀ هدف است. جامعۀ عصر امام کاظم پر از احادیث جعلی شده بود. این تهدید به گونه ای گسترش یافت که جریانی به نام

«اهل حدیث» شکل گرفت. تلاش امام کاظم به اقتضای آن تهدید ایستادگی و مبارزه با احادیث جعلی و اهل حدیث بود. ایشان با تفسیر درست احادیث، راه فهم اشتباه را به روی مردم می بست. در موضوع تهدیدات سیاسی امنیتی نیز امام کاظم و یارانش تهدید به قتل و زندان شدند (ر. ک: طوسی، ۱۳۷۷ق: ۱٤۸). در نتیجه، امام برای مواجهۀ هوشمندانه و اقتضایی با آن راهبرد تقیه را در پیش گرفتند. امام به یاران و شیعیان خود سفارش به تقیه میکرد و مخفیانه به دعوت مردم و حفظ شیعه می پرداخت. همچنین امام شیعیان را توصیه میکرد تمام معاملات و رفتار خود را با خلیفه و نیروهای آن قطع کنند و هیچ گونه تعاملی با آن ها نداشته باشند. چنانکه به صفوان جم ال که یکی از شیعیان است و شترهای خود را در سفر حج به هارون کرایه داده بود، فرمود که تکیه کننده بر ستمکار، گرفتار دوزخ می شود و هرگونه همکاری با ستمکار حرام است و نباید به آن اعتماد کرد(طوسی، ۱٤۰۹ق: ٤٤۱). امام در برخی موارد به منظور مقابله و خنثی سازی تهدیدات، افرادی مانند علی بن یقطین را به درون دستگاه خلافت نفوذ داد و به واسطۀ این اقدام از تصمیمات درون دستگاه خلافت علیه شیعیان و خود حضرت م طلع و آگاه می شد(مجلسی، ۱٤۰۳ق، ج٤۸: ۱۳٦).

۳. مرجع تهدید نرم؛ هر چقدر اهمیت ارزش های مورد تهدید و مرجع تهدید بیشتر باشد، ش دت مواجهه با آن به اقتضای شرایط تعیین کننده تر خواهد بود. توجه به مسئلۀ امامت و رهبری از آن جمله است. از انحراف در تعیین شخص امام گرفته تا معرفی نادرست از امام، به این مهم ضربه وارد میکند. چون در عصر امام کاظم با ارائه تصویر غالیانه از امام معصوم مواجه هستیم که در میان شیعیان گروهی بودند نسبت به ائم ه غلو میکردند و ح تی بعضی برای آن حضرات قائل به مقام الوهی ت می شدند این باور و ترویج آن موجب آشفتگی در عقاید و افکار و انزوای شیعه شده بود، به گونه ای که شیعه را در نظر مکاتب و مذاهب دیگر بی قید و بند نسبت به فروع جلوه می داد.

امام کاظم برای مقابله با این تهدید و تهدیدگران، به شدت در پی پیشگیری از ارتباط و دور کردن آن ها از جامعۀ توحیدی و افشای ماهیت، اعلام برائت و لعن و نفرین آنان است (ر. ک: نوری، ۱٤۰۸ق، ج ۱۲: ۳۱٥؛ طوسی، ۱٤۰۹ق: ٤۸۳).

٤. عمق تهدید نرم؛ ولایت محوری و تبعیت از آن به عنوان رکن دینداری اهمیت فوق العاده ای دارد و از عمیق ترین ارزش هایی است که تهدید می شود. امام کاظم در راهنمایی فردی مو جه و زاهد که در دفاع از دین و دیانت کوششی فراوان و جدیت داشت، اهل امر به معروف و نهی از منکر بود، فرمود تو باید به دنبال معرفت امام باشی و این مبارزات و تلاش ها و دلسوزی ها فقط در مسیر اعتقاد به ولایت راستین مفید خواهد بود(ر. ک: القرشی، ۱٤۱۳ق، ج۲: ۱٦۰(.

۲-۱-٤. شرایط فضای حاکم

عصر زندگی امام کاظم از لحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شرایط ویژه ای داشت که سبب شد انحرافاتی در آن عصر به وجود آید.

۲-۱-٤-۱. عامل اول: اختناق و استبداد

بعد از سقوط سلسلۀ حاکمان اموی، بنی عباس با حاکم شدن بر مصدر امور ستم بر مردم و خاندان رسول خدا را در پیش گرفتند. منصور دوانیقی از حاکمان عباسی در عصر امام کاظم بعد از استقرار از کشتن و حبس و زجر فرزندان علی و مصادرۀ  اموال آنان لحظه ای نیاسود و اغلب بزرگان این خاندان و در راس همۀ آن ها امام صادق را به شهادت رساند(رک: البانی، ۱۳۸۸: ۱٥۰-۱٦۰) به گونه ای با علویان و شیعیان بدرفتاری میکرد که به تعبیر ابوفراس شاعر، بنی امیه، یک دهم آن را هم انجام نداده بودند(مغنیه، ۱۳۹٦: ۲۰۷). اختناق به قدری بود که امام کاظم به یاران می فرمود: بپرس و بدان و جایی بازگو مکن وگرنه به بهای جانت تمام می شود»(قربانی، ۱۳۸٥ به نقل از الجندی، ۱٤۲۷ق: ۳٤). امام موسی کاظم نیز نمی توانست با حکومتی چنین ستم پیشه، موافق باشد(کلینی، ۱٤۰۷ق، ج۱: ۳٦٦).

