گنجینه معارف

وحدت مسلمین از دیدگاه امام خمینی (ره)

امام خمینی(س) به اقتضائات عقلی، شرعی و زمانی بر ضرورت وحدت مسلمین در سطوح مختلف ملی و بین المللی تأکید داشته اند و تفرقه مسلمین و سلطۀ مستکبران را ناشی از عدم توجه به مبانی دینی و آیات کریمه قرآن می دانند. از عبارات مختلفی که امام خمینی(س) بیان کرده اند چنین استنباط می شود که وحدت و همبستگی در اندیشه ایشان مبتنی بر نوعی پذیرش ایمانی و تعهد درونیِ تعمیم یافته است که در همدلی دینی متجلی می گردد.

منبع : ایدئولوژی رهبری و فرآیند انقلاب اسلامی، ج 1، ص 9 , غلام حیدر ابراهیم بای سلامی تعداد بازدید : 1540     تاریخ درج : 1398/08/16    

مقدمه

در این مقاله با رویکرد جامعه شناختی به همبستگی دینی مسلمین از دیدگاه امام خمینی(س)، به عنوان یک متفکر و مصلح دینی، پرداخته شده است. با عنایت به سیر تکامل و توسعۀ روزافزون جامعه بشری و جهانی شدن  (Globalization)فزاینده امور و با توجه به اضمحلال خرده فرهنگ ها در درون فرهنگ مسلط و مسلح؛ ضرورت وحدت مسلمین و اعلام هویت اصلی آنها در عرصه جهانی با تمسک به برخی اندیشه های امام خمینی(س) بیان شده است. وحدت در این رویکرد مبتنی بر نوعی پذیرش ایمانی و تعهد درونی تعمیم یافته است. روح جمعی کسانی که ریشه اعتقادی و مبانی ارزشی مشترکی دارند «امت» را تشکیل می دهد. هر چه افراد و گروه های دینی به «امت» نزدیکتر شوند از تعلقات قشری و محدود کننده آنها کاسته می گردد. چگونگی تحقق این وحدت با دستیابی به وفاق شناختی و ارزشی، حفظ استقلال نسبی حوزه های نظری و عملی فرقه های اسلامی، ایجاد شرایط برای مدیریت توافقها و تضادهای معرفتی و ارزشی، رفع تبعیض بین برادران دینی، توجه به سازمانهای بین المللی اسلامی و اعلام مواضع با صدور بیانیه های جهانی ممکن دانسته شده است. در پایان پیشنهاد شده است به مناسبت آغاز سال 2000 میلادی و جشن خاص عالم مسیحیت، با مشورت اندیشمندان مسلمان اعلامیه مشترک جهانی مبتنی بر هویت دینی مسلمین تحت عنوان «ما مسلمانیم»، «نحن مسلمون» و «We are moslem» منتشر گردد.

از دیدگاه جامعه شناختی مفهوم همبستگی و وحدت از یک گروه تا گروه دیگر و از هر زمانی به زمان دیگر متغیر است. آنچه مشترکات اصلی جامعه نامیده می شود و در فرهنگ و قواعد رفتاری مردم در قالب باورها، ارزش ها و نمادها معین می گردد با تحول تاریخی و تدریجی جامعه در حال تغییرند و یا حداقل تعابیر و تفاسیر نو به نویی از آنها ارائه می گردد. نوع همبستگی بر اساس نوع پیوندها و شبکه های ارتباطی جامعه تعیین می گردد و تجلیگاه عمده آن عرصه عمل متقابل گروه هاست. هنگامی که سخن از وحدت دینی و همبستگی مذهبی به میان می آید سطح تحلیل بسیار وسیع تر از یک گروه متعارف یا جامعه ای با فرهنگ خاص است. باورهای دینی به عنوان یکی از اصلی ترین شالوده ها و منابع فرهنگی به حدود و ثغور ملت ها و فرهنگ ها محدود نمی شوند و مبتنی بر عقاید، ارزش ها و نمادهای خاصی هستند که فراتر از پدیده های اجتماعی قرار می گیرند.

