گنجینه معارف

نقش اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن

در تاریخ معاصر ایران حضور زنان در عرصه های سیاسی اجتماعی را میتوان در جنبش تنباکو، نهضت مشروطه و پس از آن در دوران پهلوی اول و دوم مشاهده کرد. انقلاب اسلامی ایران تحولات سیاسی اجتماعی عمیقی را در پی داشت که زنان نیز از این تحولات برکنار نبودند. استمرار مشارکت گسترده زنان در پدیده انقلاب اسلامی و نحوه حضور آنان در عرصه سیاسی اجتماعی و دیدگاهی که پس از انقلاب اسلامی درباره زنان و مشارکت سیاسی اجتماعی آنان شکل گرفت، نقطه عطفی در این دوره بود. این پژوهش با روش تاریخی-تحلیلی در پی پاسخ گویی به این سؤال اصلی است که تأثیر اندیشه سیاسی امام خمینی در فراهم آوردن حضور گسترده و مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی و پس از ان چیست؟ براساس اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی(ره) یکی از مسائل مهم در جهان معاصر نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریهاست. با توجه به اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) تفسیری جدید از تعالیم اسلام درباره حضور سیاسی اجتماعی زنان شکل گرفت که زمینه لازم برای استمرار شرکت فعال و صحیح زنان در عرصه سیاست و اجتماع را فراهم کرد.

منبع : فصلنامه پژوهش های انقلاب اسلامی، بهار 1400، شماره 36 , وکیلی، الهه , استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند تعداد بازدید : 43     تاریخ درج : 1402/11/18    

مقدمه

نقش اندیشه سیاسی روحانیون و تأثیر آن در تحولات و حوادث سیاسی کشور به ویژه در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی از مقولات مهم تاریخ معاصر ایران میباشد. رویکرد سیاسی روحانیون و نهاد دین در قبال مسائل مستحدثه و پیچیده سیاسی که در فاصله ی مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن در ایران رخ داد بر بستر حوادث تاریخی، شکل گرفت که به دلیل ویژگیهایش، منحصر به فرد و از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. لذا با توجه به نقش ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی در گذشته ی تاریخی مردم ایران، جامعه ایران همواره در پیوند عمیق با مذهب قرار داشته است.

با تضعیف ارکان مشروطیت در ایران و قدرت گیری رضاخان و بسط دیکتاتوری فردی او پایه های یک نظام استبدادی مجددا فراهم شد. پس از وی و در دهه های پایانی رژیم پهلوی با تلاش جدی نخبگان دینی، اسلام به عنوان ایدئولوژی مبارزه مطرح گردید و تصوری از جامعه مطلوب را در ذهن مردم ایجاد نمود که با واقعیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم بر جامعه در تعارض بود.

در این زمان روحانیون مبارز در صحنه ی فکری و مبارزاتی، نقش مهمی برای شکل گیری قیام علیه نظام استبدادی شاهنشاهی ایفا نمودند، به طوری که با حمایت و پشتیبانی توده مردم، روحانیت توانست با رهبری امام خمینی نقشی تعیین کننده در جریان انقلاب اسلامی و پیروزی آن داشته باشد.

نقلاب اسلامی همانند نقطه عطفی، تحولات سیاسی اجتماعی عمیقی را در پی داشت که زنان نیز از این تحولات برکنار نبودند. نحوه مشارکت زنان در پدیده ی انقلاب اسلامی، دیدگاه رژیم پهلوی به زنان و نحوه ی حضور و مشارکت آنان در عرصه ی سیاسی اجتماعی در این دوره و دیدگاهی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در استمرار مشارکت سیاسی اجتماعی زنان شکل گرفت یکی از موضوعاتی است که به درک عمیق تر پدیده انقلاب اسلامی، شناخت نقش رهبری امام خمینی و اندیشه فقهی سیاسی ایشان در پیروزی انقلاب اسلامی کمک خواهد نمود.

ایشان در مورد زن و اهمیت نقش او دیدگاه های جامعی براساس جهان بینی مکتب اسلام ارائه نمود.

به علاوه با توجه به رشد آگاهیهای سیاسی- اجتماعی زنان و هم چنین افزایش چشم گیر تحصیلات آن ها به ویژه در سطح آموزش عالی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پرسشی که مطرح میشود این است که: اندیشه سیاسی امام خمینی چه نقشی در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی داشته است؟

به نظر می رسد اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی تفسیری جدید از تعالیم اسلام در زمینه های فرهنگی برای حضور فعال و فراگیر زنان در عرصه های سیاست و اجتماع فراهم نمود و توده زنان از حضور گسترده اجتماعی و سیاسی بیشتری در جریان انقلاب و پس از آن برخوردار گردیدند. اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)، زنان را به تداوم حضور سیاسی اجتماعی مؤثر در چارچوب احکام و فرامین شرعی و قانوعی دعوت کرد. به نظر ایشان حق دخالت در سرنوشت و حضور فعال سیاسی اجتماعی زنان، هم حق و هم تکلیف است. بنابراین زنان ایران به عنوان نیمی از جمعیت، به طور مستقیم و غیرمستقیم در سرنوشت جامعه خویش حضور پررنگ دارند.

مقایسه تاریخی نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی که به رهبری روحانیت و مرجعیت صورت گرفت، نشان میدهد حضور گسترده و فراگیر توده زنان در صحنه سیاست و اجتماع فقط در انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته و این امر نمایانگر آن است که اندیشه فقهی سیاسی مرجعیت در این راستا نقشی تعیین کننده داشته است.

این مقاله بر آن است تا با روش تاریخی-تحلیلی پس از بررسی نقش زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی، اهمیت نقش اندیشه سیاسی امام خمینی و نحوه تأثیرگذاری آن در فراگیر شدن حضور سیاسی اجتماعی زنان در روند انقلاب اسلامی و پس از آن را مورد واکاوی قرار دهد.

مقام مرجعیت و اندیشه سیاسی

از زمانی که ایرانیان با مذهب تشیع آشنا شدند، اعتقادات اسلامی شیعی بر تمام جنبه های حیات فردی و جمعی آن ها در درون خانواده، اقتصاد، فرهنگ و سیاست، تأثیرگذار گردید، که این امر نشان از تأثیر عمیق عقاید و فرهنگ دینی در شکل گیری ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی جامعه ایران دارد.

به همین دلیل نیز نهاد روحانیت و علمای دینی همواره به عنوان قشر صاحب نفوذ و دارای اقتدار معنوی از جایگاه ویژه ای در نزد مردم و حتی نخبگان جامعه برخوردار بودند.

