معرفی کتاب

بسیج رسانه است

پس از این پیش زمینه های متکی بر نظریات نظریه پردازان که عمدتا از منابع غنی و قابل اتکاء به عاریت گرفته شده، نگارنده به عنوان اصلی مقاله می پردازد و با یادآوری تعریف رسانه، ادعا می کند که بسیج با توجه به اهداف و ویژگی هایش، خود نقس یک رسانه را بر عهده دارد. اما هرچه به پایان مقاله نزدیک می شویم و به سوی نتیجه گیری قدم برمی داریم، گویا از قدرت منطقی اثر کاسته می شود و چنین به نظر می رسد که کتاب مفاهیمی را که انگار از قبل برای خواننده بدیهی و قابل قبول بوده، با مفاهیم علمی و نظریه های ارتباطاتی تطبیق داده است، غافل از این که در یک چنین بستر علمی که کتاب سعی داشته تا در آن مفاهیم اش را بیان کند، چیزی از قبل پذیرفته نیست و باید تلاش بیشتری برای اثبات برخی پیش فرض ها صورت می گرفته است.

چکیده ماشینی


نویسنده : عمیدی، عبداللّه تعداد صفحه : 63 ناشر : انتشارات فرهنگ جاودان سال انتشار : 1386 تعداد بازدید : 258     تاریخ درج : 1397/09/01    

کتاب بسیج رسانه است به انضمام یک مقالۀ دیگر تحت عنوان توزیع در نظام اطلاع رسانی و رسانه ای بسیج در یک مجلد و توسط واحد رسانه ای فرهنگ جاودان وابسته به سازمان بسیج کارمندان، کارگران و اصناف کشور در سال 1386 به چاپ رسیده است. کتاب مشتمل بر دو عنوان مقاله است که به صورت مجزا از یکدیگر ارایه شده، اما به دلیل نزدیکی مفاهیم هر دو مقاله و نوعی ارتباط ضمنی همراه هم به چاپ رسیده اند.

نگارنده در چکیده بیان می کند که «نفس وجود بسیج چه در ساحت سامانۀ فرهنگی و چه در ساختار سازمانی، کارکرد رسانه ای دارد و اهمیت توجه به این موضوع نیز ه نقش رسانه در تغییرات اجتماعی برمی گردد و این که وقتی بسیج کارکرد رسانه ای دارد، می تواند در سیاست گذاری ها از این زاویه مورد توجه واقع شود تا اهداف کلان را از این منظر پی بگیرد.»

او در بخش دیگری از مقدمۀ کتاب، بر تأثیر کارکرد پدیده های اجتماعی در انتقال ایده تأکید می کند و بسیج را«پدیده ای اثرگذار برآمده از انقلاب اسلامی» معرفی می کند که«برای شناخت تأثیرات آیندۀ آن باید با مراجعه به اهداف و عملکرد گذشتۀ آن قضاوت کرد.»

