گنجینه معارف

بازنمایی آراء ابن حسام خوسفی در خاوران نامه دربارۀ معراج پیامبر(ص) و مقایسۀ آن با نظرات آنه ماری شیمل

مهم ترین شخصیت در میان مسلمانان، حضرت محمد(ص) است. به این اعتبار، در آثار فراوانی به سیرۀ ایشان پرداخته شده است. محبوبیت و عظمت شخصیت حضرت در متون ادبی از جمله خاوران نامۀ ابن حسام خوسفی نیز، دیده میشود. شاعر پیش از ورود به سخن اصلی، ابیاتی را به بازنمایی زندگی حضرت اختصاص داده که بازنمای معراج از آن جمله است. این مقوله در میان اسلام شناسان غربی نیز، مورد توجه بوده است. آنه ماری شیمل در پژوهش های متعددی از معراج پیامبر و کیفیت آن بر اساس قرآن و احادیث سخن گفته است. در تحقیق حاضر، ابتدا نگاه ابن حسام خوسفی به معراج با عنایت به آیات قرآنی و آراء مفسران شیعی بررسی شده و سپس، با نظرات شیمل مقایسه گردیده است. نتایج این تحقیق که با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده است، نشان میدهد که هر دو شخصیت بر ابعاد روحانی و جسمانی معراج تأکید دارند. همچنین، در نگاه آنان، فرآیند معراج، سیری آسمانی و ملکوتی داشته است. تفاوت رویکرد خوسفی و شیمل در این است که سرایندۀ خاوران نامه بنا بر عقاید شیعی، رؤیت ذات خداوند از سوی پیامبر(ص) را در واقعۀ معراج منتفی میداند و آن را به رؤیت صفات الهی محدود و منحصر میکند، ولی شیمل با تأثیرپذیری از آراء مفسران اهل سنت و استناد صرف و بدون انعطاف به برخی آیات قرآن، رؤیت ذات خداوند از جانب محمد(ص) را ممکن میداند و بر آن تأکید میورزد.

منبع : ماهنامه جامعه شناسی سیاسی ایران، آذر 1401، شماره 25 , بیرامی، زهرا؛ حجت، محمد؛ حاجی زاده، مجید , دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی / استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی (نویسنده مسئول) / استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی تعداد بازدید : 133     تاریخ درج : 1403/01/09    

١. مقدمه

مهم ترین شخصیت در عالم اسلام، حضرت محمد(ص) است. از این رو، سیرۀ عملی و کلامی ایشان برای مسلمانان از ارزش و اعتبار ویژه ای برخوردار است و سخن گفتن از ایشان را مایۀ مباهات خود می- شمارند. زندگی پرفراز و نشیب حضرت شامل رویدادهای معمول و غیرمعمول فراوانی است. بسیاری از مصداق های حیات طیبۀ ایشان برای عوام و خواص قابل درک است و شبیه به روزمرگیهای زندگی سایر افراد است، ولی برخی از تجربه های ایشان به گونه ای است که تنها برای انسان هایی خاص با ظرفیت هایی معنوی بالا روی میدهد و دیگران از درک و دریافت آن به صورت شخصی عاجز هستند.

این گونه رویدادها را میتوان معجزاتی دانست که به اذن الهی نمودار شده و هدف اصلی از ظاهرشدن آن، اثبات حقانیت ایشان در جایگاه پیامبری و هدایت مردم بوده است. یکی از این معجزات، سفر حضرت به آسمان و ملکوت و دیدار با خداوند است که از این سیر شگرف با عنوان معراج یاد می - شود. معراج چه در قرآن و چه در احادیث مورد توجه قرار گرفته و با وجود اختلاف نظرهایی که دربارۀ آن وجود دارد. هر کدام از نحله ها و گرایش های اسلامی سعی کرده اند به وجه یا وجوهی از این واقعه بپردازند. آنچه در میان همۀ این مکتب های فکری مشترک به نظر میرسد، تأیید وقوع معراج است.

جالب آنکه این موضوع تنها در میان مسلمانان بازتاب نداشته و از گذشته تا به امروز شخصیت های غیرمسلمان و اسلام شناسان غربی از آن سخن گفته اند و کتب و مقالات متعددی را به تشریح ابعاد گوناگون معراج اختصاص داده اند. شماری از این نظرات، تأییدی و شماری دیگر، انتقادی بوده است.

