معرفی کتاب

لعن‎های نامقدس

روایات متعدد دیگری اساساً در باب معاشرت با اهل سنت در کتب روایی ما وجود دارد. این روایات، معاشرت نیکو با آنان، عیادت از مرضای آنان، حضور در تشییع جنازه‎های آنان و مانند آن را به شیعیان توصیه می‎کند و از شیعیان می‎خواهد که زینت اهل‎بیت باشند. کافی است شیعیان خود را در منظومه عالم اسلام ببینند و رسالت بسط و توسعه محبت اهل‎بیت در میان مسلمانان را بر خویش فرض بدانند. به این البته می‎توان محورهای دیگری چون ضرورت وحدت در مقابل دشمنان اسلام و نیز ضرورت حفظ خون شیعیان را نیز افزود.

نویسنده : مسائلی، مهدی تعداد صفحه : 168 ناشر : نشر آرما تعداد بازدید : 189     تاریخ درج : 1396/09/05    

وقتی مسئله نه صرفاً از عینک تعصبات مذهبی که با نگاهی کلان‎تر و در جایگاه معرفی صحیح تشیع مورد توجه قرار گیرد، همه چیز به کلی عوض خواهد شد. کافی است شیعیان خود را در منظومه عالم اسلام ببینند و رسالت بسط و توسعه محبت اهل‎بیت در میان مسلمانان را بر خویش فرض بدانند. به این البته می‎توان محورهای دیگری چون ضرورت وحدت در مقابل دشمنان اسلام و نیز ضرورت حفظ خون شیعیان را نیز افزود. به نظر می‎رسد با همین نگاه است که می‎توان ملاحظات موجود نه فقط در نسبت اهل‎بیت با مقوله‎ی تبری که در نسبت آنان با افشای بسیاری از کمالات و ویژگی‎های‎شان که در آن عصر، سِرّ قلمداد می‎شود را فهم کرد. ملاحظاتی که بی‎پروایی‎های همان زمان را نیز نفی و نهی می‎کند.

حجت الاسلام مهدی مسائلی از جمله چهره‎هایی است که کوشیده در آثار متعدد خود به مقوله لعن و جایگاه آن در فرهنگ تشیع بپردازد و ضمن نفی حرکت‎های منافی وحدت، شبهاتی که در این فضا مطرح می‎شود را نیز پاسخ گوید.

امامان اهل سنت؛ شاگردان اهل‎بیت

نویسنده در کتاب "لعن‎های نامقدس" اشاره دارد به مشی ائمه در مقابل اهل سنت و امامان آنان. او تصریح می‎کند که اگر مشی امامان مبتنی بر مدارا و تبلیغ ایجابی مکتب تشیع نبود، هیچ‎گاه این سطح از حضور شاگردان سنّی‎مذهب پای درس آنان میسر نمی‎شد. مسائلی می‎نویسد:«اهل سنت و عالمان آنها همواره با اهل‎بیت(ع) مراوده داشته و با آنها همنشین بوده‎اند؛ همچنان که بسیاری از شاگردان و راویان احادیث ائمه(ع) از اهل سنت به شمار می‎آیند. با این سخن مشخص است اگر اهل بیت(ع) همچون بعضی از افراد جاهل و لجوج که در آن زمان نیز کم نبودند، به خلفای اهل سنت توهین و لعن می‎کردند، نه تنها نباید هیچ‎یک از اهل سنت در محضر ائمه(ع) حضور می‎یافتند، بلکه باید آنها نیز در مقابل به مذمّت و قَدحِ آن بزرگواران می‎پرداختند.»

تعریف و تجلیل امامان اهل سنت از اهل‎بیت(ع)

نویسنده به نمونه‎های متعددی از تجلیل‎های امامان و علمای بزرگ اهل سنت نسبت به اهل‎بیت(ع) اشاره دارد. او می‎نویسد:«ابوحنیفه که دو سال در مجلس تدریس امام صادق(ع) حضور یافته است، راجع به آن دو سال می‎گوید:"لولا السِّنتان لَهَلَکَ النُعمان. اگر آن دو سال نبود، نعمان {ابوحنیفه} هلاک می‎شد.»