۲-۱-٤-۲. حیله منصور

عامل دیگر، حیلۀ منصور برای مشخص کردن رهبری آینده بود تا شیعیان دچار تحی ر و انحراف شوند. در این میان داعیۀ امامت برخی فرزندان امام صادق بر این رویه افزود. عباسیان بر آن بودند که امام بعدی را به شهادت برسانند که امام صادق برای برون رفت از بحران قتل امام بعدی، پنج نفر(پیشوایی، ۱۳۹٥: ۱۱۳و ۱۱۴) را به عنوان وصی بعد از خود معرفی کرد.

از آثار شرایط به وجود آمده در فضای تهدید، ترس راویان حدیث از نقل احادیث بوده است. حامد حفنی داوود، دربارۀ  نقل نکردن روایات اهل بیت پیامبر در کتاب بخاری معتقد است علت اساسی، ترس از حکمرانان عباسی بوده است (ر. ک: اسد حیدر، ۱۳۹۲، ج ۱: ۱۷). بنابراین، جامعۀ عصر امام کاظم دچار تهدیدهایی از جنس وارونگی ارزش ها و مفاهیم دینی، تحریف، شبهه، برداشت های ناروا از متون و مفاهیم در پرتو جمود فکری شده بود. افکار بیگانه یهود و مسیحیت و میدان یافتن شبهه افکنان به این ها افزوده می شد(رک: البانی، ۱۳۸۸: ۱٥۰) و این ها با حذف عالمان شبهه شناس و مرجعیت علمی آنان همراه شده بود.

۲-۲. شیوه و منطق مواجهۀ امام کاظم با تهدید نرم

امام کاظم در رویارویی با تهدیدهای نرم فوق، از سویی به دنبال هدایت، ارشاد و دگرگون سازی افراد فریب خورده بود و با منطق و حجت قوی و دلایل روشن به جدال احسن با آنان می پرداخت و عقاید و مکتب شان را رد میکرد. از سوی دیگر، برداشتن موانع فکری و تهدیدهای بالقوه و بالفعل را وجهۀ همت خویش قرار داده بود.

این تحقیق با توجه به شرایط تهدیدگران و تهدیدشونده ها، تهدید نرم و شرایط فضای حاکم، الگوی مواجهۀ امام کاظم با تهدیدهای سیاسی فرهنگی را در قالب گونه شناسی ثابت و متغیر تحریر کرده است.

۲-۲-۱. رفتارهای ثابت

رهبران دینی در هر شرایطی از منطق ثابت و اصیلی پیروی میکنند. گرچه متناسب با شرایط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و اقتضائات زمانی و مکانی، شکل و سبک متغیری داشته باشد. نکته کلیدی این است که هر الگوی رفتاری ممکن است از یک منطق یا ترکیبی از منطق ها پیروی کند. ماهیت این منطق و نحوۀ  ترکیب آن ها، یک الگوی رفتاری را از الگوهای دیگر متمایز می سازد.

دغدغه اساسی انبیا و ائمه معصومین، هدایت جامعه به سمت رشد و کمال و دور کردن آنان از انحرافات، بوده است. آنان با رویکرد آینده نگری و مآل اندیشی به طور مداوم، مشغول نظارت، پایش و هدایت رفتارهای سیاسی فرهنگی بوده اند و برای تضمین سلامت سیاسی فرهنگی جامعه، اقداماتی انجام می دادند. این اقدامات می توانست در همۀ شرایط و مقتضیات ثابت یا متغیر باشد.

از جمله مولفه های رفتارهای ثابت در سیرۀ  امام کاظم می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۲-۲-۱-۱. پافشاری بر اصل امامت و رهبر شایسته

امام کاظم همانند امامان دیگر، غفلت از جایگاه امامت را موجب به وجود آمدن فرقه های انحرافی تهدیدزا می دانست. از این رو، شرایط و ویژگی امامان و رهبران واقعی را بیان میکرد و با این اقدام، هم به مردم می فهماند که رهبران واقعی چه کسانی هستند و هم اعلام میکرد که گروهی دیگر شایستگی رهبری جهان را ندارند و امامت و خلافت آن ها نامشروع است. بارها با تعیین و تاکید بسیار می فرمودند: امام بعد از من فرزندم علی بن موسی است (ر. ک: مجلسی، ۱٤۰۳ق، ج ٤۹: ۱۷).

۲-۲-۱-۲. اصل استفاده نکردن از هر وسیله ای

از دیدگاه مطهری «برای حق باید از حق استفاده کرد. حتی اگر بدانیم یک حرف ناحق و نادرست، باعث می شود همۀ گنهکاران توبه کنند، در عین حال، اسلام به ما چنین کاری را اجازه نمی دهد. اسلام نیازی به روش نادرست و دروغ در راه خود ندارد. حق را با باطل آمیختن، حق را از میان می برد. و حق تاب اینکه همراه باطل باقی بماند ندارد( ر. ک: مطهری، ۱۳۷۷: ج ۱٦: ۱۱۰). حاکمان اموی و عباسی هر دو به منظور تحکیم قدرت خود، از تحریف برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکردند. امام کاظم که می دید تحریف وسیلۀ مقاصد منحرفان شده، به تبیین معنای واقعی آثار نقلی دینی می پرداخت (ر. ک: ابن بابویه، ۱۳۸۷: ۳٥٦).

۲-۲-۱-۳. اصل حفاظت از میراث علمی فرهنگی

خط و مشی علمی فرهنگی امام کاظم، همان خط و مشی امام صادق بود.