در تاریخ معاصر ایران کمتر تحول و تغییر سیاسی اجتماعی وجود داشته که حضور و تأثیر روحانیون در آن نباشد. در اغلب حرکت ها و تحولات، روحانیون یا به طور مستقیم در آن حضور داشتند و یا مواضع آن ها در این تحولات تأثیرگذار بوده است. حضور پررنگ و تأثیرگذار روحانیت در تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران تحت تأثیر ویژگیهای ساختار تشکیلاتی روحانیت میباشد که بر پایه فقاهت و مرجعیت به تدریج در طی یک صد و پنجاه سال اخیر شکل گرفته است. به طوری که مرجعیت به عنوان بالاترین سطح و مقام نهاد روحانیت محسوب میشود و مهم ترین نقش در تحرک بخشی و مشارکت جمعی روحانیون و هم چنین توده مردم و رهبری آن ها در نهضت ها و تحولات سیاسی را بر عهده دارد.

سلسله مراتب تشکیلاتی نهاد روحانیت مشتمل بر سطوح عالی (مقام مرجعیت)، میانی (سایر علما، مجتهدین و مدرسین) و پایینی (سایر روحانیون شامل: ائمه جماعات، وعاظ و طلاب) می باشد.

زمانی که یک مرجع در مقایسه با سایر مراجع دارای نفوذ اجتماعی گسترده و فراگیر باشد مقام مرجعیت و ساختار تشکیلاتی روحانیت تحت تأثیر زعامت ان مرجع قرار می گیرد که به عنوان مرجع عام شناخته می شود. بر این اساس اندیشه فقهی سیاسی وی در حوزه مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نقشی تأثیرگذار و تعیین کننده در میان مردم وتبعیت ان ها ایفا می نماید.

مذهبی بودن جامعه و توده های مردم امکان برقراری ارتباط بین روحانیون و مردم را به آسانی فراهم نمود و تحت تأثیر این مشخصه بنیادین، روحانیت به رهبری مرجعیت در تحولات سیاسی اجتماعی، نقش بسیج نمودن مردم و به حرکت درآوردن ان ها و سازمان دهی جامعه را بر عهده داشت.

با تزلزل و فساد نظام قاجار در سال های پایانی قرن ١٩ و بحران های اقتصادی-اجتماعی کشورهای اسلامی و رویارویی مسلمانان با فرهنگ غرب، جریان فقاهت و مرجعیت وارد دوران تازه ای شد به طوری که حضور فعال و پررنگ روحانیون در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر جنبش ها و نهضت های تاریخ معاصر ایران جایگاهی ممتاز و ویژه یافته است. این حضور نتیجه نقشی است که از مشارکت روحانیون به رهبری مقام مرجعیت در بسیج مردم علیه نظام سیاسی حاکم حاصل گردیده است. حرکت سیاسی اجتماعی روحانیت و میزان گستردگی و اثربخشی آن در سده ی اخیر به ویژه در این دو جنبش، تحت تأثیر قدرت رهبری، نفوذ اجتماعی و اقتدار معنوی مراجع دینی در نزد مردم و هم چنین چگونگی حضور عملی آن ها در عرصه سیاست قرار داشت. بدیهی است تحلیل نقش رهبری مراجع و اقدامات آن ها به ویژه در رابطه با چگونگی مشارکت سیاسی زنان و حضور آن ها در عرصه های اجتماعی بدون درک بنیان های فکری و اندیشه سیاسی آن ها که مبتنی بر فقه سیاسی بود، میسر نیست.

توانایی مقام مرجعیت در رهبری، از مؤلفه های بسیار مهم و مؤثر در تحولات سیاسی اجتماعی میباشد. منظور از توانایی، قدرت رهبری در بهره گیری از فرهنگ دینی و بهره برداری از شرایط معنوی و فکری جامعه، ارائه خطوط کلی و سیاست گذاریهای مبتنی بر فقاهت، شناخت زمان و مکان، مدیریت و هدایت کلیه منابع و امکانات موجود در جامعه به سوی آرمان ها و اهداف نهایی است که به نظر میرسد اندیشه فقهی سیاسی مقام مرجعیت نقشی تعیین کننده در این فرایند دارد.

چگونگی و گستردگی حضور روحانیت به رهبری مرجعیت و اثربخشی عملکرد آن در تحولات سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر ایران به میزان تمرکز مرجعیت نیز بستگی داشته است. در نهضت مشروطه مرجع تقلیدی که مورد اقبال عموم و یا اکثریت مردم باشد، وجود نداشت لذا رهبری روحانیت در سطح مرجعیت غیرمتمرکز و متکثر بود و به جهت کثرت مراجع، فاقد اقتدار معنوی و فراگیر مرجعیت عام بود و به همین دلیل نیز از استحکام ایدئولوژیک و اندیشه سیاسی منسجم در سطح مرجعیت برخوردار نبود. لذا مراجع تقلید متعدد با استنباط های فقهی سیاسی متفاوت و بعضا متضاد در صحنه مبارزات دوره مشروطه حضور داشتند که در نهایت به تفرق و گسست روحانیون منجر شد. هم چنان که در امر حضور و یا عدم حضور سیاسی اجتماعی زنان نیز تفاوت دیدگاه علما و مراجع دینی در دوره مشروطه به خوبی نمایان است.

در جریان انقلاب اسلامی نیز در ابتدای امر رهبری روحانیت همانند دوره مشروطه تحت تأثیر مراجع متعدد و مرجعیت متکثر و با اندیشه های سیاسی متفاوت قرار داشت لیکن با پذیرش توده ای رهبری امام توسط مردم، عملا مرجعیت متکثر در رهبری انقلاب، جای خود را به رهبری بلامنازغ و مرجعیت عام ایشان داد. به طوری که اندیشه فقهی سیاسی وی چراغ راه روحانیت و مردم، به ویژه حضور گسترده سیاسی اجتماعی توده زنان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و حرکت های پس از آن گردید.

علمای دوره مشروطه و مشارکت سیاسی اجتماعی زنان

مناقشات و تردیدهای موجود در رابطه با حقوق سیاسی زنان در عصر مشروطه توسط علما و مجتهدین، اعم از مشروطه خواه و مشروعه خواه، آشکارا نشان میدهد که در جریان نهضت مشروطه و پس از آن هیچ تحول مؤثری در این باره صورت نگرفته است. به طوری که دیدگاه و باور سنتی روحانیت درباره فاصله بنیادی زن و مرد و رانده شدن زنان به قلمرو زندگی خصوصی مردان هم چنان وجود دارد. لذا در راستا و متأثر از چنین اندیشه ای، توده زنان براساس انگیزه دینی و به دور از خواسته های صنفی در وقایع سیاسی دوره قاجاریه از جمله نهضت مشروطه که به رهبری روحانیت صورت گرفته است، مشارکت داشتند.

