گنجینه معارف

مواضع قدرتهای بزرگ در قبال تجاوز عراق

خبرگزاری چین نو در این باره نوشت: «مسکو می تواند با استناد به قرارداد 1921 م ایران و شوروی، آن کشور را اشغال کند. روزنامه «مردم » ارگان حزب کمونیست چین نیز نوشت: «جنگ ایران و عراق بهانه ای به دست شوروی می دهد تا نیروهای خود را به خلیج فارس اعزام نماید» . در واقع، اگر چه دوران جنگ سرد و سیستم دو قطبی در سال 1359 هجری شمسی / 1980 م به پایان خود نرسیده بود، ولی در خصوص انقلاب اسلامی، قانونمندی جنگ سرد و سیستم دو قطبی کاربرد خود را از دست داد و به تبع آن در آغاز جنگ نیز در برخورد با تجاوز عراق به ایران تضاد چندانی میان آمریکا و شوروی احساس نگردید. منافع و سیاستهای قدرتهای بزرگ به عنوان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل اقتضا می کرد که این شورا نیز از سؤولیت خود که حفظ صلح و امنیت بین المللی است عدول کند و به رغم آنکه تجاوز عراق و جنایات جنگی انجام شده توسط ارتش این کشور محرز بود، شورای امنیت سازمان ملل، در اولین واکنش خود در 1 مهرماه 1359 / 23 سپتامبر 1980 م، یک روز پس از آغاز جنگ در بیانیه ای رسمی از «احراز تجاوز» عراق به ایران خودداری کرد و آن را وضعیت نامید. این تجویز به معنی نادیده گرفتن اشغال بخش وسیعی از کشور ایران و تسلیم شدن به نقشه ترسیم شده قبلی بود که سعی داشت در پوشش حقوقی و بین المللی خود را به انقلاب اسلامی تحمیل کند.

چکیده ماشینی


منبع : جنگ عراق و ایران، رویارویی استراتژی ها , اردستانی، حسین , , , , تعداد بازدید : 3671     تاریخ درج : 1385/05/02    

با شروع جنگ، هر یک از قدرتهای بزرگ بر اساس سیاستها و منافع خاص خود به موضع گیری و اقدام پرداختند.در این فصل، واکنش ایالات متحده، شوروی، چین و فرانسه به اجمال بازگو می شود.

ایالات متحده آمریکا زمانی که جنگ آغاز شد، آمریکا با هیچ یک از طرفین مخاصمه روابط سیاسی نداشت. با این تفاوت که مساله گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا در تهران، موجب پیچیده تر شدن شرایط و معاندت افزونتر این کشور در برابر جمهوری اسلامی گردید. از این رو، یکی از امیدواریهای آنها به بیان وزیر خارجه آمریکا، این بود که فشارهای ناشی از جنگ با عراق، سبب آزادی گروگانها شود. (1)

با در نظر گرفتن شرایط موجود، یک مقام کاخ سفید با صراحت، سیاست آمریکا را به عنوان بی طرفی (55 درصد به 45 درصد) به نفع عراق توصیف کرد. (2)

نماینده این کشور در سازمان ملل اظهار داشت که اگر عراق از آمریکا کمک بخواهد هر گونه امکانات نظامی را در اختیار عراق قرار خواهد داد. (3)

بر همین اساس، وزارت خارجه آمریکا حالت تعلیق فروش پنج فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ به عراق را لغو کرد و «موریس درپیر» مشاور وزیر خارجه در بغداد با مقامات عالیرتبه عراقی ملاقات نمود. (4)

همچنین، روابط تجاری دو کشور افزایش یافت و صادرات آمریکا به عراق در سال 1980 م تا میزان 724 میلیون دلار رسید. قبل از این، میزان صادرات به 442 میلیون دلار بالغ می شد. و در سال 1981 م نیز به 914 میلیون دلار رسید. (5)

در این چارچوب، حتی اجازه استفاده از موتورهای ساخت آمریکا بر روی چهار ناو جنگی ایتالیا که عراق سفارش داده بود، صادر شد. (6)