١-١. بیان مسأله

شخصیت والای حضرت محمد(ص) صرفاً در متون فقهی، تفسیری و حدیثی بازنمایی نشده، بلکه در متون ادبی هم به سیرۀ آن حضرت بارها اشاره شده است. معمولاً اهل ادب برای اعتبار بخشیدن به کلام خود به ستایش مقام حضرت پرداخته اند و گوشه ای از معجزات منتسب به ایشان را در قالب نظم یا نثر ذکر کرده اند. خاوران نامه به عنوان یکی از آثار ادبی شیعی در ژانر حماسی، تحت تأثیر شاهنامۀ فردوسی سروده شده است. سرایندۀ خاوران نامه، ابن حسام خوسفی، در سال ٨٣٠ هجری سرایش این منظومه را به پایان رسانده است. شاعر سعی کرده است زندگی حضرت علی(ع) و نبردها و سفرهای ایشان را محوریت اصلی اثر خود قرار دهد و بنا بر روش مرسوم آن روزگار، دیباچۀ کلام خود را به ستایش خداوند و پیامبر (ص) بیاراید. او در این بخش از خاوران نامه به بازنمایی ابعاد گوناگونی از زندگانی و سیرۀ عملی محمد(ص) میپردازد و علاقه و ارادت خود را به خوبی نشان میدهد. «از خصوصیات بارز شعری این دوره (دورۀ تیموری) رواج اشعاری درخور عقیدۀ شیعیان است. مهم ترین سرفصل های شعر مذهبی این دوره، حمد پروردگار و ذکر وحدت و عظمت وی، نعت پیامبر، ائمه به ویژه امیرمؤمنان علی بن ابیطالب (ع)، مناجات، استغفار، رثای ائمه خاصه حسین بن علی(ع) و ذکر واقعۀ کربلاست». (خوسفی، ١٣٨١، مقدمه: ١٥) نمود تعلقات شیعی ابن حسام در کلیت کتاب مشهود است و در این بخش هم دیده میشود. یکی از مقولاتی که شاعر در ارتباط با پیامبر(ص) بیان کرده، معراج است. او در ابتدای حماسۀ دینی خود، به جنبه های متنوعی از واقعۀ مذکور اشاره کرده است.

از سوی دیگر، عظمت این موضوع بسیاری از اسلام شناسان غربی را به تحقیق در این باره واداشته است. آنه ماری شیمل از جمله شخصیت های برجسته ای است که در دوران معاصر تحقیقات مبسوطی در قالب چندین کتاب و مقاله پیرامون مبانی اسلامی از جمله معراج انجام داده که مورد توجه مسلمان قرار گرفته است. شیمل باور دارد که مقولۀ معراج از نخستین آیۀ سورۀ اسراء استنباط میشود... بر این مبنا او به دو سیر برای پیامبر اسلام (ص) اشاره میکند: الف) سیر شبانه یا اسراء که حضرت سوار بر براق و با همراهی جبرییل (ع) بوده و از مکه تا مسجدالاقصی به طول انجامیده است. ب) سیر آسمانی که از مسجدالاقصی آغاز گردیده و تا آسمان هفتم ادامه پیدا کرده است. این سیر را باید بخش اصلی معراج دانست. (شمیل، ١٣٨٣: ٢٧٩-٢٧٨) از دید شیمل، معراج در اواخر حضور پیامبر(ص) در مکه و پیش از هجرت به مدینه روی داده است. (همان: ٢٨٠) او در بررسیهای خود، عمدتاً به نص قرآن و منابع تفسیری و حدیثی اهل سنت توجه کرده است.

مسألۀ اصلی در تحقیق حاضر این است که باورهای سرایندۀ خاوران نامه و آنه ماری شمیل در ارتباط با معراج بررسی و مقایسه شود تا وجوه اشتراک و افتراق نطرات آنان مشخص گردد. همچنین، سعی می - شود توضیحاتی در ارتباط با دلایل این تفاوت آراء ارائه شود. بر این پایه، سؤالات اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: ١. ابن حسام خوسفی چه نظری دربارۀ معراج دارد؟ ٢. در آراء آنه ماری شیمل چه ابعادی از واقعۀ معراج بازنمایی شده است؟ ٣. وجوه مشترک و ناهمسان دو شخصیت در ارتباط با پدیدۀ مذکور چیست و این تفاوت ها به چه دلیل به وجود آمده است؟

١-٢. روش تحقیق

این تحقیق با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده است. گردآوری مطالب از طریق یادداشت برداری صورت گرفته است. ساختار کلی پژوهش این گونه است که پیش از ورود به بحث اصلی، توضیحاتی دربارۀ کیفیت واقعۀ معراج در قرآن و احادیث شیعی ارائه شده و مبانی آراء شیمل هم، مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه با رویکرد مقایسه ای، ذیل سه عنوان «معراج روحانی و جسمانی پیامبر(ص)»، «تجربه های معرفت شناختی در سیر آسمانی پیامبر(ص)» و «رؤیت خداوند از سوی پیامبر(ص)» دیدگاه خوسفی و شیمل کاویده و بررسی شده است.

١-٣. پیشینۀ تحقیق

تاکنون در هیچ پژوهشی مقولۀ معراج در منظومۀ خاوران نامه از ابن حسام خوسفی بررسی نشده است.

افزون بر این، هیچ مقایسه ای هم میان آراء شاعر با نظرات آنه ماری شیمل صورت نگرفته است.

بنابراین، تحقیق حاضر برای نخستین بار به این موضوع میپردازد. با این وجود، در چند پژوهش به تبیین رویکردهای شیمل در باب معراج پرداخته شده است که به آنها اشاره میشود: شیمل (١٣٨٣) در کتاب محمد(ص) رسول خدا توضیحاتی دربارۀ معراجارائه کرده و آن را در شمار معجزات پیامبر آورده است. ایزدی و محمدی نبیکندی (١٣٩٤) در مقاله ای به تحلیل، بررسی و مقایسۀ معراج پیامبر(ص) از دیدگاه مایکل سلز و آنه ماری شیمل از نگاه درون مذهبی پرداخته اند. از دید نویسندگان، آراء شیمل همخوانی بیشتری با مبانی اسلامی معراج دارد؛ زیرا این رویداد را معجزه میداند و به روحانی و جسمانی بودن آن و رؤیت خداوند از سوی پیامبر (ص) در ملکوت تأکید میکند. این در حالی است که سلز باور دارد معراج در عالم رؤیا به وقوع پیوسته و معجزه به حساب نمی آید.

