معرفی کتاب

کوثر کربلا

برای تبیین منطقه ممنوع و منطقه مجاز از معرفت خدا و برای تفسیر اقسام سه گانه هجرت و انواع سه گانه جهاد، اصولی را به اختصار و متن گونه به عرض خوانندگان نخبه و مطالعه کنندگان فرهیخته این مقدمه کتابی که درباره نهضت حضرت سیدالشهداء(ع) برای توده مردم تدوین شد می رساند، تا راهگشای خطوط جامع کتاب حاضر بوده و در تحلیل عقلی و نقلی آن اقدامِ هجرت گونه و قیام جهادی کمک کند و اگر در متن کتاب مطلبی برای خواصّ ملحوظ نشد، در این مقدمه، اَوْحَدی از مطالعه کنندگان خواسته خود را بیابند؛ یا زمینه ای باشد که آنان بیش از گذشته، خویش در این باره بیندیشند، زیرا کوثر کربلا اخص را همانند خواص ملحوظ، چنان که خواص را نظیر توده مردم، منظور می دارد:

چکیده ماشینی


نویسنده : جوادی آملی، عبدالله مترجم : علی اسلامی و سعید بندعلی ناشر : اسراء تعداد بازدید : 99     تاریخ درج : 1397/06/18    

کتاب کوثر کربلا شامل مجموعه ای از سخنرانی های آیت الله جوادی آملی در دهه های محرم در شهرستان آمل به همراه مراثی گفته شده از زبان معظم له است که از گفتار به نوشتار تبدیل شده و در ساختاری جدید و منطقی یعنی به صورت مهندسی پژوهشی عرضه می شود.

مقدمه این کتاب به قلم مفسر برجسته قرآن آیت الله جوادی آملی (دام ظله العالی) می باشد این مقدمه دارای مضامین بلندی بوده که بر غنای کتاب بسیار می افزاید و یک تحلیل عرفانی از رویکرد نهضت کربلا به دست می دهد و با بیان ابعاد جهاد اصغر، اوسط و اکبر و نیز هجرت اصغر، اوسط و اکبر به مقام والای سید الشهداء (ع) اشاره کرده است این مقدمه ویژه خواص و نخبگان است، گر چه مردم متوسط هم می توانند از آن بهره ببرند.

کوثر به عنوان چشمه ای از بهشت، برگرفته از سوره کوثر است و از آنجا که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:حسین از من است و سیدالشهدا(ع) نیز فرمودند:من به روش جدم عمل می کنم این کتاب به نام کوثر کربلا مزین شد. چنان که خود رخداد کربلا کوثر است و وجود پربرکت و ماندگار امام حسین (ع) هدیه ای از جانب خداوند به رسولش بوده و یکی از مصادیق کوثر است.

کتاب کوثر کربلا مشتمل بر سه جام است؛ مبا حث این سه جام همگی زیرمجموعه عقل نظری هستند و به تعبیری دیگر، جزء مباحث حکمت نظری و عملی اند که برخی درباره شناخت، هست و نیست ها و بعضی درباره شناخت بایدها و نبایدهایند و انتخاب کلمه جام به جای فصل از آن روست که با نام کتاب هماهنگی بیشتری دارد.

در جام یکم این کتاب رسالت های معرفتی کربلا بیان می شود که محورش بیان هست ونیستهای مهم است؛ در جام دوم رسالت های عملی -اجرایی- کربلا ارایه می شود که محورش بیان بایدونبایدهای مهم است و در جام سوم که بلانوشان کربلا نام دارد؛ مقتل سید الشهدا (ع) با رویکرد خاص تربیتی ارایه شده که این رویکرد علت امتیاز آن از سایر مقاتل است. پیش از آغاز مقتل در عنودن “یاد سپاری مهم” نظر استاد درباره نقل های مورخان و ارباب مقاتل درباره وقایع قبل وبعدازعاشورا به گونه ای شفاف بازگو شده که برای سخنوران و مداحان بسیار راهگشاست.