از طرفی در همین دوره، برخی مشروطه گران شیعه نیز همانند نوگرایان اهل سنت به رغم تأکید بر دولت شورایی در مواجهه با آزادی و مشارکت سیاسی زنان، اندیشه روشنی در گسست با تحلیل های سنتی در جهان اسلام ندارند. (فیرحی، ١٣٨٨: ٢٢٨) نظریه پردازی چون مرحوم نائینی «اساس سلطنت اسلامیه » را به «مشارکت تمام ملت در نوعیات مملکت بر مشورت با عقلای امت » میداند.

(حائری، ١٣٦٥: ٢٩٣) به نظر میرسد چنین امری نمیتواند با توجه به اندیشه سیاسی استادش آخوند خراسانی، از ذهن این مجتهد به دور مانده باشد که به عنوان یک «مسأله » نسبت به آن توجه ننماید. شاید به دلیل تعارض آشکار با موضع روحانیون سنتی، ترجیح داده است آن را مسکوت گذارده و از کنارش بگذرد.

برخلاف دیدگاه سنتی حاکم بر اندیشه سیاسی روحانیت در دوره مشروطه، به نظر می رسد آخوند خراسانی به عنوان شاخص ترین مرجع دینی مشروطه خواه، دیدگاهی متفاوت با دیدگاه سنتی روحانیت در عصر خویش داشته است، به گونه ای که وی را متمایز از دیگران می سازد. پاسخ آخوند خراسانی در نجف در مصاحبه با کاپیتن آنژینیور فرانسوی در زمان استبداد صغیر (آیتی، ١٣٨٥: ٢٦٤) مؤید این مطلب است که در ذیل به آن اشاره میگردد.

آنژینیور که از بسیاری از کشورهای اسلامی، از الجزایر تا آسیای مرکزی دیدن کرده و با فرهنگ این کشورها نیز آشنا شده است، به آخوند خراسانی میگوید:

«تصورم این است که مانع اصلی پیشرفت ملل مسلمان، اوضاع وخیم اجتماعی زنان مسلمان میباشد، بهتر بگویم، زنان به عنوان کانون خانواده از تمام امور اجتماعی محروم اند. سپس سؤال میکند: آیا شما فکر میکنید تغییر و تحول در اوضاع اجتماعی زنان با قرآن مغایرت دارد؟ آیا میپذیرید که زنان، تعلیم ببینند، از آزادی برخوردار شوند و چادر بر سر نکنند؟»

آخوند خراسانی چنین پاسخ میدهد:

«مسلما که هیچ موقع عادت و رسوم رایج فعلی را قرآن مقرر نکرده است. زنان میتوانند کاملا چهره خود را مانند دست هایشان باز نگهدارند. هیچ فردی نمیتواند مخالف آزادی زنان باشد وانگهی ما میکوشیم تا آنان را به آموزش تشویق نماییم. ما خواهان احداث مدارس برای دختران هستیم.

حدیثی هست حاکی از اینکه باید برای پیشرفت و شایستگی زنان در جامعه کوشش کنیم و زن و مرد باید در ترقی و تکامل افراد انسان به همدیگر کمک کنند.»

آنژینیور میگوید:

«مطلبی را به پیامبر نسبت میدهند و آن اینکه زنان عقل ندارند، میدانم که چنین مطلبی در قرآن نیست؛ ولی میگویند که بسیاری از مسلمانان به آن مطلب باور دارند.»

آخوند خراسانی چنین میگوید:

«چه کسی به خود اجازه داده است که چنین مطلبی را به شما بگوید؟ مسلما زنان مانند مردان از عقل برخوردارند.»

امام خمینی و مشارکت سیاسی اجتماعی زنان

اندیشه سیاسی امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی به عنوان نمادی از فقه پویای شیعه از اقتدار و توانایی ویژه ای برخوردار بود و به صورتی خاص ایفای نقش نمود به گونه ای که ایشان به عنوان مرجع دینی براساس مقتضیات زمان و مکان سخن گفته و حکم صادر کرده اند.

از نظر ایشان یکی از مسائل مهم در جهان کنونی نقش زمان ومکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریهاست. (امام خمینی، ١٣٧٨، ج ٢١: ٢١٧) تأثیر زمان و مکان بنا به دیدگاه امام خمینی بر تغییر و تحول در موضوعات احکام شرعی است، یعنی مسأله ای که در گذشته دارای حکمی بوده است، به ظاهر همان مسأله، با توجه به روابط حاکم بر سیاست و اجتماع یک نظام، ممکن است حکم جدیدی پیدا کند.

به اعتقاد ایشان در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و مصلحت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتهادی در زمینه های مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شوند. (امام خمینی، ١٣٧٨، ج ٢١: ١٧٧) بر همین اساس امام خمینی از یک سو در مقابل دیدگاه سنتی بر برابری بهره مندی حقوق انسانی زن و مرد تأکید نمود و از سوی دیگر برخلاف دیدگاه مدرنیست ها (ابوت، ١٣٧٦ : ٢٤٧)، برخی تفاوت های خاص زن و مرد را مورد توجه قرار میداد.

ایشان با توجه به این تفاوت ها تلاش نمود به گونه ای فرصت ها و امکانات برای زنان در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی فراهم گردد تا مغایرتی با تقویت خانواده به عنوان یک بنیاد اساسی در جامعه نداشته باشد و سبب تضعیف آن نگردد.

از دیدگاه امام خمینی حق دخالت در سرنوشت و حضور فعال اجتماعی سیاسی زنان، هم حق و هم تکلیف آنان است لذا نقش اجتماعی زنان و مشارکت آنان در امور سیاسی، در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی و تداوم آن از اهمیت خاصی برخوردار است.

ایشان در این رابطه میفرماید:

«همان طوری که مردها باید در امور سیاسی دخالت کنند و جامعه ی خودشان را حفظ کنند، زن ها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند، زن ها باید در فعالیت های اجتماعی و سیاسی هم دوش مردها باشند. البته با حفظ آن چیزی که اسلام فرموده است، که بحمدالله امروز در ایران جاری است. » (امام خمینی، ١٣٩٠: ٥٠)

رویکرد اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی به زن دارای ابعاد متفاوتی است. از نظر ایشان زن و مرد هر دو انسان هستند و هر دو توان رسیدن به بالاترین مراحل رشد و کمال را دارند، و در عالیترین مراحل کمال، زن الگو و اسوه شده و مردان نیز باید به وی اقتدا کنند جایی که: «الگو حضرت زهرا(س) است. » (همان : ٢٢)

از مبانی اندیشه اصلاحی امام منزلت اجتماعی زن از منظر دین بود. اصل اساسی مورد نظر ایشان در مورد حضور زن در صحنه های اجتماعی و سیاسی ممانعت از شیءوارگی زن است.