محافظت از خط فکری اصیل مبتنی بر اعتقادات صحیح و بالا بردن ا طلاعات مذهبی و پاسخگویی به شبهات و القائات مخالفان، یکی از مولفه های رفتاری پیشگیرانه از انحراف است که سیرۀ  امام کاظم مبتنی بر اصول شریعت، سنت پیامبر و امامان استوار بود.

با درس، نقل احادیث و گفت وگوها و ثبت دقیق فتاوا(ر. ک: ابن طاووس، ۱٤۱۱ق، ج۱: ۲۲۰) علاج واقعه قبل از وقوع انحراف میکرد.

۲-۲-۱-٤. اصل اقتدار و مبارزه

اصل اقتدار در رفتار امامان معصوم یک اصل مطلق و ثابت، اما اعمال قدرت نسبی است. اصل مبارزه با دستگاه ظلم نیز در رفتار همۀ ائمه تابع اصول تخلف ناپذیر بود، ولی به تناسب مقتضیات زمان و شرایط محیطی شکل مبارزه متفاوت بود. بر این اساس است که ائمه اطهار در زمان خودشان با هیچ خلیفۀ جوری سازش نکردند و همیشه در حال مبارزه بودند(ر. ک. مطهری، ۱۳۷۲: ۹۷). امام کاظم نیز همۀ زندگی خود را وقف این جهاد مقدس ساخته بود. البته زمان او ویژگی های خود را داشت و به تناسب زمان مختصاتی می یافت (خامنه ای، ۱۳۹۰: ۲۹۲). امام در برابر یکی از کارگزاران حکومت عباسی می فرماید: «اگر از بلندی پرتاب شده و قطعه قطعه گردم نزد من محبوب تر است از این که کاری برای ظالمان انجام دهم یا حتی بساطی برایشان پهن کنم مگر آن که غم مومنی را برطرف سازم یا اسیری را آزادکنم یا دینی را ادا کنم. امام در ادامه به عقوبت یاوران ظالمان می پردازد»(کلینی، ۱٤۰۷ق، ج٥: ۱۱۰).

۲-۲-۱-٥. اصل تربیت و به کارگماری سرمایۀ انسانی

شناسایی، کشف استعدادها و تربیت سرمایه های انسانی ازجمله راهبردهای رهبران معصوم بوده است. امام کاظم به رغم فشارهای فراوان عباسیان، موفق شد صدها رجال علمی فرهنگی برجسته در زمینه های فقهی، حدیثی، تفسیری، کلامی و دیگر رشته های علمی تربیت کند(ر. ک: طوسی، ۱٤۱٥ق: ۳۲۹-۳۴۷ و القرشی، ۱٤۱۳ق: ج۲:

۳۷۳-۲۳۱).

۲-۲-۲. رفتارهای اقتضائی ( متغیر)

رفتار اقتضایی نیازمند آن است که رهبران بتوانند موقعیت های گوناگون را به درستی تشخیص دهند و وضعیت کنونی را با آن هماهنگ کنند. به عبارت دیگر، هر آنچه مدیر در عمل انجام می دهد، به مجموعۀ شرایط موجود وابسته است (ریچارد و دیگران، ۱۹۷۹م: ۱۹). اصول و معیارهای ائمه در مواجهه با پدیده های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی گرچه ثابت اند ولی روش آن ها متفاوت است و به حکم مقتضیات زمان، عملی انجام می دادند که ممکن بود آن را در یک زمان و شرایط دیگر انجام ندهند.

شناخت الگوی مواجهه امام کاظم در مقابله با تهدیدات نرم زمانۀ خویش، نیازمند شناخت عناصر و عواملی است که الگو و سیرۀ  آن حضرت متأثر از آن ها و در چهارچوب و مرتبط با منطق و معیار ثابت بوده است. این رفتار غالبا به اقتضای شرایط تهدید صادر می شد. در زمانۀ امام کاظم افکار انحرافی، جریان هایی را به وجود می آوردند که در ادامه به شیوه برخورد امام کاظم با آن ها به تناسب شرایط اشاره می شود.

۲-۲-۲-۱. کار تشکیلاتی

یکی از راه های مواجهه با تهدیدها، تشکیلاتی عمل کردن است. به تعبیر آیت الله خامنه ای: «قضیه یک مبارزۀ  طولانی، یک مبارزه تشکیلاتی، یک مبارزه با داشتن افراد زیاد است»(خامنه ای، ۱۳۹۰: ۲۹۷). یکی از آن تشکیلات، سازمان وکالت است که نهادی راهبردی و الگوساز برای شیعه از طرف امامان معصوم به منظور تفو ق بر شرایط عصر خویش بود. نظارت و دسترسی همه جانبه به اقصی نقاط و همچنین مبادلات مالی و فرهنگی از جمله اهداف این سازمان است. پایه های این سازمان در زمان امام کاظم گذاشته شد و هدف، آن بود که با ایجاد هستۀ دانا و شبکۀ توانا در سازمان وکالت، اهداف دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مالی خود را مح قق سازند(ر. ک: جباری، ۱۳۹۲: ۷).

امام کاظم در مقام هدایت تشکیلات وکالت، برخوردهایی با جریان های انحرافی که به نحوی مرتبط با سازمان وکالت بودند، انجام می داد. ارتباط این جریان ها با سازمان، یا از این جهت ناشی می شد که بعضی از اعضای سازمان، یعنی وکلا به خیانت، فساد، فسق و انحراف فکری و اخلاقی آلوده می شدند، یا اینکه افرادی به دروغ با اد عای بابی ت و وکالت از امام در پی تح قق اهداف فاسد و شیطانی بودند(جباری، ۱۳۸۲، ج ۱: ۱۸۷).