١-٤. مفاهیم تخصصی تحقیق

١-٤-١. معنای لغوی معراج: معراج در لغت به معنای وسیلۀ عروج و صعود است. مانند نردبان و... که برای بالارفتن و صعود به کار برده میشود. به این دلیل، گروهی آن را سّلم (پلکان) و گروهی شبه - سّلم معنی کرده اند. (فراهیدی، ١٤٠٩ق، ج ١: ٢٢٣) معراج در لغت به معنای بالا رفتن به صورت پله پله است. از این رو، در زبان عربی کسی که لنگ میزند، أعرج نامیده میشود؛ زیرا شبیه کسی است که از نردبان بالا میرود. (موسی، ١٤١٠ق، ج ١: ٥١٦)

١-٤-٢. معراج در آیینۀ قرآن و کتب حدیثی شیعی: اگرچه واژۀ معراج در قرآن نیامده، ولی مشتقات آن (تعرج، یعرجون و معارج) در چند مورد ذکر شده است که صعود و حرکت صعودی معنی میدهد.

(معارج: ٤-٣) افزون بر این، واقعۀ معراج در آیۀ ١ سورۀ اسراء آمده است: «سبْحان اّلذی أسری بعبْده لیلًا من اْلمسْجد اْلحرام إلی الْمسْجد اْلأقْصی اّلذی بارکْنا حوْله لنریه منْ آیاتنا» به معنی «پاک و منزه است خدایی که در (مبارک) شبی بندۀ خود (محمد) را از مسجد حرام (مکۀ معظمه) به مسجد اقصایی که پیرامونش را مبارک و پرنعمت ساختیم سیر داد تا آیات و اسرار غیب خود را به او بنماییم». طبق نص قرآن کریم، هدف از به معراج رفتن پیامبر، افزون بر گسترۀ بینش و معرفت ایشان دانسته شده است. همچنین، در آیات ١ تا ١٨ سورۀ نجم، توضیحاتی دربارۀ واقعۀ معراج ارائه شده است. در این آیات از حقانیت پیامبر(ص) سخن به میان آمده و بر درستی راه او تأکید شده است. خداوند بیان میدارد که در معراج، محمد (ص) به او نزدیک گردید و این فاصله به اندازۀ دو کمان کاهش پیدا کرد. در این لحظات، مسائل معرفت شناختی متعددی به حضرت انتقال پیدا کرد. در قرآن، به رؤیت نشانه های الهی به صورت نوری در سدره المنتهی از جانب پیامبر(ص) اشاره شده است. در مجموع، چینش آیات به گونه ای است که خداوند قصد دارد ضمن اثبات حقانیت حضرت، مخالفان ایدئولوژیک ایشان را به تفکر و بازنگری در آراء غرض ورزانه ای که دارند، دعوت کند.

در کتب حدیثی شیعه نیز، توضیحات مبسوطی دربارۀ ابعاد گوناگون معراج ارائه شده است. از امام صادق (ع) نقل است که پیامبر پیش از صعود به آسمان، در بیت المقدس با انبیاء دیدار کرد. (کلینی، ١٣٦٩، ج ٢: ٢١٤) همچنین، از زبان پیامبر(ص) نقل شده است که پیش از حرکت به سوی آسمان و زمانی که در مدینه حضور داشت، با جبرییل نماز گزارد. سپس به حرکت درآمدند و با رسیدن به بیت - اللحم، دو رکعت دیگر بجای آوردند. گام بعدی، دیدار با جمیع پیامبران در بیت المقدس بوده است.

محمد(ص) پیشاپیش همۀ انبیا قرار گرفت و همگی مشغول خواندن نماز شدند. (قرنی گلپایگانی، ١٣٧٠: ١٠-٩) در حدیثی از امام رضا(ع) دربارۀ واقعۀ معراج نقل شده است که رسول اکرم (ص) بیان میکند در آن شب که به معراج رفتم جبرییل مرا بدانجا رساند که هرگز کسی به آن مقام قرب نائل نشده بود.

آنگاه برای پیامبر(ص) کشف، مکاشفه و شهود نسبت به ساحت ربوبی رخ داد و رؤیت و شهود عظمت ساحت کبریایی به قدر نیروی شهود رسول و احاطه و فهم او خواهد بود که اقصی مرتبۀ نیروی قلبی ادراک و شهود امکانی است، اما عظمت مقام کبریایی نامتناهی هرگز قابل فهم و احاطه و ادراک نخواهد بود. (حسینی همدانی، ١٣٦٣، ج ٥: ٣٨٠-٣٧٨) طبق این حدیث، امکان رؤیت ذات الهی نفی شده و تصریح شده است که پیامبر(ص) شاهد صفات باری تعالی در زمان معراج به ملکوت اعلی بوده است.

٢. بحث اصلی

ابن حسام خوسفی در منظومۀ خاوران نامه از ایدئولوژی شیعی سخن میگوید. بنابراین، تمامی مؤلفه - های اسلامی که در اثر مذکور بازنمایی و تبیین شده اند، خاستگاه و ریشه ای برآمده از باورهای تشیع دارند. در برابر، آنه ماری شیمل در تحقیقات خود، عمدتاً به منابع اهل سنت رجوع کرده و بر اساس نگاه عالمان این مذهب به بازنمایی آراء خود پرداخته است. بنابراین، در بررسی و مقایسۀ نظرات این دو شخصیت باید این پیش فرض را در نظر داشت که اگرچه هر دو از یک مقولۀ واحد یعنی معراج سخن میگویند، ولی به دلیل استناد به منابع تقریباً متفاوت، ناهمسانیهایی در نظرات آنان دیده میشود.

