گنجینه معارف

سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه

اردت هوانی لم تهد نی/ خدایا اگر قصد خواری مرا، داشتی هدایتم نمی کردی این فرازی از مناجات شعبانیه است ادعیه و مناجات های انسان سازی که امام راحل (ره) در وصیت نامه سیاسی الهی خود نوشته ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را قرآن صاعد خوانند از ائمۀ معصومین ما است. ما به مناجات شعبانیه امامان افتخار کنیم. وسبک بندگی از آنها می آموزیم. شعبان ماهی است برای تطهیر وآمادگی برای ورود به ضیافت الله در ماه پر فیض شعبان، شاخه های درخت طوبی به درختهای باغچه های خانه ما سرکشیده و زمینه چیدن ثمره های آویزان آن فراهم شده است همت وقدر شناسی و توفیق وجد وجهد میطلبد. یکی از مراقبتهای مهم این ماه خواندن مناجات شعبانیه است که امام علی (علیه السلام) و فرزندان معصوم آن حضرت (علیه السلام) آنرا خوانده اند آنچه در این مناجات موج میزند و انسان را به فراگیریش دعوت می سبک بندگی نسبت به حضرت حق تبارک و تعالی است اینک انسان بیابد وباور کند که عزت وذلت به دست خداست و راهنمایی و هدایت یابی سراسر به عهده اوست در این مناجات از خدا روحیه طاعت و بندگی، دعا وندا، تضرع وخشوع، مشغول بودن به ذکر واسماء مقدسش و مشاهده انوار ملکوتی اش را میطلبیم و با طلب عفو و رحمت و پوشاندن گناهان و معاصی خواستار معرفت بیش از پیش به نعمت هایش ویقین به لطف و کرمش واحسان و محبتش می شویم و از حضرتش تقاضای روحیه توکل بیشتر وحسن ظن ورجا وامید به کرم منتهایش و توفیق روحیه شکر و سپاس و بزرگداشت اوامرش و مراقبت از فرامینش می کنیم و براسرار و رموز عزت و ذلت آگاهی می یابیم

منبع : قرآنی کوثر، نیمه دوم بهار و نیمه اول تابستان 92 - شماره 46 , رهبر، علی تعداد بازدید : 58     تاریخ درج : 1402/11/23    

مقدمه:

هیچکس نبود اما خدا بود و لطف متجلی او! ما نبودیم و تقاضا های ما نبود! خداوند آن هستی نامحدود محض و بی کاستی و نقص، نه نیازی داشت و نه احساس غربت می کرد اما دوست داشت داشت بیافریند تا شناخته شود ولی آن دوست داشتنی که به خاطر نیاز نیست! چرا دوستی خدا را متهم به نیاز کنیم؟ ما بیچارگان محدود و سراپا نیاز، کار خود و حال خود را با کار و حال او قیاس می کنیم. بوعلی می گفت: کودک که بودم آسمان را به شکل شبکه شبکه می دیدم. بعد فهمیدم مادرم برای دور ماندنم از آزار مگس ها، غربالی بر روی من می نهاد و من از پشت شبکه ها گمان می بردم که آسمانم چنین است! ما نیز از پشت غربال محدودیت های خودمان به خدا نظاره می کنیم.

او دوست دارد و نیاز ندارد و ما دوست داریم و نیاز داریم؛ این چه اشکالی دارد؟ اگر خدا دوست نداشت جای تعجب بود زیرا عقل و عشق ما که عطای خداست، کسی را که خوبی و بدی و خوب ها و بدها برایش یکسان است، محکوم می کند. برای همین در قرآن طیفی (انّ اللّه یحبّ) و (ان اللّه لایحبّ) را مشاهده می کنیم.

اگر خداوند، خود را که هستی بخش و هستی کامل است، دوست نداشت، جای تعجّب بود؛ زیرا خودش و صفات بی پایان خود را میشناسد، چگونه ممکن است در برابر آن ها بی تفاوت باشد. منتها دوست داشتن بندگان خویشتن را از ضابطه و اعتدال خارج و خودپسندی می شود و اعتنا به دیگران کاهش میابد. آفریدگار و صانع و مخترع، آفریده و مصنوع و اختراع شدۀ خود را دوست دارد. برای همین انسان و حیوان، تولد یافته خود را دوست دارند با آنکه آفریدگار و صانع و مخترع نیستند. خداوند با بی نیازی کامل ما را آفرید و ذات ما را دوست دارد ولی از زشتی کار ما برائت می جوید. اگر در قرآن آمده است که خداوند از مشترکان برّی است، به خاطر صفت شرک آن هاست نه وجود آن ها؛ وجود آن ها منسوب است. خالق، مخلوق خود را به آن قصدی که او را برای آن آفریده، هدایت می کند و هدایت ما را بر خود را فرض و واجب کرده است: «اِن علَینا لَلهُدی»؛ یعنی: «راهنمایی و هدایت بر عهدۀ ما است.» (سورۀ لیل 12)وقتی انسانی در زندگی خوار و ذلیل می شود، باید در علل آن که به خود او بر می گردد کند و علّت را در حوزۀ رفتار و افکار و نیّت های خود بیابد. نسبت دادن خوار شدنمان به خدا، عین ظلم و قدرناشناسی است. فرمول های عزت و ذلت یافتن در قرآن و روایات، بیان شده است.