از طرف دیگر، محدودیتهای قابل ملاحظه ای به وسیله آمریکا علیه ایران وضع گردید. از جمله، تدارکات و تجدید تهیه مواد که اثر قطعی در عملیات جنگی ایران داشت به حالت تعلیق درآمد. این اقدام موجب شد که ایران از دستیابی به سلاحهای مدرن محروم بماند و ضربه سنگینی به نیروهای مسلح و امور تدارکاتی آن وارد شود. برای مثال، اطلاعات مربوط به سیستم کامپیوتری کنترل فهرست وسایل یدکی، توسط مستشاران آمریکایی به هنگام خروج آنها از ایران، از بین برده شد و به این ترتیب برای سازمان ارتش غیر ممکن بود که بتواند به سرعت انبارهای وسایل یدکی را مورد شناسایی قرار دهد. (7)

مقامات آمریکایی علاوه بر این اقدام و همچنین تشدید سیاست محاصره اقتصادی، از اروپا نیز مصرانه خواستند که تحریم اقتصادی علیه ایران به شدت اجرا شود و بازار مشترک اروپا نیز به این سیاست ادامه داد. (8)

مهمتر از این، از 17 مهرماه 1359، 4 فروند آواکس نیروی هوایی آمریکا سرگرم ارائه یک پوشش 24 ساعته از تحرکات نظامی عراق و ایران از سمت شمال تا دزفول و نیز زیر نظر گرفتن ترمینال نفتی ایران در جزیره خارک و میدان نفتی ایران در طول سواحل خلیج فارس بودند. (9)

همچنین، مطابق خبری که در روزنامه دیلی تلگراف درج شد از آغاز جنگ، ماهواره های آمریکا تصاویر منطقه نبرد را ساعت به ساعت به زمین منعکس کرده و ایستگاههای ردیابی، کلیه مکالمات ایران و عراق را ثبت و ضبط و به ارتش عراق ارائه دادند. (10)

جنگ، فرصت مناسبی بود که آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه خلیج فارس تقویت کند. مقامات آمریکا، احتمال مسدود شدن تنگه هرمز و آثار منفی و مخرب قطع صدور نفت به کشورهای صنعتی را به عنوان بهانه و پوشش این اقدام مطرح و کشورهای اروپایی را نیز به یاری طلبیدند. بر این پایه، از 17 مهرماه به بعد ظرف مدت سه هفته، تعداد کشتیهای جنگی آمریکایی، فرانسوی، انگلیسی و اتریشی در منطقه دو برابر شد و از 30 فروند به 60 فروند رسید. تعداد رسمی پرسنل نظامی آمریکا افزایش یافت. به نوشته آنتونی کردزمن (که یک تحلیلگر نظامی است) به موجب قرار داد فروش آواکسها، تسهیلات سرویس دهنده امکانات سوختگیری، قطعات یدکی و مهمات اساسی در اختیار یکایک پایگاههای هوایی عربستان گذاشته شد تا تقویت 70 فروند جنگنده اف - 15 نیروی هوایی آمریکا در همین پایگاهها امکان پذیر گردد. (11)

در این مقطع اقدامات آمریکا نسبت به جنگ عراق و ایران در چارچوب هدفهای آغاز جنگ قابل تبیین است. آمریکا که صحنه گردان اصلی بازی بود، وضع موجود را به نفع خود قلمداد می کرد، زیرا حکومت انقلابی ایران، پس از یک دوره ابتکار عمل و اقدامات انقلابی علیه آمریکا، اکنون در یک مخمصه و تنگنای شدید گرفتار آمده بود و به زعم تصمیم گیرندگان آمریکا، جز تن دادن به وضع موجود و عدول از مواضع گذشته و پیشه کردن همگرایی با آمریکا و غرب یا سقوط حکومت، راه دیگری در برابر سیاستمداران جمهوری اسلامی قرار نداشت. روزنامه «واشنگتن پست » درباره استراتژی آمریکا، پس از شروع جنگ نوشت: «کارتر قصد دارد رژیم [امام] خمینی را تا انجام انتخابات ریاست جمهوری سرنگون سازد و یک رژیم متمایل به آمریکا سرکار آورد» . (12)

