گنجینه معارف

نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی - ایرانی

یکی از مباحث بسیار مهمی که در سال های اخیر توسط رهبرمعظم انقلاب به عنوان یک موضوع استراتژیک مطرح شد، موضوع «سبک زندگی اسلامی – ایرانی» است، که مفهومی بسیار جامع است و حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... اما این به آن معنا نیست که سبک زندگی فعلی مردم صد در صد مبتنی بر الگوی اسلامی - ایرانی است. اما می بایست با تأسی به هشدارهای انتقادی رهبر فرزانه که ناخدای کشتی انقلاب است، موجبات اصلاح سبک زندگی موجود و ارتقای آن بر مبنای الگوی اسلامی - ایرانی به عنوان یکی از مجموعه های تمدن نوین اسلامی را فراهم بیاوریم. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی، ماموریت تدوین الگوی سبک زندگی اسلامی - ایرانی را به شورای عالی انقلاب فرهنگی محول فرمودند ‎. ، به عنوان شعار سال، برخی از شاخصه های الگوی مناسب زندگی با محوریت فرهنگ اسلامی را تبیین فرمودند.

چکیده ماشینی


منبع : روزنامه رسالت , رشیدی پور؛ قدرت تعداد بازدید : 6390     تاریخ درج : 1392/09/10    

یکی از مباحث بسیار مهمی که در سال های اخیر توسط رهبرمعظم انقلاب به عنوان یک موضوع استراتژیک مطرح شد، موضوع «سبک زندگی اسلامی – ایرانی» است، که مفهومی بسیار جامع است و حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... را در بر می گیرد. این بحث از سال ها قبل تحت عناوین مختلف، و جنبه هشداری آن تحت عنوان تهاجم و شبیخون فرهنگی به صورت جدی مطرح شد. اما این بار با جامعیت موضوع، نه تنها جنبه سلبی در آن مستتر می باشد، بلکه با تاکید بر جنبه ایجابی آن، یک سبک مناسب زندگی که هماهنگ و متکی بر پیشینه اعتقادات، ارزش ها، باورها، آداب و رسوم حسنه بومی می باشد، ارائه شد.

سبک زندگی ایرانیان از حدود یکصد سال قبل و بخصوص در دوره سلطنت پهلوی با هدف خودباختگی در برابر فرهنگ غربی و شروع روند دگرگونی و اضمحلال فرهنگ و تمدن بومی به معنای عام آن، دچار تغییرات عمیق شد و حتی در دوره هایی شعار محافل رسمی، این بود که برای پیشرفت و ترقی و رسیدن به دروازه های تمدن بزرگ می بایست از سرتا نوک پا، غربی شد و غربزدگی، سکه رایج مملکت بود.