از آیه «و لِلهِ العِزَّةُ و لِرَسُولِهِ و لِلمؤمِنینَ» می توان استنباط کرد که، عامل عزت ایمان آوردگان (مؤمنان)، ایمان آن هاست؛ ایمانی که جمع شدن عناصری چون معرفت و عشق و عمل و خشوع و خلوص را می طلبد.

مناجات شعبانیه:

مناجات شعبانیه از بلند ترین مضامین مناجاتی وارده از امیر المومنین علی(علیه السلام) است که حضرات معصومین (علیهم السلام) توجه ویژ ه ا ی به این مناجات داشته وبر تلاوت آن مراقبت می کرده اند. این مناجات در شش صفحه در بخش اعمال مشترک ماه معظم شعبان و بعد از صلوات شعبانیه در کتاب شریف مفاتیح الجنان آمده است این مناجات با صلوات بر محمد وآل محمد (ص) شروع وبا همین ذکر شریف ختم می گردد. آیة الله حاج شیخ عباس قمی (رحمه الله علیه) این مناجات را از مناجات های جلیل القدر ائمه معصومین (علیهم السلام) ذکر نموده است و آن را مشتمل برمضا مین عالیه می داند که انسان باید با حضور قلب وآرامش دل به قرایت وتلاوت مدبرانه آن بپردازد. آنچه در این مناجات موج می زند وانسان را به فراگیریش دعوت می کند سبک بند گی نسبت به حضرت حق تبارک وتعالی است. اینک انسان بیابد و باور کند که عزت وذلت بد ست خداست و راهنمایی و هدایت یابی سراسر به عهده اوست در این مناجات از خدا روحیه طاعت و بندگی، دعا وندا، تضرع و خشوع، مشغول بودن به ذکر و اسماء مقدسش و مشاهده انوار ملکوتی اش را می طلبیم و با طلب عفو و رحمت و پوشاندن گناهان ومعاصی خواستار معرفت بیش از پیش به نعمت هایش و یقین به لطف و کرمش واحسان ومحبتش می شویم و از حضرتش تقاضای روحیه توکل بیشتر و حسن ظن و رجا وامید به کرم بی منتهایش و توفیق روحیه شکر و سپاس و بزرگداشت اوامرش و مراقبت از فرامینش می کنیم و بر اسرار و رموز هدایت، عزت وذلت آگاهی می یابیم. آنچه از این مناجات در این شماره به محضر شما خوبان تقدیم می گردد واژه های هدایت، عزت و ذلت است.

هدایت الهی:

در مناجات شعبانیه آمده است: لو اردت هوانی لم تهدنی؛ اگر قصد خواری وذلت مرا داشتی مرا هدایت نمی کردی. هدایت خداوند به سمت دو زندگی است (دنیا وآخرت) واسباب وزمینه های آنرا فراهم کرده است. آیات نورانی قرآن تبیین گر این مهم هستند.

قد تبین الرشد من الغی؛ راه درست به خوبی از راه نادرست مشخص شده است (سوره بقره/ آیه256)

فالهمها فجورها وتقواها؛ و راه گناه وراه تقوا رابه انسان الهام کردیم. (سوره شمس / آیه 8)

انا هد یناه السبیل اما شاکرا//همانا ما راه درست را به انسان نشان دادیم واوست که یا سپاس می گذارد(سوره انسان /آیه3)

وهد یناه النجد ین؛ ما راه خیر وشر را به انسان نشان دادیم (سوره بلد/آیه10)

خداوند برای هدایت ما عقل وعلم ولوازم درک وفهم عنایت فرموده ورسولی فرستاده است که الگوی هدایت باشد وخلفای دوازده گانه حضرت رسول از حضرت علی (علیه السلام) گرفته ویازده فززند معصوم آن حضرت که علم های هدایت وسر مشق های را هنمایی وهدایت هستند. خداوند دوست دارد که ما هدایت شویم واختیار این هدایت طلبی را به ما سپرده است و ما را بر ترک هدایت تهدید کرده که شاید به راه باز گردیم وزندگی واپسین را زیبا توصیف فرموده تا رغبت آخرت گرایی د ر ما قوت گیرد.