اتحاد جماهیر شوروی

برای شوروی، وقوع این جنگ یک تحول ناخوشایند به حساب آمده و این کشور را در موقعیت سیاسی خارجی دشوار و نامساعدی قرار داد. اوضاع در ایران، جایی که شاه (و به همراه وی، حضور قابل ملاحظه نظامی و غیر نظامی آمریکا) بر اثر انقلاب ضد امپریالیستی ایران ریشه کن شده بود، دلگرم کننده به نظر می رسید. بعلاوه، آنها امیدوار بودند ضمن تشدید شکاف در روابط غرب و ایران، روابط مسکو با جمهوری اسلامی بهبود یابد. اما روابط شوروی با عراق مسائل را پیچیده کرد. به رغم این حقیقت که از نیمه دهه 1970 م، بغداد به طور فزاینده ای تمایلات غرب گرایانه از خود بروز داد، و نگرشی سخت در قبال حزب کمونیست عراق در پیش گرفت و اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ را محکوم کرد، دو کشور به هر حال با پیمان دوستی 1972 م به یکدیگر پیوند خورده بودند. شوروی هنوز حداکثر سلاح مورد نیاز عراق را تامین می کرد. از این رو، تصمیم به حمایت از ایران، باید به بهای از بین رفتن نفوذ شوروی در عراق اتخاذ می شد. بر عکس، اقدام به طرفداری از عراق تاثیرات منفی در ایران و کشورهای علاقمند به مواضع مستقل و انقلابی این کشور، بر جای می گذاشت. ایران از جنبه دیگری نیز دارای اهمیت بود و آن اینکه پیروزی انقلاب اسلامی، موجب بهبود موقعیت شوروی در سطح منطقه و جهان شده بود. اما موضوع دیگری نیز برای حزب کمونیست مطرح شد مبنی بر اینکه آنها با مذهب و حاکم شدن آن در ایران مشکل ایدئولوژیک و فلسفی داشتند، زیرا برجسته ترین فراز ادبیات مارکسیستی اظهار می داشت که مذهب افیون توده هاست تا سرمایه داری آنها را استثمار کند. اما با پیروزی انقلاب اسلامی، این نظریه ابطال شد. بنابراین، با ترکیب عناصر مزبور و تناقضی که شوروی درگیر آن بود، سیاست رسمی اتحاد شوروی، بی طرفی اعلام شد. لئونید برژنف رهبر شوروی، با مقصر دانستن آمریکا از طرفین خواست برای پایان دادن به جنگ مذاکره کنند. وی گفت:

«نه عراق و نه ایران از انهدام متقابل، خونریزی و آسیب زدن به اقتصاد یکدیگر بهره ای نخواهند برد فقط طرف سوم است که منتظر بهره برداری است. بهتر است ایران و عراق آنچه را که حل آن در حال حاضر، امکان دارد، فورا حل کنند و آنچه را که اکنون نمی توانند، به فردا موکول کنند» . (13)

همچنین روزنامه پراودا، ارگان حزب کمونیست شوروی نوشت:

«آمریکا می خواهد مردم ایران را که انقلاب کرده اند، تنبیه کند و رژیم انقلابی را سست کرده تا طرفداران آمریکا به قدرت برسند» . (14)

در سطح غیر رسمی، روزنامه نیروهای مسلح شوروی موضع واقع گرایانه و تندتری علیه عراق اتخاذ کرد. این روزنامه از عراق به عنوان کشور متجاوز نام برد و یادآور شد که عراق مسبب اصلی زد و خوردهای دو کشور بوده است. عراق دچار اشتهای کاذب زمین خواری شده، ولی باید هر چه زودتر از تجاوز دست بردارد. (15)