نخستین مقاله با عنوان اصلی بسیج رسانه است و عنوان فرعی قدرت نرم، موضوعی مهم در پدافند غیرعامل در ابتدا و با اشاره به اهداف شکل گیری بسیج مستند به اساسنامۀ واحد بسیج مستضعفین، سعی آن دارد تا همه گیر و فراگیری این نهاد را خاطرنشان سازد و سپس به بررسی گذشتۀ این نهاد طی 5 دورۀ تاریخی پس از پیروزی انقلاب می پردازد و به تفصیل، کارویژه های این نهاد را در هر دوره شرح می دهد. پس از این این بررسی تاریخی، نگارنده به ارائۀ مبانی علمی مقاله پرداخته و از تعریف رسانه شروع می کند. سپس رسانه ها را در سه گروه سنتی، مدرن و الکترونیکی یا تله ماتیک جای داده و ویژگی های هرکدام را بر می شمارد. در ادامه به اجتماع و تأثیر متقابل رسانه و اجتماع می پردازد و با مطرح کردن بحث دگرگونی اجتماعی و رسانه، نظریه های گوناگون مطرح شده در این حوزه را یادآور می شود. در این صفحات شاهد بررسی دیدگاه های گوناگون-از کارکردگرای ساختی گرفته تا دیدگاه های مارکسیستی و جامعۀ توده وار-هستیم که هریک به تفصیل و البته با ادبیاتی ساده سازی شده کنار هم قرار گرفته اند. در ادامۀ مقاله، به مقولۀ تغییرات اجتماعی و عوامل اصلی مؤثر در آن پرداخته شده است. پس از این پیش زمینه های متکی بر نظریات نظریه پردازان که عمدتا از منابع غنی و قابل اتکاء به عاریت گرفته شده، نگارنده به عنوان اصلی مقاله می پردازد و با یادآوری تعریف رسانه، ادعا می کند که بسیج با توجه به اهداف و ویژگی هایش، خود نقس یک رسانه را بر عهده دارد. در ادامه و با اشاره به جملۀ مشهور «مارشال مک لوهان» که می گفت: «رسانه همان پیام است» موضوع کتابه به پیام، برآمدگاه و چگونگی انتقال آن می پردازد و با ارائۀ یک مدل شماتیک در صفحۀ 28، سطوح مختلف برآمدن پیام را بر می شمارد. در نهایت با اشاره به دگرگونی خبر در چرخۀ انتقال به مؤلفه های دیگر رسانه بودن بسیج می پردازد و با برشمردن سازوکارهای فعالیت رسانه ای بسیج در حوزۀ درون و برون سازمانی، ادعا می کند بسیج، رسانه ای برتر است و در این راستا از جدولی کمک می گیرد که در صفحۀ 34 کتاب آمده است.

در واقع شیوۀ به کارگیری مفاهیم و اصول مورد تأکید علم ارتباطات توسط کتاب از نقاط قوت آن به شمار می رود. چنین به نظر می رسد که نگارنده با پایه ریزی بحث توسط مبانی کمتر مشکک، تلاش داشته تا نتیجه گیری اش را هرچه بیشتر قابل پذیرش و قبل درک کند. اما هرچه به پایان مقاله نزدیک می شویم و به سوی نتیجه گیری قدم برمی داریم، گویا از قدرت منطقی اثر کاسته می شود و چنین به نظر می رسد که کتاب مفاهیمی را که انگار از قبل برای خواننده بدیهی و قابل قبول بوده، با مفاهیم علمی و نظریه های ارتباطاتی تطبیق داده است، غافل از این که در یک چنین بستر علمی که کتاب سعی داشته تا در آن مفاهیم اش را بیان کند، چیزی از قبل پذیرفته نیست و باید تلاش بیشتری برای اثبات برخی پیش فرض ها صورت می گرفته است. به بیان ساده تر، نویسنده از یکسو به ارائۀ دیدگاه های علمی پرداخته و از سوی دیگر برخی مفاهیم را به صورت پیش فرض مورد قبول مطرح کرده و در فراز پایانی، این دو سویه را گره زده است؛ غافل از این که هر دو سویه به یک مقدار سابقه ای علمی و اثبات شده ندارند و اساسا گره زدن آنها فاقد وجاهت علمی است. البته اگر این مقاله به عنوان یک کالای فرهنگی درون سازمانی عرضه می شد، شاید می شد با اندکی تسامح از چنین ایرادی چشم پوشید، چون در آن صورت پیش فرض های مطرح شده برای اعضای تشکل مورد بحث، اموری بدیهی محسوب می شدند، اما وقتی مفاهیم در قالب کتاب و برای عرضۀ عمومی در نظر گرفته شده است، انتظار رویکرد علمی بیشتر می رفت.