خداوند طالبان هدایت وهدایت یافته گان را مورد محبت خود قرار داده وفرموده که نیکو کاران ومتوکلان وپاکی طلبان وتوبه کاران را دوست دارد که شاید بندگانم به راه آیند وبمانند وآنان که برگشته اند به راه باز گر د ند.

خدایی که چنین است، آیا ما را برای خواری وخفت آفریده است؟ در این فراز از مناجات میگوید: اگر قصد خوار کردن مرا داشتی، هدایتم نمی کردی! این منم که با دور شد نم از تو وخروج از حزب تو، در حزب شیطان وارد می شویم وخود را خوار می کنیم. خداوند در آیات متعدد علاوه بر طر ح هدایت عمومی که نیکو ترین هدایت هاست به طرح هدایت خاصه پرداخته است.

من یومن بالله یهد قلبه (تغابن/آیه11)

ویهدی الیه من اناب (رعد/آیه27)

هدی للمتقین (بقره/آیه2)

هدی الی صراط مستقیم (آل عمران/ آیه101)

والذین جاهدوا فینا لنهد ینهم سبلنا (عنکبوت/آیه69) ائمه معصومین (علیهم السلام) هدایت یابی را در سایه ایمان خا لص، تمسک به خدا واولیا ءالهی، دین مداری، تقوا پیشگی، صبوری ویقین دانسته اند.

عزت وذلت:

عزیز وذلیل شدن بندگان چهارچوب هایی دارد که متون دینی ما لبریز از آن سنت ها و ضا بطه هاست. طوق بندگی خدا برگردن نهادن، خدمت صادقانه به خلق خدا، اطاعت از فر مان او وسستی نکردن در مواجه با دشمن، اسرار عزت ماست. خداوند در قرآن کر یم فرموده است: من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا (فاطر/آیه10)، ولله العزه ولرسوله وللمومنین (منافقون/آیه8) وتعز من تشاء وتذل من تشاء بیدک الخیر (آل عمران/آیه 26) رسول الله (ص) فرموده اند: خدای تعالی هر روز می فرماید: من پروردگار عزیز شما هستم پس هر کس که خواهان عزت دو جهان است باید که از خدای عزیز فرمان برد (کنز العمال /43101) اسباب عزت وذلت براساس آیات قرآن وروایات معصومین (علیهم السلام) عبارتند از:

اسباب عزت:

1) ایمان:

ایمان به خداوند و اعتقاد به وجود خالق و مدبر دانا و توانای جهان، بالاترین مجد و شرف را برای انسان به ارمغان می آورد و در سر لوحه تمام مجدها و بزرگواری های انسان قرار دارد. ﴿من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا﴾ (فاطر، آیه10) ﴿لله العزه و لرسوله و للمومنین ﴾(منافقین، آیه 7و8) امام صادق علیه السلام فرمود: فالمومن یکون عزیزا و لایکون ذلیلا (الحیات، حکیمی، ج1ص20) مومن عزیز است و هرگز ذلیل نمی شود.

2) اطاعت خدا:

هیچ چیز چون بندگی و اطاعت از خدا آدمی را عزت نمی بخشد از پیام آور عزت روایت شده است که فرمود: ان ربکم یقول کل یوم : انا العزیز فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز (تفسیر مجمع البیان ج4، ص402) خداوند هر روز ندا می دهد که من پروردگار عزیز شمایم، و هر که خواهان عزت دو جهان است، خدای عزیز را اطاعت کند. اطاعت خدا ذره ناچیز و حقیر را به بی نهایت عزیز و قوی مرتبط می کند و از او موجودی سرافراز می سازد. از امیر مومنان علی (علیه السلام)روایت شده است: اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه (غررالحکم، ج1، ص279) هرگاه خواهان عزت شدی، آن را در اطاعت و فرمانبرداری خدای بجوی

3) تقوای الهی:

تقوای الهی پوششی است که آدمی را مصون و محکم و استوار می سازد و او را از آسیب و سستی و ناراستی حفظ می کند. راغب اصفهانی می نویسد: تقوا از وقایه است و وقایه به معنای حفظ و نگهداری چیزی است از آسیب و زیان رساند. (المفردات، ص530) پیامبر عزت فرموده است: من اراد ان یکون ان اعز الناس فلیتق الله (16) هر که می خواهد که با عزت ترین مردمان باشد، پس تقوای الهی پیشه کند. //تقوای الهی در عزت مومن چنان نقش آفرین است که از امیر مومنان علی (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: لا عز، اعز من التقوی (نهج البلاغه، حکمت 371) هیچ عزتی عزت بخش تر از تقوا نیست..