۲-۲-۲-۲. تنویر افکار

منطق اقتضایی امام معصوم، در جلوگیری از فرهنگ انحرافی، تبیین و هشدار روشنگرانه است. مورد کاوی رفتار اقتضایی در سیرۀ  امام رضا علیه السلام دربارۀ  واقفیان مشهود است که به جهت به انزوا کشاندن و محدود کردن دامنه تاثیرگذاری آنان انجام می شد(حسن پور، ۱۳۹۲: ۱٦۱). با همین منطق، امام کاظم با تیزبینی و مشاهده خطرات پیش روی، تهدیدات قطعی خوانش های انحرافی را مشاهده و اقدام به روشن سازی افکار عمومی میکردند.

جریان جبرگرایی در زمان امام کاظم طرفدارانی داشت. اهل حدیث در مسئلۀ جبر و اختیار، جبری مسلک بودند. حاکمان اموی[7] (نشار، ۱۹۷۷م، ج۱: ۲۳۱-۲۳۲) و عباسی هر دو به منظور تحکیم قدرت خود، از جبرگرایی جانبداری میکردند. جبرگرایان برای اثبات نظری ه خود به ظواهر بعضی آیات و روایات استناد میکردند. ازجمله این روایت نبوی که می فرماید: «بدبخت کسی است که در رحم مادر گرفتار شقاوت شود و خوشبخت کسی است که در شکم مادر سعادتمند باشد.»( مجلسی، ۱٤۰۳ق، ج۱: ٤٤). امام کاظم که می دید قائلان به جبر این حدیث را دستاویز قرار داده اند، به تبیین معنای واقعی آن پرداخت و منظور پیامبر را این دانست که خداوند می داند که بدبخت (پس از تولد) کردار اشقیا و خوشبخت کردار سعادتمندان را خواهد داشت (ابن بابویه، ۱۳۸۷: ۳٥٦). امام با این تفسیر روشن، به پیروان خود آموخت که علم خداوند به سعادت یا شقاوت فردی، موجب جبر و سلب اختیار از او نمی شود؛ بلکه هر کس با اختیار خود می تواند راه آینده و سرنوشت خویش را انتخاب کند. امام می فرمود: «خداوند هیچ یک از مخلوقاتش را مجبور به نافرمانی نکرده است»(مجلسی، ۱٤۰۳ق، ج ٥: ۲٦). اگر تنویر امام کاظم به شرحی که بیان شد، نبود، اندیشه جبرگرایی، تشی ع را نیز به انحراف میکشاند.

۲-۲-۲-۳. برملاسازی احادیث ساختگی

از مصادیق انحراف فرقه ای تهدیدزا، احادیث ساختگی بود که به منظور ایجاد فتنه بر سر مسائل اجتماعی، کلامی، فقهی، تفسیری و... با مهارت خاصی در میان احادیث و روایات نبوی گنجانده شده بود(ر. ک: جعفریان، ۱۳۸۱: ٤۱٦-٤۱۳). برملاسازی تحریفات و جعلیات اهل حدیث مانند تشبیه گرایی و عقیده ارجاء ازجمله مواجهه های امام است.

از روایاتی که «اهل حدیث» بدان استناد می کردند، حدیث نبوی «نزول خداوند به آسمان دنیا» بود(ر. ک: ابن کثیر دمشقی، ۱٤۱۹ق، ج۲: ۱۹). پذیرش چنین روایتی به این صورت، مستلزم عقیده به تشبیه و نیز قبول جابه جایی خداوند از مکانی به مکان دیگر بود. اهل حدیث آشکارا این اعتقاد را به استناد این احادیث مطرح و اصحاب نیز دربارۀ  این احادیث از امامان معصوم سوال می کردند. امام کاظم در مقام پاسخ فرمودند: «خداوند فرود نمی آید، نیازی ندارد تا فرود آید.

در نگاه او دوری و نزدیکی مساوی است، نه نزدیکی به نزد او دور است و نه دوری به نزد او نزدیک. او احتیاج به هیچ چیزی ندارد، بلکه همه به او نیازمندند، ا ما دربارۀ  گفتار آنان که خداوند را چنین توصیف کرده اند که: «خداوند فرود می آید!» این را کسی می گوید که خدا را به نقص و زیادت م تصف کرده است. هر متحر کی نیاز به محر ک دارد تا او را به حرکت درآورد یا به کمک آن به حرکت درآید. پس کسی که به خدا [چنین ] گمان هایی ببرد، هلاک می شود. در توصیف خدا، از صفاتی که خدا را به نقص و زیادت، تحریک و تحر ک، انتقال و فرودآمدن، برخاستن و نشستن، محدود سازد، بپرهیزید. [زیرا] خداوند بالاتر و برتر از وصف این گونه وصف کنندگان و توهم این گمان کنندگان است»(کلینی، ۱٤۲۹ق، ج۱: ۱۲٥). امام رضا نیز در این باره با تحریف شده دانستن روایت، معنای جسمانی را از چهرۀ  روایت اهل حدیث می زدایند(ر. ک: محمد جعفری، ۱۳۹٥: ٦۹). اگر رفتار سلبی امام کاظم نبود؛ این تفک رات به درون شیعه هم راه می یافت.