مقدمه کتاب:

اسلام احکامی دارد که جهت پیمودن راه الهی کارامدند و حکمت هایی دارد که جهت وصول به مقصد و شهود مقصود سودمندند. آنچه به عنوان ره توشه در اسلام یاد می شود، برای رساندن مسافر به مقصد است و آنچه به عنوان شهود قلبی ذکر می گردد، برای نیل به مقصود و رؤیت آن با قلبِ شاهد است؛ برجسته ترین مقصد، بارگاه قرب الهی و برترین مقصود، معرفتِ شهودی پروردگار است. با روشن شدن امتناع شناخت هویتِ مطلق و ذات نامتناهی خدا، عنصر محوری هر مقامی که در این باره گفته شد یا می شود و هر مقالتی که در این زمینه ارائه شد یا می گردد، معلوم خواهد شد و آن، حوزه امکانی معرفت و منطقه جواز ورود است؛ نه قلمرو استحاله و منطقه امتناع.

پس از تحلیل کوتاه در این مطلب، روشن خواهد شد که جریان نهضت کربلا، نه برای رهیافت به منطقه امتناع است و نه اکتفاء به هجرت صغرا و جهاد اصغر یا بسنده کردن به هجرت وُسطا و جهاد اوسط، بلکه کوشش برای پیروزی در هجرت کبرا و جهاد اکبر است که در این هدف والا، حضرت حسین بن علی(ع) کاملاً کامیاب شد، به طوری که نه هجرتی از هجرت آن حضرت بزرگ تر میسور کسی است و نه جهادی از جهاد آن ولی والا بزرگ تر و مقدور احدی است.

برای تبیین منطقه ممنوع و منطقه مجاز از معرفت خدا و برای تفسیر اقسام سه گانه هجرت و انواع سه گانه جهاد، اصولی را به اختصار و متن گونه به عرض خوانندگان نخبه و مطالعه کنندگان فرهیخته این مقدمه کتابی که درباره نهضت حضرت سیدالشهداء(ع) برای توده مردم تدوین شد می رساند، تا راهگشای خطوط جامع کتاب حاضر بوده و در تحلیل عقلی و نقلی آن اقدامِ هجرت گونه و قیام جهادی کمک کند و اگر در متن کتاب مطلبی برای خواصّ ملحوظ نشد، در این مقدمه، اَوْحَدی از مطالعه کنندگان خواسته خود را بیابند؛ یا زمینه ای باشد که آنان بیش از گذشته، خویش در این باره بیندیشند، زیرا کوثر کربلا اخص را همانند خواص ملحوظ، چنان که خواص را نظیر توده مردم، منظور می دارد:

اصل یکم: حقیقتِ مطلق که با همان اطلاق ذاتی موجود است خداست و اطلاق وی، ذاتی به معنای هویت است نه ماهیت؛ و برتر از آن است که در تحقّق عینی خود، نیازمند به مُحصِّل مفهومی یا مقید وجودی باشد، زیرا تحصیل هر مفهوم و تحقیق هر قید، به افاضتِ اوست؛ چنین اطلاقی منحصراً از آنِ هویت سرمدی خداست و معنای چنان اطلاق وجودی، نزاهت از هرگونه ترکیب است؛ خواه ترکیب از مادّه و صورت، جنس و فصل، ماهیت و وجود، جوهر و عرض، موضوع و عارض، حقیقت و اعتبار، نصف و ربع، جزء و کل و سرانجام از وجود و عدم که به تعبیر حکیم سبزواری شرّ التراکیب است. چنین موجود بسیط قطعاً نامتناهی است، وگرنه در گرو بدترین ترکیب، یعنی محدود و حدّ است که همان ترکب از جنبه وجودی محدود و عدمی حدّ است.

بساطت این حقیقت، مانع هرگونه تجزیه وهمی، عقلی و عینی است و عدم تناهی آن، مانع هرگونه احاطه و شمول، ازاین رو ادراک چنین حقیقتی ـ یعنی خدا ـ برای غیر او محال است، چنان که حضرت استاد، امام خمینی ـ قدّس الله نفسه الزکیة ـ فرمود: «فاِنّ الحقَّ بمقامه الغیبی غیر معبودٍ، فإنّه غیر مشهودٍ و لا معروفٍ و المعبودُ لابد و أن یکون مشهوداً أو معروفاً».

