گنجینه معارف

ابوطالب علیه السلام در آینه زیارت و دعا

ابوطالب(ع) شخصیتی تأثیرگذار در تاریخ اسلام است که ابعاد مختلف زندگی اش سزاوار بررسی است. زیارت ها و دعاهای مرتبط با حضرت ابوطالب(ع) در این مقاله بررسی شده است. با توجّه به نقش ایشان در شکل گیری اسلام و همچنین نسبت نزدیک با پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع)، پرداختن به این موضوع ضروری است. با بررسی و معرّفی زیارات و دعاهای منسوب به این مرد الاهی، مؤمنان با این معارف آشنا می شوند و می توانند در آداب و اعمالشان از آن بهره گیرند. این مقاله، با تتبّع در معارف مرتبط با این موضوع، مقام و جایگاه حضرت ابوطالب(ع) را در آینه زیارات و ادعیه با اشاره به برخی رخدادهای تاریخی تبیین می کند.

منبع : فصلنامه دانش ها و آموزه های قرآن و حدیث، بهار 1402، شماره 20 , انجم شعاع، علی , دانش پژوه سطح چهار حوزه علمیه قم تعداد بازدید : 60     تاریخ درج : 1402/11/18    

درآمد

حضرت ابوطالب(ع) عموی پیامبر(ص) است که پیش از هجرت پیامبر(ص) رحلت کرد و در قبرستان حجون دفن شد. درباره شخصیت ایشان کتاب ها و مقالات متعدّدی نگاشته شده است. موضوع و محتوای بیشتر نگاشته ها، در مبحث ایمان اوست. شاید متوقّف ماندن در موضوع ایمان ایشان، به دلیل روایات و نقل های تاریخی نادرست اهل سنّت باشد، چراکه برخی از آنها نه تنها اعتقادی به ایمان ابوطالب ندارند بلکه ایشان را غیر مسلمان می دانند.

در این مقاله کوشیده ایم گامی فراتر بگذاریم و این شخصیت بزرگ و مؤمن اسلام را در متون دعا و زیارت بررسی کنیم. با توجّه به شخصیت فردی، اجتماعی و سیاسی والای این مرد الاهی، اثرگذاری او در اسلام و همچنین نسبت نزدیکش با پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) پرداختن به این موضوع ضروری است. بایسته است مؤمنان با ابعاد شخصیتی ایشان آشنا شوند و فاصله قلبی شان را با آموختن معارف دعاها و زیارات مرتبط با او کم کنند. بدین منظور معارف مرتبط با موضوع زیارت ابوطالب(ع) را از روایات و زیارت نامه های معصومان(ع) و همچنین نقل های تاریخی، جمع آوری و دسته بندی کرده و در بخش اوّل منعکس کرده ایم. همچنین، با بررسی دعاهای مرتبط با ایشان در این منابع، بخش دوم مقاله پیشِ رو شکل گرفته است.

الف) ابوطالب(ع) در آینه زیارات

حضرت ابوطالب(ع) دارای صفات ویژه ای بودند که بدون شک نشان دهنده هم مقامی با مؤمنان است. بنا بر فرموده امام باقر(ع)، ابوطالب(ع) از مؤمنان شمرده شده[1] و در روایتی دیگر، ایمان او از همه بندگان فزون تر دانسته شده است.[2] همچنین، امام زین العابدین(ع) ایشان را به سبب همسری فاطمه بنت اسد÷ که زنی مؤمنه بود، مؤمن خطاب می فرمایند.[3] کتاب ها و مقالات بسیار در موضوع اثبات ایمان ابوطالب(ع) نگاشته شده و این نوشتار به دنبال تکرار این معارف نیست، بلکه در صدد است نشان دهد که ایمان والای حضرت ابوطالب(ع)، ایشان را سزاوار زیارت گردانده و بلکه از بهترین کسانی است که می توان زیارت کرد. حتّی اگر ویژگی های منحصر به فرد ابوطالب(ع) و نحوه تعاملش با پیامبر اکرم(ص) و علاقه وافر نبی اکرم و حضرت علی(ع) به ایشان نبود، همین روایات در اثبات ایمان ابوطالب کفایت می کرد و به زیارت ایشان نیز وجهه دینی و اسلامی می بخشید. او علاوه بر داشتن مراتب والای ایمان، از اولیای الاهی بود که تعداد کمی از مردم، مقامش را شناختند. در سفر معروف ایشان به شام، راهبانی که به دنبال اولیای الاهی بودند، با دیدن ابوطالب(ع) به مقصود خود رسیدند و خدا را شکر کردند که در زمان زندگی خویش توفیق دیدار این ولی خدا را پیدا کردند.[4]

بنا بر این مقدّمات، حضرت ابوطالب(ع) از اولیای الاهی و مؤمنان راستینی بودند که مطابق روایات، جسم و روحشان بر آتش حرام شده است.[5] در اسلام زیارت اولیای الاهی و مؤمنان تأکید و سفارش شده است. پس بهتر است در هنگام تشرّف برای زیارت خانه خدا در مکّه و یا از راه دور از زیارت این بزرگوار غافل نشویم. در ادامه مطالبی که در زیارت حضرت ابوطالب(ع) باید دانسته شود در شش بخش تنظیم شده است.

1. بررسی زیارت ابوطالب(ع)

با تتبّع و بررسی های انجام گرفته در کتب شیعه و اهل سنّت، زیارت نامه ای مأثور یا روایتی که مستقیماً به زیارت حضرت ابوطالب(ع) امر کرده باشد وجود ندارد.[6] امّا با دقت در این منابع، نکات مفیدی در موضوع زیارت ایشان استفاده می شود، از جمله شباهت ابوطالب به اصحاب کهف. امام صادق(ع) در روایتی ایشان را به اصحاب کهف تشبیه کرده اند:

عن الصادق جعفر بن محمّد(ع) انّه قال: مثل ابی طالب مثل اهل الکهف حین اسرّوا الایمان و اظهروا الشرک، فآتاهم الله اجرهم مرّتین؛ و ما خرج من الدنیا حتّی اتته البشارة من الله تعالی بالجنّة.[7]

از امام صادق(ع) روایت شده که شباهت ابوطالب به اصحاب کهف است، وقتی که ایمانشان را کتمان (در سرّ) و شرک را ظاهر کردند. پس خداوند به آنها دو بار اجر می دهد؛ و (ابوطالب(ع)) از دنیا خارج نشد مگر اینکه برایش از جانب خداوند متعال بشارت بهشت آمد.

در این روایت، ایمان ابوطالب(ع) هم سنگ ایمان اصحاب کهف شمرده شده است. حتّی می توان به دلیل حمایت های او از پیامبر(ص) و حبّ او به ولیّ خویش، ایمانش را به مراتب بالاتر و محکم تر از اصحاب کهف دانست. داستان این افراد صالح در سوره کهف منعکس شده است. در آیه 21 این سوره آمده است که پس از تنبّه مردم از وجود این مؤمنان در غار، به مشورت و حتّی نزاع در نحوه ساخت بنایی برای زیارتگاه یا مسجد مشغول شدند:

و کذلک اَعثرنا علیهم لیعلموا اَنّ وعد اللّه حقّ و اَنّ السّاعة لا ریب فیها اذ یتنازعون بینهم اَمرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیاناً. ربهم اَعلم بهم. قال الّذین غلبوا علی امرهم لنتّخذنّ علیهم مسجداً.[8]

بدین سان کسانی را از آنها مطّلع کردیم تا بدانند که وعده خدا حق است و در رستاخیز تردیدی نیست، وقتی که میان خویش در کار آنها مناقشه می کردند، گفتند: بر غار آنها بنایی بسازید، پروردگار به کارشان داناتر است و کسانی که در مورد ایشان غلبه یافته بودند، گفتند: بر غار آنها عبادتگاهی خواهیم ساخت.

