گوهر ناب  /  داستان ها و حکایات  /  داستان های زندگی علما

رابطه اولیا با عالم غیب

روزی به همراه استادم شیخ بهایی به زیارت قبر بابا رکن الدین در مقبره تخت فولاد اصفهان رفته بودیم که ناگاه شیخ صدایی از قبر بابا می شنود، شیخ رو به من کرد و گفت: این صدا را شنیدید؟ گفتیم: نه، شیخ شروع به گریه و ناله کرد، پس از این که اصرار فراوانی کردیم که چه صدایی شنیدید؟ فرمود: به من هشدار داد که مرگم نزدیک است و باید آماده سفر آخرت باشم و این جریان شش ماه پیش از وفات آن بزرگوار اتفاق افتاد.

منبع : عرفان اسلامی، ج 10، ص 122 تعداد بازدید : 981     تاریخ درج : 1396/10/06    

مجلسی اوّل مولا محمّد تقی می گوید:

روزی به همراه استادم شیخ بهایی به زیارت قبر بابا رکن الدین در مقبره تخت فولاد اصفهان رفته بودیم که ناگاه شیخ صدایی از قبر بابا می شنود، شیخ رو به من کرد و گفت:

این صدا را شنیدید؟ گفتیم: نه، شیخ شروع به گریه و ناله کرد، پس از این که اصرار فراوانی کردیم که چه صدایی شنیدید؟ فرمود: به من هشدار داد که مرگم نزدیک است و باید آماده سفر آخرت باشم و این جریان شش ماه پیش از وفات آن بزرگوار اتفاق افتاد.

محدّث نوری می گوید:

از بعضی از افراد با اطلّاع شنیدم که گفت: آنچه شیخ شنیده بود این جمله بوده است:

شیخنا! در فکر خود باش.

کلمات کلیدی
شیخ بهایی  |  آمادگی برای مرگ  |  مرگ آسان  | 
لینک کوتاه :