در بخش دوم کتاب به مقاله ای با عنوان توزیع در نظام اطلاع رسانی و رسانۀ بسیج برمی خوریم. این نوشتار با سؤالاتی کوتاه راجع به پیام، مخاطب و توزیع پیام میان مخاطبان گوناگون آغاز می شود. سپس به تعریف پیام می پردازد و سازه های گوناگون پیام شامل رمزها یا کدها، محتوا و نحوۀ ارائۀ پیام را شرح می دهد. پس از ارائۀ تعریف پیام نگارنده با تفصیل تحت عنوان«بسیج پیام است!» به این نکته می پردازد که «پیام بودن بسیج از راه های مختلف قابل درک است» . سپس به ارائۀ ادله هایی در اثبات این موضوع می پردازد. در ادامۀ مقاله به تعریف رسانه می پردازد و رسانه ها را بر دو قسم سنتی و مدرن برمی شمارد و ویژگی های هرکدام را ذکر می کند. سپس از تعریف رسانه به تعریف مخاطب می رسد و گروه مختلف مخاطبان را بررسی می کند. پس از این تعاریف، نگارنده به توزیع و نظام های آن می رسد و از آنجا گونه شناسی شکل گیری مخاطبان را تحلیل می کند و این گونه شناسی را در چهار گروه عرضه می کند.

در نهایت با اشاره به مخاطبان پیام های بسیج اظهار می کند توزیع مناسب می تواند ارتباط چند سویه را ممکن سازد و در ادامه این مهم را یکی از لوازم اساسی مقابله با ناتو فرهنگی برمی شمارد.

نقد کتاب:

در این مقاله نیز در ابتدا نگارنده با چیدمانی از نظریه های گوناگون و ارائۀ تعاریف علمی، زمینه را برای نتیجه گیری آماده می کند، اما در بخش دوم، باز هم درگیر ارائۀ پیش فرض هایی شده که بیش از وجاهت علمی مبتنی بر اصول اعتقادی گروهی خاص است و از این روی روند نتیجه گیری علمی در مقاله مخدوش می شود.

هرچند یکی از نقاط قوت کتاب، ارائۀ مبانی نظری مرتبط با بحث می باشد و هرچند در طول مقاله تلاش شده تا برخی اصول علمی با برخی اصول اعتقادی پیوند خورد، اما در این میان، ارائۀ اصول علمی غیرمرتبط به چشم نمی خورد و تا حد امکان سعی شده تا از تعاریف و نظریه هایی بهره برده شودتا بیشترین ارتباط را با بطن مباحث مورد نظر داشته باشد.

از منظر نقد صوری می توان ادعا کرد که چیدمان مطالب و صفحه آرایی به شکلی معمولی و مرسوم صورت گرفته و قرار دادن جدول و مدل های شماتیک، سبب فهم بهتر موضوع توسط مخاطب می شود. اما اندکی سهل انگاری در رعایت رسم الخط فارسی و رعایت فاصلۀ علائم سجاوندی و کلمات، جزء برخی ضعف های ظاهری کتاب به شمار می آیند. بارزترین نمونه را می توان فاصلۀ میان ویرگول و حرف ماقبل آن ذکر کرد، درحالی که در شکل صحیح باید فاصله پس از ویرگول و قبل از حرف مابعد آن لحاظ شود. اما از نکات مثبت این اثر در حوزۀ نقد صوری، می توان به دقت ویراستاری اشاره کرد، به طوری که تقریبا هیچ اشتباه املائی مشاهده نشد.

در مجموع به نظر می رسد بهتر بود تا پیش از ارائۀ مقاله ها در قالب یک مجلد و برای عموم مخاطبان، اندکی بازنگری در ارتباط میان مباحث و نتیجه گیری ها صورت می گرفت، هرچند برای ارائه به عنوان یک تولید فرهنگی درون سازمانی می توان از این ضعف ها چشم پوشی کرد.

کلمات کلیدی
معرفی کتاب  |  بسیج رسانه است  | 
لینک کوتاه :