«در خصوص زنان، اسلام هیچ گاه مخالف آزادی آنان نبوده است، برعکس اسلام با مفهوم زن به عنوان شیء مخالفت کرده است و شرافت و حیثیت او را به وی بازداده است. » (همان : ٥٨) مطابق اصل شیءوارگی، رویکردهای متفاوت و گاهی متضاد امام خمینی قابل توجیه میشود.

از ابتدای دهه ١٣٤٠ و در آغاز برنامه های اصلاحی حکومت پهلوی، امام خمینی مخالفت خود را با اقدامات رژیم نسبت به فعالیت های اجتماعی زنان اعلام داشته و طی اظهاراتی چنین میفرماید:

«از دخالت زن ها در اجتماع که مستلزم مفاسد بیشمار است ابراز انزجار کرده و دین خدا را یاری کنید و بدانید ان تنصرو الله ینصرکم و یثبت اقدامکم » (امام خمینی، ١٣٧٨، ج ١: ٥٢)

ممانعت صریح امام خمینی با حق رأی زنان و هم چنین ورود بانوان به عرصه ی انتخابات مجلس های ایالتی و ولایتی برخاسته از اصل معارضه ی رژیم با اسلام و قرآن است : «آقا قضیه، بانوان نیست، این امر کوچکی است. قضیه معارضه با اسلام است. » (همان: ٢٧)

«مگر با چهار تا زن فرستادن به مجلس ترقی حاصل میشود، مگر مردها که تا حالا بودند ترقی برای شما درست کردند تا زن هایتان ترقی درست کنند؟.... ما با ترقی زنان مخالف نیستیم، با این فحشا مخالفیم، با این کارهای غلط مخالفیم. » (همان: ٢٨)

امام خمینی با تأکید بر مساوی بودن شأن انسانی زن با مرد چنین میفرماید: «زن مانند مرد میتواند سرنوشت و مسئولیت های خود را انتخاب کند. اما رژیم شاه است که با غرق کردن آن ها در امور خلاف اخلاق میکوشد مانع آزادی زنان باشد و اسلام معترض به این امر است. » (امام خمینی، ١٣٧٠، ج ٢: ٣٣)

در دیدگاه زمامداران پهلوی گویی زن صرفا زمانی آزاد خواهد بود که مانند مرد در کارخانه کار کند و زن وقتی زن است که مانند مردان در کارخانه، پمپ بنزین و... کار کند. در واقع آنها تمام ارزش ها را در مرد میدیدند و با تبلیغات خود مدعی بودند زن با انجام کارهای مردانه میتواند ارزش مرد را به دست آورد در حالیکه اسلام زن و مرد را مکمل یکدیگر میداند به هیچ یک از آن ها ارزش مطلق نمیدهد. بر این اساس یکی از نکات مهم در اندیشه فقهی سیاسی امام توجه به بعد انسانی زنان است که در این مورد میفرماید: «زن انسان است، آن هم یک انسان بزرگ، زن مربی جامعه است، از دامن زن انسان ها پیدا میشوند، مرحله اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است، مربی انسان ها زن است. » (امام خمینی، ١٣٧٠،ج ٦: ١٨٦)

براین اساس زن و مرد هر دو دارای هویتی انسانی میباشند و این هویت جایگاه برابری را برای استفاده از فرصت های اجتماعی فراهم میآورد. علامه طباطبایی تقدم هویت انسانی بر هویت جنسیتی را امری برخاسته از تعقل و عقلانیت برمیشمرد (طباطبایی، ١٣٥٨: ٢٥) شهید مطهری با استناد به آیات مختلف قرآن معتقد است که خداوند زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده است. (مطهری، ١٣٥٧: ١١٥)

با توجه به دیدگاه خاص امام و تأکید ایشان بر تساوی زن و مرد در مرتبه انسانیت میان زن و مرد اختلافی در برخورداری از حقوق اجتماعی نخواهد بود.

«... در نظام اسلامی، زن همان حقوق را دارد که مرد دارد، حق تحصیل، حق کار، حق رأی دادن، حق رأی گرفتن. در تمام جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد لکن هم در مورد مرد مواردی است که چیزهایی به دلیل پیدایش مفسده بر او حرام است و هم در مورد زن در مواردی است که به دلیل این که مفسده می آفریند، حرام است. اسلام خواسته است که زن و مرد حیثیت انسانیشان محفوظ باشد، خواسته است که زن ملعبه دست مرد نباشد.» (امام خمینی، ١٣٩٠: ٦٢)

امام با اصل قرار دادن حفظ عفت در انجام وظایف اجتماعی بر این اعتقاد بودند که امروز باید خانم ها، وظایف اجتماعی و وظایف دینی خودشان را عمل کنند و عفت عمومی را حفظ کنند و روی آن عفت عمومی کارهای سیاسی و اجتماعی انجام دهند (همان: ٧١).

حفظ عفت عمومی، زیر پا گذاشتن احکام ضروری اسلام، به فساد کشاندن زنان مسلمان تعابیری بود که امام خمینی در سخنرانیها و پیام های خود برای افشای نقشه شوم رژیم شاهنشاهی درباره اعطای آزادیهای اجتماعی و سیاسی به زنان به کار میبرد.

در باور ایشان این آزادیها آغاز طرحی بود که در نهایت کلیت اسلام مورد حمله قرار میگرفت. در زمان پهلوی ندای آزادی زنان و برابری آن ها با مردان به قیمت کنار گذاشتن ارزش های مذهبی و اسلامی بود، زیرا در آن شرایط مردان هم از کم ترین آزادیها محروم بودند. بر این اساس آزادی از دیدگاه آن ها به معنای کنار گذاشتن قید و بندهای مذهبی بود، نه آزادی در مشارکت های اجتماعی یا سیاسی. رژیم پهلوی دریافته بود که قادر به مقاومت در مقابل رشد آگاهی جامعه نیست و لذا در صدد بود تا از طرق مختلف، زنان را از نظر اخلاقی فاسد نماید اما توده زنان که منطق آن ها، منطق اسلام بود بر علیه این برنامه ها به مبارزه برخاستند.

امام خمینی در رابطه با آزادیهای اعطا شده به زنان از سوی رژیم پهلوی چنین میفرماید:

«دستگاه جبار گمان کرد با زمزمه تساوی حقوق میتواند راهی برای پیشرفت مقاصد شوم خود، که آن ضربه نهایی به اسلام است بیابد. دستگاه جبار که برای احدی از افراد ملت آزادی قایل نیست و سال هاست سلب آزادی از ملت را وسیله مقاصد خود قرار داده است، گمان برده به اسم آزادی بانوان، می تواند ملت مسلمان را اغفال کند.» (امام خمینی، ١٣٧٨، ج ١٠: ٢٠٠) اندیشه خاص امام خمینی افق دید زنان را وسیع نمود و حرکت آن ها را به سوی کمال سرعت بخشید و تأثیری عمیق بر فرهنگ و اندیشه زنان نهاد.