با توجّه به روایت و آیه فوق می توان نتیجه گرفت که بر پایه سنّت قرآنی، می شود بر قبر این بزرگ مرد، بنایی عالی و مسجدی معنوی ساخت که مؤمنان از ساختمان آن برای عبادت و زیارت بهره ببرند، چیزی که در زمان کنونی از آن محرومند.[9]

با توجّه به ایمان حضرت ابی طالب(ع)، روایات استحباب زیارت مؤمنان و صالحان نیز درباره این مرد بزرگ جاری بوده و زیارت ایشان هم ثواب زیارت پیامبر(ص) و ائمّه معصومان(ع) است.[10]

ابوطالب مؤمنی عادی نبوده، بلکه از همنشینان انبیا، صدیقان، شهدا و صالحان است.[11] پس شایسته است در زیارت این بزرگ مرد آداب و اعمال ویژه زیارت مؤمنان را به جای آورد:

قال الرضا(ع): فاذا اردت زیارة قبر اخیک المؤمن فاستقبل القبلة و ضع یدک علی القبر و قل اللهم ارحم غربته و صل وحدته و آنس وحشته (و آمن روعته) و اسکن الیه من رحمتک رحمة یستغنی بها عن رحمة من سواک و الحقه بمن کان یتولاه ثم اقرأ انا انزلناه فی لیلة القدر سبع مرّات.[12]

امام رضا(ع) فرمودند: وقتی خواستی زیارت کنی برادر مؤمنت را، رو به قبله بایست و دستت را بر قبر بگذار و بگو: اللهم ارحم غربته و صل وحدته و آنس وحشته (و آمن روعته) و اسکن الیه من رحمتک رحمة یستغنی بها عن رحمة من سواک و الحقه بمن کان یتولاه. سپس هفت بار سوره قدر را قرائت کن.

یکی از مقامات ابوطالب(ع) مقام وصایت ایشان است. شیخ صدوق در اعتقادات الامامیة روایت کرده است که ابوطالب وصی حضرت عبدالمطلب(ع)، این حجّت الاهی است:

و رُوی ان عبد المُطّلب کان حُجّةً و اباطالبٍ کان وصیّهُ.[13]

روایت شده که عبدالمطّلب حجّت بود و ابوطالب وصیّ او بود.

در روایتی دیگر از امام کاظم(ع) نقل شده است که ودایع و وصیّت های نبوّت در دستان ابی طالب(ع) بوده است:

سئل أبو الحسن الاوّل(ع): اَ کان رسول الله(ص) محجوجا بابی طالب؟ فقال: لا و لکنّه کان مستودعا للوصایا.[14]

از امام کاظم(ع) پرسیدند: آیا حضرت ابوطالب بر پیامبر اکرم نیز حجّت بود؟ فرمودند: نه. لکن وصیّت ها (ودایع نبوّت) در دست او بود که به آن حضرت تقدیم کرد.

بر پایه گروهی از روایات، زیارت اوصیا و درود و سلام فرستادن بر آنها سفارش شده است:

زیاد بن ابی الحلال عن ابی عبد الله(ع) قال: ما من نبی و لا وصی (نبی) یبقی فی الارض بعد موته اکثر من ثلاثة ایّام حتّی ترفع روحه و عظمه و لحمه إلی السماء و انما تؤتی مواضع آثارهم و یبلغهم السلام من بعید و یسمعونه فی مواضع آثارهم من قریب.[15]

زیاد بن ابی حلال می گوید: امام صادق(ع) فرمود: هیچ پیامبر و وصیّ پیامبری نیست که پس از مرگ، سه روز بیشتر در زمین بماند تا اینکه روح، استخوان و گوشت او را به آسمان بالا می برند و زائران به زیارت مواضع آثارشان می آیند و از دور بر ایشان سلام می رسانند و سلام را از نزدیک از مواضع آثارشان به ایشان می شنوانند.

با تلفیق معارف و تحلیل این روایات می توان فهمید که زیارت مستقل ابوطالب(ع) از پسندیده ترین امور و دارای اجر و ثواب بسیار است. شایسته است زائران بیت الله الحرام از قبر این ولی الاهی توشه برچینند و استفاده کنند.

2. زیارت ابوطالب(ع) در زیارت پیامبر(ص)

برای پیامبر اکرم(ص)، زیارتی از راه دور منقول از امام صادق(ع) وارد شده است. در این زیارت، سلام و درود بر عموی بزرگوار ایشان، حضرت ابوطالب، وجود دارد و ایشان را کفیل و سرپرست نبی اکرم برمی شمرد:

عن الصادق(ع): و ذکر زیارة النبی(ص). .. السلام علیک و علی جدّک عبد المطلب و علی ابیک عبد الله السلام علیک و علی امک آمنة بنت وهب السلام علی عمّک حمزة سید الشهداء السلام علیک و علی عمّک عباس بن عبد المطلب السلام علی عمّک و کفیلک ابی طالب.[16]

از امام صادق(ع) زیارت پیامبر(ص) نقل شده که:. .. سلام بر تو بر جدّت حضرت عبدالمطلب و بر پدرت حضرت عبداللّه، سلام بر مادرت آمنه بنت وهب، سلام بر عموی تو حضرت حمزه سید الشهداء، سلام بر عمویت عبّاس بن عبدالمطلب، سلام بر عمو و کفیل تو ابوطالب.

چنین سلامی در زیارت پیامبر اکرم(ص) دلالت بر اهمّیت شخصیت ابوطالب دارد.

در زیارتی دیگر برای نبیّ مکرم به برخی عموهای پیامبر(ص) درود فرستاده شده است:

السلام علی عمّک عمران ابی طالب، السلام علی ابن عمّک جعفر الطیار فی جنان الخلد، السلام علی عمّک حمزة سید شهداء احد.[17]

سلام بر عمویت عمران ابی طالب، سلام بر پسرعمویت جعفر طیّار که در بهشت ابد به پرواز است، سلام بر عمویت حمزه آقای شهدای احد.

درباره نام «عمران» نکته ای وجود دارد. ابن حجر عسقلانی معتقد است «ابوطالب» در واقع کنیه ایشان است و نام او «عبد مناف » یا «عمران» است.[18] آیت الله سبحانی نیز این وجه را پذیرفته است.[19] کتاب غرر الاخبار نیز اسم او را «عمران» می داند.[20] بنا بر این نظر، باز هم در زیارت پیامبر اکرم(ص) به ابوطالب(ع) توجّه شده و به نوعی ایشان نیز موضوع زیارت قرار گرفته است.

3. زیارت ابوطالب(ع) در زیارت امیرالمؤمنین(ع)

در زیارت حضرت علی(ع)، عباراتی به چشم می خورد که با ابوطالب(ع) مرتبط بوده و نشان دهنده نسب پاک حضرت علی(ع) است. وجود این عبارات و تکیه زیارت بر آن، نشان از مقام والای این شخصیت دارد؛ زیرا چنانچه ابوطالب شخصی عادی بود، نام بردن او در زیارت وصیّ پیامبر(ص) وجهی نداشت. در ادامه، این زیارات نقل می شود:

در چند زیارت حضرت علی(ع) عبارتی مشابه وجود دارد که با پدر و مادر ایشان مرتبط است:

اشهد انکّ طُهرٌ طاهرٌ مُطَهّر مِن طُهرٍ طاهرٍ مُطهّر.[21]

گواهی می دهم همان گونه که شما پاک و مقدّس و منزّه از هر آلودگی هستید از دودمانی پاک و مقدّس و منزّه از هر آلودگی متولّد شده اید.

این عبارت نشان دهنده آن است که حضرت علی(ع) نه تنها خود، پاک و طاهر بوده، بلکه از صلب و رحمی پاک بوده که مصداق تامّ آن ابوطالب(ع) و فاطمه بنت اسد(ع) است.[22]

در زیارتی دیگر برای حضرت علی(ع)، ایشان به عنوان امامی که طیب ولادت دارد خطاب شده است:

السلام علیک ایها الطیّب فی ولادته.[23]

سلام بر تو ای که در ولادتت پاکیزه هستی.

پاکیزگی در ولادت به دو نحو اتفاق می افتد که هر دو درباره حضرت علی(ع) صادق است. اوّل اینکه، در زمان تولّد، ایشان و سایر ائمّه(ع)، از هرگونه ناپاکی ظاهری مبرّا بودند. معنای دوم این است که ایشان از نسلی پاکیزه و نسبی پاک برخوردار بودند. اقلّ دلالت این متون چنین است که حضرت ابوطالب و فاطمه بنت اسد اهل فحشا و منکرات نبودند و حضرت علی(ع) نسبی پاک و طاهر دارند.