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران توانست این توطئه را که سناریوی آن بیرون از مرزها نوشته و توسط عوامل داخلی آنان در حکومت طاغوت اجرا و به آن دامن زده می شد، خنثی کند. اما این به آن معنا نیست که سبک زندگی فعلی مردم صد در صد مبتنی بر الگوی اسلامی - ایرانی است. این موضوع نشان دهنده غفلت هایی است که هم توسط مردم و هم توسط مدیران سطوح ملی به هر دلیل، به عمل آمده است و هشدار و تذکرات رهبری نظام نیز به دلیل همین غفلت و خطر ناشی از آن و غفلت زدایی از جامعه و مدیران است. مسلم است مردم و مدیران جامعه افرادی دیندار و پایبند به معارف و رفتار دینی می باشند، هر چند مواردی از ورود نگرش ها و رفتارهای غربی در زندگی آنان مشاهده می شود. اما می بایست با تأسی به هشدارهای انتقادی رهبر فرزانه که ناخدای کشتی انقلاب است، موجبات اصلاح سبک زندگی موجود و ارتقای آن بر مبنای الگوی اسلامی - ایرانی به عنوان یکی از مجموعه های تمدن نوین اسلامی را فراهم بیاوریم. درعصر حاضر، غرب به صورت جدی در اندیشه تسلط فرهنگ و تمدن خود بر دنیا، بخصوص بر جوامع اسلامی، با توجه به جنبش بیداری اسلامی در این ممالک می باشد. بویژه اینکه گرایش مردم مغرب زمین به اسلام و پذیرش آن، در سال های اخیر رشد روز افزونی دارد و سرعت گرایش به اسلام بیش از دین رسمی آن ممالک می باشد. توجه به بیانات رهبر عزیز، مبین این واقعیت است که اولا انتظار ندارند با این موضوع شعاری برخورد شود، نقیصه ای که متاسفانه در قبال برخی از موضوعات راهبردی مطروحه از سوی ایشان اتفاق افتاد و پس از برگزاری چند همایش و کنفرانس و فراخوان مقاله، اصل موضوع به فراموشی سپرده شد. ثانیا منظورشان از الگوی زندگی اسلامی - ایرانی، جامعیت آن الگو در تمام ابعاد و شئون زندگی و نه منحصر شدن آن در یک بعد خاص از ابعاد و شئون متعدد می باشد. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی، ماموریت تدوین الگوی سبک زندگی اسلامی - ایرانی را به شورای عالی انقلاب فرهنگی محول فرمودند ‎.‎ اما خودشان نیز در چند سال اخیر با طرح عناوینی مانند: «توجه به معنویات و فضایل اخلاقی»، «وجدان کاری و انظباط اجتماعی»، «پیامبر اعظم (ص)»، « امام علی (ع)»، « اصلاح الگوی مصرف»، «اتحاد ملی و انسجام اسلامی»، «نوآوری و شکوفایی»، «جهاد اقتصادی» و...، به عنوان شعار سال، برخی از شاخصه های الگوی مناسب زندگی با محوریت فرهنگ اسلامی را تبیین فرمودند. همچنین در سخنرانی های عمومی به مسائلی نظیر ازدواج، خانواده، معماری، شهرسازی و مسکن، حجاب و عفاف، تفریحات سالم، کسب و کار، ارتباطات و معاشرت ها، هنر و ادبیات و...به طرح مباحثی بر مدار الگوی اسلامی - ایرانی و اصلاح رفتار و رویه ای که در کشور جاری است، تاکید فرمودند.بدیهی است تحقق این موضوع، وظیفه یک نهاد و یک سازمان نیست. علاوه بر وزارتخانه های آموزش و پرورش، علوم و تحقیقات و فناوری، بهداشت و آموزش پزشکی، فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما و... که به عنوان نهادهای اصلی، نقش محوری در این موضوع دارند. بخصوص اینکه مخاطبین اصلی برخی نهادها مثل آموزش و پرورش و دانشگاه ها و...،نوجوانان، جوانان و مخاطبان برخی نهادها مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیما، عموم جامعه می باشند. اما به هرحال نمی توان از نقش اساسی خانواده ها چشم پوشی کرد. اعضای خانواده از آن جهت که اولین افرادی هستند که کودک با آنها مواجه می شود و مدت زمان طولانی تری با کودک و نوجوان ارتباط دارند و همچنین تاثیرپذیری و الگو گیری فرزندان از اعضای خانواده بیشتر است، نقش مهم تری در تربیت فرزندان دارند. مسلم است که کود ک، متأثر از تمام انگیزه های خانواد گی است و رفتار او از رفتارهای اعضای خانواده و محیط خانوادگی تأثیر می پذیرد. اعضای خانواده بخصوص والد ین به عنوان الگوهای اصلی زند گی کود ک، احساسات، علایق، ویژگی های اخلاقی و شخصیتی و ارزش های اعتقادی خود را به او منتقل می کنند. به همین دلیل است که امیر مؤمنان حضرت علی (ع) می فرمایند: "قلب نوجوان، همچون زمینی خالی است، هر بذری که در آن افکنده شود، می پذیرد." و به همین دلیل نگاه دین به کانون خانواده یک نگاه تکمیلی است که در آن زن، مرد و فرزند، رشد و تعالی می یابند. واقعیت امر این است که کود کان، نوجوانان و جوانان و به تعبیری نسل آینده، امانت هایی هستند که د ر د ست اولیاء و سپس در اختیار دستگاه های رسمی تعلیم و تربیت کشور از جمله آموزش و پرورش می باشند، که اگر این نسل به سعادت برسد، در ثواب آن سهیم هستند و صلاح و فساد آنان، خدمت و یا خیانت به سرمایه های آینده کشور است. زیرا بخش اعظم اوقات مفید نوجوانان د ر خانه و سپس در مد رسه سپری می شود.

خانواده اولین کانون مؤثر در تکوین و رشد شخصیت فرزندان می باشد، همچنانکه مدرسه نیز اولین و مهم ترین سازمان رسمی و مؤثر در تعلیم و تربیت نسل آینده است. به همین دلیل برقراری هماهنگی در اهداف، محتوا و روش های تربیتی این دو نهاد مهم، ضرورتی اجتناب ناپذیر و عقلانی است. از این رو، یکی از راه های بسیار مناسب برای تحقـق این امر، ارتباط بیـن خانه و مدرسه و به تعبیر صحیح تر، ارتباط بین اولیاء و مربیان می باشد. متاسفانه انجمن های اولیاء و مربیان مدارس تا کنون نتوانسته اند این ارتباط وثیق را برقرار کنند زیرا ارتباطات فی مابین، بیشتر به منظور رفع مشکلات مادی و تنگناهای مدارس و یا در خوشبینانه ترین حالت، برگزاری کلاس های آمادگی کنکور و رقابت علمی و ارتقای سطح آموزشی دانش آموزان بوده است.

در هرصورت، برای داشتن سبک زندگی مناسب باید به اصول و ارزش های اسلامی و پیشینه بومی و ملی خود توجه داشت، زیرا تقلید از سبک زندگی غربی به هویت و اصالت فرهنگ دینی و ملی ما ضربه وارد می کند و این تجربه استعماری در کشورمان سابقه دارد. از این رو باید قوای سه گانه (دولت به مفهوم عام) و مردم، در یک تعامل دو سویه وارد عمل شوند و برای این موضوع مهم و آینده نگر که سلامت زندگی جامعه را در پی دارد، چاره اندیشی کنند و در صدد تحکیم و ترویج هویت اسلامی - ایرانی در سبک و الگوی زندگی باشند. هرچند وظیفه دولت اسلامی به عنوان حاکمیت و فراهم نمودن زمینه های لازم اعم از نرم افزاری و سخت افزاری، پر رنگ تر می باشد.

کلمات کلیدی
زندگی  |  سبک  |  ایرانی  |  سبک زندگی  |  سبک زندگی اسلامی  |  سبک زندگی اسلامی ایرانی  |  موضوع سبک زندگی اسلامی  | 
لینک کوتاه :