گنجینه معارف

گورستان معلاة مکه مکرمه

لیکن شیخ عبدالحمید حدیدی به من گفت که وهابیان این دیوار را برآورده اند تا قبر خدیجه، ام المؤمنین و قبور اجداد هاشمی پیامبر را از دیده ها بپوشانند و مانع زیارت حاجیان و برکت خواهی آنان از این گورها شوند. شیخ عبدالحمید پیشاپیش ما گورستان را به طرف این دیوار ترک کرد و ما نیز از پی او رفتیم تا به فضایی رسیدیم که مانعی چوبین راه را بسته بود. اندکی بعد به گوری در سمت چپ آنجا اشاره کرد و گفت این گور خدیجه بنت خویلد ام المؤمنین و مادر بزرگ تمام منتسبین به پیامبر به عنوان فرزندان دخترش فاطمه و پسر عمویش علی بن ابی طالب است. دو گام پیش رفتیم که نگهبان گفت اینها گورهای اجداد پیامبر عبدالمطلب و عبد مناف و عمویش ابوطالب است.

چکیده ماشینی


تعداد بازدید : 2071     تاریخ درج : 1390/05/26    

این گورستان در شمال شرقی مکه است و فضایی وسیع است که از شمال و غرب به وسیله کوه ها محصور شده است و از سمت شرق برخی مساجد و خانه ها فاصله میان آن را با کوه ها پرکردهاند و از سمت جنوب نیز به خانه های اهالی مکه متصل است. این گورستان قدیمی است و به زمان جاهلیت باز میگردد و همچنان گورستان اهالی مکه تا زمان حال است. شاید علت آن، احترامی است که مکیان به قبور قدیمی در آن دارند و این مطلب مانع شده تا گورستان جدیدی برای شهر خود در پشت کوه ها انتخاب کنند.
امروزه گورهای معلاة با خاک یکسان شده اند، هر چند قبل از ورود وهابیان به حجاز، چنین نبود... نگهبان گورستان با ما همراه شد تا در میان گورستان، گورهای برخی از صحابه و تابعان را به ما نشان دهد.
کمی پیش رفتیم. سپس نگهبان ایستاد و با انگشت گوری نشان داد و گفت این گور عبداللّه بن زبیر است... و در کنارش به گور دیگری اشاره کرد و گفت که این یک، گور مادرش اسماء دختر ابوبکر است.
آنگاه نگهبان چشمان خود را به گوشه ای از کوه در شمال دوخت، ما نیز چنین کردیم و به دیوار برآورده شده ای در دامنه کوه که پشت آن را می پوشاند اشاره کرد بی آن که سخنی بگوید. لیکن شیخ عبدالحمید حدیدی به من گفت که وهابیان این دیوار را برآورده اند تا قبر خدیجه، ام المؤمنین و قبور اجداد هاشمی پیامبر را از دیده ها بپوشانند و مانع زیارت حاجیان و برکت خواهی آنان از این گورها شوند. زیرا آنان زیارت وبرکت خواهی را گناه گناه شرک ورزیدن به خدا ویا در نظر گرفتن این گورها وسیله نزدیکی به خدا می پندارند و هر دو را مخالف اعتقادات اسلامی می دانند و هر که را بدین کار اقدام کند به کفر و خروج از دین محکوم می کنند.
شیخ عبدالحمید پیشاپیش ما گورستان را به طرف این دیوار ترک کرد و ما نیز از پی او رفتیم تا به فضایی رسیدیم که مانعی چوبین راه را بسته بود. سرهایمان را خم کردیم و از این مانع گذشتیم از دامنه کوه بالا رفتیم تا پای دری کهنه که در این دیوار کار گذاشته شده بود، رسیدیم. شیخ عبدالحمید در را کوفت و ما حرکتی در پس در احساس کردیم. نگهبان این گورستان ممنوع سنگ هایی را که با آنها در را بسته بود تا کسی وارد نشود، کنار میزد. نگهبان لنگه در را گشود و ما وارد شدیم. با سلامی که گویای آشنایی او با شیخ عبدالحمید و خویش فرماندار بود، از ما استقبال کرد. اندکی بعد به گوری در سمت چپ آنجا اشاره کرد و گفت این گور خدیجه بنت خویلد ام المؤمنین و مادر بزرگ تمام منتسبین به پیامبر به عنوان فرزندان دخترش فاطمه و پسر عمویش علی بن ابی طالب است. این گور نیز مانند دیگر گورها به دستور وهابیان با خاک یکسان شده است.
دو گام پیش رفتیم که نگهبان گفت اینها گورهای اجداد پیامبر عبدالمطلب و عبد مناف و عمویش ابوطالب است. سپس به گوری اشاره کرد و یادآور شد که این گور آمنه مادر پیامبر اکرم است. با آنکه می دانستم آمنه در ابواء درگذشته و به خاک سپرده شده است، شگفتزده نشدم. چونکه سخنان اهل مکه درباره بیسندی بسیاری از این گورها و مکان ها، در گوشم بود. در حقیقت ادعای وجود گور آمنه در این جا برای جلب بیشتر حاجیان به این گورستان و برکت خواهی بوده است.