برای شوروی صلح میان دو کشور، مطلوب به نظر می رسید و فرصتها را برای حفظ یا افزایش نفوذ در هر دو کشور فراهم می آورد. پیشنهاد برژنف برای یک منطقه صلح در خلیج فارس که تحت آن شرایط، قدرتهای خارجی موافقت کنند که نه در سیاست خلیج فارس دخالت کنند و نه کشورهای خلیج فارس را به اتحادهای نظامی با کشورهای هسته ای بکشانند، انعکاسی بود از تصور اولیه شوروی. (16)

بر حسب عامل دیگر، از نظر مسکو بزرگترین موفقیتی که از جنگ ایران و عراق نصیب آنها شد، آن بود که مساله افغانستان به دست فراموشی سپرده شده بود. (17)

با این همه، مقامات شوروی از معرفی و نام بردن عراق به عنوان متجاوز امتناع ورزیدند. (18)

و در سازمان ملل بخصوص شورای امنیت نیز در عین اتخاذ موضع بی طرفی، همگام با آمریکا و سایر اعضای دائمی شورا، قطعنامه هایی را به تصویب رساندند که به ضرر جمهوری اسلامی بود. و بر اساس خبرهای دیگر، گر چه شوروی برای مدتی از ارسال تجهیزات نظامی و قطعات یدکی به عراق خودداری کرد، ولی کارشناسان نظامی این کشور به فعالیت در ارتش عراق ادامه دادند و گزارشهایی مبنی بر اینکه شوروی از طریق کشورهای اروپای شرقی جبران کمبود نیازمندیهای ارتش عراق را می کرده است نیز وجود دارد. (19)

روزنامه الخلیج، چاپ شارجه در این باره نوشت:

«بنا به گزارشهای موثق، تمام نیازهای نظامی عراق از طرف کشورهای دوست مسکو، با آگاهی و سازماندهی شوروی به عراق می رسد. به نظر این منابع، مسکو که دوست ندارد طرفدار بغداد قلمداد گردد، بیشتر سعی می کند از طرف کشورهای بلوک کمونیست مانند بلغارستان و رومانی، سلاحها و تجهیزات جنگی مورد نیاز عراق را به این کشور برساند» . (20)

ملک حسین، پادشاه اردن، نیز در این باره گفت: «شوروی از من خواست که راه زمینی بندر عقبه را در اختیار عراق بگذارم » . (21)

همچنین روزنامه «هاآرتز» چاپ تل آویو نوشت: «از آغاز جنگ در خاورمیانه، چندین کشتی روسی برای ارسال تجهیزات نظامی، بارگیری و به سوی عراق روانه شده است » . (22)

خبرگزاری فرانسه، چند روز بعد تعداد کشتیها را 40 فروند اعلام کرد. (23)

با وجود این شواهد، سفیر شوروی در ایران در دیدار با رئیس جمهور صحت اخبار مربوط به ارسال کمک شوروی به عراق از طریق بندر عقبه را نادرست خواند و گفت شوروی خواستار ختم منازعات است. (24)

وقوع جنگ عراق و ایران، نوعی جابه جایی در جانبداری از دو کشور را در سطوح مختلف بین المللی و منطقه ای به دنبال داشت. گفته شد که دو ابرقدرت همانطور که در شاخ آفریقا اتفاق افتاد به تدریج جای خود را با یکدیگر عوض کرده اند، بدین صورت که واشنگتن از عراق حمایت می کند و مسکو از ایران. در کنار ایران، احزاب کمونیست عرب و کشورهای دارای روابط دوستانه با شوروی مانند یمن، لیبی، سوریه، قرار گرفته بودند و در کنار عراق نیز کشورهای طرفدار آمریکا مانند عربستان سعودی، اردن، مصر و همچنین فرانسه قرار داشتند. (25)

اما به نظر می رسید که روسها و آمریکاییها هر قدر با یکدیگر مخالفت داشتند، مع الوصف به مجرد بروز بحرانی که تعادل بین المللی را به مخاطره می افکند، راه مذاکره و تفاهم را پیش می گرفتند. جنگ عراق و ایران از این نوع موارد است. (26)