نویسنده در نمونه‎ای دیگر تصریح دارد:«مالک بن انس درباره امام صادق(ع) می‎گوید: ما رأت عَینً و لاسَمِعَت أُذُنً و لاخَطَرَ علی قلب بَشَرٍ افضل من جعفر بن محمد الصادق فضلا و علماً و عبادةً و وَرَعاً. هیچ چشمی ندیده است و هیچ گوشی نشنیده است و بر دل هیچ بشری خطور نکرده است کسی که از جهت فضل و علم و عبادت و ورع برتر از جعفر الصادق بوده باشد.»

"لعنهای نامقدس" نمونه‎های متعدد دیگری از این تجلیل‎ها را ذکر می‎کند که البته در یک جستجوی ساده‎ی اینترنتی می‎توان به موارد متعدد دیگری از این توصیف‎ها دست یافت. همین مشی و روش در آن برهه است که حتی امامان اهل سنت را ارادتمندان اهل‎بیت می‎کند و کار به جایی می‎رسد که امروز نیز عمده‎ی اهل سنت جزو دوستداران و محبان اهل‎بیت به شمار می‎آیند. اجلاس اخیر با عنوان محبان اهل‎بیت دلالتی بر همین وضعیت است و اینکه جایگاه اهل‎بیت حتی در میان اهل سنت به گونه‎ای است که می‎تواند همین محبت محور وحدت قرار گیرد. یقیناً اگر مشی اهل‎بیت در هم‎نشینیِ احترام‎آمیز و تکریم‎ گونه با اهل سنت نبود، چنین شرایطی نیز هیچ‎گاه رقم نمی‎خورد.

نقش ‎آفرینی غلات در مقابل اهل‎بیت(ع)

نویسنده به جریان غلات در تاریخ اشاره می‎کند که عالمانه درصدد مواجهه با اهل‎بیت(ع) بوده‎اند و مورد لعن ایشان نیز قرار گرفته‎اند. البته در طول تاریخ جریانات مختلفی متهم به غلو شده‎اند که باید حساب آنان را از غالیان جدا کرد. نویسنده البته به جریانات متهم به غلو اشاره‎ای ندارد و مسئله را حول کسانی طرح می‎کند که غلوّشان مسلم است، یعنی کسانی چون ابوالخطاب که صریحاً مورد لعن امام صادق(ع) قرار گرفته‎اند. امام صادق(ع) در روایتی می‎فرمایند:«لعن الله ابالخطاب، و قتله بالحدید. خداوند ابوالخطاب را لعنت کند و او را با آهن بکشد.»

نویسنده معتقد است یکی از نقش ‎آفرینی‎های غلات در آن مقطع جعل روایتی در مذمت خلفا بوده. او به روایتی از امام‎رضا(ع) در این خصوص اشاره دارد که حضرت می‎فرمایند:«مخالفان ما سه نوع خبر در فضایل ما جعل کرده‎اند: 1.غلو 2.کوتاهی در حق ما 3.تصریح به بدی‎های دشمنان ما و دشنام به آنان. وقتی مردم اخبار غلوّ آن دسته را می‎شنوند، ما را تکفیر می‎کنند و می‎گویند:"شیعه به ربوبیت ائمه‎ی خود قائل است." وقتی کوتاهی در حق ما را می‎شوند، به آن معتقد می‎شوند و وقتی بدی‎های دشمنان ما و دشنام به آنان را می‎شنوند، ما را دشنام می‎دهند و حال آنکه خداوند می‎فرماید:"و لاتَسُبُّوا الذین یدعون مِن دونِ الله فیسُبُّوا اللهَ بغیرِ علمٍ" یعنی:"به معبود آنان که جز خدا را می‎خوانند، دشنام مدهید تا مبادا آنها از روی دشمنی به نادانی خدا را دشنام گویند."»

نویسنده از نگاه مبتنی بر وحدت و جذب در اینجا فراتر می‎رود و معتقد است روایاتی که در خصوص لعن خلفا در مجامع روایی ذکر شده از همین ناحیه ضعیف و غیرقابل استناد هستند. این ادعا البته ادعایی است که نویسنده به تفصیل دلایل خود را برای آن ذکر نمی‎کند. لازمه‎ی اثبات این ادعا این است که روایات مختلفی که در این زمینه وجود دارد بررسی سندی شود و علت ضعف آن یک به یک شرح داده شود. البته این تفصیل به نظر می‎رسد هم در سطح کتاب که در آن بنا بر اجمال و اختصار گذاشته شده نیست و هم به جهت حساسیت ‎های احتمالی دشواری‎های خاص خود را داراست. به هر حال در این فراز نگاه نگارنده می‎تواند جداگانه مورد بررسی و ارزیابی علمی قرار گیرد.