زیارتی دیگر برای حضرت علی(ع) به نقل از کتاب عتیق غروی وجود دارد. در این زیارت نیز حضرت علی(ع) را از صلب پاک و رحم های پاکیزه دانسته است:

و اشهد انّک الشجرة الطیّبة لم تزل بعین الله تتناسخ فی اصلاب المطهّرین و تنقل فی ارحام الطاهرات المطهّرات لم تدنّسک الجاهلیّة الجهلاء و لم تشرک فیک فتن الاهواء طبت و طاب منبتک.[24]

و شهادت می دهم همانا تو درختی پاک هستی که پیوسته در محافظت و نظر الاهی بودی که پیوسته در صلب های مطهّر بودی و به رحم های پاک منتقل شدی. جاهلیّت درهم تنیده منجر به ناپاکی تو نشد و فتنه هواهای نفسانی باعث این نشد که (شیطان) با تو شریک شود. هم خودت طیّب هستی و هم محلّی که از آنجا رشد و نمو کردی.

در واقع، این زیارت، پاکی صلب و رحم را این گونه معنا کرده که جاهلیّت و شرک در پدران و مادران حضرت راه نیافته است. مصداق اوّلیه پدران و مادران حضرت علی(ع)، ابوطالب و فاطمه بنت اسد است.

در روایتی از علی(ع) نقل شده که فرمود:

پدرم ابوطالب و نیاکانم عبدالمطّلب، هاشم و عبد مناف، هرگز بت نپرستیدند.

گفته شد:

پس چه چیزی را می پرستیدند؟

فرمود:

کانوا یُصَلّونَ اِلَی البَیتِ عَلی دینِ اِبراهیمَ(ع) مُتَمَسِّکینَ بِهِ.[25]

به سوی کعبه نماز می خواندند، بر دین حضرت ابراهیم(ع) بودند و به آن پای بند بودند.

پس منظور از «صلب پاک» در این زیارت یقیناً ابو طالب(ع) است.

زیارتی دیگر برای حضرت علی(ع) نقل شده که در آن خانه هایی که ایشان و سایر اهل بیت(ع) در آن بودند و رشد و نمو یافتند، پاک و طاهر شمرده شده است:

... حتّی مَنَّ علینا فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه فتولّی جلّ ذکره تطهیرها و امر خلقه بتعظیما فرفعها علی کلّ بیت طهّره فی الارض و علاها علی کلّ بیت قدّسه فی السماء لا یوازیها خطر و لا یسمّو الیها الفکر.[26]

تا اینکه منّت گذاشت بر ما، پس شما را در خانه هایی که خدا اذن داده که اسم او در آنها واقع و یاد شود و از آن خانه ها بالا رود قرار داد؛ و خود متولّی تطهیر آن خانه ها شد و خلائقش را به تعظیم آن بیوت امر کرد و مرتفع داشت بر هر خانه ای که در زمین تطهیر کرد و او را برتری داد بر هر خانه ای که در آسمان ها تقدیس کرد و هیچ خانه ای در رفعت مکان و عظمت به بیوت شما نمی رسد و هیچ فکری تاب بلندای آن را ندارد.

تمامی اهل بیت(ع) در دامان بهترین پدران و مادران پرورش یافته اند. علی(ع) نیز از این نعمت برخوردار بود و در خانه ای رشد و نمو یافت که مطابق این زیارت، نام خدا در آن بالا رفته و یاد می شود و از پاک ترین منازل است. بدیهی است که منظور از منزل، خشت و گل نیست، بلکه وجود والامقام ابوطالب و فاطمه بنت اسد است. شاید اشکال شود که علی(ع) در دامان پیامبر(ص) و خدیجه تربیت یافته نه در دامان پدر و مادرش. این اشکال وارد نیست، زیرا اشکال کننده نمی تواند همین اشکال را درباره پیامبر(ص) پاسخ دهد، چراکه پیامبر اکرم(ص) نیز بعد از وفات عبدالله، تحت تکفّل و پرورش عبدالمطلب و پس از آن نیز در کفالت حضرت ابوطالب(ع) بود و در خانهٔ آن حضرت رشد یافت.

4. حزن و گریه پیامبر(ص) برای ابوطالب(ع)

وقتی ابوطالب(ع) به رحمت خدا رفت، پیامبر(ص) بسیار محزون شد و این مصیبت برایش سخت بود. در سالی که او از دنیا رفت، خدیجه، همسر پیامبر نیز از دنیا رفته بود. لذا نبی اکرم(ص) آن سال را عام الحزن (سال اندوه ) نامید:

فسمّی رسول الله(ص) ذلک العام عام الحزن فقال: ما زالت قریش قاعدة عنّی حتّی مات ابوطالب.[27]

پیامبر آن سال را «عام الحزن» نامید و فرمود: همیشه قریش از من واهمه داشت تا وقتی ابوطالب(ع) از دنیا رفت.

با فقدان این دو یار، حزنی شدید بر پیامبر(ص) سایه افکند؛ زیرا آنان علاوه بر همسر و عمویی مهربان و دلسوز، با مال و آبروی خویش، مدافع ایشان در سختی ها و مشکلات بودند:

کانت خدیجة ماتت قبل الهجرة بسنة، و مات ابوطالب بعد موت خدیجة بسنة، فلمّا فقدهما رسول الله(ص) سئم المقام بمکّة و دخله حزن شدید.[28]

خدیجه یک سال پیش از هجرت پیامبر(ص) از دنیا رفت و ابوطالب نیز یک سال پس از مرگ خدیجه، دیده از جهان فرو بست و چون پیامبر(ص) هر دوی آنها را از دست داد از ماندن در مکّه دلتنگ شد و اندوه فراوانی وجودش را در بر گرفت.

حضرت ابوطالب(ع) در میان سیل مشکلاتی که قریش بانی آن شده بود حامی و ناصر پیامبر(ص) بود، تا جایی که با حضور او پیامبر(ص) تکیه گاهی محکم داشت:

و کان رسولُ اللّه(ص) یَقولُ: «ما اغتممتُ بِغمٍّ اَیام حیاة ابی طالب و خدیجة.» لما کان ابوطالب یدفعه عنه و خدیجة تعزّیه و تصبّره و تهوّن علیه ما یلقاه فی ذات الله عزّوجلّ.[29]

پیامبر می فرمود: در ایّام حیات ابوطالب و خدیجه غمی مرا غمناک نکرد، زیرا ابوطالب از او دفاع می کرد و حضرت خدیجه نیز او را تسلّا می داد و مایه آرامش حضرت بود.

بعد از وفات این شخصیت تأثیرگذار، پیامبر بسیار متأثر شد و جای خالی او را در زندگی اش حس می کرد:

ما اَسرَعَ ما وَجَدتُ فَقدَکَ یا عَمِّ.[30]

عموجان! چه زود جای خالی تو را احساس کردم.

در نقلی دیگر نیز آمده است که پیامبر(ص) به سبب رحلت عمویش محزون بود:

سئل أبو الجهم بن حذیفة: اَ صلّی النبی(ص) علی ابی طالب؟ فقال: و این الصلاة یومئذ؟ انّما فرضت الصلاة بعد موته، و لقد حزن علیه رسول الله(ص).[31]

از ابن حذیفه سؤال شد که آیا پیامبر بر (جنازه) ابوطالب نماز گزارد؟ حذیفه گفت: چگونه (پیامبر) بر او نماز بخواند در حالی که نماز بعد از رحلت ابی طالب، واجب و فریضه گردید. ولی هر آینه رسول الله برایش محزون شد.

اندوه پیامبر(ص) بر فراق ابوطالب(ع) تا جایی بود که در مراسم تشییع او، با گریه های پیاپی شرکت کرد.

لما قیل لرسول الله انّ ابا طالب قد مات، عظم ذلک فی قلبه و اشتدّ له جزعه، ثم دخل فمسح جبینه الایمن اربع مرّات و جبینه الایسر ثلاث مرّات ثمّ قال: «یا عمّ ربّیت صغیرا و کفلت یتیما و نصرت کبیرا، فجزاک الله عنّی خیرا.» و مشی بین یدی سریره و جعل یعرضه و یقول: «وصلتک رحم و جزیت خیرا.»[32]

چون به پیغمبر(ص) خبر دادند که حضرت ابوطالب وفات یافته است، سخت دل تنگ شد و به شدّت منقلب گردید. سپس برخاست و به خانه حضرت ابوطالب آمد و چهار بار دست به سمت راست پیشانی و سه بار به سمت چپ پیشانی او کشید، آنگاه گفت: «ای عمو! خردسالی را پرورش دادی، و یتیمی را پرستاری کردی، و چون او (منظور خود پیغمبر است) بزرگ شد، یاریش کردی. خدا از جانب من به تو پاداش دهد». سپس به دنبال جنازه اش به راه افتاد، در حالی که می گفت: «پیوند خویش را به خوبی رعایت کردی و پاداش نیکی گرفتی».

