گنجینه معارف

چند نکته پیرامون عید قربان از زبان حجت الاسلام قرائتی

منبع : اختصاصی پایگاه حوزه تعداد بازدید : 4046     تاریخ درج : 1391/08/03    

دعای عید قربان

روز عید قربان یکی از دوستان زنگ زد که دعای عید قربان چیست؟ گفتم: دعای عید قربان این است که وقتی گوسفند قربانی می کنی، کبابی هایش را برای خودت کنار نگذاری!! گفت: دعای عید قربان را می خواستم. گفتم: همین است[1]

نماز عید قربان امام رضا علیه السلام

مأمون از حضرت رضا علیه السلام درخواست کرد برای اقامه نماز عید قربان. امام علیه السلام فرمودند: من همانند رسول خدا و علی بن ابی طالب علیه السلام این فریضه را اداء خواهم کرد.

مأمون: اختیار با خود توست. امام علیه السلام با حالت خاصی از خانه بیرون آمد و طبق سنت اسلامی با صدای بلند گفت: الله اکبر الله اکبر. جمعیت با شور و هیجان تکبیر گفتند. تمام شهر پر از الله اکبر شد. امام علیه السلام لحظه ای توقف کردند. فرمود: اللَّهُ أَکبَرُ اللَّهُ أَکبَرُ اللَّهُ أَکبَرُ اللَّهُ أَکبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا اللَّهُ أَکبَرُ عَلَی مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِیمَةِ الانْعَامِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَبْلانَا[2]

عید قربان روز پیروزی وظیفه بر غریزه است

حقیقت افراد در لابلای اجتماع پیدا نمی شود، امتحان که پیش می آید حقیقت پیدا می شود، عید قربان عید است. قصه ی حضرت ابراهیم را شنیده اید من یک بار دیگر می گویم حضرت ابرهیم بچه دار نشد، پیر شد در سن پیری از خدا خواست صاحب فرزند شود و فرمود خدایا پیر شدم ذریه ای ندارم تو که قدرت بی نهایت هستی، اولادی به من مرحمت کن. خدا اولادی به او داد. بعد این اولاد به سرنوشت هایی مبتلا شد تا این که سیزده سالش شد فرمان خدا صادر می شود که بچه را بکش و غریزه علاقه به بچه می گوید که بچه را نکش.

بالاخره ابرهیم بین غریزه و وظیفه گیر کرد و بعد غریزه را محکوم کرد به فرمان خدا به بچه اش گفت: بچه جان من مامور شده ام که تو را بکشم. بچه اش گفت: هر چه خدا گفته همان را انجام بده.

دستورات خدا گاهی آدم علت اش را نمی فهمد و بعداً می فهمد. ابرهیم بچه اش را به قربانگاه برد بچه ای که بند دلش است. بچه ای که این همه از خدا خواسته است که آن را به او داده است. نور چشمش است. بچه سیزده ساله می گوید: بابا وقتی من را کشتی، رویت را برگردان. ممکن است من توی خون خودم دست و پا بزنم، دلت تاب نیاورد، علاقه و عشق تو به خدا کم بشود. این چنین بچه ای را برد و خواباند.

قرآن می فرماید «فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ: وقتی بچه اش را خواباند و کارد را گذاشت» (صافات، آیه 103) گفتیم که نکش ما می خواستیم تو را امتحان کنیم که ببینیم در راه خدا از بچه می گذری یا نمی گذری.

این روز عید است یعنی روز پیروزی وظیفه بر غریزه.[3]

عید قربان، عید محرومان

حالا در آستانه عید قربان هستیم، عید بزرگی است بد نیست بدانیم که عید در اسلام مساوی است با کمک به فقرا، عید فطر زکات فطریه، عید قربان گوشت قربانی، کسی هم پول ندارد، گوسفند بخرد، شریکی جمع بشوند یکی پنج تومان، ده تومان بدهند، ده نفری، بیست نفری، یک گوسفند بکشند و بدهند شریکی باشد، ولی کار بشود.

عید قربان نقد می کند مکاتبی را که می گوید: گوشت خوردن درست نیست آخر بعضی از مکاتب می گویند که گوشت خوردن درست نیست، عید قربان به حاجی ها می گوید: دین فقط این نیست که بروی مکه مفاتیح دست بگیری و دعای عرفه بخوانی. بله دیروز عید بود، دعای عرفه بود، روز دعا بود، فردا صبح هم باید چاقو دست بگیری و خون بریزی. دین می گوید یک دستت به مفاتیح، یک دستت به چاقو؛ آنهایی که چاقو دستشان است، مفاتیح دست نمی گیرند؛ آنها پنجاه درصد دین دارند. امام فرمود یک دست به قرآن، یک دست به اسلحه. این دین است. امام حسین علیه السلام شب عاشورا هم نماز شب خواند، هم شمشیرش را تیز کرد.[4]

پی نوشت ها:


[1]  خاطرات حجت الاسلام قرائتی، ج‏1، ص 93.

[2]  مجموعه فیش های تبلیغی2، ص 4.

[3]  برنامه درس هایی از قرآن، سال ‏1359.

[4]  برنامه درس هایی از قرآن، سال 1383.

کلمات کلیدی
عید قربان  |  قربان  |  دعا عید قربان  |  عید قربان امام رضا علیه‌السلام  |  عید قربان از زبان حجت‌الاسلام  |  نماز عید قربان امام رضا  |  عید قربان روز پیروزی وظیفه  | 
لینک کوتاه :  
نویسنده : احمد تاریخ : 1398/05/22

من اگر بگویم خدا میخواهد امتحان کند کفر گفته ام زیرا ریشه امتحان کردن نادانی است درحالیکه خدا داناست