4) انقطاع:

به میزانی که انسان به خدا تکیه می کند و از غیر خدا گسسته می شود، به همان میزان عزت می یابد. زیرا عزت مختص اوست و جز با گسستن از غیر خدا به دست نمی آید. در خبری مشهور آمده است که جبرئیل امین خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) رسید و چنین گفت یا محمد! عش ما شئت فانک میت و احبب من شئت فانک مفارقه، و اعمل ما شئت فانک مجزی به، و اعلم ان شرک الرجل قیامه باللیل، و عزه استغناوه عن الناس (امالی صدوق، ص194) ای محمد! هر چه می خواهی زندگی کن، اما مردن هست، هر که را می خواهی دوست بدار، اما جدایی هست، هر چه می خواهی بکن، اما جزای آن را خواهی دید، و بدان که شرافت انسان در شب زنده داری است و عزت او در بی نیازی از مردم. این آموزش انقطاع و عزت یافتن در سیره نبوی است. عزت و بزرگی حقیقی در سایه گسستن از غیر خدا به دست می آید. لقمان حکیم فرزند خود را به انقطاع و قطع طمع می خواند و در این جهت تربیت می کند: پسرم... اگر خواهان آنی که همه عزت این جهانی را داشته باشی، از آنچه در دست مردم است قطع طمع کن که پیامبران و راست کرداران به آنچه دست یافتند، منحصرا به سبب قطع طمعشان بود. اوصیای پیامبر که جلوه های کامل عزت الهی در مدرسه پیامبرند به سبب انقطاع کاملشان به کمال عزت رسیدند، و از همین روست که در دعای شعبانیه امیر مومنان علی (علیه السلام) که بنابر نقل ابن خا لویه همه اوصیای پیامبر آن را می خوانده اند. (اقبال الاعمال، ص685) چنین آمده است(الهی هب لی کمال الانقطاع الیک)(همان، ص685) خدای من، مرا انقطاع کامل به سوی خود عطا فرما. اولیای خدا از خود گسستند و به خدا پیوستند و به عزت رسیدند و شکست ناپذیر شدند. این سنت خداست که هر کس طمع خویش بمیراند، به عزت دست یابد و عزتش پایدار ماند. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: اطلب بقاء العز باماته الطمع (تحف القول، ص207)

ماندگاری عزت را با میراندن طمع بخواه. تربیت نبوی وعلوی به انقطاع می خواند تا آدمی را از اسارت برهاند و به کمال برساند. زیرا زندگی توام با آزادگی و عزت جز با انقطاع طمع فراهم نمی شود که پیشوای آزادگان، علی (علیه السلام) فرموده است : من اراد ان یعیش حرا ایام حیاته فلا یسکن الطمع قلبه (ربیع الابرار، ج3، ص432) هر کس خواهان آن است که در دوران زندگی خویش آزادانه زیست کند، هرگز طمع را در دل خویش جایگزین نسازد.

5) انس با قرآن و اهل بیت

انس وتمسک واقعی به قرآن وعترت و پیروی از دستوراتشان موجب سعادت و ترک آنها یا یکی از این دو موجب گمراهی و ضلالت است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی... (بحارالانوار، ج23، ص113) روشن است که راه یافته و سیر کننده در صراط مستقیم عزیز است و آنکه از مسیر سعادت منحرف و گمراه گشته، ذلیل است. پس قرآن را بر او فرستاد، نوری که چراغ آن فرو نمیرد... و عزتی است که یارانش را شکست و ناپایداری نباشد و حقی که یاورانش را زیان و خواری نباشد. امام صادق علیه السلام نیز در مورد اهل بیت و تبعیت از ایشان می فرماید: معنا رایه الحق، من تبعها لحق و من تاخر عنها غرق، الاوبنا یدرک تره کل مومن و بنا تخلع ربقه الذل عن اعناقکم و... (میزان الحکمه، ج1، ص193) پرچم حق با ماست، هر کس از آن پیروی کند به او می رسد و هر کسی عقب بماند غرق می شود، همانا به وسیله ما خونبهای هر مومنی (که به ناحق کشته شد) گرفته می شود و به وسیله ما، طوق ذلت از گردنهای شما برداشته می شود. امیرالمؤ منین علیه السلام در این مورد می فرماید: بنا اهتدیتم الظلماء و بنا تسنمتم العلیا (غررالحکم، ج3، ص271) به وسیله ما راه یافتید در تاریکی و به وسیله ما بالا رفته و بر مرتبه بلند رسیدید.