بسیار دیده می شد که حزن پیامبر بر از دست دادن این دو درّ گهربار به اشک تبدیل می شد و از فراقشان به شدّت می گریست و می فرمود:

اجتمعت علی هذه الامّة فی هذه الایّام مصیبتان لا ادری بایّهما انا اشدّ جزعا، یعنی مصیبة خدیجة و ابی طالب.[33]

در این ایّام دو مصیبت (مرگ خدیجه و ابوطالب) بر این امّت نازل شد. بر کدام یک بیشتر گریه کنم؟

تاریخ نقل می کند وقتی پیامبر خبر رحلت عمویش را شنید بسیار گریه کرد:

لما توفّی ابوطالب اخبرت رسول الله فبکا بکاءا شدیداً.[34]

وقتی پیامبر اکرم خبر وفات ابوطالب را شنیدند گریه شدیدی کردند.

با توجّه به تقریر پیامبر(ص) بر حزن عمویش ابوطالب(ع)، می توان به تأسّی از ایشان در فقدان این ولی خدا اندوهناک بود، در زیارتش با حالت حزن و ناراحتی شرکت کرد و حتی به گریه و عزاداری مشغول شد.

5. طلب شفاعت از ابوطالب(ع)

از مقامات بلند حضرت ابوطالب(ع) مقام شفاعت ایشان است. مقام شفاعت برای همه یکسان نیست و شفاعت برای افراد صالح نیز به کمیت و کیفیت متفاوت است. برخی فقط قوم خاصی را می توانند شفاعت کنند و برخی در موضوعاتی خاص می توانند شافع واقع شوند. ویژگی مقام شفاعت حضرت ابوطالب(ع) شمول آن است؛ به گونه ای که می توانند شفاعت تمامی گنهکاران را داشته باشند. علی(ع) می فرمایند:

والذی بعث محمّداً(ص) بالحق نبیاً، لو شفع ابی فی کلّ مُذنب علی وجه الارض لشفعه الله فیهم.[35]

قسم به خدایی که محمّد(ص) را به حق به نبوّت برگزید، اگر پدرم درباره هر گنهکاری روی زمین شفاعت کند هر آینه خداوند شفاعت او را در حق آنان می پذیرد.

پس شایسته است مؤمنان در زیارت ایشان از او درخواست شفاعت داشته باشند.

6. به جاآوردن عبادات از طرف ابوطالب(ع)

یکی از کارهای مفید برای شادی روح فردی که به سرای ابدی هجرت کرده، به جاآوردن اعمال واجب و مستحبی از طرف اوست. افراد می توانند برای پدر، مادر و سایر اقوام و حتّی مؤمنان عبادت نیابتی انجام دهند. این سیره تا جایی در میان اهل بیت متداول بوده که علی(ع) برای پدرش، حضرت ابوطالب(ع)، و پدر و مادر پیامبر(ص) حجّ نیابتی به جا می آورد و حتّی به این مقدار نیز اکتفا نکرد و وصیّت فرمود بعد از شهادتش، دیگران این سیره را ادامه دهند:

قال ابوجعفر(ع): کان والله امیر المؤمنین یأمر ان یحجّ عن ابی النبی و امّه و عن ابی طالب فی حیاته و لقد اوصی فی وصیّته بالحجّ عنهم بعد مماته.[36]

امام باقر(ع) فرمود: به خدا قسم همواره امیرالمؤمنین در زمان حیاتش به حج گزاردن به نیابت از پدر و مادر نبی(ص) و به نیابت از ابوطالب امر می فرمود و وصیّت کرده بود که بعد از فوتش نیز از آنها حج به جای آورده شود.

از امام صادق(ع) نیز درباره حج گزاردن و نماز مستحبی به نیابت از حضرت ابوطالب(ع) روایتی وجود دارد:[37]

روی عن داوود الرّقی قال: دخلتُ علی ابی عبد اللّه(ع) و لی علی رجُلٍ مالٌ قد خفتُ تواهُ فشکوتُ ذلک الیه، فقال لی: «اذا صرت بمکة فطُف عن عبدالمطلب طوافاً و صلّ عنهُ رکعتین و طف عن ابی طالب طوافاً و صلّ عنهُ رکعتین. ..» قال: ففعلتُ ذلک، ثُمّ خرجتُ من باب الصّفا فاذا غریمی واقفٌ یقولُ: یا داوودُ حبستنی تعال فاقبض مالک.[38]

از داود رقّی روایت شده است که گفت: به محضر امام صادق(ع) داخل شدم در حالی که مالی بر ذمّهٔ مردی داشتم که از تباه شدن آن بیمناک بودم، پس از این وضع به حضرت شکایت بردم، امام به من فرمود: «چون به مکّه رفتی طوافی از جانب عبدالمطلب انجام ده و دو رکعت نماز از سوی او بگزار و طوافی از جانب ابوطالب انجام ده و دو رکعت نماز از سوی او بگزار. .. پس آنگاه خدای عزّ و جلّ را بخوان که مالت را به تو برگرداند.»

گفت: من چنین کردم و آنگاه از باب الصفا خارج شدم و ناگهان بدهکار خود را دیدم که در آنجا ایستاده است، و می گوید: «ای داود! مرا متوقّف ساختی، بیا و مال خود را دریافت کن.»

با توجّه به این نقل ها، در کنار زیارت ابوطالب(ع)، می توان برای ایشان حج و اعمالی مانند نماز به جای آورد و به روح ایشان هدیه کرد.

بنا بر آنچه در این بخش گذشت، برای ابوطالب(ع) روایت مستقلی یافت نشد که بر زیارت یا قرائت زیارت نامه بر مزارش دلالت کند؛ اما با تحلیل روایاتی که ایشان را با اصحاب کهف تشبیه کرده و همچنین نقل های مرتبط با زیارت مؤمنان، زیارت ایشان از بهترین زیارت ها محسوب می شود. به علاوه، مسلمانان موظّفند به جهت مقام وصایت ایشان، این مرد بزرگ را زیارت کنند. این مسأله آنچنان مهم است که در برخی زیارات پیامبر(ص) و نیز علی(ع)، زیارت و سلام به ایشان ذکر شده است. با توجّه به تقریر معصومان(ع) در حزن و اندوه بر فقدان ایشان، امر در به جاآوردن برخی عبادات نیابتی از جانب ابوطالب(ع) مؤمنان می توانند در زیارتش محزون باشند و اعمالی را به نیابت از ایشان انجام دهند.

ب) ابوطالب(ع) در آینه دعا

بنا بر روایات و نقل های تاریخی، دعا جایگاه خاصی در زندگی حضرت ابوطالب(ع) داشته است. ایشان مشمول دعای پیامبران و اوصیای ایشان قرار گرفته و زندگی اش قرین نیایش با خدا بوده و برای اقوام و آحاد مردم دعا می کرد.

1. دعای حضرت ابراهیم(ع) برای ابوطالب(ع)

نسب پاک پیامبر(ص) به ابراهیم(ع) برمی گردد. حضرت ابوطالب(ع) نیز به عنوان عموی نبی اکرم از این نسب و شرافت برخوردار است. در قرآن کریم اشاره شده است که ابراهیم خلیل(ع) برای ذرّیه اش دعا فرموده است. این دعا شامل مؤمنانِ فرزندان ایشان است و با توجّه به ایمان و شخصیت والای حضرت ابوطالب(ع) شامل آن حضرت نیز شده است:

رب اجعل هذا البلد آمنا و اجنبنی و بنیّ ان نعبد الاصنام.[39]

خدایا این شهر را امن قرار بده و من و فرزندانم را از پرستش بت ها محفوظ دار.