درهمین راستا مصادیق حضور اجتماعی مانند فعالیت های فرهنگی، آموزشی، سیاسی، هنری، تحصیل، اشتغال و... با «رعایت حدود شرعی» اختصاص به قشر یا جنس خاص ندارد و زنان نه تنها حق پرداختن به آن ها را دارند بلکه در بسیاری موارد تکلیف دینی و اجتماعی آنان به شمار میرود.

با تبیین جایگاه و منزلت اجتماعی زن از سوی امام خمینی زمینه برای مشارکت فعال و سازنده وی در عرصه های مختلف فراهم گردید و مشارکت سیاسی آن ها نیز امری ضروری و مورد تأکید قرار گرفت: «همان طور که در تاریخ، زنان در مسائل سیاسی حضوری فعال و مؤثر داشتند در عصر حاضر نیز باید به این حضور تداوم بخشید. (امام خمینی، ١٣٧٨،ج ٩: ٢١٩-٢٢٠؛ ج ٧: ٢٥٤)

از دیدگاه امام خمینی نظارت فعال و متعهدانه بر آن چه در جامعه اسلامی میگذرد وظیفه ای است شرعی و متوجه همه افراد جامعه چه زن و چه مرد میباشد بر این اساس از دیگر عرصه های مشارکت فراگیر زنان مسأله ی سازندگی کشور و جامعه است که مبتنی بر تلاش های فرهنگی بانوان میباشد.

«..... همه ملت ایران، چه بانوان و چه مردان باید این خرابه ای که برای ما گذاشته اند را بسازند. با دست مرد تنها درست نمیشود، مرد و زن باید با هم این خرابه را بسازند.» (امام خمینی، ١٣٧٠،ج ١١: ٢٥٤) «... و این فرهنگ را باید زنده کرد و شما خانم ها همان طوری که آقایان مشغول هستند، همان طوری که مردها در جبهه علمی و فرهنگی مشغول هستند، شما هم باید مشغول باشید (همان، ج ١٩: ٢٨١).

جنگ تحمیلی ایران، فرصتی تاریخی برای زنان ایران را فراهم آورد تا مجاهدت و ارزش های انسانی خود را به نمایش گذارند و مشارکت اجتماعی سیاسی خود را در دوران دفاع مقدس و هم چنین جهاد دفاعی که مسئولیتی مشترک میان زن و مرد است به گویاترین شکل نشان دهند.

براساس اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی، نحوه حضور بانوان و تلاش جهادی آنان در این دوره ضرورت مییابد. ایشان از منظر آموزه های دینی درباره ی لزوم این حضور چنین میفرماید:

«زنان در صدر اسلام با مردان در جنگ ها هم شرکت میکردند. ما میبینیم و دیدیم که زنان هم دوش مردان بلکه جلوتر از آنان در صف قتال ایستادند. خود و بچه های خود و جوانان خودشان را از دست دادند و باز هم مقاومت کردند.» (همان، ج ٥: ١٥٣)

«اگر خدای ناخواسته زمانی یک هجومی به مملکت اسلامی بشود باید همه مردم، زن و مرد حرکت کنند. مسأله دفاع این طور نیست که تکلیف منحصر به مرد باشد یا اختصاص به دسته ای داشته باشد؛ همه باید بروند و از مملکت خود دفاع کنند. » (همان، ج ١١: ١١٧)

امام خمینی با تأکید برآموزش نظامی بانوان چنین استدلال میکند: «اگر دفاع بر همه واجب شد، مقدمات دفاع هم باید عمل بشود. از آن جمله ترتیب نظامی بودن،.. این طور نیست که واجب باشد برماکه دفاع کنیم و ندانیم چه جوردفاع کنیم.... البته درمحیطی که شما (زنان) تعلیم نظامی میبینید بایدمحیط صحیح باشد، محیط اسلامی باشد هم جهات عفاف محفوظ باشد، هم جهات اسلامی محفوظ باشد.» (همان، ج ١٩: ٢٨٠).

بدین ترتیب امام خمینی به عنوان مرجعی بزرگ و رهبری فرزانه نه تنها بانوان را به صحنه آورد بلکه رشد و بالندگی آن ها را در عرصه های مختلف از افتخارات خود و جامعه اسلامی اعلام مینماید: «... ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان، در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند...» (امام خمینی، ١٣٧٥: ٥١)

انقلاب اسلامی برای عمق بخشیدن به حضور زنان در عرصه های سیاسی اجتماعی دواقدام مهم را در دستور کار قرار داد که عبارتند از:

الف - ایجاد زمینه های لازم برای تحول درباورهای سنتی.

ب - به کارگیری ابزار های لازم اموزشی به منظور توانمندسازی زنان.

الف - انقلاب اسلامی زمینه ساز تحول در باورهای سنتی

بدون تغییر ذهنیت، فرهنگ و باورهای سنتی، حضور اجتماعی و سیاسی زنان تحولی پایدار نمییابد.

در دیدگاه سنتی با توجه به تفاوت های تکوینی زن و مرد که منجر به تفاوت های تکلیفی آن ها شده است، حکم به خانه نشینی او میکنند. در مقابل گروهی دیگر که طرفدار گفتمان مدرنیته بوده و هستند، خارج از ضوابط دین داری و همسو با تحولات جهانی از برابری حقوق و تکلیف و جایگاه اجتماعی زن و مرد سخن میرانند. در میان دو رویکرد، دیدگاه های معتدل تری با استناد به منابع دینی وجود دارد که با اشاره به تفاوت ها تکوینی زن و مرد و رعایت برخی آداب، بر حضور زنان در عرصه فعالیت های اجتماعی و سیاسی تأکید دارند.

در ایران معاصر در مورد نقش سیاسی اجتماعی زنان همواره گفتمان سنتی مطرح بوده است. این گفتمان مبتنی بر برتری توانایی مرد و ناتوانی زن در نظام آفرینش میباشد که بر این اساس حضور اجتماعی زن بصورت محدود مطرح میشود. (فیرحی، ١٣٨٨: ٢٢٨)

در دوره مشروطه و پس از آن تا آغاز انقلاب اسلامی و با توجه به ساختار سیاسی و حکومتی حاکم بر کشور، در ارتباط با مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان، دیدگاه مشخص و روشنی در چارچوب اندیشه فقهی سیاسی مرجعیت وجود نداشت و عملا دین داری سنتی که روحانیت به عنوان گروه مرجع آن شناخته میشد، اندیشه ای خارج از محدوده فرهنگ و باورهای سنتی در رابطه با نقش سیاسی اجتماعی زنان ارائه نمی داد و تفاوت چندان محسوسی بین اندیشه فقهی سیاسی مراجع دینی شاخص دوره مشروطه و مراجع دینی متاخر در این رابطه ملاحظه نمیگردید. شاید بتوان عدم مشروعیت حکام و ساختار حکومت های وقت را عاملی مهم و تأثیرگذار در این راستا به حساب آورد.