6) جهاد فی سبیل الله:

جهاد در راه خدا باعث سرکوبی دشمنان انسانیت و موجب سرافرازی اسلام و عزت آیین است. تنها وسیله ای که پیروان حق برای نزدیکی به خداوند بدان دست می یازند، ایمان به خداوند و فرستاده او و جهاد در راه او، که بالاترین مرتبه عزت در اسلام است: و الجهاد فی سبیله فانه ذروه الاسلام (نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه110) و خداوند متعال جهاد را برای عزت اسلام قرار داده است: و (افرض الله) الجهاد عزا للاسلام (همان، حکمت252)

7)همدلی و اتحاد:

یکی دیگر از عوامل بسیار مهم عزت و شرافت ملتها و اجتماعات، همدلی، هماهنگی و وحدت کلمه بین افراد آن جامعه می باشد. سخنان امیر مومنان علی (علیه السلام) در نهج البلاغه، نکات بسیار ارزنده ای را در این مورد آشکار می سازد، (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه 198)

8) فضایل اخلاقی وصفات کمالی:

فضایل اخلاقی وکمالات روحی و صفات کمالی از زمره اسبابی است که نقش احیاء، ایجاد وتثبیت عزت را دارد، مادام که انسان متصف به این کمالات است، عزیز است، و با کمرنگ شدن این صفات و روحیات عزت نیز کمرنگ می شوداز جمله این صفات و کمالات می توان به موارد زیر اشاره کرد: (میزان الحکمه، ج6، ص293)

8-1) حسن خلق:

امیرالمؤ منین علی (علیه السلام)فرمود: علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعه و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد (میزان الحکمه، ج3، ص164) بر شما باد به اخلاق نیکو چرا که موجب رفعت و بلندی است و بپرهیزید از اخلاق پست. زیرا شخص بزرگ را پست می کند و مجد و عزت را نابود می سازد.

8-2) علم و حلم:

لاشرف کالعلم و لا عز کالحلم... (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، حکمت113) هیچ شرف چون دانایی و هیچ عزت چون بردبار بودن نیست...

8-3) صبر واستقامت :

امیرالمؤ منین علی (علیه السلام) نتیجه صبر و تحمل امتهای گذشته را چنین بیان می فرماید:... تا خدا دید چگونه در راه دوستی او بر آزار شکیبایند، و چسان از بیم او ناخوشایند را تحمل می نمایند، از تنگناهای بلا گشایشی برایشان پدید آورد. و از پس خواری، ارجمند شان فرمود و آرامش را جایگزین بیم کرد. (همان، خطبه192)

8-4) تواضع و فروتنی:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: التواضع لایزید العبد الا رفعه فتواضعوا یرفعکم الله (62)فروتنی جز بر رفعت و بلندی مقام بنده نمی افزاید پس تواضع پیشه کنید تا خداوند مقام شما را بالا برد.

8-5) صداقت ودر ستی:

امیرالمؤ منین علی (علیه السلام) فرمود: الصدق عز (میزان الحکمه، ج5، ص285) راستی عزت است. الصادق علی شفا منجاه و کرامه (میزان الحکمه، ج6، ص293)راستگو بر کنگره های رستگاری و بزرگواری است...

8-6) عفو وگذ شت:

بزرگواری و گذشت و بخشش از جمله اموری است که عزت آفرین است و هر چه این کلمات در انسان افزون شود بر عزتش افزون می شود. رسول الله (ص) فرموده است: علیکم بالعفو، فان العفو لا یزید العبد الا عزا، فتعافوا یعزکم الله (الکافی، ج2، ص108) بر شما باد به گذشت که گذشت کردن جز بر عزت بنده نمی افزاید، پس از یکدیگر در گذرید تا خدا شما را عزیز کند..

8-7) عدل وانصاف:

پاس داشتن عدل و داد و رعایت حق مردمان و با آنان به راستی رفتار کردن، (لسا ن العرب، ج، 14، ص166) از جمله اموری است که عزت آدمی را پایدار می کند و افزون می سازد. از امام محمد باقر (علیه السلام) روایت شده است که گفت : امیر مومنان علی (علیه السلام) در ضمن خطبه ای فرمود: الا انه من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزا (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه 198) بدانید هر که از خود به مردم انصاف دهد، خداوند جز عزتش نیفزاید.

8-8) قیام به حق و احقاق حق:

مادام که انسان برای حق برخیزد و در برپایی حق بکوشد در عزت خداست و خداوند از هر که اقامه حق و داد کند خواری ببرد و لباس ارجمندی و بزرگی بر تنش کند. از امام عسکری (علیه السلام)چنین نقل شده است: ما ترک الحق عزیز الا ذل، و لا اخذ به ذلیل الا عز (تحف العقول، ص368) هیچ عزیزی حق واننهاد مگر آنکه خوار شد، و هیچ خواری اقامه حق نکرد مگر آنکه عزیز شد.