۲-۲-۲-٤. مبارزۀ  منفی

در هر دین و مذهبی، ممکن است کسانی یافت شوند که در بعضی از آموزه ها یا اصول آن، جانب مبالغه را بگیرند و درباره شخصی ت های دینی دچار غلو شوند. در میان شیعیان نیز گروهی دربارۀ  ائم ه غلو میکردند و ح تی بعضی برای آن حضرات قائل به مقام الوهی ت می شدند. ۱ این گروه در آغاز به غلو دربارۀ  ائمه پرداختند، ولی از قرن د وم به بعد مطالب غلو آمیز را با سیاست آمیختند.

جریان غلو در عصر امام صادق موجب آشفتگی در عقاید و افکار شیعه شده بود که انزوای شیعه را به دنبال داشت، به گونه ای که شیعه را در نظر مکاتب و مذاهب دیگر بی قید و بند نسبت به فروع جلوه داد. اهمی ت این جریان به قدری بود که برخی از فرقه نگاران، غالیان را در زمرۀ  فرقه های اصلی شیعه قلمداد کرده اند (اشعری، ۱۳٦۹، ج۱: ٦٥-٦٦). امام کاظم در مواجهه با جریان فکری غلو، رفتارهای سلبی داشتند

١. علامه مجلسی مظاهر غلو را در اعتقاد به امور زیر برشمرده است: ١. الوهیت پیامبر و ائمه طاهرین علیهم السلام. ٢. در معبودیت یا خالقیت و رازقیت شریک خدایند. ٣. حلول خداوند در آن ها یا اتحاد خداوند با آنان. ٤. آنان بدون وحی و الهام الهی از غیب آگاه اند. ٥. نبوت دربارة ائمه طاهرین ع ٦. تناسخ ارواح ائمه در بدن های یکدیگر. ٧. با معرفت آنان، اطاعت خداوند و ترک معصیت الهی لازم نیست. سپس مجلسی می فرماید: «اگر کسی قائل به یکی از این انواع غلو باشد، ملحد و کافر است. از دین خارج شده است، همان طور که ادلۀ عقلی و آیات و اخبار بر این مسئله دلالت دارد»(مجلسی، ١٤٠٣ق، ج ٢٥: ٣٤٦).

که از جمله آن ها افشای ماهی ت، اعلام برائت، تکذیب عقاید، لعن و نفرین آنان (طوسی، ۱٤۰۹ق: ٤۸۳) و سفارش به قطع ارتباط با آنان بوده است (ر. ک: نوری، ۱٤۰۸ق، ج ۱۲: ۳۱٥). این رفتار اقتضایی توسط امام رضا نیز ادامه یافت (امام جمعه زاده و محمود اوغلی، ۱۳۹۳: ۲۲-۲۳).

۲-۲-۲-٥. تقیۀ نفوذ

یکی از راه هایی که مبارزه و حرکت فکری، سیاسی و فرهنگی اهل بیت و یاران صدیق آنان را مجال رشد و استمرار بخشید، تلاش خستگی ناپذیر و جهاد و مبارزۀ  خطیر آن بزرگواران و توسل به شیوۀ  الهی تقیه بود. از طرفی، پیرو اصل تربیت نیروی انسانی و به اقتضای شرایط، امام کاظم با هدف پیشگیری و با برنامه ای حساب شده یعنی تقیۀ نفوذ( ر. ک: رضایی آدریانی، ۱۳۸۹: ۳۰٥) نیروهای فع ال و مطمئن مانند علی بن یقطین و جعفر بن محمد بن اشعث، مر بی علمی فرزندان هارون در مسئولی ت های کلیدی حکومت باطل عباسی نفوذ می دادند و آن ها با شخصیت علمی و دینی استوار خود، بدون استحاله شدن، در جامعۀ شیعی کارآمدی داشتند(ر. ک: مجلسی، ۱٤۰۳ق، ج٤۸: ۱٥۸).

الگوی مواجهۀ امام کاظم با تهدیدات نرم دارای دو ساحت ذیل است:

در ساحت منطق مواجهه، عوامل و شرایطی بر نحوۀ  مواجهه و مقابله با تهدید از جهت بسیط یا پیچیده بودن تأثیر می گذارد و منجر به تفاوت تصمیمات و اقدامات می شود که عبارت است از: ۱. شرایط تهدید از جهت دامنه، مرجع، عمق و موضوع آن ۲. شرایط جبهۀ خودی و پیامد اقدام تهدید شونده ۳. تعدد، شرایط و موقعیت تهدیدگر

٤. فضای حاکم بر معادلات امنیتی. در ساحت شیوۀ  مواجهه به دو گونه مواجهۀ امام کاظم رفتارهای ثابت و اقتضایی می رسیم که در طرح وارۀ  ذیل به وضوح ترسیم شده است.

 (به تصویر صفحه مراجعه شود)

۳. نتیجه گیری و پیشنهاد

راه تقویت امنیت پژوهی بومی، کشف الگوی امنیت ساز و مدیریت تهدیدات در سیرۀ ائمه اطهار است. کاربست الگو و منطق مواجهۀ امام کاظم با تهدیدات نرم به دلیل تشابه آن زمانه با شرایط کنونی است. الگوی رفتاری مواجهه امام دارای دو منطق ثابت و اقتضایی است. منطق اقتضایی تابع عواملی مانند شرایط و توانایی ها و اهداف و انگیزه های تهدیدگر؛ توانایی ها، ظرفیت ها، ضعف ها و کاستی ها و شرایط تهدید شونده و شرایط تهدید و فضای حاکم بر آن خواهد بود.

