حدیث

سفيان ثوري بمردي قرشي از اهل مكه گفت; ما را نزد جعفر بن محمد(امام

منبع : الکافي (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 403 موضوع : نصیحت امام مسلمین قائل : امام صادق (علیه السلام) تعداد بازدید : 437     تاریخ درج : 1393/11/26    

قَالَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ اِذْهَبْ بِنَا إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ إِلَيْهِ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ رَكِبَ دَابَّتَهُ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ حَدِّثْنَا بِحَدِيثِ خُطْبَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ قَالَ دَعْنِي حَتَّى أَذْهَبَ فِي حَاجَتِي فَإِنِّي قَدْ رَكِبْتُ فَإِذَا جِئْتُ حَدَّثْتُكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَمَّا حَدَّثْتَنِي قَالَ فَنَزَلَ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ مُرْ لِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ حَتَّى أُثْبِتَهُ فَدَعَا بِهِ ثُمَّ قَالَ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ خُطْبَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ نَضَّرَ اَللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِي فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ تَبْلُغْهُ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ لِيُبَلِّغِ اَلشَّاهِدُ اَلْغَائِبَ فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ لَيْسَ بِفَقِيهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ ثَلاَثٌ لاَ يُغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ اِمْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلاَصُ اَلْعَمَلِ لِلَّهِ وَ اَلنَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ اَلْمُسْلِمِينَ وَ اَللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ فَإِنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِيطَةٌ مِنْ وَرَائِهِمْ اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ تَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ وَ هُمْ يَدٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُمْ يَسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ فَكَتَبَهُ سُفْيَانُ ثُمَّ عَرَضَهُ عَلَيْهِ وَ رَكِبَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ جِئْتُ أَنَا وَ سُفْيَانُ فَلَمَّا كُنَّا فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ قَالَ لِي كَمَا أَنْتَ حَتَّى أَنْظُرَ فِي هَذَا اَلْحَدِيثِ فَقُلْتُ لَهُ قَدْ وَ اَللَّهِ أَلْزَمَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ رَقَبَتَكَ شَيْئاً لاَ يَذْهَبُ مِنْ رَقَبَتِكَ أَبَداً فَقَالَ وَ أَيُّ شَيْ ءٍ ذَلِكَ فَقُلْتُ لَهُ ثَلاَثٌ لاَ يُغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ اِمْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلاَصُ اَلْعَمَلِ لِلَّهِ قَدْ عَرَفْنَاهُ وَ اَلنَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ اَلْمُسْلِمِينَ مَنْ هَؤُلاَءِ اَلْأَئِمَّةُ اَلَّذِينَ يَجِبُ عَلَيْنَا نَصِيحَتُهُمْ مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِي سُفْيَانَ وَ يَزِيدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ وَ مَرْوَانُ بْنُ اَلْحَكَمِ وَ كُلُّ مَنْ لاَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُ عِنْدَنَا وَ لاَ تَجُوزُ اَلصَّلاَةُ خَلْفَهُمْ وَ قَوْلُهُ وَ اَللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ فَأَيُّ اَلْجَمَاعَةِ مُرْجِئٌ يَقُولُ مَنْ لَمْ يُصَلِّ وَ لَمْ يَصُمْ وَ لَمْ يَغْتَسِلْ مِنْ جَنَابَةٍ وَ هَدَمَ اَلْكَعْبَةَ وَ نَكَحَ أُمَّهُ فَهُوَ عَلَى إِيمَانِ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ أَوْ قَدَرِيٌّ يَقُولُ لاَ يَكُونُ مَا شَاءَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَكُونُ مَا شَاءَ إِبْلِيسُ أَوْ حَرُورِيٌّ يَتَبَرَّأُ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ شَهِدَ عَلَيْهِ بِالْكُفْرِ أَوْ جَهْمِيٌّ يَقُولُ إِنَّمَا هِيَ مَعْرِفَةُ اَللَّهِ وَحْدَهُ لَيْسَ اَلْإِيمَانُ شَيْ ءٌ غَيْرُهَا قَالَ وَيْحَكَ وَ أَيَّ شَيْ ءٍ يَقُولُونَ فَقُلْتُ يَقُولُونَ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع وَ اَللَّهِ اَلْإِمَامُ اَلَّذِي يَجِبُ عَلَيْنَا نَصِيحَتُهُ وَ لُزُومُ جَمَاعَتِهِمْ أَهْلُ بَيْتِهِ قَالَ فَأَخَذَ اَلْكِتَابَ فَخَرَقَهُ ثُمَّ قَالَ لاَ تُخْبِرْ بِهَا أَحَداً .