راه رفته را بازگشتم و در برابر گور خدیجه ایستادم. پس، عمو و جد پیامبر که در یتیمی او را در دامان و پناه خود گرفتند، اینجا خفته اند! همسر وفادارش نیز که جان و مال و عشق خود را قبل و بعد از بعثت نثار پیامبر کرد اینجا خفته است! در بقعه ای که دیگر حامیان پیامبر را در خود گرفته است و پیامبر در پناه آنان از هنگام ولادت تا زمانی که مرگ آنان را در ربود و تا سال های پس از بعثت که در معرض رنج و آزار و نابودی دشمنان قرار داشت، همواره از حمایت بی دریغشان برخوردار بود.
عبدالمطلب! ابوطالب! خدیجه! چه نام های پرجلالی و پردوامی که همواره با بزرگی و تجلیل از آنها یاد میشود... (صص 211 207)
آرامگاه ویران حضرت خدیجه
می خواستیم گورستان را ترک کنیم که نگهبان ما را متوقف کرد و دستش را که قطعه ای کاشی سبز زیبا با نقشه های هنری ظریف در اطرافش، در آن بود به سوی ما پیش آورد و گفت این قطعه ای از دیواره ی گنبدی است که بر گور حضرت خدیجه بوده است . در گذشته گنبدی بلند و زیبا برگور حضرت خدیجه بوده است که به گفته مورخان، در سال نهصد و پنجاه هجری به هنگام امارت داود پاشا بر مصر، توسط رئیس دیوان های او، امیر شهید، محمد بن سلیمان چرکسی ساخته شده بود.
وهابیان به هنگام ورود به مکه این گنبد را همراه با دیگر گنبدها در جهت ارضای خواسته های دینی خود، ویران کردند... امروزه دیگر کسی به این گنبدهای ویران نمی اندیشد و به زیارت گورهای پنهان در پس دیوار نمی آید. هر چند همچنان مردم در کنار مانعی که قبل از بالا آمدن از کوه آن را پشت سر گذاشتیم گرد می آیند، فاتحه می خوانند، برکت می خواهند و می روند.
مصاحبم گفت: میبینی که چگونه وهابیان به آثار اهل بیت پیامبر تجاوز کردند و برای عواطف مسلمانان در این باب ارزشی قائل نشدند!
یکی دیگر از همراهان پاسخ داد: آیا این آثار در زمان پیامبر وجود داشته است؟ آنان که آنها را وسیله تقرّب به خدا پنداشتند، آنها را بوجود آوردند و کسانی که بقای آنها را عامل نارضایتی خدا و رسولش می دانستند آنها را از بین بردند. پس در حقیقت اینجا جنگ میان دو عقیده است وکار کسانی که این آثار را از بین برده اند به حکمت اسلام و سنت رسول نزدیکتر است. و اگر این گنبدها با انگیزه دیگری جز انگیزه دینی ساخته شده بودند، بایست در ساخت و ویرانی آنها تجدید نظر می شد و وهابیان حقاً شایسته سرزنش به سبب کردارشان باشند.
گویی این جمله آخر مصاحبم را دلیر کرد و با شنیدن آن چهره اش منبسط شد و پس از آن که پیشتر از ما به سوی در می رفت، به طرفم برگشت وگفت: چرا یک انگیزه انسانی در این مورد در نظر نگیریم و مثلا انگیزه جلب قلوب مردمان به طرف اهالی این شهر ایمن، که در سرزمین لم یرزع قرار دارد. باز چرا انگیزهای دینی در این مورد فرض نکنیم تا معتقدان به گورستان و گنبد ها را بدین وسیله به حج خانه خدای تشویق کند؟ وهابیان با ویران کردن این گنبدها یکی از بهترین منابع درآمد خود را از بین بردند و این مطلب را همان گونه که ما حس می کنیم امروزه و پس از اقامت در مکه درک می کنند و شاید از آنچه کرده اند متأسف باشند، اگر چه شک دارم که اینان اساساً درباره امری متأسف بشوند. (صص 214 212)
در حقیقت، تعیین دقیق جاهایی که در آنها وحی نازل شد یا پیامبر بدانها به مناسبتی پناه گرفت، دشوار است. زیرا کتاب های سیره حدود دو قرن پس از وفات پیامبر نوشته شدند، احادیث نیز در زمان عباسیان جمع آوری و تدوین شدند. تا آن هنگام نیز مسلمانان درگیر جنگ ها، فتوحات و شورش های داخلی بودند و فرصت تدوین آثار پیامبر را نمی یافتند. عمر نیز در میان مردم بانگ برداشته بود که هر کس جز قرآن از پیامبر اثری دارد، نابودش کند (ص 216)
کلمات کلیدی
پیامبر  |  مکه  |  خدیجه  |  گور  |  گنبدها  |  گورستان  |  گورستان معلاة مکه  | 
لینک کوتاه :