در اندیشۀ امام خمینی(س) مفهوم جامعه عام و فراگیرتر از اجتماع مسلمین است و شامل نوع بنی آدم و کل جامعه انسانی است. با وجود این و از دیدگاه ایشان به عنوان یک متفکر و مصلح دینی و اجتماعی، الگوی مطلوب و مدینه فاضله، همانا جامعه اسلامی است. گستره جامعه اسلامی در برگیرنده همۀ کسانی است که معتقدند اسلام به عنوان کامل ترین دین الهی بر محمد صلی الله علیه و آله نازل شده است و حاوی اصولی است که موجبات هدایت و سعادت دنیا و آخرت مؤمنان را فراهم می کند. در این تعریف اساسی، جامعه نوعی اعتقاد و آرمان مشترک است که مخاطبان اصلی در قالب هر گروه، قوم، نژاد و فرقه ای آن را در می یابند و نسبت به آن احساس تعلق می نمایند.

مفهوم وحدت اسلامی در اندیشه امام خمینی(س)

در اندیشه امام خمینی(س) وحدت اسلامی شامل نوعی وفاق شناختی و ارزشی است که منشأ الهی و معنوی دارد و در کتاب و سنت نمونه های هنجاری و رفتاری آن در بعد نظری و عملی تدوین گردیده است. چنین وحدتی ناشی از انرژی عاطفی، همت و اعتماد متقابل افراد و گروه هاست که مقصد شریعت، موجب قدرت، عامل اصلاح و پیشرفت و مانع فساد جامعه است. «یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیای عظام علیهم السلام، که علاوه بر آنکه خود، مقصود مستقل است، وسیلۀ پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تام در تشکیل مدینه فاضله می باشد، توحید کلمه و توحید عقیده است، و اجتماع در تمام امور و جلوگیری از تعدیات ظالمانه ارباب تعدی است که مستلزم فساد بنی الانسان و خراب مدینه فاضله است. و این مقصد بزرگ، که مصلح اجتماعی و فردی است، انجام نگیرد مگر در سایۀ وحدت نفوس و اتحاد هم و الفت و اخوت و صداقت قلبی و صفای باطنی و ظاهری، و افراد جامعه به طوری شوند که نوع بنی آدم تشکیل یک شخص دهند، هر جمعیت به منزله یک شخص باشد و افراد به منزلۀ اعضا و اجزای آن باشند؛ و تمام کوشش ها و سعی ها حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهم عظیم عقلی، که صلاح جمعیت و فرد است، چرخ زند.»[1]

با توجه به سیر تکامل و توسعه جوامع بشری، با دست یابی به دانش و فن آوری نوین برخی از جامعه شناسان، جهانی شدن (Globalization) فزاینده امور مختلف نظام اجتماعی (اقتصاد، سیاست ارتباط جمعی) را مدنظر قرار داده اند و مدعی حذف مقوله جامعه و تحقق اجتماع عام هستند.[2] فرآیند جهانی شدن حاکی از آنست که حدود و ثغور جغرافیایی بتدریج جای خود را به مرزهای اجتماعی و فرهنگی می سپارد و در چنین وضعیتی هویت های اجتماعی و دینی فقط در سایۀ پویایی و غنای باورهای دینی و ملی پایدار خواهد ماند و در غیر این صورت فرهنگ مسلط با توسل به سلطۀ نمادی و فنی، در قالب تأمین منافع سازندگان خود، همه چیز را در خود منحل خواهد کرد.

مفهوم فراگیر جامعه اسلامی متکی به نوعی از ارزشها و باورهاست که با عنایت به مبانی دین اسلام در بین مسلمین و اعلام هویت اصلی آنها در عرصه جهانی است. بنابراین وحدت دربرگیرنده وجدان جمعی و انرژی عاطفی و معنوی در فرآیند حیات تاریخی آنهاست و بویژه در شرایط کنونی جهان امری ضروری، اخلاقی و نیازی اساسی به شمار می آید.