٢-١. معراج روحانی و جسمانی پیامبر(ص)

یکی از موضوعات مورد بحث در جامعۀ اسلامی، کیفیت معراج پیامبر(ص) است. شیمل به ابعاد جسمانی و روحانی معراج حضرت باور دارد. او معنوی بودن این واقعه را با رجوع به باور معتزله پذیرفته است. معتزله معتقدند که فرآیند معراج در عالم رؤیا صورت گرفته و تصور آن صرفاً به صورت روحانی و معنوی امکان پذیر است. (شیمل، ١٣٨٣: ٢٨٣-٢٨٢) باور شیمل به ابعاد جسمانی معراج پیامبر(ص) به واسطۀ منابع معتبری چون تفسیر طبری است که بر اساس نص صریح قرآن در عبارت «أسْری بعبْده لیلاً»، بر جسمانی بودن این واقعه تأکید میکند. (همان: ٢٨٣) در میان مفسرین شیعه نیز، مکارم شیرازی با طبری هم عقیده است و تعبیر «عبد» را دلیلی برای وقوع این سفر در زمان بیداری و جسمانی بودن آن میداند؛ زیرا سیر روحانی در حالت خواب یا شبیه به این حالت روی میدهد و قابل تصور است. (مکارم شیرازی، ١٣٧٤، ج ١٢: ٩) در این بین، گروه سومی هم هستند که باور به معراج روحانی و جسمانی دارند. به این معنا که حضور پیامبر (ص) در آسمان ها را در قالب روح و جسم پذیرفته اند. (ابن شهرآشوب، ١٣٧٩، ج ١: ١٧٧؛ نجفی خمینی، ١٣٩٨، ج ٧: ٣٤٩) این گروه (امامیه و زیدیه) باور دارند که معراج پیامبر(ص) از مسجدالحرام تا بیت المقدس به صورت جسمانی بوده و از آنجا تا آسمان، صرفاً جنبه ای روحانی داشته است. (طباطبایی، ١٤١٧ق، ج ١٣: ٣٢)

آن گونه که از توصیفات ابن حسام برمیآید، او نیز اعتقادی چون امامیه و زیدیه دارد. شاعر با تأثیرپذیری از آیات ٨ تا ١٠ سورۀ نجم، به فرآیند دووجهی معراج اشاره میکند. بر این پایه، پیامبر (ص) ابتدا سوار بر براق راهی شده و در گام بعدی، افلاک را پیموده است، به گونه ای که فرشتگان قادر به همراهی او نبوده اند. به عبارت دیگر، شاعر در بیت نخست به ابعاد افقی (روحی) واقعۀ معراج اشاره میکند و در بیت های بعدی از معراج عمودی (جسمانی) سخن به میان میآورد.

دنی پایۀ قرب ادنای اوست
قبای فاوحی به بالای اوست

به یک تاختن نه فلک تاخته
ملک در رکابش پرانداخته

فلک را سعادت ز معراج اوست
ملک را ارادت به منهاج اوست

(خوسفی، ١٣٨١ ٥٦-٥٥)

ابن حسام به صورت آشکار، زمان آغاز معراج را شب دانسته است. این توصیف نشان میدهد که معراج در عالم واقع و زمان بیداری روی داده است. جبرییل که در ملکوت حضور دارد، از سوی خداوند مأمور میشود تا نزد حضرت بیاید و پیام را به ایشان انتقال دهد و شرایط سیر آسمانی را فراهم کند. در مصراع «مزین کن از خاک او راه ما»، میخوانیم که مقدمات معراج در روی زمین بوده و سپس، جنبه ای روحانی پیدا کرده است. ابن حسام از زبان خداوند، سیر حرکتی حضرت را کاملاً توضیح داده است. در ابیات ذیل میخوانیم که جبرییل مأمور میشود تا پیامبر اسلام را از خاک تا افلاک برکشد.

چنان که از ابیات برمیآید، هدف اصلی از این معراج جسمانی و روحانی، آشنایی حضرت با عالم ملکوت و افزوده شدن بر گسترۀ شناخت و آگاهی وی بوده است.

خجسته شبی خوش تر از روز عید
سعادت مساعد به بخت سعید

ز دیوان سلطان یوم الحساب
سوی طایر سدره آمد خطاب

که امشب شب دولت سرمدی است
شب نوبت رفعت احمدی است

جنیبت رسانش ز درگاه ما
مزین کن از خاک او راه ما

ز نعلین او ماه را تاج نه
ز مه تا به ماهیش معراج نه

ز عرش معلی سریرش بزن
ز مه خرگه دلپذیرش بزن

بیارای کرسی نه پایه اش
بپیرای بر قدر پیرایه اش

ز رخشنده انجم هزاران چراغ
بنه در شبستان این هفت باغ

علم برکشش برتر از عالمین
بزن کوس او بر سر خافقین

(همان: ٥٦)