8-9) صبر و استقامت :

صبر و استقامت از مهمترین علل به وجود آورنده و پایدارنده عزت است. صبر در برابر گناه، صبر در طاعت خدا، صبر در مصیبتها و صبر در برابر مال و مقام و خود را حفظ کردن آدمی را محکم و استوار می کند. صد هزاران کیمیا حق آفرید کیمیایی همچو صبر آدم ندید (مثنوی معنوی، دفتر سوم، ج2) امام صادق(علیه السلام) فرموده است: من صبر علی مصیبه زاده الله عزوجل عزا علی عزه (بحارالانوار، ج82، ص128)هر که به مصیبتی شکیبایی ورزد، خدای عزوجل عزت بر عزتش بیفزاید.

8-10) شجاعت:

شجاعت از کمالاتی است که آدمی را استوار می سازد و عزتش را نگه می دارد چنانکه در سخنان علی علیه السلام وارد شده است الشجاعه احد العزین (غررالحکم، ج1، ص82) شجاعت یکی از دو عزت است. شجاعت چنان عزت آفرین است که خود برابر با تمام عزتهای دیگر است؛ (، غررالحکم، ج1، ص82) و نمی گذارد آدمی تن به خواری و پستی دهد که علی (علیه السلام)فرموده است: الشجاعه عز حاضر (غررالحکم، ج1، ص23) شجاعت عزتی است مهیا و آماده.

8-11) قناعت وصرفه جویی:

قناعت و گسستن خود از فزون طلبی، آدمی را عزت می بخشد زیرا زیاده خواهی و هوس بی حاصل است که آدمی را در دامن حسرت و خواری فرو می برد و چون ریشه این درخت زده شود، سربلندی و عزت به بار آید. در سخنان نورانی امیرمومنان علیه السلام وارد شده است. القناعه تودی الی العز (شرح غررالحکم، ج1، ص291) قناعت به سوی عزت می کشاند. ثمره القناعه العز (شرح غررالحکم، ج1، ص333) میوه قناعت عزت است. اقنع تعز (تحف العقول، ص233) قناعت کن، عزیز باش. القناعه عز (شرح غررالحکم، ج1، ص25) قناعت عزت است. خردمند هرگز از قناعت دست نمی کشد و تن به خواری نمی سپارد. عزت ز قناعت است و خواری زطمع با عزت خود بساز و خواری مطلب (دیوان رباعیات اوحدالدین کرمانی، ص166)

8-12) برائت از بدی و شر:

انسان به میزانی که از بدی و شر پاک می شود و از آن دوری و بیزاری می جوید به بزرگی و ارجمندی می رسد؛ وارهیدن از آن، پیوستن به این را می آورد. امام صادق علیه السلام فرمود: من بری من الشر نال العز (تحف العقول، ص233) هر که از شر و بدی برائت جوید به عزت دست یابد.

اسباب ذلت وخواری:

با دقت براسباب عزتمندی انسان، اموری که موجب ذلت و خواری انسان است، معلوم می گردد، زیرا عمل نکردن و سازگار نبودن با موجبات عزت، سبب ذلت خواهد بود که به ذکر برخی از آنها می پر دازیم.

1) اخلاق ناپسند:

رفتارهای ناپسند و مذموم، موجبات ذلت انسان را فراهم می کند. امیرالمؤ منین علیه السلام می فرماید:... و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد (میزان الحکمه، ج3، ص146)بر حذر باشید از اخلاق پست چرا که انسان بزرگوار را پست می کند و مجد و کرامت را نابود می سازد. و از جمله اخلاق های زشت که انسان را به خواری دچار می کند تکبر و دروغگویی است. علی (علیه السلام) می فرماید: من تکبر علی الناس ذل (همان، ج6، ص286) هر کس با مردم با تکبر برخورد کند ذلیل می شود.

2) طلب عزت از غیر خدا:

چنانکه از آیه شریفه معلوم شد تمام عزت برای خداست پس هر کس غیر از خداوند متعال طلب عزت نماید و به خاطر کسب شرف و کرامت به سوی غیرخدا دست دراز کند، ذلیل خواهد شد. امیرالمؤ منین علیه السلام در این باره می فرماید: من اعتز بغیر الله سبحانه ذل (الحکم الزاهره، ص265) هر کس به غیر خدا عزت یابد، ذلیل شود. و به همین مضمون از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز روایت شده است که: من اعتز بالعبید اذله الله (همان) هر کس به بندگان عزیز گردد خدای تعالی وی را ذلیل کند.