فرانسه و انگلستان

فرانسه به طور شفاف و در سطح رسمی، موضع خود را حمایت از عراق اعلام کرد. منافع تجاری و تسلیحاتی پاریس با بغداد، قبل از شروع جنگ کم و بیش در جریان بود. این کشور طی سالهای 1977 و 1978 م دو میلیارد دلار اسلحه به عراق فروخت. (27)

چهار ماه پس از آغاز جنگ در فوریه 1981، سخنگوی وزارت خارجه فرانسه اعلام کرد: «فرانسه 60 فروند میراژ از نوع اف - 1 را در ادامه اجرای قرارداد سال 1977 م به عراق ارسال داشته است. (28)

در همین سال، صدور مواد غذایی از سوی شرکتهای فرانسه به عراق به 7/4 میلیارد دلار بالغ گردید. (29)

از سوی دیگر، منافع فرانسه در منطقه، عامل دیگری در جانبداری این کشور از عراق محسوب می شد. بر این اساس، ریموند بار، نخست وزیر فرانسه، درباره حمایت قاطع کشورش از عراق اظهار داشت: «فرانسه نه تنها از نظر نظامی به عراق کمک می کند، بلکه قراردادهای اقتصادی و فرهنگی نیز با این کشور دارد» . (30)

وی در توجیه مواضع پاریس در مورد تجاوز عراق گفت: «عراق هیچ کاری نمی کند جز پس گرفتن خاک خود» . (31)

«عراق برای بدست آوردن سرزمینهایش طبق معاهده سال 1975 م که ایران آن را تصرف کرده است می جنگد» . (32)

موضع انگلستان نیز در همین چارچوب قابل مطالعه است. به طور کلی، مواضع این دو کشور با سیاست آمریکا در جانبداری از عراق و همچنین قدرتهای میانه اروپایی و غیر اروپایی مانند آلمان، ژاپن، ...در جهت یکدیگر قرار داشته است. با این تفاوت که مواضع ژاپن و آلمان بیشتر اقتصادی بوده و نسبت به آمریکا و فرانسه و سپس انگلستان از اعتدال بیشتری برخوردار بوده است.

چین

در این مقطع، موضع چین در برابر جنگ تعیین کننده و با اهمیت نبود. اما موضع این کشور نیز بدون توجه به آغاز کننده جنگ اتخاذ شد. از همین رو، مقامات چین رسما از دو کشور خواستند که از جنگ دست برداشته و از راه مذاکره، مسائل خود را حل کنند. (33)

مهمترین دغدغه چینیها، بهره برداری شوروی، رقیب ایدئولوژیک آنها از این حادثه به نفع خود بود. لذا آنها برای ممانعت از این مساله از غرب می خواستند که عملیات مسکو را زیر نظر بگیرد. خبرگزاری چین نو در این باره نوشت: «مسکو می تواند با استناد به قرارداد 1921 م ایران و شوروی، آن کشور را اشغال کند. اگر مسکو بتواند نقش میانجی را ایفا کند، نفوذ سیاسی تازه ای در منطقه به دست خواهد آورد» . (34)

روزنامه «مردم » ارگان حزب کمونیست چین نیز نوشت: «جنگ ایران و عراق بهانه ای به دست شوروی می دهد تا نیروهای خود را به خلیج فارس اعزام نماید» . (35)

موضوع دیگری که در مواضع چینیها در قبال جنگ مطرح شد، آن بود که این جنگ به نفع اسرائیل و تضعیف نهضت فلسطین تفسیر گردید. (36)

بررسی مواضع کشورهای اخیر که در دو بلوک مجزا و در مقابل یکدیگر قرار داشتند، نشان می دهد که پس از جنگ جهانی دوم و بر پایی نظام دو قطبی بر پایه ایدئولوژی کمونیسم و سرمایه داری، این اولین بار بود که در جریان یک کشمکش منطقه ای که از جنبه های گوناگون حایز اهمیت بوده و از این جهت با مشابه های قبلی، قابل مقایسه نمی بود، دو بلوک به نوعی همگرایی ست یافتند. در واقع، اگر چه دوران جنگ سرد و سیستم دو قطبی در سال 1359 هجری شمسی / 1980 م به پایان خود نرسیده بود، ولی در خصوص انقلاب اسلامی، قانونمندی جنگ سرد و سیستم دو قطبی کاربرد خود را از دست داد و به تبع آن در آغاز جنگ نیز در برخورد با تجاوز عراق به ایران تضاد چندانی میان آمریکا و شوروی احساس نگردید. (37)