نتایج مطالعه و بررسی الگوی مواجهۀ رفتاری امام کاظم با تهدیدات نرم به شرح ذیل است:

۱. امام کاظم با توجه به شرایط تهدیدشونده، با مخاطب شناسی سیاسی فرهنگی، سطح فکری آماج تهدیدات یعنی تودۀ  مردم را در مواجهه با تهدیدات ارزیابی و از این طریق تصویر روشنی از توانمندی در مواجهه با تهدیدات ارائه کرد.

۲. امام کاظم با پافشاری بر اصل امامت و رهبری شایسته، با کار تشکیلاتی موفق به ایجاد هستۀ دانا، و شبکه توانا بستر و زمینه ارتقای توده های مردم را فراهم کرد.

۳. امام کاظم با حفاظت از میراث علمی فرهنگی برجای مانده از رسول خدا و امام صادق به شناسایی، کشف استعدادها و تربیت سرمایه های انسانی پرداخت.

٤. امام کاظم با مدیریت ارکان چهارگانه فرهنگ (باور، اطلاعات، گرایش و رفتار) جامعه را در مقابله با تهدیدات مصونیت بخشید.

شایسته است:

۱. محققان الگوی فوق را در زیست بوم سیاسی فرهنگی رهبران فکری قابل تاسی دیگر معصومان رصد کنند و رفتارهای ثابت و اقتضایی را احصا، تبیین و تحلیل نمایند.

۲. تصمیم سازان عرصۀ سیاست و فرهنگ برای اجرای مدیریت کارآمد در مواجهه با تهدیدات نرم، با ایجاد هسته دانا و شبکه توانا الگوی فوق را به عنوان یکی از اسناد بالادستی مد نظر قرار دهند.

منابع و مآخذ

 قرآن کریم.

ابن بابویه، محمدبن علی. (۱۳۸۷). التوحید. تصحیح وتعلیق سیدهاشم حسینی تهرانی. قم: النشرالاسلامی.

 ابن طاووس، علی بن موسی. (۱٤۱۱ق). مهج الدعوات. محرر: ابو طالب کرمانی، محمد حسن. قم: دار الذخائر.

اسدحیدر. (۱۳۹۲ق). الامامالصادقوالمذاهب الاربعه. اصفهان: مکتبة الامام امیرالمؤمنین.

البانی، عصری. (۱۳۸۸). الحیاةالسیاسیه للامامالکاظم. قم: المصطفی.

 ارفع، سیدکاظم. (۱۳۸۹). «امام موسی کاظم». تهران: فیض کاشانی.

اشعری، ابوالحسن. (۱۳٦۹). مذاهب الاسلامیین. قاهره: مکتبه النهضه المصریه.

 افتخاری، اصغر. (۱۳۸۹). «قدرت نرم فرهنگ و امنیت (مطالعۀ موردی بسیج)». تهران: دانشگاه امام صادق.

------. (۱۳۸۰). امنیت جهانی، رویکردهاونظریه ها. تهران: پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی.

------. (۱۳۹۱). تهدیدنرم، رویکرداسلامی. تهران: پژوهشکده فرهنگی واجتماعی.

 ال بیکر، تزر. (۱۳۹۱). روش تحقیق در علوم اجتماعی. ترجمه: هوشنگ نائبی، تهران: انتشارات روش.

 امام جمعه زاده، سید جواد؛ محمود اوغلی، رضا. (۱۳۹۳). «واکاوی مواضع سیاسی امام رضا در بحرانهای اعتقادی سیاسی دوره (۲۰۳-۱۸۳ق)». فرهنگ رضوی. سال دوم. شماره ٥. صص: ۷-۳۰.

 انصاری، علیرضا. (۱۳۸٦). «شیوه های مبارزۀ  سیاسی امام کاظم». معارف اسلامی. شمارۀ ٦۹.

 بهشتی، احمد. (۱۳۹٤). مروری بر اندیشه های سیاسی و اخلاقی امام کاظم. قم: بوستان کتاب.

 بیوکارا، م. علی. (۱۳۸۲). «دو دستگی در شیعیان امام کاظم و پیدایش فرقۀ واقفه». ترجمۀ وحید صفری. مجله علوم حدیث. شماره ۳۰. صص: ۱۶۴-۱۹۵.

 پورفرد، مسعود. «استراتژی امام کاظم و هژمونی حاکمان عباسی». مجموعه مقالات همایش سیره و زمانۀ امام کاظم. جلد۱. صص: ۳٥۷-۳٥۸. قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.

 پیشوایی، مهدی. (۱۳٥۳). «جبهه بندی قدرت های وقت در برابر امام کاظم». درسهایی از مکتب اسلام. سال پانزدهم. مهر ۱۳٥۳. شمارۀ  ۱۰. صص: ۱۷-۲۰.

------. (۱۳۹٥). تاریخ پیشوایان. قم: دارالعلم.

 علیدوست خراسانی، نورالله. (۱۳۹۲). پیشوایآزاده. قم: معارف.

 جباری، محمدرضا. (۱۳۸۲). سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی.

-------. (۱۳۹۲). «امام کاظم وسازمان وکالت». تاریخ اسلام. شمارۀ ٥۳. صص: ۷-٤٥.

 جعفریان، رسول. (۱۳۸۱). حیات فکری و سیاسی امامان شیعه. قم: انصاریان.