در غالب اشعاری که از ابن حسام در اختیار داریم، کلیدواژۀ «شب» در بازنمایی ابعاد معراج راهگشا خواهد بود؛ زیرا این فرضیه را که معراج پدیده ای صرفاً روحانی بوده است، رد میکند و این امکان را به مخاطب میدهد که نسبت به این مقوله درک و باورپذیری بیشتری پیدا کند. این نوع توصیف از معراج، شخصیت پیامبر (ص) را باورپذیر میکند و این پیام مهم را به دیگران انتقال میدهد که ایشان انسانی روی زمین و از جنس سایر افراد جامعه بوده است. به عبارت دیگر، مخاطبان درمییابند که تجربۀ روحانی و عظیمی چون معراج به واسطۀ ظرفیت های یک انسان برجسته پدید آمده است و این بدان معناست که اگر افراد بر ابعاد معنوی و معرفت شناختی خود تمرکز کنند، قادر به درک تجربه هایی مشابه معراج خواهند بود. خوشه های واژگانی «شب، براق، رکاب، نعل، عنان، بیت المقدس و اقصی» این تصویر را در ذهن مخاطب پدید میآورد که مراحل آغازین معراج روی زمین و در عالم ناسوت رخ داده است.

همان شب شباهنگ را زین نهاد
به زین بر، صبا مهد زرین نهاد

براق آن شب آیین معراج یافت
رکیبش ز نعلین او تاج یافت

عنان تاب شد ماه خورشیدفر
ملک در رکابش بگسترد پر

چو آمد به بیت المقدس فراز
همه انبیا آمدش پیشباز

به اعزاز سالار اقصی خرام
پذیره شدند انبیای کرام

(همان: ٥٧)

هنگامی که جبرییل بر محمد(ص) فرود میآید، به ایشان اعلام میدارد که باید آمادۀ سفری شگفت و عظیم شود که جنبه ای معنوی و شناختی دارد. از این رو، فرشتۀ الهی از ایشان درخواست میکند تا راهی مسجد (بیت المقدس) شود و آنجا را بیاراید. نقطۀ نهایی حضور پیامبر در زمین، مکانی روحانی و معنوی بوده است. بنابراین، بیت المقدس نقطۀ تلاقی عالم ملکوت و ناسوت بوده است و حضرت پس از انجام برخی آداب دینی از جمله نماز گزاردن و دیدار با پیامبران پیشین، آمادۀ صعود به آسمان ها می شود. در توصیف ابن حسام، این موضوع به روشنی در دو بیت آخر بازنمایی شده است. حضور محمد(ص) به عنوان پیش نماز و اقتدای دیگر انبیا به حضرت در بیت المقدس، بازنمایندۀ جایگاه والای ایشان است. شاعر طبق احادیث شیعی و با تکیه بر هنر تصویرسازی خود این پیام را تشریح میکند که بلوغ شخصیتی و رفتاری پیامبر موجب برتری مقام و منزلت وی در مقایسه با دیگر انبیا شده است. به عبارت دیگر، صعود حضرت به آسمان ها و عدم همراهی سایر پیامبر در این سفر، نشان دهندۀ فاصلۀ معنوی و روحانی ایشان با دیگر انبیا الهی است.

در این فکر بود آن امین جلیل
درآمد پس پشت او جبرییل

که ای پیشوای رسل پیش رو
بیارای مسجد به آیین نو

که شایستۀ تخت و افسر تویی
سزاوار محراب و منبر تویی

پیمبر بیامد به جای نماز
بگسترد سجادۀ سجده باز

همه پیشوایان پیشین ز پس
ز دنبال او عقد بستند و بس

پیمبر چو پردخته ماند از نماز
ز مسجد برون شد رسول حجاز

بر آن مرکب برق سرعت نشست
امین ملائک عنانش به دست

(همان: ٥٩-٥٨)

٢-٢. تجربه های معرفت شناختی در سیر آسمانی پیامبر(ص)

از دید شیمل، نشانه های معجزاتی چون سیر آسمانی پیامبر(ص) در قرآن ذکر شده و معجزه های دیگر ایشان بر مبنای جان مایه های برآمده از فرهنگ عامیانه شکل گرفته است. (شیمل، ١٣٨٣: ١٣٧) معراج دو ساختار کلی دارد: مرحلۀ نخست که اسراء یا سیر شبانه نام دارد و ابعاد زمینی در آن محسوس است.

بر این اساس، پیامبر در حضور جبرییل و سوار بر براق، از مکه تا مسجدالاقصی حرکت کرده است.

بخش دوم این رویداد، در قالب سیر آسمانی شکل گرفته که شامل حرکت از مسجدالاقصی تا آسمان هفتم بوده است. (همان: ٢٧٩ -٢٧٨) بنابراین، مرحلۀ نخست را باید مقدمه ای برای حرکت اصلی دانست. در این مرحله پیامبر با نشانه های گوناگونی از عالم ملکوت مواجه میشود و ابهامات ذهنی ایشان رفع میشود تا در نهایت، به شناختی دقیق و کامل از عالم هستی و ملکوت اعلی دست پیدا کنند.