امام خمینی(س) به اقتضائات عقلی، شرعی و زمانی بر ضرورت وحدت مسلمین در سطوح مختلف ملی و بین المللی تأکید داشته اند و تفرقه مسلمین و سلطۀ مستکبران را ناشی از عدم توجه به مبانی دینی و آیات کریمه قرآن می دانند: «همۀ مسلمین جهان توجه بکنند به این آیاتی که در قرآن کریم برای وحدت مسلمین نازل شده است و مسلمین را دعوت به وحدت و اعتصام به حبل الله  که همان اسلام است فرموده است.»[3] «اگر همۀ مؤمنین در قطرهای اسلامی، در تمام کشورهای اسلامی همین یک دستور خدا را که خدا عقد اخوت بینشان انداخته است، همین یک دستور را عمل بکنند، قابل آسیب دیگر نیست. اگر یک میلیارد جمعیت مسلمان، یک میلیارد جمعیت مسلمان که مع الأسف یک میلیارد جمعیتی هستند که تحت سلطۀ غیر هستند، یک میلیارد جمعیت تحت سلطۀ دویست و پنجاه میلیون، اگر این یک میلیارد جمعیت به این حکم خدا سرنهاده باشند، اطاعت کرده بودند همین یک حکم را که «انما المؤمنون اخوة»، برادرند اینها، اگر این برادری در همه جا بود، اگر این برادری در تمام قشرهای ملتها بود، این گرفتاریها برای ما پیدا نمی شد.»[4]

از عبارات مختلفی که امام خمینی(س) بیان کرده اند چنین استنباط می شود که وحدت و همبستگی در اندیشه ایشان مبتنی بر نوعی پذیرش ایمانی و تعهد درونیِ تعمیم یافته است که در همدلی دینی متجلی می گردد. انسجام مطلوب در این رویکرد ناشی از سازگاری درونی است که گروهها و افراد، داوطلبانه و بر مبنای اعتقاد دینی بر آن مکلف شده اند و این باورها کنش های متقابل سازمان یافته ای را بین مؤمنان ایجاد می کند که معطوف به ارزشهای الهی است. و از این جهت که ارزیابی و پاداش این کنش ها در غایت عمل با افراد نیست، حفظ طراوت فرهنگی به صور مختلف بویژه از طریق فرآیند قدسی شدن متناوب و تدبیر جریان انرژی عاطفی جامعه به راحتی میسر است. «شما ای ملت ایران! ای مسلمانان پاک طینت! به احکام نورانی قرآن کریم بیش از پیش گرایش کنید. و دست اتفاق و برادری به هم دهید و از اختلافات دست بردارید و برای قرآن کریم و اسلام عزیز فکری کنید. تعلیمات اسلام را نصب العین قرار دهید.»[5] «در هر جا مسلمی پیدا بشود باید با سایر مسلمین تفاهم کنند و این مطلبی است که خدای تبارک و تعالی در قرآن کریم سفارش کرده است و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله، سفارش فرموده است و ائمه مسلمین سفارش فرموده اند و علمای بیدار اسلام دنبال این امر را گرفته و کوشش کرده اند به اینکه مسلمین را در تحت لوای اسلام به وحدت و یگانگی دعوت کنند.»[6]

این نوع از وحدت موجب حفظ هویت دینی و جمعی و ثبات و پایداری آن می گردد و زمینه همکاری و تعاون را با رواج اعتماد متقابل در جریان مشارکت برای اصلاح و توسعۀ امور مسلمین در جامعه فراهم می آورد. چنین وفاقی که ناشی از هویت اعتقادی است از پویایی بیشتری برخوردار است و ضمن مقابله با فرهنگ بیگانه و فرآیند انتشار آن عناصر مساعد دیگر فرهنگها را در خود جذب می کند. افرادی که وابستگی عاطفی و دینی را با تعهد درونی تعمیم داده اند نوعی جهت گیری عام گرایانه در محدودۀ ارزشهای ایمانی خود دارند و از نظر آنها همه کسانی که به «امت» متعلقند و دارای ریشه و مبانی ارزشی مشترکی هستند «ما» محسوب می شوند و در نهایت احساس تکلیف و وظیفه ای مشترک برای خود قائلند. به میزانی که تعلق به «امت» گسترده تر می گردد و شخصیت و سازمانِ تمایلات و اهداف وسیع تر می شود، از وابستگی به قشری گری و تعلق به گروه های محدودتر کاسته می گردد.