الجندی، المستشارعبدالحلیم. (۱٤۲۷ق). الامامجعفرالصادق امامالمسلمین. تحقیق: کمال السید. قم: انصاریان.

 جهانبازی، زهرا؛ غفوری نژاد، محمد؛ واسعی، سید علیرضا. (۱۳۹۹). «تحلیل سازوکارهای معرفی امام رضا توسط امام کاظم». فصلنامه فرهنگ رضوی. سال ۸. شماره ۳۱. صص: ۹۹-۱۲۸.

چلونگر؛ محمدعلی؛ نجاتی، محمدسعید. (۱۳۹٤)«بررسی رویکردهای سیاسی ومعنوی امامت شیعه درزندگی امام کاظم». تاریخ اسلام. دوره ۱۹. شمارۀ  ٦۱. صص: ۷-۲۹.

 حسن پور، سیدعبدالکریم. (۱۳۹۲). «امام رضا در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان». فصلنامه فرهنگ رضوی. سال اول. شمارۀ ٤. صص: ۱٤۳ -۱٦۸.

 حسینی، سید محمد. (۱۳۹۲). «سیرۀ  فرهنگی امام کاظم». مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام کاظم. جلد۱. صص: ۳٥۷-۳٥۸. قم: مرکزمدیریت حوزۀ  علمیه قم.

 خامنه ای، سیدعلی. (۱۳۹۰). انسان ۲٥۰ساله. تهران: موسسه فرهنگی ایمان جهادی.

 دیمه کار گراب، محسن؛ ملاکاظمی، علی. (۱۳۹٦). «واکاوی مواجهه امام رضا با گفتمان حدوث و قدم». فصلنامه فرهنگ رضوی. دوره ٥. شمارۀ  ۱۸. صص: ۱٤٥-۱۷۸.

 رضایی آدریانی، محمد. ( ۱۳۸۹). آیین برنامه سازی زندگی امام کاظم. قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما.

 رضوی، نجمه. (۱۳۹۷). «منش سیاسی امام کاظم در برخورد با خلفا هم عصرشان». رهیافت فرهنگ دینی، دوره ۱. شمارۀ ٤. صص: ٥۱-۸٤.

 سامی نشار، علی. (۱۹۷۷م). نشأه الفکر الفلسفی فی الاسلام. قاهره: دارالمعارف.

 سرافرازی، عباس. (۱۳۹۲). «امام کاظم و فرقه های انحرافی». مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام کاظم. جلد دوم. صص: ۹۹-۱۲۳. قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.

 سرمد، زهره ؛ بازرگان، عباس؛ حجازی، الهه. (۱۳۸۳). روشهای تحقیق در علوم رفتاری. تهران: موسسه نشر آگه.

 شجاعی فرد، محمدمهدی. (۱۳۹۳). «مدیریت و سبک زندگی سیاسی فرهنگی امام موسی کاظم با تکیه بر نقش امام درگسترش فرهنگ وتمدن اسلامی». دومین کنفرانس بین المللیمدیریت چالش هاوراهکارها. شیراز.

 صرامی، سیف الله. (۱۳۹۲). «گونه شناسی روایات سیرۀ  اجتماعی سیاسی امام کاظم». مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام کاظم. جلد اول. صص: ۲۷۹-۳۰۹. قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.

 طبری، عماد الدین. (۱۳۸۳). کامل بهائی. تحقیق اکبر صفدری قزوینی. تهران: مرتضوی.

 طوسی، محمد بن حسن. (۱٤۰۹ ق). اختیار معرفه الرجال. محقق: مصطفوی، حسن. مشهد: مؤسسه نشردانشگاه.

. (۱۳۷۷ق). التهذیب. طبع نجف: دارالکتب الاسلامیه.

. (۱٤۱٥ق). رجال. تحقیق جوادالقیومی. قم: النشرالاسلامی.

 عرب ابوزید آبادی، عبدالرضا. (۱۳۹۲). «اندیشۀ سیاسی امام کاظم». مجموعه مقالات همایش سیره و زمانۀ امام کاظم. جلد اول. صص: ٤۲۳ -٤٦۹. قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.

------. (۱۳۸٤). «سیمای اقتصادی امام هفتم». معرفت. ش ۸۹. صص: ۳۱-٥۲.

فیض کاشانی، محمدمحسن. (۱٤۰٦ق). الوافی. اصفهان: کتابخانه امام أمیرالمؤمنین علی.

 قاضوی، سید حسن ؛ بیات، علی. (۱۳۹۲). «گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم». فصلنامه علمی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی. دوره ۴. ش ۱۳. صص: ۷۹-۹۲.

 قاضوی، سید حسن. (۱۳۹٤). «بررسی ابعاد توفیق امام کاظم در حفظ و گسترش تشیع». پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی. دوره ٤۸. شماره ۲. صص: ۱٦۷-۱۸٥.

 قاضوی، سید حسن؛ بیات، علی. (۱۳۹۲). «راهبرد و مواضع سیاسی امام کاظم در مقابل خلفای عباسی». مجموعه مقالات

همایش سیره و زمانه امام کاظم. جلد اول. صص: ٥۳٤-٥٥۷. قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.

 القرشی، باقر شریف. (۱٤۱۳ق). حیات الامام موسی بن جعفر. بیروت: دار البلاغه.

 قمی، شیخ عباس. (۱۳۹۷). نگاهی به زندگی امام موسیبن جعفر. به کوشش سعید محمدی. تهران: افرود.