طبق باورهای شیعی، پیامبر(ص) در این سیر روحانی و آسمانی با رازهای شگرفی آشنا گردیده و بر علم الهی خود افزوده است. کلینی روایت میکند که چون رسول خدا را به معراج بردند، فرود نیامد تا اینکه خدا علم گذشته و آینده را به او آموخت و مقدار زیادی از آن علم مجمل و سربسته بود که تفسیر و توضیحش در شب قدر میآمد. (کلینی، ١٣٦٩، ج ١: ٣٦٩-٣٦٨) بنابراین، حضرت در آسمان ها مشغول تجربه های شناختی و معرفتی نسبت به عالم هستی (در سطح نخست) و خداوند (در مرتبۀ ثانویه) بوده است. طبیعتاً شخصیت ایشان پیش از معراج با پس از این واقعه متفاوت بوده و به واسطۀ علم لدنی که در ملکوت بدان متخلق شده بودند، نشانه های کمال و شکوفایی در شخصیت ایشان، بیشتر از قبل ملموس بوده است. با وجود همۀ این تحولات معنوی، مخالفان و معاندان، همچنان به کینه ورزیهای خود ادامه میدادند. چنان که ساواری عقیده دارد این معجزۀ عظیم نتوانست مردمان لجوج و سرسخت و دشمنان محمد(ص) را سرکوب کند و قریش به هیچ روی حاضر به پذیرش این واقعه نبوده است. (ساواری، ١٣٦١: ٦٤)

در شعر ابن حسام، تجربۀ معراج و سیر آسمانی پیامبر(ص) شبیه به شب قدر توصیف شده است؛ زیرا همان طور که در این شب مهم، قرآن بر قلب حضرت نازل گردیده و آگاهی ایشان از علوم الهی کامل شده است، در جریان سیر روحانی حضرت در آسمان ها، دانسته های بسیاری از عالم ملکوت برای ایشان آشکار گردید. ابن حسام از زبان جبرییل امین، با عنایت به مؤلفۀ زمان پریشی، پیشاپیش به کیفیت سیر آسمانی حضرت اشاره میکند و میسراید:

بیامد خرامان به صد احترام
که سالار بیت الحرام را سلام

برون آی کامشب شب قدر توست
مه نو سراسیمۀ بدر توست...

قران ده به هم ماه و خورشید را
به چهره ببر آب ناهید را

بر این گلشن هفت منظر خرام
ز خرگاه شش روزه برتر خرام

(خوسفی، ١٣٨١: ٥٧)

مؤلف خاوران نامه باور دارد که به دلیل مراتب معنوی والای پیامبر(ص)، جبرییل از همراهی ایشان در معراج بازماند و تنها تا نزدیکی سدره المنتهی این وظیفه را برعهده گرفت. این توصیف که ریشه در فرهنگ اسلامی دارد و ابن حسام، بازگوکنندۀ آن در قالب شعر بوده است، نشان از آن دارد که پس از گذر از سدره المنتهی، پیامبر (ص) با رویدادهای شناختی مواجه شده است که تنها خود ایشان ظرفیت درک و دریافت آن را داشته و دیگر موجودات، حتی جبرییل امین از فهم آن عاجز بوده اند. به بیان دیگر، تاب آوری نور حقیقت و علم لدنی تنها از عهدۀ حضرت برمیآمده و این را میتوان از کلام ملک محبوب الهی دریافت. از دید ابن حسام، مهم ترین دستاورد معنوی حضور پیامبر (ص) در معراج این بوده که وهم ها و گمانه ها را از وجود حضرت زدوده و یقین مطلق را پیش چشم جان ایشان آشکار کرده است. در این سیر آسمانی، ناگفته هایی بر قلب و جان حضرت عیان گردید که غیر از ایشان، کسی را یارای درک آن نبوده است. بنابراین، درگذشتن پیامبر(ص) از جبرییل امین، بیانگر این مهم است که هدف اصلی از به معراج آمدن حضرت، گردش و دیدار نبوده، بلکه ارتقا سطح معنوی ایشان مورد نظر بوده است. به عبارت دیگر، معراج فرصتی الهی بود که زمینه های لازم را برای کمال شناختی و معرفتی محمد(ص) فراهم آورد.

عنان براقش به جایی رساند
که روح الامین از رکابش بماند

بدو گفت که ای سلطان بیت الحرام
که ای همدم انبیا کرام...

طریقی چنین را بباید رفیق
چرا بازماندی ز راه شفیق

بدو گفت یارای بالم نماند
بماندم که دیگر مجالم نماند

تو را نور حق بس بود رهنمای
رساند تو را پیش عرش خدای

پیمبر ز روح الامین درگذشت
ز وهم و گمان و یقین درگذشت

(همان: ٦٠-٥٩)

٢-٣. رؤیت خداوند از سوی پیامبر(ص)