سفيان ثوري بمردي قرشي از اهل مكه گفت: ما را نزد جعفر بن محمد(امام صادق عليه السلام) ببر -آن مرد گويد: او را خدمتش بردم هنگامي كه آن حضرت بر مركب خويش سوار شده بود. سفيان باو عرضكرد: اي ابا عبد الله حديث سخنراني پيغمبر صلي الله عليه و آله را در مسجد خيف براي ما باز گو، فرمود: اكنون كه سوار شده ام، بگذار دنبال كارم بروم، وقتي آمدم برايت ميگويم، عرضكرد: تقاضا ميكنم بحق قرابتي كه با پيغمبر صلي الله عليه و آله داري، برايم بازگو، حضرت پياده شد، سفيان عرضكرد: امر بفرماييد برايم دوات و كاغذي بياورند كيست كه براي من دوات و كاغذي بياورد؟ تا آن را بنويسم، حضرت دوات و كاغذ خواست و سپس فرمود بنويس. / بسم الله الرحمن الرحيم / -«خدا خرم و شادان كند(بلند قدر و نيكو مرتبه سازد)بنده يي را كه سخنم بشنود و در گوش گيرد و بكساني كه نشنيده اند برساند، اي مردم حاضرين بغايبين برسانند، زيرا بسا حامل علمي كه دانشمند نباشد و بسا رساننده علمي كه بداناتر از خود رساند. سه چيز است كه دل هيچ فرد مسلماني با آن خيانت نكند: خالص نمودن عمل براي خدا و خيرخواهي پيشوايان مسلمين و همراه بودن با جماعت ايشان، زيرا دعوت مسلمين افراد دنبال سرشان را فرا گيرد. مومنين همه برادرند، خونشان برابر است و يك دستند بر سر ديگران پست ترين آنها بقرار دادشان ميكوشد». سفيان اين حديث را نوشت و بر امام عرضه كرد، سپس حضرت سوار شد و من و سفيان آمديم. در بين راه سفيان بمن گفت: باش تا در اين حديث نظري كنم، باو گفتم: بخدا كه امام صادق چيزي را بگردنت گذاشت كه هرگز از عهده آن برنيايي گفت: آن چيست؟ گفتم: اينكه فرمود: سه چيز است كه دل هيچ مرد مسلماني با آن خيانت نكند: خالص نمودن عمل براي خدا، اين مطلب را مي دانيم (ولي سپس فرمود)خير خواهي پيشوايان مسلمين، آيا اين پيشوايان كه خيرخواهي آنها بر ما واجبست كيانند؟ آيا مقصود معاويه بن ابي سفيان و يزيد بن معاويه و مروان بن حكم و كساني كه شهادتشان نزد ما پذيرفته نيست و نماز خواندن پشت سرشان جايز نيست ميباشند؟ سپس كه فرمود و همراه بودن با جماعت مسلمين آيا كدام جماعت از مسلمين است؟ -آيا مقصود مرجيي است كه ميگويد: كسي كه نماز نخواند و روزه نگيرد و غسل جنابت نكند و كعبه را خراب كند و با مادرش نزديكي كند، ايمان جبرييل و ميكاييل را دارد؟ يا قدري است كه عقيده دارد آنچه خداي عز و جل خواهد واقع نشود و آنچه شيطان بخواهد واقع شود، يا حروري است كه از علي بن ابي طالب عليه السلام بيزاري جويد و بر آن حضرت گواهي بكفر دهد؟ آيا جهمي است كه عقيده دارد هر چه هست، همان شناختن خداي يكتاست و ايمان چيزي جز اين نيست؟ . سفيان گفت: واي بر تو، مگر(شيعيان)چه عقيده دارند؟ گفتم: آنها ميگويند: همانا بخدا كه علي بن ابي طالب عليه السلام امام و پيشوايي است كه خير خواهيش بر ما لازمست و جماعتي كه بايد با آنها همراه بود، خاندان او هستند، سفيان نوشته را پاره كرد و گفت: اين خبر را بكسي نگو.
کلمات کلیدی
خدا  |  سفیان  |  امام صادق (علیه السلام)  |  نصیحت امام مسلمین  | 
لینک کوتاه :