این دعا درباره برخی از فرزندان ابراهیم مستجاب شده است. با توجّه به گزاره های تاریخی و روایی درباره ایمان ابوطالب(ع) و حمایت او از آیین برادرزاده اش، یقیناً او مشمول این دعا بوده است. در مقابل، مستکبران و معاندانی مثل ابولهب که از پذیرش حق امتناع ورزیدند مشمول این دعا نشدند. در سوره حدید به این افراد اشاره شده است:

وَ لَقد اَرسَلنا نوحًا وَ اِبراهیمَ وَ جَعَلنا فی ذُرّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الکِتابَ فَمِنهُم مُهتَدٍ وَ کَثیرٌ مِنهُم فاسِقونَ.[40]

و البته ما نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندانشان، نبوّت و کتاب آسمانی قرار دادیم، پس آنها برخی به راه حق هدایت یافتند و بسیاری به فسق و بدکاری شتافتند.

2. دعای پیامبر(ص) برای ابوطالب(ع)

پیامبر اکرم(ص) بسیار عمویش را دوست داشت و از اخلاق پسندیده و حمایت هایش خشنود بود. یکی از کارهایی که پیامبر اکرم راجع به عمویش انجام داد طلب آمرزش برای او بود. ایشان وقتی خبر رحلت عمویش را شنید با تأثر برای ایشان طلب مغفرت و رحمت کرد:

لما توفّی ابوطالب اخبرت رسول الله فبکا بکاءا شدیداً ثم قال: اذهب فغسّله و کفّنه و وارِه غَفَرَ اللهُ لَه وَ رَحمَه.[41]

وقتی پیامبر اکرم خبر وفات ابوطالب را شنیدند گریه شدیدی کردند و برای غسل و کفن و دفن او دستور دادند و فرمودند: خداوند او را بیامرزد و رحمت کند.

همچنین پیامبر اکرم(ص) به هنگام خاک سپاری حضرت ابوطالب(ع) فرمودند:

اما والله لاستغفرنّ لک و لاشفعنّ فیک شفاعةً یعجبُ لک الثّقلان.[42]

به خدا سوگند برای تو طلب مغفرت می کنم و در حقّ تو آن گونه شفاعت می کنم که جن و انس از آن دچار شگفتی شوند.

پیامبر(ص) علاوه بر طلب آمرزش و رحمت، وقتی ابوطالب(ع) در بستر بیماری و رحلت بود، برایش دعای خیر کردند:

یا عمّ کفلت یتیما و ربیت صغیرا و نصرت کبیرا، فجزاک الله عنی خیرا.[43]

عموجان! از یتیم سرپرستی کردی، کوچک را تربیت کردی، بزرگ را یاری کردی. خداوند بهترین پاداش را از ناحیه من به تو عنایت کند.

در روایتی پیامبر اکرم(ص) در جواب عمویشان، عبّاس که درباره ابوطالب(ع) پرسیده بود، می فرماید:

عندما سأله عمّه العباس: ما ترجو لابی طالب؟ قال: کلّ الخیر ارجو من ربّی.[44]

عبّاس بن عبدالمطلب از رسول اکرم(ص) پرسید: برای ابوطالب چه امیدی داری؟ فرمود: برای او امید هر خیری را از پروردگار دارم.

وقتی در مدینه خشکسالی شد و پیامبر اکرم(ص) برای رفع این خشکسالی نماز باران خواندند، باران رحمت شروع به باریدن کرد. در این هنگام نبی اکرم(ص) تبسّمی کرد و فرمود:

لِلّه دَرُّ اَبی طالِبٍ، لَو کانَ حَیّاً لَقَرَّت عَینُهُ.[45]

خیر کثیر ابوطالب با خدا است. اگر زنده بود دیدگانش روشن می شد.

ابوطالب(ع) همیشه مشمول دعای خیر برادرزاده اش بود. در روایات آمده است که خود ابوطالب(ع) از پیامبر درخواست کرد برای کسالتی که دارد از خداوند، دعا و طلب شفا کند و پیامبر نیز این درخواست را اجابت کرد:

اَنّ ابا طالب مرض فدخل علیه رسول الله(ص) فقال: یا ابن اَخ ادع ربک الذی تعبده اَن یعافینی. فقال النبی(ص): اللّهم اشف عمّی. فقام فکاَنّما اَنشط من عقال.[46]

ابوطالب مریض شد. پیامبر به عیادتش رفت. ابوطالب گفت: ای پسر برادرم! از خدایی که عبادتش می کنی بخواه تا مرا عافیت دهد. حضرت دعا کرد: «خدایا! عمویم را شفا بده.» پس ابوطالب برخاست و نشست مثل اینکه از بند آزاد شد!

نمونه هایی که گذشت، طلب خیر و رحمت از سوی پیامبر(ص) برای ابوطالب(ع) بود. پیامبر(ص) نه تنها برای او دعا کردند، بلکه خود را شافع ایشان در روز قیامت دانستند:

قال رسول الله(ص): لو قمت المقام المحمود، لشفعت لابی و امّی و عمّی و اخ لی کان مواخیا فی الجاهلیّة.[47]

پیامبر اکرم(ص) فرمود: وقتی در جایگاه خود در مقام محمود بایستم، شفاعت می کنم پدرم و مادرم و عمویم را و برادری که در جاهلیت با من برادری و عهد اخوّت داشت.

بنا بر این سیره پیامبر(ص)، می توان برای این بزرگ مرد دعا کرد و در هنگام زیارت ایشان دست به دعا برداشت و برای خود و ابی طالب(ع) نیایش، طلب آمرزش و خیر و قرائت فاتحه کرد.

3. دعا و صلوات حضرت علی(ع) برای ابوطالب(ع)

علی(ع) فرزند ابی طالب(ع) نیز علاوه بر دفاع از ایشان در مقابل معاندان و بدگویان، در رثای پدرش ابیاتی سرود و برای او صلوات فرستاد و او را ولی نعمت خویش خواند:

اباطالب عصمة المستجیر
و غیث المحول و نور الظلم

لقد هد فقدک اهل الحفاظ
فصلی علیک ولیّ النعم

ولقاک ربک رضوانه
فقد کنت للمصطفی خیر عم[48]

به درستی که ابوطالب عصمت پناه دهنده و ابر پرباران و نوری در تاریکی بود. همانا از دست دادن تو ضربه ای سنگین برای اهل حفاظ بود. پس صلوات بر تو ای ولی نعمت ما، پروردگارت تو را با خشنودی اش ملاقات کرد و تو بهترین عموی پیامبر(ص) بودی.

4. دعای ابوطالب(ع) برای مردم

بر خلاف کسانی که با بی انصافی ابوطالب(ع) را دور از معنویات می دانند، دعا و نیایش با معبود، موضوعی است که در زندگی معنوی ابوطالب(ع) نقش و جایگاه ویژه ای داشت. تاریخ گزارش داده که او در هر مشکلی دست به دعا بر می داشت و از خداوند، درخواست کمک می کرد. وقتی قریش به اذیّت پیامبر(ص) همّت گماشتند، ابوطالب(ع) فرزندان عبدالمطلب را جمع کرد و به خداوند بر ظلمی که قریش به بنی هاشم و به خصوص پیامبر(ص) روا داشتند شکایت و از او درخواست پیروزی کرد:

بالاسناد عن ابن اسحاق قال: فلما سمعت بذلک قریش و راوا من ابی طالب الجد، و ایسوا منه، امدوا لبنی عبدالمطلب الجفاء، و انطلق بهم ابوطالب، و قاموا بین استار الکعبة، فدعوا الله علی ظلم قومهم لهم، و فی قطیعتهم ارحامهم و اجتماعهم علی محاربتهم، و تناولهم سفک دمائهم. فقال ابوطالب: اللهم انّ قومنا ابی النصر علینا فعجّل نصرنا، و حلّ بینهم و بین قتل ابن اخی. ثم اقبل الی جمع قریش، و هم ینظرون الیه و الی اصحابه. فقال ابوطالب رحمه الله: ندعو ربّ هذا البیت علی القاطع المنتهک للمحارم، والله لتنهنّ عن الذی تریدون، او لینزل الله بکم فی قطیعتنا بعض الذی تکرهون.[49]

ابن اسحاق می گوید وقتی اخبار پیامبر(ص) در دعوت به خداپرستی و نفی خدایان به قریش رسید و دیدند ابوطالب [بر حمایت از پسر برادرش] جدّیت دارد از او ناامید شدند. آنها شروع به جفا و ستم بر فرزندان عبدالمطلب کردند. ابوطالب با فرزندان عبدالمطلب به سمت خانه خدا حرکت کرد و کنار کعبه ایستاد و پرده را گرفت و خدا را به سبب ظلمی که به آنها شده بود و قطع رحم قریش و هم پیمانی شان بر جنگ با ایشان و ریختن خونشان خواست. پس ابوطالب گفت: «خدایا! قوم ما بر کمک به ما ابا کردند، پس در پیروزی ما تعجیل کن و بین آنها و کشتن پسر برادرم حائل شو.» سپس رو به جماعت قریش کرد، در حالی که آنها به ابوطالب و یارانش نگاه می کردند. سپس ابوطالب فرمود: «ما پروردگار این خانه را علیه کسی که هتک کننده محارم است خواندیم. به خدا قسم یا از چیزی که اراده کردید دست برمی دارید یا اینکه خدا به سبب اینکه با ما قطع رحم کردید، چیزی را که از آن اکراه دارید بر شما نازل می کند.»

