حدیث

امام صادق عليه السلام فرمود; جابر بن عبد الله انصاري آخرين كس از

منبع : الکافي (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 469 موضوع : میلاد امام باقر قائل : امام صادق (علیه السلام) تعداد بازدید : 788     تاریخ درج : 1393/11/26    

إِنَّ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيَّ كَانَ آخِرَ مَنْ بَقِيَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ وَ كَانَ رَجُلاً مُنْقَطِعاً إِلَيْنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ كَانَ يَقْعُدُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ هُوَ مُعْتَجِرٌ بِعِمَامَةٍ سَوْدَاءَ وَ كَانَ يُنَادِي يَا بَاقِرَ اَلْعِلْمِ يَا بَاقِرَ اَلْعِلْمِ فَكَانَ أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ يَقُولُونَ جَابِرٌ يَهْجُرُ فَكَانَ يَقُولُ لاَ وَ اَللَّهِ مَا أَهْجُرُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلاً مِنِّي اِسْمُهُ اِسْمِي وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِي يَبْقُرُ اَلْعِلْمَ بَقْراً فَذَاكَ اَلَّذِي دَعَانِي إِلَى مَا أَقُولُ قَالَ فَبَيْنَا جَابِرٌ يَتَرَدَّدُ ذَاتَ يَوْمٍ فِي بَعْضِ طُرُقِ اَلْمَدِينَةِ إِذْ مَرَّ بِطَرِيقٍ فِي ذَاكَ اَلطَّرِيقِ كُتَّابٌ فِيهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ قَالَ يَا غُلاَمُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ شَمَائِلُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ يَا غُلاَمُ مَا اِسْمُكَ قَالَ اِسْمِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ يُقَبِّلُ رَأْسَهُ وَ يَقُولُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَبُوكَ رَسُولُ اَللَّهِ ص يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ ذَلِكَ قَالَ فَرَجَعَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ إِلَى أَبِيهِ وَ هُوَ ذَعِرٌ فَأَخْبَرَهُ اَلْخَبَرَ فَقَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ وَ قَدْ فَعَلَهَا جَابِرٌ قَالَ نَعَمْ قَالَ اِلْزَمْ بَيْتَكَ يَا بُنَيَّ فَكَانَ جَابِرٌ يَأْتِيهِ طَرَفَيِ اَلنَّهَارِ وَ كَانَ أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ يَقُولُونَ وَا عَجَبَاهْ لِجَابِرٍ يَأْتِي هَذَا اَلْغُلاَمَ طَرَفَيِ اَلنَّهَارِ وَ هُوَ آخِرُ مَنْ بَقِيَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَلَمْ يَلْبَثْ أَنْ مَضَى عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع فَكَانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَأْتِيهِ عَلَى وَجْهِ اَلْكَرَامَةِ لِصُحْبَتِهِ لِرَسُولِ اَللَّهِ ص قَالَ فَجَلَسَ ع يُحَدِّثُهُمْ عَنِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَقَالَ أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ مَا رَأَيْنَا أَحَداً أَجْرَأَ مِنْ هَذَا فَلَمَّا رَأَى مَا يَقُولُونَ حَدَّثَهُمْ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ مَا رَأَيْنَا أَحَداً قَطُّ أَكْذَبَ مِنْ هَذَا يُحَدِّثُنَا عَمَّنْ لَمْ يَرَهُ فَلَمَّا رَأَى مَا يَقُولُونَ حَدَّثَهُمْ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ فَصَدَّقُوهُ وَ كَانَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ يَأْتِيهِ فَيَتَعَلَّمُ مِنْهُ .

امام صادق عليه السلام فرمود: جابر بن عبد الله انصاري آخرين كس از اصحاب پيغمبر صلي الله عليه و آله بود كه زنده مانده بود و او مردي بود كه تنها بما اهل بيت متوجه بود، در مسجد پيغمبر مينشست و عمامه سياهي دور سر ميبست و فرياد ميزد: يا باقر العلم، يا باقر العلم اهل مدينه ميگفتند جابر هذيان ميگويد، ميگفت: نه بخدا من هذيان نميگويم، بلكه من از پيغمبر صلي الله عليه و آله شنيدم ميفرمود: تو بمردي از خاندان من ميرسي كه همنام و هم شمايل من است و علم را ميشكافد و توضيح و تشريح ميكند، اينست سبب آنچه ميگويم. راوي گويد: روزي جابر از يكي از كوچه هاي مدينه كه در آن مكتب خانه يي بود ميگذشت و محمد بن علي عليه السلام(براي كاري)آنجا بود(زيرا در هيچ روايت و تاريخي نرسيده كه امام براي دانش آموزي بمكتب رود)چون جابر نگاهش باو افتاد، گفت: اي پسر پيش بيا، او پيش آمد، سپس گفت: برگرد، او برگشت، جابر گفت: سوگند بآن كه جانم در دست اوست كه شمايل اين پسر شمايل پيغمبر است، اي پسر اسم تو چيست؟ گفت اسمم محمد بن علي بن الحسين است، جابر بسويش رفت و سرش را بوسيد و ميگفت: پدر و مادرم بقربانت، پدرت رسول خدا صلي الله عليه و آله سلامت ميرسانيد و چنين ميگفت. محمد بن علي بن الحسين هراسان بسوي پدر آمد و گزارش را بيان كرد، زين العابدين عليه السلام فرمود: پسر جان، راستي جابر چنين كاري كرد؟ گفت آري، فرمود: پسر جان در خانه بنشين(زيرا او بر خلاف تقيه رفتار كرد، چون دشمنان و مخالفين ترا خواهند شناخت و منزلت و كرامت ترا نزد خدا و پيغمبر خواهند دانست، و بر تو حسد خواهند برد) -سپس جابر در هر بامداد و پسين خدمتش ميرفت، اهل مدينه ميگفتند، شگفتا از جابر كه در هر بامداد و پسين نزد اين كودك ميرود، در صورتي كه او آخرين كس از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله است چيزي نگذشت كه علي بن الحسين عليه السلام درگذشت، آنگاه محمد ابن علي باحترام مجالست جابر با پيغمبر صلي الله عليه و آله نزدش ميرفت و مينشست و از خداي تبارك و تعالي براي آنها حديث ميكرد، اهل مدينه گفتند: ما جسورتر از اين را نديده ايم(زيرا با اين كودكي از جانب خدا حديث ميگويد)چون ديد چنين ميگويند، از پيغمبر صلي الله عليه و آله حديث گفت، اهل مدينه گفتند: ما دروغگوتر از اين مرد را هرگز نديده ايم، از كسي بما حديث ميكند كه او را نديده است، چون ديد چنين ميگويند از جابر بن عبد الله حديثشان گفت، آنگاه تصديقش كردند، در صورتي كه جابر خدمت او مي آمد و از او دانش مي آموخت.
کلمات کلیدی
اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  |  اصحاب پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  |  جابر بن عبد  |  امام صادق (علیه السلام)  |  میلاد امام باقر  | 
لینک کوتاه :