منافع و سیاستهای قدرتهای بزرگ به عنوان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل اقتضا می کرد که این شورا نیز از سؤولیت خود که حفظ صلح و امنیت بین المللی است عدول کند و به رغم آنکه تجاوز عراق و جنایات جنگی انجام شده توسط ارتش این کشور محرز بود، شورای امنیت سازمان ملل، در اولین واکنش خود در 1 مهرماه 1359 / 23 سپتامبر 1980 م، یک روز پس از آغاز جنگ در بیانیه ای رسمی از «احراز تجاوز» عراق به ایران خودداری کرد و آن را وضعیت نامید. شورا حتی «درگیری مسلحانه » در مرزهای دو کشور را در حد «نقض صلح » و «تهدید علیه صلح » هم ندانست تا با توسل به مواد 41 و 42 منشور «به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین المللی ضروری است، مبادرت ورزد» و با تشکیل نیروهای سازمان ملل متحد وضعیت گذشته را اعاده کند. به این ترتیب، شورای امنیت عملا مواد فصل هفتم منشور در مورد «اقدام در موارد تهدید علیه صلح و اعمال تجاوز» را نادیده گرفت. (38)

پنج روز بعد در 6 مهرماه (28 سپتامبر)، بنا به درخواست تشکیل جلسه فوری از طرف دبیرکل، شورا تشکیل جلسه داد و قطعنامه 497 را که مفاد آن از طرف مکزیک پیشنهاد شده بود، به تصویب رساند. شورا طی این قطعنامه از ایران و عراق خواست: از هر گونه کاربرد بیشتر زور به فوریت خودداری کنند و مناقشه خود را از راههای مسالمت آمیز و طبق اصول عدالت و حقوق بین الملل حل کرده، هر نوع میانجیگری را بپذیرند. (39)

مفاد قطعنامه 497 حاکی از آن بود که حادثه خاصی رخ نداده و صلح تهدید نشده و یا نقض نگردیده است. در قطعنامه نه سخنی از تجاوز است و نه تعیین و تنبیه متجاوز، فقط از دو کشور می خواهد که از راه مسالمت آمیز اختلافات خود را حل کنند. این تجویز به معنی نادیده گرفتن اشغال بخش وسیعی از کشور ایران و تسلیم شدن به نقشه ترسیم شده قبلی بود که سعی داشت در پوشش حقوقی و بین المللی خود را به انقلاب اسلامی تحمیل کند. اما سکه یک روی دیگر نیز داشت که در محاسبه قدرتهای بزرگ (با تاکید آمریکا) لحاظ نشده بود: پویایی مکتب حاکم، رهبری اصول گرا و انگیزه مردم انقلابی.

پی نوشت ها:

1) پیشین، هجوم سراسری، تهران، 1372، ص 522.

به نقل از: خبرگزاری فرانسه، نشریه ویژه خبرگزاری پارس، 1 آبان 1359 ه. ش.

2) The Strange War in the Gulf.MERIP REPORTS,14,6/7 (july/september) 1984.

به نقل از: جواستروک، ترجمه ستاد تبلیغات جنگ، ص 90.

3) خبرگزاری فرانسه: روزنامه اطلاعات، 7 مهر 1359 ه.ش.

4) ماخذ شماره 41، ص 90.

5) والتر جونر، پیشین، ص 72.

6- News Week, 7December 1980.

- مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران، هویزه آخرین گامهای اشغالگر، تهران، 1373، ص 295.

7) ماخذ شماره 23، صص 52- 51.