ارتباط ابوطالب(ع) با معبود به حدّی قوی بود که دعای ایشان فوراً به اجابت می رسید. در تاریخ درج شده است که در زمان ایشان، قحط سالی بزرگی مکّه و اطرافش را فرا گرفت. مردم پس از ناامیدی از کمک بت هایشان به سوی خانه ابوطالب(ع) رفتند. آنها قحط سالی، خشکی بیابان، گرسنگی و تشنگی مکّیان را یادآور شدند و از ایشان خواستند برای نزول باران دعا کند. ابوطالب(ع) دست پیامبر را که در آن زمان نوجوان بود و سیمایش همچون ماه می درخشید گرفتند و به همراه جمعیت به سوی کعبه رهسپار شدند. مردم دیدند که ابوطالب(ع) پیامبر(ص) را به کعبه چسبانید و با انگشتانش به سوی آسمان اشاره کرد و با زبانی تضرّع آمیز به درگاه خدا دعا کرد. طولی نکشید که پاره های ابر از اطراف گرد آمد و باران بسیار بارید و مردم را از خشک سالی نجات داد.[50]

در روایتی دیگر ایشان برای رفع زلزله دعا فرمودند:

عن رسول الله(ص): ارتجت الارض و زلزلت بهم ایّاما حتّی لقیت قریش من ذلک شدّة و فزعوا. .. فصعد ابوطالب الجبل. .. فبکی ابوطالب و رفع الی الله تعالی یدیه و قال: الهی و سیّدی اسالک بالمحمّدیّة المحمودة و بالعلویّة العالیة و بالفاطمیّة البیضاء الّا تفضّلت علی تهامة بالرأفة و الرحمة.[51]

از رسول خدا(ص) روایت شده است که چند روز پیاپی زمین لرزه اتفاق افتاد، آنچنان که قریش به شدّت ترسیدند. .. پس ابوطالب از کوه بالا رفت. .. ابوطالب گریست و دست هایش را بلند کرد و گفت: «پروردگارا! ای سروَر من! از تو سؤال می کنم به حرمت محمودی محمّد و به علوّ علوی و به حرمت رخشان فاطمه که نسبت به تهامه رأفت و رحمت فرمایی.

عبدالله بن عبدالمطلب با برادرش ابوطالب(ع) از یک مادرند. در ماجرای ذبح فرزند عبدالمطلب، وقتی قرعه به نام عبدالله می افتد، ابوطالب دست به دعا برمی دارد و از خداوند می خواهد تا عبدالله را بر او ببخشد:

فخرج السهم علی عبد الله. .. فامسک ابوطالب یده ثم قال: اللهم اجعلنی فدیته و هب لی ذبحته. فکانوا یضربون القداح علی عبد الله و علی عشرة فیخرج السهم علی عبد الله الی ان جعلها مائة و ضرب فخرج القدح علی الابل فکبّر عبد المطلب و کبّرت قریش.[52]

پس قرعه به نام عبدالله افتاد. پس ابوطالب دستش را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا برای من عوض قربانی عبدالله فدیه ای قرار بده و ذبح او را بر من ببخش. پس قرعه را بر عبدالله و ذبح ده شتر زدند. قرعه بر عبدالله افتاد تا اینکه قرعه را صد شتر قرار دادند و قرعه بر شتران افتاد. پس عبدالمطلب و قریش تکبیر گفتند.

گزاره های فوق نشان از توجّه ابوطالب(ع) به خداوند خویش و همچنین توجّه پروردگار به خواسته های این مرد الاهی دارد تا جایی که بسیاری از این حوائج به سرمنزل مقصود رسیده و اجابت شد. با توجّه به این خصوصیّت ابوطالب(ع)، خوب است این مرد بزرگ واسطه حوائج قرار گیرد و حتّی در کنار قبر ایشان یا در زیارتش طلب حاجت شود. حضرت ابوطالب(ع) در ارتباط با معبودش، هم داعی و هم مدعو بوده است. ایشان قبل از تولّد، در زندگی و پس از رحلت خویش، مشمول دعای پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و حضرت ابراهیم(ع) قرار گرفته است. همچنین، در طول زندگی، از دعاکردن برای دیگران دریغ نفرموده و فرزندان عبدالمطلب و عموم مردم را دعا کرده است. تاریخ، استجابت برخی از این دعاها را ذکر کرده است.

نتیجه

در بررسی زیارت ها و دعاهای مرتبط با حضرت ابوطالب(ع) به نکات بسیار مفیدی دست می یابیم. زیارت ایشان به دلیل ایمان محکمشان و حمایت هایشان از پیامبر اکرم(ص) از امور پسندیده محسوب می شود. این را می توان از تحلیل و تطبیق مقام وصایت و ایمان ایشان با مقام اصحاب کهف دریافت کرد. در زیارت پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) به سلام و زیارت ابوطالب(ع) پرداخته شده و این معارف می تواند نشان دهنده فضیلت زیارت این مرد الاهی باشد. با محور قراردادن موضوع دعا در زندگی ایشان نیز معارف نابی استفاده می شود. پیامبرانی مانند حضرت ابراهیم(ع) و پیامبر اکرم(ص) و نیز امام اوّل شیعیان، برای این شخصیت دعا کردند. پس شایسته است مؤمنان با تأسّی از پیامبر و امامشان از این عمل غفلت نورزند. همچنین، با توجّه به روایات و نقل های تاریخی درباره دعاهای ابوطالب(ع) برای سایر افراد و نیز مستجاب الدعوه بودن این مرد بزرگ، می توان از او درخواست دعا کرد و ایشان را واسطه نیایش به درگاه الاهی قرار داد.

کتاب نامه

1. قرآن کریم.

2. الإحتجاج علی أهل اللجاج، طبرسی، احمد بن علی، مشهد: نشر مرتضی، 1403ق.

3. الإصابة فی تمییز الصحابة، ابن حجر العسقلانی، أبو الفضل أحمد بن علی بن محمّد بن أحمد، بیروت: دار الکتب العلمیة، 1415ق.

4. إعتقادات الإمامیة، ابن بابویه (صدوق)، محمّد بن علی، قم: کنگره شیخ مفید، 1414ق.

5. الإقبال بالأعمال الحسنة، ابن طاووس، علی بن موسی، قم: بی نا، 1376ق.

6. الأمالی، ابن بابویه (صدوق)، محمّد بن علی، تهران: کتابچی، 1376ش.

7. الامالی، طوسی، محمّد بن الحسن، قم: دار الثقافة، 1414ق.

8. إیمان ابی طالب (الحجة علی الذاهب إلی کفر ابی طالب)، الموسوی، فخار بن معد، قم: دار سید الشهداء للنشر، 1410 ق.

9. بحار الأنوار، مجلسی، محمّد باقر بن محمّد تقی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1403ق.

10. بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، طبری آملی، عماد الدین أبی جعفر محمّد بن أبی القاسم، نجف، بی نا، 1383 ق.

11. البلد الأمین و الدرع الحصین، عاملی کفعمی، ابراهیم بن علی، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، 1418ق.

12. تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، احمد بن اسحاق، بیروت: دار صادر، 1379 ق.

13. تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، علی بن حسن، بیروت: دار الفکر، بی تا.

14. تذکرة الخواص من الامة بذکر خصائص الائمة، ابن جوزی، یوسف بن قزاغلی، بیروت: المجمع العالمی لاهل البیت(ع)، ۱۴۳۳ق.

15. تفسیر القمی، قمی، علی بن ابراهیم، قم: دار الکتاب، 1404ق.