3) نفاق و دوستی با کافران:

خداوند متعال در قرآن مجید بیان می فرماید: که عزت تنها از آن خدا و پیامبرش و مومنین می باشد و لکن منافقین درک نمی کنند و در آیه دیگر به منافقین که کافران را دوست می دارند و در پی کسب عزت در پیش آنان هستند وعده عذاب می دهد. ﴿بشر المنافقین بان لهم عذابا الیما. الذین یتخذون الکافرین اولیاء من دون المومنین ایبتغون عندهم العزه لله جمیعا ﴾(نساء، آیات138و 139) و مژده بده منافقین را به این که عذاب دردناک برایشان مقرر است. آنانکه مومنان را ترک گفته و کافران را دوست گرفتند، آیا عزت را در پیش ایشان جستجو می کنند پس همانا تمام عزت برای خداست.

4) ترک جهاد:

امام علی (علیه السلام) در خطبه 27 نهج البلاغه می فرمایند: هیچ قومی در قلب شهر ودیار خود مورد تهاجم دشمن قرار نگرفتند مگر آنکه به واسطه اعمال و تفکراتشان ذلیل شدندیعنی نباید بنشنیم تا شهر هامان جولا نگاه خصم شود این یک نمونه از رمز های عزت است که پاسداری وهوشیاری از مرزهای عقیده وسرزمین، ما را عز تمند می کند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)می فرماید: للجنه باب یقال له باب المجاهدین... قال: فمن ترک الجهاد البسه الله ذلا و فقرا فی معیشته و محقا فی دینه. (آثار الصادقین، ج2، ص396) بهشت دری دارد که به آن باب مجاهدان گفته می شود... و فرمود: پس هر کس جهاد را ترک کند خداوند لباس مذلت را به اوی می پوشاند... چنانکه جهاد تنها موجب عزت برای نسل جهادگر در هر عصر نیست، بلکه موجب سرافرازی نسلهای آنیده نیز می باشد، در مقابل ترک جهاد هم موجب ذلت و سرافکندگی برای نسل حاضر و آینده می شود. امیرالمؤ منین علی (علیه السلام) می فرماید: فعاودوا الکر، و استحیوا من الفر، فانه عار فی الاعقاب، و نار یوم الحساب (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه 66) پس پشت سر هم حمله آورید و از فرار شرم کنید که موجب سرافکندگی و عار در نسلهای بعد و نیز سبب آتش در روز حساب است

5) سستی در جهاد و فرصت دادن به دشمن:

باید به موقع و در اولین فرصت ممکن به جهاد اقدام کرد و فرصت را از دست دشمن خارج نمود و با ابتکار عمل و سرعت عمل و هوشیاری نظامی، دشمن را سرکوب کرد. و گرنه اهمال در جهاد و فرصت دادن به دشمن، موجب ذلت خواهد شد. امیرالمؤ منین علی (علیه السلام)می فرماید:... و قلت لکم اغزوهم قبل ان یغزوکم فوالله ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الا ذلوا... (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه 27)... و گفتم با آنان بستیزید پیش از آنکه بر شما حمله برند و به خدا سوگند با مردمی در آستانه خانه شان نجنگیدند

جز که جامه خواری بر آن مردم پوشاندند.

6) اختلاف و تشتت:

اختلاف و تشتت هر ملتی موجب ذلت، هلاکت و اسارت آنان در بند دشمنان خواهد بود. قرآن کریم می فرماید: ﴿و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم ﴾(انفال، آیه46) راه نزاع و اختلاف نپیمایید که سست شوید و شوکت و قدرت شما از بین برود. در سخن معجزه آسای علی (علیه السلام) نیز درباره امتهای گذشته و موجبات ذلت ایشان چنین آمده است:... پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید. چون میانشان جدایی افتاد و الفت به پراکندگی انجامید و سخنها و دلهاشان گونه گون گردید. از هم جدا شدند و به حزبها گراییدند و خدا لباس کرامت خود را از تنشان برون آورد و نعمت فراخ خویش از دستشان به دور کرد و داستان آنان میان شما ماند و آن را برای پند گیرند، عبرت گرداند... (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه 194)

7) سلطه پذیری:

زیر سلطه بودن انسانی که خداوند او را آزاد آفریده اگر به اختیار خود، طوق بندگی قلدران حاکم را به گردن افکند، شرافت انسانی خود را نابود کرده است. امیرمومنان علیه السلام می فرماید:... و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا (میزان الحکمه، ج3، ص441)... بنده دیگران مباش در حالی که خداوند ترا آزاد آفریده است. و در بیانی دیگر می فرماید: کل عزیز داخل تحت القدره فذلیل (میزان الحکمه، ج3، ص441) هر ارجمندی که تحت سیطره قدرتی باشد ذلیل است.