سرّ استحاله ادراک هویت مطلق خدا این است که عقل اندیشور، در مدار مفهوم می گردد و خدا منزّه از مفهوم است و قلبِ شهودْمحور، در مدار محدود می خرامد و خدا مبرّا از حدّ است. آری! مفهومِ هستی نامحدود را می توان اندیشید که همین مفهوم نامتناهی به حمل اوّلی، نامتناهی است و به حمل شایع، مفهومی است در قبال مفاهیم دیگر و محدود، زیرا غیر از مفهوم های دیگر است و برای بشر محدود، بیش از این، نه مقدور است و نه معقول و نه مورد تکلیف، چنان که در برخی از نصوص دینی به آن اشاره شد کان أبوعبدالله(ع): «لو کان ذلک کما تقول لکان التوحید عنا مرتفعاً لأنالم نکلف أن نعتقد غیر موهوم و لکنّا نقول کل موهوم بالحواس مدرک فما تجده الحواس و تمثله فهو مخلوق».

غرض آنکه ذات خدا نه مفهوم است، تا عقل آن را بفهمد و نه محدود است، تا قلب آن را ببیند و مطلب ممتنع، نه با فضل به دست می آید و نه با تفضّل، زیرا هم قلمرو فضل محدود است و هم حوزه تفضّل. از این منظر، همان طورکه هجرتِ صغرا و وسطا به آن نمی رسند، هجرت کبرا نیز از نیل به آن محروم است؛ نیز همان گونه که جهاد اصغر و اوسط را به آن بارگاه راه نیست، جهاد اکبر را نیز به آن مجالی نیست، بنابراین هوا و فضای کوثر کربلا را باید در منطقه دیگر جست وجو کرد.

اصل دوم: انسان کامل معصوم همانند حضرت سیدالشهداء(ع) جامع عالَم و آدم است. اگر برخی از عالمان دینی جامع معقول و منقول و بعضی جامع معقول و مشهود و گروه اندکی نیز جامع معقول و منقول و مشهودند، هیچ عالِم عادی جامع عالم کبیر و صغیر و واجد جهان و انسان نیست؛ تنها انسان کامل معصوم است که واجد هر دو عالَم و جامعِ هر دو جهان ـ یعنی عالَم و آدم ـ است.

توضیح: ۱٫ جهان دارای آسمان ها و زمین، فرشته ها و ابلیس بوده و هست.

خدا خلیفه خود را ـ یعنی انسان کامل معصوم را ـ آفرید و اسمای حسنای خویش را به او تعلیم کرد.

به فرشتگان و ابلیس دستور داد برای انسان کامل که خلیفه خداست سجده کنند و در برابر او جلال و تکریم روا دارند و تمرّد نکنند.

ملائکه اطاعت کردند و ابلیس سجده نکرد.

فرشتگان هماره درصدد هماهنگی با خلیفه خدایند و هر کدام به شکلی در مسیر خدمت به او قرار می گیرد.

ابلیس همواره رصد می کند که برنامه های تبلیغ، تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه نفوس انسان کامل به گونه ای صحیح اجرا نشود، هرچند به خود او دسترسی ندارد. (جریان وسوسه ابلیس نسبت به آدم(ع) و خروج از بهشت و هبوط به زمین، مطلب پیچیده ای است که گوشه ای از آن در تفسیر تسنیم یاد شده است)

سرّ دسترسی نداشتن ابلیس به انسان کامل معصوم(ع) این است که وی در ساحت اِخلاصِ والای مخلَصین (به فتح) قاصر است و راز دست درازی او به برنامه های دینی وی، مضمون آیه ﴿و ما اَرسَلنا مِن قَبلِک مِن رَسولٍ و لا نَبِی اِلاّ اِذا تَمَنّی اَلقَی الشَّیطانُ فی اُمنِیتِهِ فَینسَخُ اللهُ ما یلقِی الشَّیطانُ ثُمَّ یحکمُ اللهُ آیاتِهِ و اللهُ عَلِیمٌ حَکیم﴾ است.

سرانجام، جهان بزرگ به هدف سامی خود می رسد و به دست ساقی خویش ساغَر لبریز عدل را می نوشد بلکه آن را می آشامد و عالَم ستمدیده پر از داد می گردد و با حکومت عقل مدار و عدل محور همین انسان کامل معصوم، چشمِ ظلم دیده دنیا به ساهره عدالت و ساحتِ داد و صحنه قسط معاد روشن می شود.

لینک کوتاه :