تجلیگاه عاطفه جمعی عمیق از دیدگاه جامعه شناختی، مناسک جمعی هستند؛ که ارزشها، باورها و نمادها در آن اصلی ترین نقشهای خود را بوضوح و سادگی نشان می دهند و موجبات انسجام و وحدت اجتماعی را مهیا می گردنند. امام خمینی(س) بارها به این امر مهم اشاره فرموده اند و از اعیاد مذهبی (قربان، فطر و میلاد حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و مراسم حج به عنوان موجبات وحدت نامبرده اند و از آنجا که کعبه، متعالی ترین نماد مجسم و کانون توجه مسلمین به سوی خداست برای فریضه حج به عنوان یکی از مناسک الهی نقش ویژه ای قایل شده اند. ایشان پس از آنکه هشدار می دهند که چاره اساسی دردهای مسلمین وحدت است می فرمایند: «این وحدت که اسلام شریف و قرآن کریم بر آن پافشاری کرده اند، با دعوت و تبلیغ دامنه دار باید بوجود آید و مرکز این دعوت و تبلیغ، مکه معظمه در زمان اجتماع مسلمین برای فریضه حج است.»[7]

چگونگی وحدت از دیدگاه امام خمینی(س)

با توجه به فرصتی که به برکت نهضت امام خمینی(س) در جهت احیای اندیشۀ دینی در قرن بیستم فراهم آمد و با توجه به آنچه که در دنیای کنونی می گذرد و هویت هایی که در معرض اضمحلال قرار می گیرد باید در جهت وحدت و احساس تعلق مسلمین نسبت به هم و ایجاد «امت» نهایت تلاش بعمل آید و این بیداری اسلامی به انحای مختلف پایدار و جاوید بماند. اگر مسلمانان در قالب های تنگ نظری قشری و فرقه ای گرفتار شوند این فرصت تاریخی و استثنایی را از دست خواهند داد. برای تداوم این خیزش فکری اسلامی و تعمیم آن نیاز است تا شیوه ها و روشهای متناسب با مقتضیات زمان مهیا گردد و اندیشمندان مسلمان در جهت اصلاح و توسعه آن همت نمایند. در این مقاله روشهای ذیل بطور اجمال جهت تحقق این امر مهم پیشنهاد می گردد:

1ـ وفاق شناختی، با تعریف فراگیر از معارف و ارزش ها و معانی هسته ای فرهنگ اسلام به گونه ای که اکثریت مسلمانان و فرق اسلامی متنی حاوی اصول کلی را به عنوان نوع آرمانی و معارف خالص اسلامی در جهت منافع مسلمین به رسمیت بشناسند. این تعریف باید به گونه ای مهیا گردد که انتظارات دینی و الگوهای رفتاری را برای اکثریت فرقه های اسلامی بطور صریح و حتی المقدور بدون تشتت و تناقض برآورده سازد. امام خمینی(س) یکی از متعالی ترین این تعاریف را در طرح «اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله» بیان کرد.[8] این چنین طرحی می تواند به بسیاری از ابهامات و سردرگمی ها در جهان اسلام پایان بخشد و الگوی نظری و عملی مطلوبی برای کاهش شکاف بین فرقه های اسلامی محسوب گردد.

2ـ وفاق ارزشی، با ایجاد نوعی میل و وابستگی عاطفی تعمیم یافته برای مسلمین نسبت به مبانی اسلام و مسلمانان به گونه ای که برای هر فرد مسلمان نوعی احساس مسئولیت نسبت به هم کیشان و همدینان خود بوجود آورد. از لحاظ نظری در مبانی دینی نمونه های فراوانی وجود دارد که با ترویج و شکوفایی آنها در قالبهای تعلیم و تربیت و جامعه پذیری، برانگیختن و تعمیم چنین احساسی دشوار نیست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود «من اصبح و لم یهتم به امور المسلمین فلیس بِسلم» و امام خمینی(س) مظهر و معلم چنین احساسی بود.[9]

3ـ حفظ استقلال نسبی حوزه های نظری و عملی فرقه های اسلامی، به گونه ای که هر فرقه با عمل به قواعد درونی خود و حفظ استقلال خویش مورد احترام دیگر فرقه ها قرار گیرد و در فرآیند تعامل و تبادل آرا و نظریه ها، هر کدام به معرفی سیره و شیوه خویش بپردازد و از شیوه های منفی و استهزا به شدت پرهیز گردد. اصول اولیه وحدت ایجاب می کند که برای هر گروه این حق را قایل باشیم که به صورت داوطلبانه به مجتمع مسلمین بپیوندد یا از آن بگسلد. لذا نباید انتظار داشت که افراد یا فرقه ها به صورت منفعل و هر گونه نقد و ابتکار به طور مداوم به سازگاری با جمع تن در دهند.