شیمل باور دارد که محمد(ص) در بلندترین افق دید، موفق به رؤیت و دیدار خداوند شده است. (شیمل، ١٣٨٣: ٢٨٣) شیمل با اشاره به آیات قرآن، به این نتیجه میرسد که پیامبر(ص)، خداوند را با چشم سر یا چشم دل دیده است. (همان: ٢٨٤) در این آیات آمده است: «وهو باْلأفق الْأعْلی ثمّ دنا فتدلّی فکان قاب قوْسین أوْ أدْنی فأوْحی إلی عبْده ما أوْحی ما کذب الْفؤاد ما رأی أفتمارونه علی ما یری ولقدْ رآه نزْلةً أخری عنْد سدْرة الْمنْتهی عنْدها جنّة الْمأْوی إذْ یغْشی السّدْرة ما یغْشی ما زاغ الْبصر وما طغی» (نجم: ١٨-٧) به معنی «و آن رسول در افق اعلاء (کمال و مشرق انسانیت) بود. سپس نزدیک آمد و نزدیک تر شد تا [فاصله اش ] به قدر [طول ] دو [انتهای] کمان یا نزدیک تر شد. آنگاه به بنده اش آنچه را باید وحی کند وحی فرمود. آنچه را دل دید انکار[ش ] نکرد. آیا در آنچه دیده است با او جدال میکنید و قطعاً بار دیگری هم او را دیده است، نزدیک سدرالمنتهی، در همانجا که جنه المأوی است. آنگاه که درخت سدر را آنچه پوشیده بود، دیده [اش ] منحرف نگشت و [از حد] درنگذشت». شیمل در این رابطه علاوه بر متن قرآن به آراء عارفان مسلمان نیز، توجه کرده است. او سال ها مطالعاتی را در حوزۀ عرفان اسلامی انجام داده بود. از این رو، با پیوستگی مبانی قرآنی و آراء عارفان آشنایی داشت. بر این پایه، او باور داشت که تجربۀ درک ذات خداوند از سوی پیامبر(ص)، بیواسطه و به صورت مستقیم بوده است. (شیمل، ١٣٨٣: ٢٨٥)

از این بابت، آراء شیمل با نظرات شاعران شیعی مذهب همچون ابن حسام خوسفی تفاوت هایی بنیادین دارد. ریشۀ این اختلاف نظرها در رجوع شیمل به متون اهل سنت است. چنان که اشاعره باور دارند اگرچه خداوند مجرد است، ولی رؤیت او امکان دارد (حلی، بیتا: ٢٣٠) و شاید در دنیا نتوان این موضوع را تجربه کرد، ولی در قیامت، رؤیت ذات باری تعالی برای مؤمنان قابل تصور است. (فخر رازی، ١٤٢٠ق، ج ١٣: ١٢٥) این در حالی است که به باور غالب شیعیان، امکان دیدار ذات الهی وجود ندارد و تنها میتوان به تدقیق در صفات باری تعالی و مشاهدۀ نشانه های او پرداخت. مؤلف المیزان در این باره میگوید: خداوند متعال قابل رؤیت نیست؛ زیرا لازمۀ رؤیت، محدودیت و جسمانیت است که این امر از ذات حق تعالی به دور است و خداوند مانند ندارد و در ارتباط با او، مفاهیم زمان، مکان و جهت بیمعنا مینماید. (طباطبایی، ١٤١٧ق، ج ٧: ٢٩٧) مفسران دیگر شیعه هم، رؤیت خداوند را امری ناممکن میدانند. (طوسی، بیتا، ج ٤: ٢٢٤؛ ابوالفتوح رازی، ١٤٠٨ق، ج ٧: ٣٩٩؛ طبرسی، ١٣٧٢، ج ٤: ٥٣٣) از زبان امام رضا(ع) نیز نقل شده است که عظمت و کبریایی حق سبحانه از نظر اینکه نامتناهی است به قدر امکان مورد شهود و رؤیت قرار خواهد گرفت و رؤیت و شهود هرگز تعلق و ربط به ذات و حریم ربوبی نخواهد داشت. (حسینی همدانی، ١٣٦٣، ج ٥: ٣٨٠)

نگاهی به دیباچۀ خاوران نامه نشان میدهد که آراء ابن حسام با نظرات غالب شیعیان هماهنگی دارد. او در قالب ابیاتی که سروده است، بیان میدارد که محمد(ص) دیداری عینی با خداوند نداشته، بلکه با واسطه موفق به درک حضور الهی شده است. او نور رحمانی را عاملی برای برقراری این پیوند معرفتی دانسته است. همان نوری که موسی (ع) در میقات دیده بود. افزون بر این، صدایی که پیامبر(ص) در حریم امن الهی میشنود، واسطۀ دیگری است که خداوند را به او مینمایاند. شاعر حالات روحی حضرت را همراه با ترس، سکوت و منکوب بودن توصیف میکند. این مقوله نشان دهندۀ عظمت واقعۀ شنیدن صدایی است که حامل کلام الله است و پیامبر(ص) آن را میشنود. این در حالی است که شیمل رؤیت باری تعالی را به چشم سر و جان امکان پذیر میداند. بنابراین، خوسفی و شیمل از این جهت دچار اختلاف نظر هستند که دلیل اصلی آن، منابع حدیثی و تفسیری است که به آن رجوع کرده اند.

تو را نور حق بس بود رهنمای
رساند تو را پیش عرش خدای...

خرامان برافراز این هفت فرش
جنیبت همی راند تا ساق عرش

چو آمد به نزدیک عرش خدای
تهی خواست کردن ز نعلین پای

خطابی به گوش آمدش کای حبیب
گل باغ توحید را عندلیب

بخواه ای حبیب آنچه دلخواه توست
که هفت آسمان مفرش راه توست

پیمبر زبان شکّرآمیز کرد
لب اندر فصاحت شکرریز کرد

که ای داور دادخواهندگان
به تو بازگشت پناهندگان

چه احسان که لطف تو با من نکرد
به شادی و اندوه و درمان و درد

به خواهش رسیدم بدین بارگاه
به آمرزش امت پرگناه

چه باشد که لطف تو ای ذوالمنن
گناهان امت ببخشد به من

دگرباره آمد ز حضرت خطاب
که ای سایۀ لطف تو آفتاب

ببخشیدم امشب دو بهر از سه بهر
که آیین ما لطف باشد نه قهر

(خوسفی، ١٣٨١: ٦٠)

٣. نتیجه گیری

در این پژوهش، واقعۀ معراج در آراء ابن حسام خوسفی و آنه ماری شیمل بررسی و مقایسه شده است.