16. تهذیب الأحکام، طوسی، محمّد بن الحسن، تهران: دار الکتب الإسلامیة، 1407ق.

17. حلیة الأبرار فی أحوال محمّد و آله الأطهار(ع)، بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، قم: مؤسسة المعارف الإسلامیة، 1411ق.

18. الخرائج والجرائح، قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، قم: مؤسسه امام مهدی (ع)، 1409ق.

19. الدر المنثور، جلال الدین السیوطی، عبد الرحمن بن أبی بکر، بیروت: دار الفکر، 1414 ق.

20. الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم، شامی، یوسف بن حاتم، قم: جامعه مدرسین، 1420ق.

21. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، فتال نیشابوری، محمّد بن احمد، قم: رضی، 1357ش.

22. سیرة الحلبیة، أبو الفرج الحلبی، علی ابن ابراهیم، بیروت: دار الکتب العلمیة، 1427ق.

23. شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(ع)، ابن حیون مغربی، نعمان بن محمّد، قم: جامعه مدرسین، 1409ق.

24. شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1404ق.

25. طبقات الکبری، ابن سعد، بیروت: دار صادر، 1960ق.

26. الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ابن طاووس، علی بن موسی، قم: خیام، 1400ق.

27. العدد القویة، حلی، رضی الدین، تصحیح: سید مهدی رجائی، قم: کتابخانه عمومی آیت الله مرعشی نجفی، 1408ق.

28. غرر الاخبار و درر الآثار فی مناقب الاطهار، دیلمی، حسن بن محمّد، قم: دلیل ما، 1385ش.

29. فروغ ابدیت، س‍ب‍ح‍ان‍ی ت‍ب‍ری‍زی، ج‍ع‍ف‍ر، قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1370ش.

30. فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ابن عقده کوفی، احمد بن محمّد، قم: دلیل ما، 1424ق.

31. الفضائل، ابن شاذان قمی، محمّد ابن احمد، قم: رضی، 1363 ق.

32. قصص الأنبیاء(ع)، قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، مشهد: مرکز پژوهش های اسلامی، 1409ق.

33. الکافی، کلینی، محمّد بن یعقوب، تهران: دار الکتب الإسلامیة، 1407ق.

34. کامل الزیارات، ابن قولویه، جعفر بن محمّد، نجف: دار المرتضویة، 1356ق.

35. کتاب المزار؛ مناسک المزار، مفید، محمّد بن محمّد، قم: کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 1413ق.

36. کشف الغمة فی معرفة الأئمة، اربلی، علی بن عیسی، تبریز: بنی هاشمی، 1381ش.

37. کمال الدین و تمام النعمة، ابن بابویه، محمّد بن علی (صدوق)، تهران: اسلامیه، 1395ق.

38. کنز الفوائد، کراجکی، محمّد بن علی، قم: دار الذخائر، 1410ق.

39. مختصر البصائر، حلی، حسن بن سلیمان، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، 1421 ق.

40. المزار الکبیر، ابن مشهدی، محمّد بن جعفر، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1419ق.

41. المزار، عاملی (شهید اول)، محمّد بن مکی، قم: مدرسه امام مهدی(ع)، 1410 ق.

42. المصباح للکفعمی (جنة الأمان الواقیة)، عاملی کفعمی، ابراهیم بن علی، قم: دار الرضی (زاهدی)، 1405ق.

43. من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمّد بن علی (صدوق)، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413ق.

44. مناسک الحج، گلپایگانی، سیّد محمّدرضا، قم: دار القرآن، 1413 ق.

45. مناسک حج، روحانی، سید محمّد، قم: مؤسسة المنار، 1414ق.

46. مناقب آل ابی طالب(ع)، ابن شهرآشوب مازندرانی، محمّد بن علی، قم: علامه، 1379ش.

47. مواهب الواهب فی فضائل والد امیر المؤمنین ابی طالب(ع)، النقدی، جعفر بن محمّد، بیروت، شرکة الکتبی، 1341ق.

پی نوشت ها:

[1] الحجّة علی الذاهب، ص140:. .. محمّد بن علی الباقر(ع) اَنّه قال: مات ابوطالب بن عبدالمطلب مسلماً مؤمنا. وقتی ابوطالب، فرزند عبدالمطلب، از دنیا رفت مسلمان و مؤمن بود.

[2] حلیة الابرار، ج6، ص45: محمّد بن علی الباقر(ع) قال: لو وضع ایمان ابی طالب فی کفّة میزان و ایمان هذا الخلق فی الکفّة الاخری لرجح ایمانه. اگر ایمان ابوطالب در کفه ترازو قرار گیرد و ایمان بقیه بندگان در کفه دیگر ترازو، ایمان ابوطالب رجحان پیدا می کند؛ شرح نهج البلاغة، ج14، ص68.

[3] بحار الانوار، ج35، ص115.

[4] روضة الواعظین، ج۱، ص۷۷: عن برید بن قعنب و جابر الانصاری اَنّه کان راهب یقال له المثرم بن دعیب قد عبد الله مئة و تسعین سنة و لم یسأله حاجة فسال ربه ان یریه ولیا له فبعث الله بابی طالب الیه فساله عن مکانه و قبیلته فلمّا اجابه وثب الیه و قبل رأسه و قال: الحمد لله الذی لم یمتنی حتّی ارانی ولیه ثم قال: ابشر یا هذا انّ الله الهمنی انّ ولدا یخرج من صلبک هو ولیّ الله اسمه علی فان ادرکته فاقرأه منّی السلام.

[5] الکافی، ج1، ص446: عن ابی عبد الله(ع) قال: نزل جبرئیل(ع) علی النبی(ص) فقال: یا محمّد اِنّ ربّک یقرئک السلام و یقول: اِنّی قد حرمت النار علی صلب اَنزلک و بطن حملک و حجر کفلک فالصلب صلب اَبیک - عبدالله بن عبدالمطلب - و البطن الذی حملک فآمنة بنت وهب و امّا حجر کفلک فحجر ابی طالب.

[6] در برخی کتب متأخّر زیارت نامه هایی هست که با جست وجوی متون آنها در منابع پیشین، اثری از آن یافت نشد. با بررسی های انجام شده دو زیارت نامه درباره حضرت ابوطالب(ع) نقل شد است. متن زیارت نامه اوّل چنین است: «السلام علیک یا سید البطحاء و ابن رئیسها، السلام علیک یا وارث الکعبة بعد تأسیسها، السلام علیک یا کافل الرسول و ناصره، السلام علیک یا عمّ المصطفی و ابا المرتضی، السلام علیک یا بیضة البلد، السلام علیک ایّها الذاب عن الدین، و الباذل نفسه فی نصرة سید المرسلین، السلام علیک و علی ولدک امیر المؤمنین و رحمة اللّه و برکاته.» (مناسک حج روحانی، ص169؛ مناسک الحج گلپایگانی، ج1، ص468)زیارت نامه دیگری نیز در مواهب الواهب موجود است که بدون اشاره به منبع اصلی، فقط به کتب اصحاب و معصوم نسبت داده شده است: «و هذه الزیارة لابی طالب(ع) نسبها بعض الاصحاب فی کتاب له الی المعصومین(ع): السلام علیک یا سید البطحاء و ابن رئیسها، السلام علیک یا کافل رسول الله(ص)، السلام علیک یا حافظ دین الله، السلام علیک یا عمّ المصطفی، السلام علیک یا ابا المرتضی، السلام علیک یا والد ائمّة الهدی، کفاک بما اولاک الله شرفا و نسبا و حسبا و حسبک بما اَعطاک الله عزّا و فخرا، السلام علیک یا شرف الوجود، السلام علیک یا ولیّ المعبود، السلام علیک یا حارس النبی الموعود، السلام علیک یا من رزق ولدا هو خیر مولود، السلام علیک یا من خصص بالولد الزکی الطاهر المطهر العلی، هو علی اشتق اسمه من العلی، هنیئا لک ثمّ هنیئا لک بولد هو المرتضی من الرسول، و زوج البتول و سیف الله المسلول و اَخ الرسول، هنیئا ثمّ هنیئا لک هو المرتضی و هو من محمّد المصطفی بمنزلة هارون من موسی، و هنیئا لک ثمّ هنیئا لک بولد هو شریک النبوّة و المخصوص بالاخوّة و السلام علیک و رحمة الله و برکاته، و هنیئا لک بولد هو کاشف الغمّة و امام الائمّة، و ابو الائمّة، و هنیئا لک بولد هو قسیم الجنّة و النار و نعمة الله علی الابرار و نقمه الله علی الفجّار، السلام علیک و علیه و علیهم اجمعین و رحمة الله و برکاته و رضوانه و تحیّاته و جمعنا الله و ایاک فی دار السلام مع نبیّه و انبیائک المعصومین انّه قریب مجیب.» (مواهب الواهب، ص300) زیارت نامه های مذکور را، علاوه بر بررسی سندی، می توان بررسی محتوایی هم کرد. با جست وجوی عبارت های این دو زیارت نامه در کتب پیشین می توان به برخی روایات و گزاره های تاریخی در این باره دست یافت. مثلاً عبارت «کافل الرسول » به شکلی در زیارت پیامبر(ص) منعکس شده است. سایر فقرات این زیارت نامه ها نیز با ایمان ابوطالب(ع)، نسبت او با پیامبر و حضرت علی(ع) و همچنین حمایت او از این دو بزرگوار قابلیت تطابق دارد؛ امّا با توجه به یافته نشدن این زیارت نامه ها در متون کهن، شاید بتوان گفت این متون، مضمونی از گزاره های تاریخی و روایی است که در مجموعه ای گرد آمده است.

