حدیث

صفوان بن يحيي گويد; جعفر بن محمد بن اشعث بمن گفت; ميداني سبب وارد

منبع : الکافي (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 475 موضوع : میلاد امام صادق قائل : امام صادق (علیه السلام) تعداد بازدید : 760     تاریخ درج : 1393/11/26    

قَالَ لِي أَ تَدْرِي مَا كَانَ سَبَبُ دُخُولِنَا فِي هَذَا اَلْأَمْرِ وَ مَعْرِفَتِنَا بِهِ وَ مَا كَانَ عِنْدَنَا مِنْهُ ذِكْرٌ وَ لاَ مَعْرِفَةُ شَيْ ءٍ مِمَّا عِنْدَ اَلنَّاسِ قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا ذَاكَ قَالَ إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ يَعْنِي أَبَا اَلدَّوَانِيقِ قَالَ لِأَبِي مُحَمَّدِ بْنِ اَلْأَشْعَثِ يَا مُحَمَّدُ اِبْغِ لِي رَجُلاً لَهُ عَقْلٌ يُؤَدِّي عَنِّي فَقَالَ لَهُ أَبِي قَدْ أَصَبْتُهُ لَكَ هَذَا فُلاَنُ بْنُ مُهَاجِرٍ خَالِي قَالَ فَأْتِنِي بِهِ قَالَ فَأَتَيْتُهُ بِخَالِي فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ يَا اِبْنَ مُهَاجِرٍ خُذْ هَذَا اَلْمَالَ وَ أْتِ اَلْمَدِينَةَ وَ أْتِ عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ اَلْحَسَنِ بْنِ اَلْحَسَنِ وَ عِدَّةً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ فِيهِمْ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ فَقُلْ لَهُمْ إِنِّي رَجُلٌ غَرِيبٌ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ وَ بِهَا شِيعَةٌ مِنْ شِيعَتِكُمْ وَجَّهُوا إِلَيْكُمْ بِهَذَا اَلْمَالِ وَ اِدْفَعْ إِلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ عَلَى شَرْطِ كَذَا وَ كَذَا فَإِذَا قَبَضُوا اَلْمَالَ فَقُلْ إِنِّي رَسُولٌ وَ أُحِبُّ أَنْ يَكُونَ مَعِي خُطُوطُكُمْ بِقَبْضِكُمْ مَا قَبَضْتُمْ فَأَخَذَ اَلْمَالَ وَ أَتَى اَلْمَدِينَةَ فَرَجَعَ إِلَى أَبِي اَلدَّوَانِيقِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْأَشْعَثِ عِنْدَهُ فَقَالَ لَهُ أَبُو اَلدَّوَانِيقِ مَا وَرَاءَكَ قَالَ أَتَيْتُ اَلْقَوْمَ وَ هَذِهِ خُطُوطُهُمْ بِقَبْضِهِمُ اَلْمَالَ خَلاَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ فَإِنِّي أَتَيْتُهُ وَ هُوَ يُصَلِّي فِي مَسْجِدِ اَلرَّسُولِ ص فَجَلَسْتُ خَلْفَهُ وَ قُلْتُ حَتَّى يَنْصَرِفَ فَأَذْكُرَ لَهُ مَا ذَكَرْتُ لِأَصْحَابِهِ فَعَجَّلَ وَ اِنْصَرَفَ ثُمَّ اِلْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ يَا هَذَا اِتَّقِ اَللَّهَ وَ لاَ تَغُرَّ أَهْلَ بَيْتِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّهُمْ قَرِيبُو اَلْعَهْدِ بِدَوْلَةِ بَنِي مَرْوَانَ وَ كُلُّهُمْ مُحْتَاجٌ فَقُلْتُ وَ مَا ذَاكَ أَصْلَحَكَ اَللَّهُ قَالَ فَأَدْنَى رَأْسَهُ مِنِّي وَ أَخْبَرَنِي بِجَمِيعِ مَا جَرَى بَيْنِي وَ بَيْنَكَ حَتَّى كَأَنَّهُ كَانَ ثَالِثَنَا قَالَ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ يَا اِبْنَ مُهَاجِرٍ اِعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نُبُوَّةٍ إِلاَّ وَ فِيهِ مُحَدَّثٌ وَ إِنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ مُحَدَّثُنَا اَلْيَوْمَ وَ كَانَتْ هَذِهِ اَلدَّلاَلَةُ سَبَبَ قَوْلِنَا بِهَذِهِ اَلْمَقَالَةِ .