به رغم اقداماتی که در دوره پهلوی و با شعار مدرن سازی کشور و هم چنین برابری زن و مرد صورت میگرفت، شعار و حمایت حکومت از حضور اجتماعی و سیاسی زنان، تنها اقشار خاص و بخش محدودی از جمعیت زنان ایران را تحت تأثیر خود قرار داد، به طوری که عملا فرهنگ و باورهای سنتی توانست حاکمیت خود در ارتباط با نقش و جایگاه اجتماعی زن را در نزد اکثریت مردم، اعم از زن و مرد حفظ نماید.

در شرایطی جرقه انقلاب اسلامی زده شد که جمعیت کشور در سال ١٣٥٥ بالغ بر ٣٣ /٧ میلیون نفر بود و اکثریت آن یعنی ٥٣ /٩ درصد جمعیت در روستاها و تنها ٤٦/١ درصد در شهرها سکونت داشتند. از طرفی این انقلاب در زمانی به وقوع پیوست که تنها ٣٦ /٥ درصد از جمعیت، ١٥ سال به بالای کشور در آن زمان باسواد بوده اند. آمارهای جهانی نشان میدهد در سال ١٣٥٥ (١٩٧٦ میلادی) میانگین نرخ باسوادی زنان بالای ١٥ سال دنیا بالغ بر ٦١درصد بوده در حالی که نرخ باسوادی زنان بالای ١٥ سال کشور در آن سال تنها ٢٤/٤درصد و برای مردان ٤٨/٢درصد، یعنی ٢برابر زنان بوده است ((World Bank)a).

اختلاف فاحش بین نسبت زنان و مردان باسواد کشور در سال ١٣٥٥ به خوبی جایگاه فرهنگ و باورهای سنتی نسبت به جایگاه اجتماعی زنان از جمله اعمال محدودیت و تبعیض در امر سوادآموزی آنان را نشان میدهد. بدیهی است در چنین شرایط و فضایی که بر توده زنان کشور حاکم بود، عملا باید وقوع انقلاب اسلامی و استمرار آن عمدتا با اتکاء بر حضور و مشارکت مردان شکل میگرفت و توده زنان نباید تحت تأثیر فرهنگ و باورهای سنتی، جایگاه و نقشی تعیین کننده در پیش برد و روند پیروزی آن میداشتند.

از آنجا که جامعه ایران و مردم آن از دیرباز تحت تأثیر فرهنگ دینی و دینداری سنتی و روحانیت به عنوان گروه مرجع آن قرار داشتند، به همین دلیل روحانیت توانست در سال ١٣٥٧ رهبری و هدایت جریان انقلاب اسلامی را در دست گیرد. استحکام بالای فرهنگ دینی مردم در این دوره و تقید به انجام مناسک را میتوان در پژوهشی که سال ١٣٥٣ به صورت پیمایشی برای جمعیت ١٥ سال به بالای کل کشور صورت گرفته است (اسدی، ١٣٥٦) مشاهده کرد. این پژوهش نشان میدهد در آن سال، ٨٣ درصد مردم (همیشه و یا بیش و کم) نماز میخواندند و ٧٩ درصد آنها روزه میگرفتند و بالغ بر ٧١درصد افراد در نماز جماعت در مساجد نیز حضور مییافتند، مساجدی که روحانیت برای بسیج و رهبری توده مردم در جریان انقلاب اسلامی از آن به خوبی بهره گرفت.

از منظر دین داری سنتی و دیدگاه سنتی روحانیت، حضور توده زنان در عرصه سیاست و شرکت در تظاهرات و راهپیماییها نمیتوانست امری پذیرفته شده و مورد تأیید و حمایت باشد. به همین دلیل حضور گسترده توده زنان درجریان انقلاب اسلامی و تحت رهبری روحانیت، امری ناممکن تلقی میگشت.

امام خمینی به عنوان مرجع دینی و رهبر انقلاب اسلامی با تیزبینی و تیزهوشی خاص خود دریافته بود که این انقلاب بدون حضور و مشارکت توده زنان به ثمر نخواهد رسید. از این رو حضور زنان را در صحنه انقلاب امری واجب و لازم اعلام نمود و حتی موافقت و اذن پدر و یا شوهر را نیز لازم ندانست. (مطهری،١٣٧٠: ٤٤) این اعلام در زمانی صورت گرفت که اندیشه سیاسی حاکم بر نهاد روحانیت نظر مساعدی در رابطه با حضور زنان در عرصه تظاهرات و راهپیمایی ها نداشت. بدیهی است چنین فرمانی از سوی امام خمینی(ره) نمیتوانست تنها یک تاکتیک مبارزاتی برای مقابله با رژیم شاه تلقی گردد، بلکه دقیقا در راستای اندیشه فقهی سیاسی ایشان نسبت به لزوم حضور سیاسی اجتماعی زنان نشأت میگرفت.

در همین راستا امام خمینی میفرماید:

«....... خانم ها حق دارند در سیاست دخالت بکنند؛ تکلیفشان است. » (امام خمینی، ١٣٩٠: ٧٣)

«....... من در جامعه ی زن ها یک جور تحول عجیبی میبینم که بیشتر از تحولی است که در مردها پیدا شده، و آن قدری که این جامعه محترم به اسلام خدمت کردند در این زمان، بیشتر از آن مقداری است که مردها خدمت کردند.» (همان: ١٣٠)

«......... این خانم ها بودند که وقتی به خیابان ها و کوچه ها ریختند و فریاد زدند، تشییع کردند، تشجیع کردند مردها را و قدرت های آن ها را چند مقابل کردند و لهذا شما علاوه بر این که خودتان را قدرتمند کردید دیگران را هم قدرتمند کردید.» (همان: ١٣٨-١٣٩)

فرمان امام، روحی تازه در کالبد توده زنان کشور دمید و به آنها شخصیت و هویتی نوین برای نقش آفرینی در پیشبرد و پیروزی انقلاب اسلامی بخشید به طوری که مرز شهادت، زندان و شکنجه را نیز در این راه پشت سر گذاشتند. آنها توانستند با پشتیبانی امام و اندیشه فقهی سیاسی ایشان به عنوان رهبر سیاسی و مرجع دینی از حصار فرهنگ و باورهای سنتی نسبت به زن بیرون آیند و زمینه توانمندسازی خود را طی سال های پس از انقلاب در عرصه اجتماع و در ابعاد مختلف فراهم آورند.

