کتاب  /  سیره اهل بیت  /  فرهنگ عاشورا  /  ش

شهادت طلبی

تعداد بازدید : 182     تاریخ درج : 1388/10/06    

شهادت طلبی

آن دم که به خون خود وضو می کردم

دانی زخدا چه آرزو می کردم ؟

ایکاش مرا هزار جان بود به تن

تا آنهمه را فدای او می کردم (744)

از الفبای برجسته نهضت عاشورا و از روحیات والای حسین بن علی علیهما السلام و یارانش ، عنصر « شهادت طلبی » بود ، یعنی مرگ در راه خدا را « اِحدی الحسنیین » دانستن و دریچه ای برای وصول به قرب خدا و بهشت برین دیدن و از این رو شیفتگی و بی صبری برای درک فضیلت شهادت .

امام حسین (ع) در خطبه « خُط المَوتُ ... » به آن تصریح می کند و با جمله « مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ فَلْیرْحَل مَعنا » یاران شهادت طلب را هم بر می گزیند و به مسلخ عشق ، کربلا می برد . اینگونه به استقبال مرگ رفتن ، چون مبتنی بر درک والاتری از فلسفه حیات است ، با خودکشی متفاوت است . خودکشی و خود را به هلاکت افکندن ، شرعا حرام و عقلا ناپسند است ، اما استقبال از مرگ به خاطر ارزشهای متعالی ، مشروع و معقول است . حتی اگر انسان بداند در یک حماسه و مبارزه به شهادت خواهد رسید ، مرگ او خودکشی نیست ، چون گاهی تکلیف ایجاب می کند که جان را فدای دین کند ، چون دین ، گرامیتر از انسان است .

دین خدا عزیزتر است از وجود ما

این دست وپا وچشم و سر وجان فدای دوست

حل این معما ( آگاهانه سراغ مرگ رفتن ) تنها با درک و برداشت متعالی تر از زندگی والا و کرامت انسانی میسر است . اینکه امام حسین (ع) هم از شهادت خود آگاه است و با همین علم ، به کربلا می رود ، به همین نکته برمی گردد . آن حضرت مرگ سرخ را بهتر از زندگی ننگین می داند : « لا اَرَی المَوتَ اِلا سَعادَةً وَالحَیاةَ مَعَ الظالِمین الا بَرَما » .

این فرهنگ ، پذیرفته همه اقوام و ملتهاست و این نوع مرگ انتخابی و آگاهانه ، مکمل حیات شرافتمندانه است ، نه در تناقض با آن . چون مرگ ، پایان نیست تا کسی با انتخاب

صفحه 262

مرگ ، به پایان یافتن خویش کمک کرده باشد . مرگ سرخ و شهادت ، نوع کمال یافته تری از حیات است . امام حسین (ع) با علم به شهادت در حادثه کربلا به آن قربانگاه رفت ، تا در سایه شهادتش ، اسلام زنده بماند و حق ، حیات یابد . این ، هدفی است ارزشمند که می سزد چون حسین (ع) هم قربانی آن گردد . سیدالشهداء (ع) این راه را برگزید و آن را پیش پای بشریت گشود و روندگان این صراط جاودانه ، همه شاگردان مکتب عاشورایند .

تو اسوه شهادتی ، معلم شهامتی

خوشا کسی که پانهد به مکتب ولای تو

اصحاب امام حسین (ع) نیز در شب عاشورا ، یک به یک برخاسته ، این روحیه را ابراز می داشتند و از مرگ ، هراسی در دلشان نبود . علی اکبر (ع) هم در مسیر راه کربلا ، وقتی کلمه استرجاع را از زبان امام حسین (ع) شنید و حضرت خبر از آینده شهادت آمیز داد ، پرسید : « اَلَسْنا عَلَی الحَق ؟ » مگر بر حق نیستیم ؟ فرمود : آری . علی اکبر گفت : « یا اَبَه لانُبالی بِالمَوت » پس چه ترسی از مرگ ؟ (745) حضرت قاسم هم شب عاشورا وقتی از امام پرسید که آیا من نیز کشته خواهم شد ؟ و امام پرسید : مرگ در نظرت چگونه است ؟ پاسخ داد : شیرین تر از عسل ( اَحْلی مِن العَسَل ) . (746)

اینها همه نشان دهنده این روحیه و اندیشه است که مرگ در راه عقیده و شهادت در راه خدا ، آرزوی قلبی وارستگانی است که رشته تعلقات دنیوی را بریده و به حیات برین و رزق الهی در سایه شهادت دل بسته اند . در اشعاری هم که امام حسین (ع) روز عاشورا یا قبل از آن روز می خواند ، این مفهوم مطرح بود . از جمله :

وَاِن کانَتِ الا بْدانُ لِلمَوتِ اُنشِأتْ

فَقَتلُ امرِءٍ بِالسیفِ فِی اللهِ اَفضَلُ

و نیز در رجزهای آن حضرت ، مرگ را بر زندگی ذلت بار ترجیح دادن می درخشد : « المَوتُ أولی مِن رُکوبِ العارِ » . (747) حضرت زینب علیها السلام در خطبه اش در مجلس یزید ، بر این شهادتها افتخار می کند : « ... فَالحَمدُ لِلهِ رَب العالَمین الذی خَتَمَ لاَِولِنا بِالسعادَةِ وَالمَغفِرَةِ وَلاِخِرِنا بِالشهادَةِ وَالرحمَةِ » . (748) حضرت سجاد (ع) نیز در برابر تهدیدی که ابن زیاد کرد که آن حضرت را بکشند ، فرمود : « اَبِالقَتلِ تُهَددُنی یابنَ زِیاد ؟ أما عَلِمْتَ اَن القَتلَ لَنا عادَةٌ وَ کرَامَتُنَا

صفحه 263

الشهادَة » مرگ ، برای ما عادت است و شهادت ، افتخار ماست ، مرا از مرگ می ترسانی ؟

امام خمینی قدس سره فرمود : « مرگ سرخ ، بمراتب از زندگی سیاه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته ایم ، تا فردا فرزندانمان در مقابل کفر جهانی با سرافرازی بایستند » . (749)

744 - رمضانعلی گلدون .745 - حیاة الا مام الحسین ، ج 3 ، ص 73 ، لهوف ، ص 26 .746 - اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 204 .747 - کشف الغمه ، ج 2 ، ص 32 .748 - بحارالانوار ، ج 45 ، ص 135 .749 - صحیفه نور ، ج 14 ، ص 266 .
×
لینک کوتاه :