4ـ ایجاد شرایط برای مدیریت توافق ها و تضادهای معرفتی و ارزشی با توجه به نقش روحانیون و علما در مجامع علمی و تخصصی که در گفتگو و تبادل اندیشه ها می تواند زمینه های مفاهمه را متحقق گردانند.

5ـ رفع تبعیض بین برادران دینی و توزیع منصفانه فرصتها در درون نظامهای اجتماعی. این شیوه ضمن اینکه موجبات افزایش مشروعیت نظامهای حکومتی را فراهم می کند، وحدت و هماهنگی را در درون و بیرون نظامها افزایش می دهد.

6ـ برانگیختن توجه به سازمان های بین المللی اسلامی همانند سازمان کنفرانس اسلامی، از یک سو با هدف اهمیت دادن به نقش و جایگاه واقعی این سازمانها و از سوی دیگر نظارت عام بر مواضع و تصمیمات سران کشورهای اسلامی به عنوان یک واقعیت سیاسی و اجتماعی و بین المللی که در نهایت می تواند شرایط مساعدتری برای تعاون و مشارکت سیاسی مسلمین در جهت ایفای حقوق آنها بوجود آورد.

7ـ اعلام موضع، با صدور بیانیه های (مانیفست) مبتنی بر هویت اسلامی که انگیزه عاطفی و روح جمعی مسلمین را نسبت به هم برانگیزد و هویت دینی آنها را هر از گاهی تجدید نماید. این بیانیه ها در ایام حج و اعیاد اسلامی، سالی یکبار به فراخور موقعیت منتشر شود و به گونه ای تهیه شود که هر مسلمان آن را بپذیرد و آن را بخشی از مرامنامه عقیده و زندگی خویش بداند و شعار اصلی آن را تا مدتی بر زبان آورد. پیشنهاد می شود به مناسبت آغاز سال 2000 میلادی و شروع قرن بیست و یکم و هزاره سوم میلاد حضرت مسیح علیه السلامکه عنقریب عالم مسیحیت جشن خاص و پرشکوهی خواهد داشت، علما و اندیشمندان مسلمان با رایزنی و مشورت با مراکز علمی و حوزوی تشیع و تسنن بویژه ایران، عربستان، مصر، عراق، سوریه، لبنان و دیگر ممالک، یک اعلامیه مشترک که در آن بر هویت دینی مسلمین تأکید شده باشد تهیه کنند و تحت عنوان «ما مسلمانیم»، «نحن مسلمون» و"We are moslem"  منتشر کنند. این بیانیه می تواند عواطف و قلوب مسلمین را متوجه مبانی دینی و یکپارچگی امت اسلامی کند و هویت دینی آنها را جهت تحقق وحدت متذکر گردد چرا که بقای مسلمین بسته به وحدت است.

پی نوشت ها


[1] امام خمینی(س)، چهل حدیث، ص 309.

[2] چلبی مسعود، وفاق اجتماعی، نامۀ علوم اجتماعی، شمارۀ 3، ج 2، بهار 1372، ص 18.

[3] امام خمینی(س)، صحیفۀ امام، ج 14، ص 142.

[4] همان، ج 11، ص 148.

[5] همان، ج 1، ص 190.

[6] همان، ج 13، ص 163.

[7] همان، ج 18، ص 90.

[8] مجموعۀ بیانات حضرت امام خمینی(س)، دربارۀ «اسلام ناب محمدی» از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) منتشر شده است.

[9] موضع گیریهای صریح و قاطعانه امام خمینی(س) دربارۀ مسلمانان فلسطین، لبنان و افغانستان و حتی مظلومین و مستضعفین جهان از آغاز نهضت اسلامی بیانگر همین شیوه و روش است.

کلمات کلیدی
مسلمانان  |  وحدت از دیدگاه امام‌خمینی  |  شیعه و سنی  | 
لینک کوتاه :