ب - نقش آموزش در توانمندسازی زنان پس از انقلاب اسلامی

پیروزی انقلاب اسلامی در پرتو رهبری و اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) بستری مناسب ایجاد نمود تا زمینه توانمندسازی و حضور پایدار سیاسی اجتماعی توده زنان کشور فراهم گردد. توانمند سازی فرآیندی است که طی آن زنان از نیازها و خواسته های درونی خود آگاه شده و جرأت دستیابی به هدف را در خود تقویت میکنند و از توانایی لازم برای عملی ساختن خواسته های خود برخوردار میشوند. (کتابی، ١٣٨٢: ٥).

توانمند شدن زنان یک پدیده اجتماعی و توانمندسازی آنان یک فرایند است که تحقق آن به مهیا بودن شرایط و عوامل درونی و بیرونی بستگی دارد. مانند شرایط جسمی و روحی روانی و همچنین شرایط اقتصادی و معیشتی خانواده و از طرف دیگر وجود شرایط مناسب ساختاری و حمایتی اجتماعی به عنوان عامل بیرونی که همگی میتوانند در این راستا نقش آفرین باشند.

اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی(ره) به عنوان رهبر و مرجع دینی انقلاب اسلامی نسبت به جایگاه زنان در صحنه اجتماع نه تنها شرایط بیرونی متأثر از فرهنگ و باورهای سنتی نسبت به زن را دگرگون نمود، بلکه انگیزه روحی و روانی زنان را نیز در درون خانواده متحول ساخت تا زمینه توانمند شدن آنان در عرصه اجتماع و سیاست فراهم آید. پژوهشی که بر روی عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان صورت گرفته است (کتابی، ١٣٨٢: ٢٧) نشان میدهد عواملی مانند افزایش سطح تحصیلات، بهبود وضع سلامت، برخورداری از حق مالکیت قانونی، رفع تبعیض از بازار کار و حذف باورهای سنتی در افزایش توانمندی زنان نقش مؤثر داشته و از این میان، افزایش سطح تحصیلات به ویژه تحصیلات دانشگاهی بیشترین تأثیر مستقیم و دیگر عوامل و متغیرها تأثیر غیرمستقیم در توانمندسازی آنان دارند.

آمارها نشان میدهد افزایش حضور گسترده زنان جوان در سطوح مختلف آموزشی به ویژه در سطوح تحصیلات متوسطه و دانشگاهی از جمله مهم ترین تحولاتی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در رابطه با تغییرات اجتماعی مرتبط با زنان به وقوع پیوسته است.

همان طور که در جدول شماره ١ ملاحظه میگردد، در سال ١٣٥٥ نرخ باسوادی زنان ١٥ سال به بالای کشور تنها حدود ٢٤/٤ درصد بوده که در مقایسه با میانگین ٦١ درصدی نرخ باسوادی زنان جهان در همان سال بالغ بر ٣٥درصد کمتر بوده است در حالی که طی چهل سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل رشد سریع تر نرخ باسوادی زنان کشور (٢٢٧ %) در مقایسه با میانگین رشد نرخ باسوادی زنان در دنیا (٣٤ %) در طی همین مدت، این فاصله جبران شده است، به طوری که در سال ١٣٩٣ (٢٠١٤ میلادی) نرخ باسوادی زنان بالای ١٥ سال کشور بالغ بر ٧٩/٨ درصد و متوسط جهانی آن نیز ٨٢ درصد گردیده است.

جدول شماره ١: درصد جمعیت زنان باسواد ١٥ سال به بالای ایران و جهان (١٣٩٣ و ١٣٥٥)

(به تصویر صفحه رچوع شود)

World Bank(a)

مأخذ:

از طرف دیگر، جدول شماره ٢، نشان میدهد نرخ رشد باسوادی جمعیت زنان کشور در گروه سنی

١٥-٢٤ ساله طی سال های پس از انقلاب اسلامی حتی رشدی بالاتر از رشد نرخ باسوادی زنان جهان در این گروه سنی داشته است. به طوری که نرخ باسوادی زنان ٢٤-١٥ ساله ایران از ٤٢/٣ درصد در سال ١٣٥٥ به رقم ٩٧ /٦درصد در سال ١٣٩٣ رسیده است، در حالی که میانگین نرخ باسوادی این گروه سنی در دنیا طی همین مدت از ٧٠/٣درصد به رقم ٨٩/٢درصد افزایش یافته است.

جدول شماره ٢-درصد جمعیت زنان باسواد ٢٤-١٥ ساله ایران و جهان (١٣٩٣ و

(1355

(به تصویر صفحه رچوع شود)

(World Bank)b مأخذ:

افزایش سریع و چشم گیر نرخ باسوادی جمعیت زنان ١٥ سال به بالا از جمله زنان جوان ٢٤-١٥ ساله کشور که دانش آموزان و دانشجویان تحصیلات سطح متوسطه و دانشگاهی را نیز دربرمیگیرد طی سال های پس از انقلاب در حالی تحقق یافته است که جمعیت کشور نیز طی همین مدت

٢/٤برابر شده و از ٣٣/٧ میلیون نفر در سال ١٣٥٥ به ٧٩/٩ میلیون نفر در سال ١٣٩٥ رسیده است.

از طرف دیگر رشد سریع شهرنشینی در ایران که طی چهل سال اخیر ٣/٧ برابر شده و از ١٥/٨ میلیون نفر در سال ١٣٥٥ به ٥٩/١ میلیون نفر در سال ١٣٩٥ افزایش یافته است، زمینه توسعه تحصیلات متوسطه و به ویژه دانشگاهی را به وجود آورد.

جدول شماره ٣ نشان میدهد بعد از انقلاب اسلامی خصوصا در دو دهه اخیر مشارکت زنان در آموزش عالی افزایش قابل توجهی یافته است، به طوری که تعداد دانشجویان زن از حدودد ٥٤٠٠٠ نفر در سال ١٣٥٧ به حدود ٢٢٠٦٠٠٠ نفر در سال ٩٤ رسیده است که رشد خیره کننده ٤٠ برابری را نشان میدهد، در حالی که طی همین مدت، تعداد دانشجویان مرد تنها ٢١ برابر افزایش یافته است.