نتایج اصلی تحقیق حاکی از آن است که این واقعه به دو صورت جسمانی و معنوی روی داده است.

یعنی فرآیند آغازین آن، جسمانی و زمینی (افقی) بوده و حضور عناصر این جهانی مانند: شب، براق، مسجدالحرام، مسجد اقصی و... چنین رویکردی را تقویت میکند. در ادامه و با صعود پیامبر(ص) به ملکوت اعلی (عمودی)، ابعاد معنوی و معرفت شناختی معراج قوّت گرفته و حضرت غرق در نشانه - های الهی شده است. خوسفی و شیمل باور دارند که هدف از به معراج رفتن پیامبر، دست یافتن به شهود باطنی و شناخت عمیق تر نسبت به مسائل معنوی بوده است. موضوع دیگر آنکه خوسفی و شیمل بر حرکت شبانۀ حضرت در بدو امر تأکید کرده اند. از دید سرایندۀ خاوران نامه، اصلیترین بخش معراج، حضور پیامبر(ص) در آسمان ها و دیدن نشانه های عالم هستی بوده است. یکی از تفاوت هایی که در نگاه خوسفی و شیمل دیده میشود، مقولۀ مناقشه برانگیز رؤیت ذات الهی است که خوسفی بر اساس باورهای شیعی، به رؤیت صفات باری تعالی از جانب محمد (ص) اشاره کرده است، اما شیمل که در تحلیل های خود به متون حدیثی و تفسیری اهل سنت توجه داشته، رؤیت ذات خداوند را میسر دانسته است. در توصیفات خوسفی، حضور پیامبر در بیت المقدس و پیش نمازی سایر انبیا نشان از برتری معنوی جایگاه ایشان دارد. همچنین، بیت المقدس نقطۀ تلاقی سیر جسمانی و آسمانی معراج پیامبر (ص) محسوب میشود؛ زیرا حرکت افقی حضرت که از مسجدالحرام شروع شده بود، در این مکان به پایان میرسد و حرکت عمودی ایشان آغاز میشود.

منابع و مآخذ

١- قرآن کریم.

٢- ابن شهرآشوب، محمد بن علی، (١٣٩٧)، مناقب آل ابی طالب (ع)، قم: علامه.

٣- ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، (١٤٠٨ق)، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، تحقیق دکتر محمدجعفر یاحقی، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی.

٤- ایزدی، مهدی و محمدی نبیکندی، (١٣٩٤)، «تحلیل و بررسی تطبیقی معراج پیامبر(ص) از دیدگاه مایکل سلز و آنه ماری شیمل با نگاه درون مذهبی»، مجلۀ الهیات تطبیقی، سال ٦، شمارۀ ١٣، صص43-58.

٥- حسینی همدانی، محمد، (١٣٦٣)، درخشان پرتوی از اصول کافی، قم: علمیۀ قم.

٦- حلی، حسن بن یوسف، (بیتا)، کشف المراد فی شرح تجریدالاعتقاد، قم: مکتبه المصطفوی.

٧- خوسفی، محمد بن حسام الدین، (١٣٨١)، خاوران نامه، با مقدمۀ سعید انواری، نگاره و تذهیب از فرهاد نقاش، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.

٨- ساواری، ام، (١٣٦١)، محمد ستاره ای که در مکه درخشید، ترجمۀ عنایت الله شکیباپور، تهران: فرخی.

٩- شیمل، آنه ماری، (١٣٨٣)، محمد (ص) رسول خدا، ترجمۀ حسن لاهوتی، تهران: علمی و فرهنگی.

١٠- طباطبایی، محمدحسین، (١٤١٧ق)، المیزان فی تفسیرالقرآن، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزة علمیۀ قم.

١١- طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، (١٣٧٢)، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، چاپ سوم، تهران: ناصرخسرو.

١٢- طوسی، محمد بن حسن، (بیتا)، التبیان فی تفسیرالقرآن، به تحقیق و مقدمۀ آغابزرگ تهرانی و احمد قیصرعاملی، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

١٣- فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، (١٤٢٠ق)، مفاتیح الغیب، چاپ سوم، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

١٤- فراهیدی، خلیل بن احمد، (١٤٠٩ق)، العین، به تحقیق دکتر مهدی مخزومی و دکتر ابراهیم السامرایی، چاپ دوم، قم: مؤسسۀ دارالهجره.

١٥ - قرنی گلپایگانی، علی، (١٣٧٠)، اسرار معراج پیامبر اسلام (ص)، چاپ چهارم، تهران: کتابچی.

١٦- کلینی، محمد بن یعقوب، (١٣٦٩)، اصول الکافی، ترجمۀ جواد مصطفوی، تهران: کتابفروشی علمیۀ اسلامیه.

١٧- مکارم شیرازی، ناصر، (١٣٧٤)، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

١٨- موسی، حسین بن یوسف، (١٤١٠ق)، الافصاح فی فقه اللغه، چاپ چهارم، قم: مکتب الاعلام الاسلامی

کلمات کلیدی
معراج  |  آنه ماری شیمل  |  پیامبر اسلام (ص)  |  خاوران نامه  |  ابن حسام خوسفی  | 
لینک کوتاه :