 قوجائی خامنه، مریم. (۱۳۹۷). «احتجاجات قرآنی امام موسی کاظم با برخی جریانهای انحرافی». نامه جامعه؛ فصل نامه علمی تخصصی معارف اسلامی. س۱٦. ش۱۲٦. صص: ۷-۲٤.

 کاظم پور، ذکریا؛ بهرامی، محسن. (۱۳۹۷). «الگوی ارزیابی تهدیدات هوشمندآینده به روش تحلیل کالبدی تهدید». آینده پژوهی دفاعی. سال سوم. شماره ۱۰. صص: ۱۲۱ – ۱٤۷.

 کلینی، محمد بن یعقوب. (۱٤۲۹ق). الکافی. قم: دار الحدیث.

. (۱٤۰۷ ق). الکافی. مصحح: علی اکبرغفاری. تهران: دارالکتب الإسلامیه.

 کیوی ریمون؛ لوک وان کامپنهود. (۱۳۹۳). روش تحقیق در علوم اجتماعی. ترجمه نیک گهر. تهران. فرهنگ معاصر.

 مجلسی، محمد باقر. (۱٤۰۳ ق). بحار الانوار. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

 محمد جعفری، رسول. (۱۳۹٥). «امام رضا و مواجه با برداشت های ناصواب اهل حدیث از صفات خبریه». فصلنامه فرهنگ رضوی. شمارۀ ۱٤. صص: ٥۷-۷٤.

 مشکور، محمد جواد. (۱۳٦۸). فرهنگ فرق اسلامی. مشهد: آستان قدس رضوی.

 مطهری، مرتضی. (۱۳٦۹). سیری در سیرۀ  نبوی. تهران: انتشارات صدرا.

. (۱۳۷۲). مجموعه آثار. ج ۱۸، تهران: انتشارات صدرا.

. (۱۳۷۷). مجموعه آثار. ج ۱٦. تهران: انتشارات صدرا.

 منتظر القائم، اصغر. ( ۱۳۹۲). «دگرگونیهای فکری و فرهنگی عصر امام کاظم». مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام

کاظم. جلد دوم. صص: ۳۰-٥۸. قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.

 نادری، عزت الله؛ سیف نراقی، مریم. (۱۳۹٤). روش های تحقیق در علوم انسانی. تهران: ارسباران.

 نجفی نژاد، سعید. (۱۳۹۷). «حیات فرهنگی امام موسی کاظم». پنجمین کنگرۀ  ملی پژوهش های کاربردی علوم انسانی اسلامی. گرگان. ٥٥/civilica. com/doc//https:. تاریخ مشاهده: ۱۴۰۱/۷/۳۰.

 نوری، حسین. (۱٤۰۸ق). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل. قم: مؤسسة آل البیت.

منابع لاتین

- Balamir، murat. (2002)” painful steps of progress from crisis planning: changes for disaster preparedness in turkey” journal of contingencies and crisis management، no1-

- Richard A Johnson and others(1979) The Theory and mangement of systems 3th. ed (New York: Mcgrow - Hill، p. 19

- z. klein، (1989)، sitting postures in maies and females، semiotica، pp 131-119.

پی نوشت ها:

[1] قطعاً برای شما در [اقتدا به ] رسول خدا سرمشقی نیکوست.

[2] پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین فرمود: لقدْ اعطیت جوامع الکلمْ و لقدْ اعطیت یا علی جوامع الکلم یا «أعْطیت

جوامع اْلکلم و أعطی علی جوامع العلم»(فیض کاشانی، ١٤٠٦ق، ج ١: ٢٦٠). استاد مطهری در توضیح این حدیث می گوید همان طور که سخنان پیغمبر عمیق است، رفتار پیغمبر هم آن قدر عمیق است که از جزئی ترین کار پیغمبر می شود قوانین استخراج کرد(همان، ٤٥). آیت الله جوادی آملی نیز گفت که «جوامع اْلکلم» قواعد عمومی است برای حل مشکلات دنیا(جوادی آملی، درس خارج فقه، ١٣٩١/٣/٦).

[3] در این جا مراد جوهره استراتژی است که به معنای تصمیم و اقدام برای هدایت است.

[4] آن دسته از عواملی که از درون جامعه اسلامی نشئت می گیرد، خواه سیاست حاکم بر جوامع اسلامی چنین نقشی را ایفا کرده باشد یا مسلمانان تحت تأثیر متون دینی اسلامی و برداشت ناروا از آن به دامن فرقه گرایی افتاده باشند یا اینکه عالمانی که به امر تفسیر قرآن و حدیث و بیان معارف پرداخته اند، مطالب باطلی را در حوزة عقاید به مسلمانان القا کرده باشند.

[5] بنا به نقل مورخان، معاویه طلایه دار ترویج اعتقاد به جبر بود(طبری، ١٣٨٣: ٥١).

[6] کمترین چیزی که به وسیلۀ آن انسان از ایمانش خارج می شود، آن است که در مجلس یک غالی بنشیند، سخنانش را گوش دهد و آن ها را تصدیق کند.

[7] بنا به نقل مورخان، معاویه طلایه دار ترویج اعتقاد به جبر بود( طبری، ١٣٨٣: ٥١).

کلمات کلیدی
امام کاظم علیه‌السلام  |  مقابله  |  تهدیدات نرم  |  الگوی مواجهه  |  تهدیدهای نرم سیاسی فرهنگی  | 
لینک کوتاه :