جدول شماره ٣-تعداد کل فارغ التحصیلان و دانشجویان سال های ١٣٩٤ و١٣٥٧

 (به تصویر صفحه رچوع شود)

ماخذ: سالنامه اماری کشور،١٣٥٧،امار اموزش عالی ایران، ١٣٩٦

رشد بسیار سریع تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی زن نسبت به مرد طی سال های پس از انقلاب باعث گردیده است که تا سال ١٣٩٥ تعداد کل فارغ التحصیلان دانشگاهی زن بالغ بر ٤/٦ میلیون نفر شده و در فاصله ای اندک نسبت به تعداد فارغ التحصیلان مرد (بالغ بر ٥ میلیون نفر) قرار گیرد (مرکز آمار ایران، ١٣٩٥).

بدین ترتیب انقلاب اسلامی و اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی فرهنگ و باورهای سنتی نسبت به جایگاه و هویت اجتماعی زنان را متحول نمود و از این طریق زمینه رشد سریع سوادآموزی توده زنان کشور را فراهم ساخت و هم زمان با گسترش تحصیلات سطوح متوسطه و دانشگاهی برای زنان که مهم ترین عامل توانمندسازی محسوب میگردد، زمینه توانمند شدن آنان را نیز برای فعالیت های پایدار و حضور پررنگ در صحنه اجتماع فراهم آورد.

هم چنان که امام خمینی(ره) میگوید:

«حالا طوری شده است که خانم ها همدوش با سایر برادران در تحصیل علم و عرفان و فلسفه و تمام شعب علم و ان شاءالله صنعت، فعالیت میکنند...» (امام خمینی، ١٣٩: ٥٥) توانمندسازی زنان کشور با بهره گیری از گسترش آموزش از جمله آموزش دانشگاهی بستری پایدار برای پرورش و رشد نخبگان زن به وجود آورد و از این طریق، هم زمان با کم رنگ شدن باورهای سنتی نسبت به جایگاه زن در جامعه و در ابعاد مختلف، زمینه حضور پررنگ تر و گسترده تر زنان نخبه در ساختار مدیریت اجتماعی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشور فراهم گردید.

نتیجه گیری

واکاوی نقش اندیشه سیاسی امام خمینی بر حضور فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در جریان انقلاب اسلامی نشان میدهد ارتباط معناداری بین نقش اندیشه سیاسی امام و حضور فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن وجود دارد.

شواهد تاریخی نشان میدهد مشارکت زنانی که در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی نقش آفرینی کردند از انگیزه های دینی قوی برخوردار بودند که با حفظ ارزش های مذهبی خود به میدان آمدند، اما نحوه مشارکت آنها به تناسب نگرش فقهی حاکم بر آن زمان بوده است.

تا پیش از اغاز انقلاب اسلامی همانند دوره مشروطه و قبل از ان، نگرش فقهی روحانیت در باره حضور سیاسی اجتماعی زنان متفاوت از مردان و جواز این حضور فقط به هنگام ضرورت بوده است.

بررسی نقش اندیشه سیاسی امام خمینی نشان میدهد که دیدگاه و تصمیمات وی سبب تغییر ساختاری در جامعه ایران گردید. با مطرح شدن تساوی حقوق انسانی و اجتماعی زن و مرد در صورت رعایت موازین اسلامی از جانب همه، مشارکت فرا گیر سیاسی اجتماعی زنان شکل گرفت. براساس دیدگاه امام، دخالت در سرنوشت خود، حق زنان است و در شرایط فعلی، مشارکت سیاسی اجتماعی آن ها نه فقط حق، بلکه تکلیف است. این مشارکت به زمینه های نظری و فرهنگی نیاز داشت که همان مبانی اسلام و معتقدات جامعه بود و در همین راستا برای افزایش توانمندیهای زنان و مشارکت بهتر در عرصه های سیاسی اجتماعی تلاش های گسترده ای بعدازانقلاب اسلامی صورت گرفت.

حضور مستمر و پایدار سیاسی اجتماعی زنان و تحقق اندیشه سیاسی امام خمینی نسبت به جایگاه و حقوق زن در اجتماع، نیازمند توانمندسازی آنها در ابعاد مختلف است. تحقق چنین امری منوط به گسترش آموزش زنان به ویژه در سطح تحصیلات دانشگاهی میباشد که طی چهل سال پس از پیروزی انقلاب رشدی تصاعدی داشته است و از این طریق زمینه مشارکت هر چه بیشتر زنان نخبه در ساختار مدیریت فعالیت های اجتماعی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی متناسب با شأن زن مسلمان در جامعه را فراهم آورده است.

فهرست منابع

١- آمار آموزش عالی ایران، (١٣٩٦)، تهران: موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی

٢- ابوت؛ پاملا، کلروالاس، (١٣٦٧)، درآمدی برجامعه شناسی نگرش های فمینیستی، ترجمه مریم خراسانی و حمید احمدی، تهران : دنیای مادر

٣- اسدی؛ علی (١٣٥٦)، گرایش های فرهنگی و نگرش های اجتماعی، تهران: پژوهشگاه علوم ارتباطی و توسعه ایران

٤- حائری؛ عبدالهادی، (١٣٦٥)، تشیع و مشروطیت در ایران، تهران : سپهر

٥- خمینی؛ روح الله، (١٣٧٠)، صحیفه نور، ج ٢، ٦، ١١، ١٩، تهران: وزارت ارشاد اسلامی

٦- خمینی؛ روح الله، (١٣٧٥)، وصیت نامه سیاسی الهی، قم: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

٧- خمینی؛ روح الله، (١٣٧٨)، صحیفه امام، ج ١، ٩، ٧، تهران : موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

٨- خمینی؛ روح الله، (١٣٩٠)، تبیان، جایگاه زن در اندیشه امام خمینی(س)، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

٩- سالنامه آماری کشور، (١٣٥٧)، تهران: مرکز آمار ایران

١٠- طباطبایی؛ سیدمحمدحسین، (١٣٥٨)، استراتژی زن در اسلام، تهران: ندای ایمان

١١- فیرحی؛ داوود، (١٣٨٨)، نظام سیاسی و دولت در اسلام، تهران : سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی و دانشگاه ها (سمت)، چاپ هفتم

١٢- کتابی؛ محمود، (١٣٨٢)،توانمندسازی زنان برای مشارکت در توسعه، فصلنامه پژوهش زنان، ش ٧

١٣- مطهری ؛ مرتضی، (١٣٥٧)، نظام حقوق زن در اسلام، تهران : صدرا

١٤- مطهری؛ مرتضی، (١٣٧٠)، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران: صدرا

پژوهش های انقلاب اسلامی » بهار 1400 - شماره 36 (صفحه 156)

15-  “World bank(a)”, https://data world bank.org/literacy rate

16-  “world bank(b)”, https://litaracy-world bank-data provider-datamarket

کلمات کلیدی
زنان  |  انقلاب اسلامی  |  اندیشه سیاسی  |  امام خمینی (ره)  |  مشارکت سیاسی اجتماعی  | 
لینک کوتاه :