مشی اهل‎بیت در کلی‎گویی و مسئله‎ی افشای سرّ

نویسنده در خصوص لعن‎های زیارت عاشورا می‎نویسد:«آن دسته از لعن‎های این زیارت که شبهه‎ی توهین به مقدسات اهل سنت درباره‎ی آنها وجود دارد، با اشاره و غیر صریح بیان شده‎اند؛ به گونه ‎ای که علمای شیعه می‎ توانند از آنها دفاع کنند و از اتهام بگریزند.» او البته بحثی نیز در خصوص سند زیارت عاشورا دارد که آن نیز در جای خود می‎تواند مورد بحث واقع شود. مهدی مسائلی در عین حال معتقد است اگر بنا بر لعن باشد نیز اهل‎بیت در این مسیر مشی و روشی خاص داشته‎اند و این مشی و روش نسبتی با فحاشی و توهین و اقدامات حساسیت‎برانگیز نداشته و ندارد.

چنانکه گفته شد اهل‎بیت حتی در بیان کمالات و مقامات خود نیز گاه مراعات می‎کردند و به شیعیان دستور می‎دادند آنچه را که در سطح فهم دیگران نیست برای غیر واگویه نکنند. نویسنده اشاره دارد به روایتی از امام صادق(ع) که حضرت می‎فرمایند:«گروهی مرا امام خود می‎پندارند. به خدا قسم من پیشوای آنان نیستم. خدا آنان را لعنت کند که هر چه من پرده ‎پوشی می‎کنم، آنان پرده‎ اش را می‎درند {و آشکارش می‎کنند.} من چنین و چنان می‎گویم. آنان می‎گویند:"حتما مرادش فلان و بَهمان بوده است!" من فقط امام کسی هستم که از من فرمان‎برداری کند.»

او به روایات مشهور در باب تقیه اشاره دارد و معتقد است تقیه نه تنها مخصوص زمانی خاص نیست بلکه با توجه به توسعه امکاناتی نظیر فیلم‎برداری که انتشار هر سخنِ گفته شده در مجالس خصوصی را نیز میسر می‎کند، امروز موضوعیت دوچندان دارد. نویسنده این روایت معروف را در این باب متذکر می‎شود:«إن التقیة من دینی و دین آبائی، و لا دینَ لِمَن لاتقیَّةَ له. همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسی که تقیه ندارد، دین ندارد.» او در خصوص عصر ظهور نیز بدین روایت اشاره دارد از امام صادق(ع) که:«کلما تقارب هذا الامر، کان أشدَّ للتقیه. هر چه این امر{ظهور مهدی موعود(عج)} نزدیک‎تر شود، تقیه شدیدتر می‎شود.»

مسئله خون شیعیان

نویسنده به روایات مختلفی اشاره دارد که اهل‎بیت در آن کسانی که با افشای اسرار اهل‎بیت، هزینه‎ی جانی برای شیعیان ایجاد می‎کنند را نهی و نفی می‎کنند. در روایتی دارد:«قسم به خدایی که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، دشنام‎گویی که آبروی ما را می‎برد و گردنکشی که به جنگ و دشمنی ما آمده است، پُر زحمت‎تر و شدیدتر از کسی نیست که گفتارمان را نزد کسانی پخش می‎کند که تحملش را ندارد.»

یا در روایتی دیگر از امام صادق(ع) دارد: «ای پسر نعمان! فاش کننده‎ی سرّ{ما} مثل کشنده ما با شمشیر خودش نیست؛ بلکه بار گناه او سنگین‎تر است؛ بلکه گناه او سنگین‎تر است؛ بلکه گناه او سنگین‎تر است. ای پسر نعمان! هر کس حدیثی ضد ما نقل کند، از شمار کسانی باشد که ما را به عمد کشته است، نه خطا.»

