معرفی کتاب

تنها؛ زیر باران


نویسنده : قربانی، مهدی تعداد صفحه : 312 ناشر : حماسه یاران تعداد بازدید : 339     تاریخ درج : 1397/08/27    

امضاء شهید زین الدین سالروز شهادت آقا مهدی زین الدین فرمانده لشکر 17 علی بن ابی طالب است. شهید زین الدین که به خاطر نبوغ منحصر به فرد و معنویت درونی‌اش از بزرگان و نامداران هشت سال دفاع مقدس به شمار می‌رود، نوجوانی و جوانی درخشانی را نیز داشته؛ کسب رتبه چهارم کنکور تجربی و دعوتنامه‌ای از پاریس برای ادامه تحصیل تنها گوشه‌ای از حوادث پر فراز و نشیب زندگی این سردار سرافراز اسلام بوده است.

مهدی زین الدین، در اوج جوانی و با وجود تجربه کم در عرصه مدیریت و جنگ، تبدیل به یکی از شاخص‌ترین فرمانده‌های آن سال‌ها می‌شود و این یکی از مهم‌ترین دلایلیست که باید به خاطرش، از زین الدین گفت و از زین الدین شنید. زین الدینی که رهبر معظم انقلاب در توصیفش می‌گوید که او ستاره‌ای درخشان بود و فقدانش ما را داغدار کرد. خاطره‌ای که در ادامه می‌آید برشی از کتاب تنها؛ زیر باران است؛ روایتی عجیب از حاج قاسم سلیمانی درباره شهید مهدی زین الدین:

«هیجان‌زده پرسیدم: «آقا مهدی مگه تو شهید نشدی؟ همین چند وقت پیش،‌ توی جاده‌ی سردشت...» حرفم را نیمه ‌تمام گذاشت. اخم كوتاهی كرد و چین به پیشانی‌اش افتاد. بعد با خنده گفت: «من توی جلسه ‌هاتون میام. مثل اینكه هنوز باور نكردی شهدا زنده‌ن.»  عجله داشت. می‌خواست برود. یك بار دیگر چهره‌ی درخشانش را كاویدم. حرف با گریه از گلویم بیرون ریخت: «پس حالا كه می‌خوای بری، لااقل یه پیغامی چیزی بده تا به رزمنده‌ها برسونم.» رویم را زمین نزد.

ـ قاسم، من خیلی كار دارم، باید برم. هرچی می‌گم زود بنویس.

هول ‌هولكی گشتم دنبال كاغذ. یك برگه‌‌ی كوچك پیدا كردم. فوری خودكارم را از جیبم درآوردم و گفتم: «بفرما برادر! بگو تا بنویسم.»

ـ بنویس: «سلام، ‌من در جمع شما هستم»

همین چند كلمه را بیشتر نگفت. موقع خداحافظی، با لحنی كه چاشنیِ التماس داشت، گفتم:‌ «بی ‌زحمت زیر نوشته رو امضا كن.» برگه را گرفت و امضا كرد. كنارش نوشت: «سید مهدی زین‌الدین» نگاهی بهت‌ زده به امضا و نوشته‌ی زیرش كردم. با تعجب پرسیدم: «چی نوشتی آقا مهدی؟ تو كه سید نبودی!»

ـ اینجا بهم مقام سیادت دادن.

از خواب پریدم. موج صدای آقا مهدی هنوز توی گوشم بود؛ «سلام، من در جمع شما هستم»

لینک کوتاه :