8- UnitedPress, 15 October 1980

خبرگزاری فرانسه، روزنامه جمهوری اسلامی، 23 مهر ه.ش.

9) ماخذ شماره 41، ص 89.

10- Washington Post, 29 September 1980.

خبرگزاری پارس، نشریه ویژه، 8 مهر 1359ه.ش.

11) ماخذ شماره 41، ص 89.

12- Washington Post,29 September 1980.

خبرگزاری پارس، نشریه ویژه، 8 مهر 1359 ه.ش.

13- UnitedPress, 30 September 1980

پیشین، هجوم سراسری، به نقل از: خبرگزاری یونایتد پرس، روزنامه اطلاعات، 9 مهر 1359 ه.ش.

14) خبرگزاری پارس، گزارشهای ویژه، نشریه 230، 13 آبان 1359 ه.ش.

15- New York Times, 29 October 1980.

پیشین، هویزه آخرین گامهای اشغالگر، ص 52.

16- New York Times, 11December and 6 October 1980.

رالف کینگ، پیشین، ص 63.

17) خبرگزاری پارس، نشریه ویژه، 22 مهر 1359 ه.ش، به نقل از: رادیو اسرائیل.

18) بازشناسی جنبه های تجاوز و دفاع، [محی الدین مصباحی، چارچوب مواضع شوروی]، تهران، ص 244.

19) منوچهر محمدی و دیگران، پیشین، صص 9- 8.

20) پیشین، هویزه آخرین گامهای اشغالگر، ص 70.

21) خبرگزاری پارس، 14 آبان 1359 ه.ش.

22) روزنامه انقلاب اسلامی، 7 آبان 1359 ه.ش.

23) خبرگزاری پارس، نشریه ویژه، 24 مهر 1359 ه.ش.

24) روزنامه اطلاعات، 20 مهر 1359 ه.ش.

25) ماخذ شماره 41، ص 36.

26) خبرگزاری پارس، نشریه ویژه، 7 مهر 1359 ه.ش، به نقل از رادیو بی بی سی.

27- Washington Post, 4 NOV 1980.

28) خبرگزاری جمهوری اسلامی، 15 بهمن 1360 ه.ش.

29) دفتر سیاسی سپاه پاسداران، جنگ و تجاوز، تهران، 1360، ص 182.همچنین نگاه کنید به: دفتر سیاسی سپاه پاسداران، گذری بر دو سال جنگ، ص 182.

30) پیشین، هجوم سراسری، به نقل از تلویزیون فرانسه، روزنامه انقلاب اسلامی، 9 مهر 1359 ه.ش.

31) خبرگزاری پارس، نشریه ویژه، 7 مهر 1359ه.ش.

32) خبرگزاری پارس، نشریه ویژه، 6/7/1359، به نقل از رادیو جده.

33) خبرگزاری پارس، نشریه ویژه، 17 مهر 1359 ه.ش.

34) خبرگزاری پارس، نشریه ویژه، 6 مهر 1359 ه.ش.

35) روزنامه انقلاب اسلامی، 5 مهر 1359 ه.ش.

36) خبرگزاری پارس، گزارشهای ویژه، شماره 249، 2 آذر 1359 ه.ش.به نقل از روزنامه مردم برای اطلاع بیشتر از مواضع «چین » رجوع کنید به:

Abidi, A. H. China and the Iran - Iraq War. In His China, Iran andThe Persian Gulf. NewDelhi : Radian Publishers, 1982, pp 189 -191.

37) منوچهر محمدی و دیگران، پیشین، ص 8.

38) محمد حسین جمشیدی و دیگران، سازمانهای بین اللملی و جنگ ایران و عراق، [حسین یکتایی، سازمان ملل متحد] تهران، دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران، 1374، صص 89- 88.

39) عباس هدایتی خمینی، شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1370، ص 73.

کلمات کلیدی
جنگ  |  عراق  |  آمریکا  |  شوروی  |  فرانسه  |  تجاوز  |  خبرگزاری  |  جنگ ایران و عراق  | 
لینک کوتاه :