معرفی کتاب

مجموعه داستان لوطی و آتش

تعداد صفحه : 115 ناشر : سازمان حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس تعداد بازدید : 131     تاریخ درج : 1397/02/11    

مجموعه داستان لوطی و آتش براساس زندگی سردار شهید حسن باقری

بخش هایی از کتاب: کوچة اول کجاست؟ محله ای در میدان خراسان. سال هزار و سیصد و سی و چهار. زمستان است و تو سخت می لرزی. سنگفرش خیابان را برفی صاف و یکدست مثل یک پنبة قطور فرا گرفته. رد پای هیچ موتور و ماشینی روی این فرش سفید دیده نمی شود. اگر خوب دقت کنی شاید جای پای اسبی، همراه با رد باریک چرخ کالسکه ای ببینی. از اطراف صدایی شبیه زوزة گرگ می آید. تو نمی دانی سگ است یا گرگ، اما می ترسی! چرا که حدس می زنی گرسنه باشد و نیز وحشی! پس به دنبال سرپناه می گردی. چند جوان ولگرد که خودشان را لوطی می خوانند، سرِ کوچه ایستاده اند. بساط آتش و خنده و سیگارشان به راه است. می خواهی وارد کوچه شوی، باز هم می ترسی و باز به دنبال سرپناه می گردی. همین موقع امنیه ای سر می رسد. می خواهی به او پناه ببری و کمک بگیری. امنیه خودش را به آتش می رساند. گرمایی می گیرد و سیگاری. بعد رفیقانه دستی بر شانة گنده لاتشان زده، می رود. تو بیشتر می ترسی. از که؟ سرما، حیوانات وحشی، ولگردها، امنیه... نمی دانی چه سرنوشتی در انتظارت است.

لینک کوتاه :