صفوان بن يحيي گويد: جعفر بن محمد بن اشعث بمن گفت: ميداني سبب وارد شدن ما در مذهب تشيع و شناسايي ما بآن چه بود، با آنكه نزد ما هيچ يادي از آن نبود و بآنچه مردم(شيعيان)داشتند ما معرفت نداشتيم؟ گفتم: داستانش چيست؟ گفت: ابو جعفر ابو الدوانيق(يعني منصور دوانيقي دومين خليفه عباسي و دانق يك دانگ درهم است كه تقريبا يك پشيز مي شود و اين لقب را مردم از نظر خست و بخلش باو دادند، زيرا براي كندن نهر كوفه از مردم سري يك دانق گرفت)بپدرم ابو محمد بن اشعث گفت: -اي محمد مردي خردمند برايم بجو كه بتواند از جانب من پرداخت كند. پدرم گفت: او را برايت يافته ام او فلان شخص پسر مهاجر است كه دايي من است، گفت: نزد منش بياور، من داييم را نزد او بردم، ابو جعفر باو گفت: اي پسر مهاجر اين پول را بگير و بمدينه بر، نزد عبد الله بن حسن بن حسن و جماعتي از خاندانش كه جعفر بن محمد هم ميان آنهاست، و بآنها بگو: من مردي غريب و از اهل خراسانم كه گروهي از شيعيان شما در آنجايند و اين پول را براي شما فرستاده اند، و بهر يك از آنها پول بده و چنين و چنان شرط كن(يعني بگو بشرط اينكه بر خليفه بشوريد و قيام كنيد، ما پشتيبان شما هستيم و نظير اين سخنان)چون پولها را گرفتند، بگو من فرستاده و پيغام آورم، دوست دارم رسيدي از دستخط شما داشته باشم. پسر مهاجر پولها را گرفت و بمدينه رفت، سپس نزد ابو الدوانيق بازگشت، محمد بن اشعث هم نزد او بود خليفه گفت: چه خبر آوردي؟ گفت: نزد آنها رفتم(و پولها را پرداختم)اين رسيدهايي است كه بخط خودشان نوشته اند، غير از جعفر بن محمد كه من نزدش رفتم، او در مسجد پيغمبر صلي الله عليه و آله نماز ميگزارد پشت سرش نشستم و گفتم هستم تا نمازش را تمام كند، آنگاه آنچه باصحابش گفتم، باو باز خواهم گفت، او شتاب كرد و نمازش را بپايان رسانيد و متوجه من شد و فرمود: اي مرد از خدا پروا كن و اهل بيت محمد را مفريب كه آنها بدولت بني مروان سابقه نزديكي دارند و(چون از آنها ستم بسيار ديده اند)همگي محتاج و نيازمندند(پول ترا قبول ميكنند و گرفتار ميشوند)من گفتم: موضوع چيست؟ اصلحك الله؟ او سرش را نزديك من آورد و آنچه ميان من و تو رفته بود، باز گفت: مثل اينكه سومي ما بوده. -ابو جعفر دوانيقي گفت: اي پسر مهاجر هيچ اهل بيت پيغمبري نباشد، جز آنكه محدثي در ميان آنهاست، محدث خاندان ما در اين زمان جعفر بن محمد است. اين بود دليلي كه سبب عقيده ما باين مذهب (تشيع)گشت. (راجع بمعني محدث بحديث 703-707 رجوع شود).
کلمات کلیدی
محمد بن اشعث  |  پول  |  ابو جعفر ابو الدوانیق  |  جعفر بن‌محمد بن اشعث  |  امام صادق (علیه السلام)  |  میلاد امام صادق  | 
لینک کوتاه :