شبهه حرام زاده بودن اهل تسنن

نویسنده در کتاب به شبهات مختلفی اشاره دارد که دست‎مایه‎ی حمله به اهل تسنن قرار می‎گیرند. از جمله این شبهات این است که می‎گویند چون اهل تسنن طواف نساء را در حج قبول ندارند و آن را به جا نمی‎آورند، پس زنانشان بر آنها حرام است و فرزندان آنان نیز ولدالزنا به شمار می‎آید! نویسنده به شدت در مواجهه با این اتهام برمی‎آشوبد و اشارات صریحی به فتاوای علمای شیعه و نیز قاعده‎ی معروف "الزام" دارد. بر مبنای این قاعده که در قواعد فقهیه در دروس حوزوی بحث می‎شود، اهل هر شریعت و دینی بر مبنای دین خودشان اخذ می‎شوند. بر این مبنا نه تنها نکاح و مسائل مربوط به آن در اهل سنت که حتی در سایر ادیان نیز باید مطابق دین و شریعت خودشان معیار قرار گیرد و کسی حق اطلاق حرامزاده بودن به پیروان دیگر ادیان و شرایع را ندارد. در این خصوص هم روایات صریح وجود دارد هم فتوا که نویسنده بدان اشاره دارد.

در نمونه‎ای عبدالله بن سنان نقل می‎کند که شخصی در حضور امام صادق(ع) به مردی زردشتی نسبت زنا داد. امام فرمود:"مَه". (ساکت شو!) او گفت:"ینکح أمَّه أو اُختَه."(او با مادر یا خواهرش ازدواج می‎کند.) امام فرمود:"ذلک عندهم نکاح فی دینهم"(این گونه ازدواج‎ها در دین آنها جایز است.)

نویسنده در همین خصوص به طواف وداع در اهل تسنن به عنوان جایگزینی برای طواف نساء نیز اشاره دارد. به این نکته نیز اشاره می‎کند که بنابر فتاوای مراجع شیعه، اهل سنت حتی بعد از شیعه شدن نیز نیازی به اعاده حج ندارند و حجشان مقبول تلقی می‎شود.

جمع‎بندی

کتاب لعن‎های نامقدس در 168 صفحه توسط نشر آرما چاپ شده است. نویسنده در این کتاب به نمونه‎های متعددی از نهی اهل‎بیت نسبت به فحش و دشنام‎گویی به دیگران اشاره دارد و معتقد است شیعه اهل استدلال و مداراست. حجت الاسلام مسائلی، اهل‎بیت عصمت و طهارات و پیامبر اکرم را نمونه‎ی بارز این مدارا و مشی معرفی می‎کند و معتقد است همین مدارا موجب توسعه شاگردان و نیز توسعه محبت آنان در میان عموم مسلمین شده.

او معتقد است روایاتی که در باب لعن وجود دارد بر فرض قبول سندی اشاره به نام اشخاص ندارند و آنان را باید در مشی کلی اهل‎بیت فهمید. کتاب، محورها و نکات متعددی دارد که تنها به نمونه‎هایی از آن در این نوشتار اشاره شد. نویسنده تلاش می‎کند شبهات مختلفی که در این باب وجود دارد را پاسخ گوید و مثلا روایتی که بهتان به اهل بدعت مبتنی بر آن تئوریزه می‎شود را مورد بررسی قرار دهد.

مهدی مسائلی آثار دیگری نیز با عنوان "قمهزنی؛ سنت یا بدعت"، "نهم ربیع، جهالتها، خسارتها"، "پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت"، "عزاداری، شعار حیات عاشورایی"، "لطیفههای اسلامی" و "فرهنگ اصطلاحات طلاب" دارد که میتواند مورد توجه قرار گیرد.

بر مبنای این کتاب اولاً: روایاتی که لعن خلفا را به نام توصیه میکنند، ضعیف هستند. ثانیاً: بر فرض پذیرش این روایات، توسعه‎ی آن به فحاشی یا لعنِ علنی برخلاف مشی و رویه‎ی مسلم اهل‎بیت(ع) است. کتاب می‎کوشد تا بین فحاشی و لعن تفکیک کند و نسبت میان این دو را عموم و خصوص من وجه توصیف نماید. به نظر می‎رسد بالفرض اگر کسی هم در محور نخستِ این کتاب خدشه کند، یقیناً نمی‎تواند محور دوم را انکار نماید.

روایات متعدد دیگری اساساً در باب معاشرت با اهل سنت در کتب روایی ما وجود دارد که در این کتاب مورد بحث قرار نگرفته. این روایات، معاشرت نیکو با آنان، عیادت از مرضای آنان، حضور در تشییع جنازههای آنان و مانند آن را به شیعیان توصیه میکند و از شیعیان میخواهد که زینت اهلبیت باشند.

کلمات کلیدی
روایات  |  شیعیان  |  اهل سنت  |  معاشرت/ ادب/ مرافقت/ مراودت/مجالست/مراودت/مصاحبت  |  لعن  | 
لینک کوتاه :