[7] الامالی للصدوق، ص366؛ بحار الانوار، ج35، ص72.

[8] الکهف، 21.

[9] دعایی نیز در آیه 10 سوره کهف به نقل از اصحاب کهف وجود دارد: «اِذ اَوَی الْفتیَةُ اِلَی الکَهفِ فَقالوا رَبَّنا آتِنا مِن لَدُنکَ رَحمَةً وَ هَیِّئ لَنا مِن اَمرِنا رَشداً».

[10] از باب نمونه روایتی از امام کاظم(ع) درباره زیارت افراد صالح وجود دارد: «علی بن عثمان الرازی قال: سمعت ابا الحسن الاوّل(ع) یقول: من لم یقدر علی زیارتنا فلیزر صالحی اخوانه یکتب له ثواب زیارتنا و من لم یقدر ان یصلنا فلیصل صالحی اخوانه یکتب له ثواب صلتنا.» (کامل الزیارات، ص319؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص73)

[11] کنز الفوائد، ج1، ص183: ابان بن محمّد بن یونس بن نباتة عن ابی عبد الله(ع) انّه قال: یا یونس ما یقول الناس فی ایمان ابی طالب؟ قلت: جعلت فداک یقولون هو فی ضحضاح من نار یغلی منها امّ رأسه. فقال: کذب اَعداء الله اِنّ اَباطالب من رفقاء النبیّین و الصدّیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا.

[12] المزار الکبیر، ص601؛ المزار للمفید، ص218.

[13] اعتقادات الامامیة، ص110.

[14] الکافی، ج1، ص445، ح18.

[15] المزار للمفید، ص221؛ تهذیب الاحکام، ج6، ص106.

[16] الاقبال، ج2، ص604؛ المزار للشهید، ص11.

[17] بحار الانوار، ج97، ص189 نقلا من نسخة قدیمة من مؤلّفات اصحابنا.

[18] الاصابة، ج7، ص196: ابن هاشم بن عبد مناف بن قصی القرشی الهاشمی، عمّ رسول اللَّه(ص) شقیق ابیه، امّهما فاطمة بنت عمرو بن عائذ المخزومیة، اشتهر بکنیته، و اسمه عبد مناف علی المشهور؛ و قیل عمران.

[19] فروغ ابدیت، ج۱، ص361: گاه گفته می شود نام او «عمران» است، چنان که در زیارت نامه که مستحب است از دور خوانده شود، پیامبر را چنین خطاب می کنیم: «السلام علی عمک عمران ابی طالب».

[20] غرر الاخبار، ص104: کان اسمه عمران.

[21] فضائل امیرالمؤمنین(ع) عن یونس بن ظبیان عن ابی عبد الله(ع)، ص143؛ المزار الکبیر عن صفوان الجمال عن ابی عبد الله(ع)، ص219 و عن یوسف الکنانی و معاویة بن عمار عن ابی عبدالله(ع)؛ البلد الامین، ص293؛ المصباح للکفعمی، ص478 من دون الاسناد الی المعصوم(ع). ص225؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص90؛ المزار للمفید، ص81.

[22] در روایتی دیگر از پیامبر(ص) به این پاکی اشاره شده است: «حدّث جابر بن عبد الله رضی الله عنه: سألت رسول الله(ص). .. اطلع الله جلّت عظمته علیّا من ظهر طاهر و هو ابوطالب، و استودعه خیر رحم و هی فاطمة بنت اسد.» (الفضائل لابن شاذان، ص55؛ الدر النظیم، ص229؛ روضة الواعظین، ج1، ص77؛ بحار الانوار، ج35، ص100)

[23] المزار الکبیر، ص224؛ بحار الانوار، ج97، ص331، ح30.

[24] بحار الانوار، ج90، ص325.

[25] کمال الدین، ج1، ص175؛ الخرائج والجرائح، ج3، ص1075.

[26] المزار الکبیر، ص249؛ بحار الانوار، ج97، ص344، ح33.

[27] قصص الانبیاء، ص317؛ السیرة الحلبیة، ج1، ص353.

[28] تفسیر عیّاشی، ج1، ص257؛ الکافی، ج8، ص340؛ مختصر البصائر، ص345.

[29] شرح الاخبار، ج3، ص17.

[30] الامالی الطوسی، ص463؛ کشف الغمة، ج1، ص402؛ حلیة الابرار، ج1، ص140.

[31] ایمان ابی طالب، ص248؛ بحار الانوار، ج35، ص127.

[32] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵.

[33] تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵.

[34] تذکرة الخواص، ص19؛ الطبقات الکبری، ج1، ص99؛ تاریخ مدینة دمشق، ج66، ص366، ح8613؛ الدر المنثور، ج3، ص506.

[35] الامالی للطوسی، ص305 و 702؛ کنز الفوائد، ج1، ص83؛ بشارة المصطفی، ص202؛ الاحتجاج، ج1، ص230.

[36] بحار الانوار، ج35، ص112؛ مناقب آل ابی طالب، ص85.

[37] شاید این روایت دستورالعملی مجرّب برای یافتن شیء گم شده یا برای اعاده مال از بدهکار باشد.

[38] الکافی، ج4، ص544؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص520.

[39] ابراهیم، 35.

[40] حدید، 26.

[41] تذکرة الخواص، ص19؛ الطبقات الکبری، ج1، ص99؛ تاریخ مدینة دمشق، ج66، ص366، ح8613؛ الدرّ المنثور، ج3، ص506.

[42] بحار الانوار، ج35، ص63؛ شرح نهج البلاغة، ج14، ص76.

[43] امالی، ص243؛ بحار الانوار، ج35، ص68.

[44] کنز الفوائد، ج1، ص184؛ الطرائف، ج1، ص305؛ شرح نهج البلاغة، ج14، ص68.

[45] الامالی للطوسی، ص75؛ مناقب آل ابی طالب، ج1، ص23 و 137؛ روضة الواعظین، ج1، ص139.

[46] الخرائج والجرائح، ج1، ص49؛ بحار الانوار، ج18، ص10، ح16.

[47] تفسیر قمی، ج1، ص380.

[48] ایمان ابی طالب، ص 122؛ الدرّ النظیم، ص 219، بحار الانوار، ج 3، ص 114.

[49] حلیة الابرار، ج1، ص98.

[50] تاریخ الاسلام، ج1، ص53؛ دلائل الامامة، ج1، ص53.

[51] مناقب آل ابی طالب، ج2، ص173؛ روضة الواعظین، ج1، ص78؛ بحار الانوار، ج35، ص11.

[52] العدد القویة، ص135؛ مناقب آل ابی طالب، ج1، ص21؛ الدرّ النظیم، ص23؛ بحار الانوار، ج15، ص112.

کلمات کلیدی
آداب حج  |  ادعیه و زیارات  |  معارف حدیث  |  زیارت نامه ابوطالب  |  حرم ابوطالب  |  عزاداری بر ابوطالب  |  شفاعت ابوطالب  | 
لینک کوتاه :