حدیث

ضو بن علي از مردي از اهل فارس كه نامش را برده نقل، ميكند كه; بسامرا

منبع : الکافي (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 329 موضوع : اشاره قائل : امام حسن عسکری (علیه السلام) تعداد بازدید : 281     تاریخ درج : 1393/11/26    

أَتَيْتُ سَامَرَّاءَ وَ لَزِمْتُ بَابَ أَبِي مُحَمَّدٍ ع فَدَعَانِي فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمْتُ فَقَالَ مَا اَلَّذِي أَقْدَمَكَ قَالَ قُلْتُ رَغْبَةٌ فِي خِدْمَتِكَ قَالَ فَقَالَ لِي فَالْزَمِ اَلْبَابَ قَالَ فَكُنْتُ فِي اَلدَّارِ مَعَ اَلْخَدَمِ ثُمَّ صِرْتُ أَشْتَرِي لَهُمُ اَلْحَوَائِجَ مِنَ اَلسُّوقِ وَ كُنْتُ أَدْخُلُ عَلَيْهِمْ مِنْ غَيْرِ إِذْنٍ إِذَا كَانَ فِي اَلدَّارِ رِجَالٌ قَالَ فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ يَوْماً وَ هُوَ فِي دَارِ اَلرِّجَالِ فَسَمِعْتُ حَرَكَةً فِي اَلْبَيْتِ فَنَادَانِي مَكَانَكَ لاَ تَبْرَحْ فَلَمْ أَجْسُرْ أَنْ أَدْخُلَ وَ لاَ أَخْرُجَ فَخَرَجَتْ عَلَيَّ جَارِيَةٌ مَعَهَا شَيْ ءٌ مُغَطًّى ثُمَّ نَادَانِيَ اُدْخُلْ فَدَخَلْتُ وَ نَادَى اَلْجَارِيَةَ فَرَجَعَتْ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهَا اِكْشِفِي عَمَّا مَعَكِ فَكَشَفَتْ عَنْ غُلاَمٍ أَبْيَضَ حَسَنِ اَلْوَجْهِ وَ كَشَفَ عَنْ بَطْنِهِ فَإِذَا شَعْرٌ نَابِتٌ مِنْ لَبَّتِهِ إِلَى سُرَّتِهِ أَخْضَرُ لَيْسَ بِأَسْوَدَ فَقَالَ هَذَا صَاحِبُكُمْ ثُمَّ أَمَرَهَا فَحَمَلَتْهُ فَمَا رَأَيْتُهُ بَعْدَ ذَلِكَ حَتَّى مَضَى أَبُو مُحَمَّدٍ ع .

ضو بن علي از مردي از اهل فارس كه نامش را برده نقل، ميكند كه: بسامرا آمدم و بدر خانه امام حسن عسگري عليه السلام چسبيدم، حضرت مرا طلبيد، من وارد شدم و سلام كردم فرمود: براي چه آمده يي عرضكردم: براي اشتياقي كه بخدمت شما داشتم، فرمود: پس دربان ما باش، من همراه خادمان در خانه حضرت بودم، گاهي ميرفتم، هر چه احتياج داشتند از بازار ميخريدم و زماني كه در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد ميگشتم. روزي(بدون اجازه)بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود، ناگاه در اتاق حركت و صدايي شنيدم، سپس بمن فرياد زد: به ايست، حركت مكن: من جرات در آمدن و بيرون رفتن نداشتم، سپس كنيزكي كه چيز سرپوشيديي همراه داشت، از نزد من گذشت: آنگاه مرا صدا زد كه درآي، من وارد شدم و كنيز را هم صدا زد، كنيز نزد حضرت بازگشت، حضرت بكنيز فرمود: از آنچه همراه داري، روپوش بردار، كنيز از روي كودكي سفيد و نيكو روي پرده برداشت، و خود حضرت روي شكم كودك را بازكرد، ديدم موي سبزي كه بسياهي آميخته نبود از زير گلو تا نافش روييده است، پس فرمود: اين است صاحب شما و بكنيز امر فرمود كه او را ببرد، سپس من آن كودك را نديدم، تا امام حسن عليه السلام وفات كرد.
کلمات کلیدی
کودک  |  کنیز  |  اشاره  |  امام حسن عسکری (علیه السلام)  | 
لینک کوتاه :