8) تجمل پرستی:

تجمل پرستی و تشریفات گرایی موجب نیازمندی و وابستگی است؛ زیرا زندگی تشریفاتی حد و مرزی ندارد تا با رسیدن به آن نیاز مرتفع شود و از جهت همین نیاز، وابستگی پیش می آید. وابستگی به افراد یا منابعی که این نیازمندی را بتوانند بر طرف کنند، موجب ذلت و خواری برای انسان می شود(توبه، آیه24)

عزت در سال حماسه سیاسی وحماسه اقتصادی:

استقلال میهن اسلامی که در اثر انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) وتداوم آن با حضور با بصیرت امت در صحنه های مختلف وبا پیشوایی رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی محقق شده است عزت ما را در همۀ دنیا رقم زده است. بحمد خدا وتوکل بر او با حضور در صحنه انتخابات، دشمنان ما از این ناحیه مایوس می شوند گر چه در اندیشه شیطانی دیگری فرو می روند. به اذاء هر سال که از عمر انقلاب می گذرد دشمنان ما از امت حزب الله سیلی خورده ومایوس شده اند

وجمهوریت نظام مقدس اسلامی ما چینین اقتضاء می کند که تا دامنه ظهور حضرت حجت (ع) این حضور با بصیرت تداوم یابد وآنچه این حضور را معنا دار وجهت مند می کند بهرگیری از فیوضات این دو ماه شعبان و رمضان است که ما را برای عاشوراهای مکرر آماده می سازد.

نتیجه:

در سالی که مقام معظم رهبری - به جهات عدیده و با تامل و لحاظ همه جهات و مسائل گوناگون داخلی و خارجی - سال حماسه سیاسی وحماسه اقتصادی نام نهاده اند با پیروی از تعالیم عزت بخش قرآن و ائمه معصومین (علیهم السلام) و تاسی از رهنمودهای حکیمانه آن بزرگوار شاگردانی موفق برای این مکتب بوده و تجلی بخش عزت در پرتو تعالیم قران و مکتب نبوی وعلوی باشیم. آنچه سبب عزت انسان وامت اسلامی می شودعبارت است از ایمان واطاعت الهی از سر عشق ومعرفت، کسب تقواوتثبیت آن، صداقت وراستی، صبور ی وبرد باری، اقامه نماز با توجه بویژه نماز شب، خوش اخلاقی وخوش خویی، عدل وانصاف، پایبندی به حق، فروتنی وافتادگی، مناعت طبع، توکل وقناعت وانقطاع از غیر خدا (مجموعه روایات معصومین/ میزان الحکمه /ج 6م 350) مناجات شعبانیه همه این درسها را به ما می دهد یکی دیگر از موجبات عزت این است که اسیر هوای نفس نباشیم. ملتی قدرت حضور در صحنه عاشورا را داراست که در رمضان ها مقابل دشمن سر سخت از دشمن بیرون یعنی نفس اماره بایستد.

ای شهان کشتیم ما خصم برون ماند خصمی زان بتر اندر درون.

شرط آمادگی وحضور در عاشوراها پالایش روح در ماه های پر برکت شعبان و رمضان است.

منابع:

1) قرآن کریم

2) ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، 1414ق

3) امام خمینی، روح الله، صحیفه نور، موسسه تنظیم ونشر آثار امام، تهران، 1375ش

4) صبحی صالح، نهج البلاغه (ترجمه)، تهران، 1362

5) تمیمی آمدی، عبد الواحد، غررالحکم و دررالحکم، قم، دفتر تبلیغات، 1366 ه ش

6) راغب اصفهانی، حیسن بن محمد،، المفردات، دمشق، دارالعلم، 1412ق

7) حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1413 ه ق

8) حرانی، ابو محمد، تحف العقول، ترجمه حسن زاده، قم، آل علی چاپ

9) دشتی، محمد ترجمه نهج البلاغه، قم، مؤسسه تحقیقات امیرالمومنین علی (ع)

10) سید بن طاوس، اقبال الاعمال، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1367ش

11) شهیدی، حعفر، ترجمه نهج البلاغه، نشر علمی فرهنگی، 1367ش

12) صدوق، محمدبن بابویه قمی، امالی، بیروت، اعلمی، 1400ق

13) طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران، مرتضوی، 1375ش

14) طباطبائی، محمد حسین، المیزان فی التفسیر القرآن، قم، موسسه النشر الاسلامی

15) طیب، عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات اسلام، تهران 1378

16) فیض کاشانی، محجه البیضاءفی تهذیب الاحیاء، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1379 ش

17) قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، اعمال ماه شعبان، قم، 1385ش

18) قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیه، 1381 ش

19) مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ه ق

20) محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، موسوعه حدیثی، قم، 1387ه ش

21) کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1366 ه ش

22) کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، تهران، دارالکتبالاسلامیه، 1366 ش

کلمات کلیدی
هدایت  |  عزت  |  مناجات شعبانیه  |  ذلت  |  سبک بندگی  | 
لینک کوتاه :