حدیث

حسن بن نضر و ابو صدام و جماعتي ديگر بعد از وفات حضرت امام حسن عسكري

منبع : الکافي (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 517 موضوع : میلاد حضرت مهدی قائل : امام زمان (عج) تعداد بازدید : 316     تاریخ درج : 1393/11/26    

إِنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ اَلنَّضْرِ وَ أَبَا صِدَامٍ وَ جَمَاعَةً تَكَلَّمُوا بَعْدَ مُضِيِّ أَبِي مُحَمَّدٍ ع فِيمَا فِي أَيْدِي اَلْوُكَلاَءِ وَ أَرَادُوا اَلْفَحْصَ فَجَاءَ اَلْحَسَنُ بْنُ اَلنَّضْرِ إِلَى أَبِي اَلصِّدَامِ فَقَالَ إِنِّي أُرِيدُ اَلْحَجَّ فَقَالَ لَهُ أَبُو صِدَامٍ أَخِّرْهُ هَذِهِ اَلسَّنَةَ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ بْنُ اَلنَّضْرِ إِنِّي أَفْزَعُ فِي اَلْمَنَامِ وَ لاَ بُدَّ مِنَ اَلْخُرُوجِ وَ أَوْصَى إِلَى أَحْمَدَ بْنِ يَعْلَى بْنِ حَمَّادٍ وَ أَوْصَى لِلنَّاحِيَةِ بِمَالٍ وَ أَمَرَهُ أَنْ لاَ يُخْرِجَ شَيْئاً إِلاَّ مِنْ يَدِهِ إِلَى يَدِهِ بَعْدَ ظُهُورِهِ قَالَ فَقَالَ اَلْحَسَنُ لَمَّا وَافَيْتُ بَغْدَادَ اِكْتَرَيْتُ دَاراً فَنَزَلْتُهَا فَجَاءَنِي بَعْضُ اَلْوُكَلاَءِ بِثِيَابٍ وَ دَنَانِيرَ وَ خَلَّفَهَا عِنْدِي فَقُلْتُ لَهُ مَا هَذَا قَالَ هُوَ مَا تَرَى ثُمَّ جَاءَنِي آخَرُ بِمِثْلِهَا وَ آخَرُ حَتَّى كَبَسُوا اَلدَّارَ ثُمَّ جَاءَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ بِجَمِيعِ مَا كَانَ مَعَهُ فَتَعَجَّبْتُ وَ بَقِيتُ مُتَفَكِّراً فَوَرَدَتْ عَلَيَّ رُقْعَةُ اَلرَّجُلِ ع إِذَا مَضَى مِنَ اَلنَّهَارِ كَذَا وَ كَذَا فَاحْمِلْ مَا مَعَكَ فَرَحَلْتُ وَ حَمَلْتُ مَا مَعِي وَ فِي اَلطَّرِيقِ صُعْلُوكٌ يَقْطَعُ اَلطَّرِيقَ فِي سِتِّينَ رَجُلاً فَاجْتَزْتُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَنِي اَللَّهُ مِنْهُ فَوَافَيْتُ اَلْعَسْكَرَ وَ نَزَلْتُ فَوَرَدَتْ عَلَيَّ رُقْعَةٌ أَنِ اِحْمِلْ مَا مَعَكَ فَعَبَّيْتُهُ فِي صِنَانِ اَلْحَمَّالِينَ فَلَمَّا بَلَغْتُ اَلدِّهْلِيزَ إِذَا فِيهِ أَسْوَدُ قَائِمٌ فَقَالَ أَنْتَ اَلْحَسَنُ بْنُ اَلنَّضْرِ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ اُدْخُلْ فَدَخَلْتُ اَلدَّارَ وَ دَخَلْتُ بَيْتاً وَ فَرَّغْتُ صِنَانَ اَلْحَمَّالِينَ وَ إِذَا فِي زَاوِيَةِ اَلْبَيْتِ خُبْزٌ كَثِيرٌ فَأَعْطَى كُلَّ وَاحِدٍ مِنَ اَلْحَمَّالِينَ رَغِيفَيْنِ وَ أُخْرِجُوا وَ إِذَا بَيْتٌ عَلَيْهِ سِتْرٌ فَنُودِيتُ مِنْهُ يَا حَسَنَ بْنَ اَلنَّضْرِ اِحْمَدِ اَللَّهَ عَلَى مَا مَنَّ بِهِ عَلَيْكَ وَ لاَ تَشُكَّنَّ فَوَدَّ اَلشَّيْطَانُ أَنَّكَ شَكَكْتَ وَ أَخْرَجَ إِلَيَّ ثَوْبَيْنِ وَ قِيلَ خُذْهَا فَسَتَحْتَاجُ إِلَيْهِمَا فَأَخَذْتُهُمَا وَ خَرَجْتُ قَالَ سَعْدٌ فَانْصَرَفَ اَلْحَسَنُ بْنُ اَلنَّضْرِ وَ مَاتَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ كُفِّنَ فِي اَلثَّوْبَيْنِ .

حسن بن نضر و ابو صدام و جماعتي ديگر بعد از وفات حضرت امام حسن عسكري عليه السلام در باره وجوهي كه در دست وكلا آن حضرت بود سخن ميگفتند(كه آنها را چه بايد كرد؟ )و خواستند جستجو كنند. (تا وصي آن حضرت را پيدا كنند)حسن بن نضر نزد ابي صدام آمد و گفت: من ميخواهم حج گزارم، ابو صدام گفت: امسال را بتاخير انداز، حسن گفت: من در خواب ميترسم(زيرا خوابهاي پريشان ميبينم)و ناچار بايد بروم، آنگاه باحمد بن يعلي بن حماد وصيت كرد(در باره كارهاي شخصي و امور مربوط بخانواده اش)و پولي هم براي ناحيه وصيت كرد و باو دستور داد كه هيچ پولي بكسي ندهد، مگر با دست خودش و بدست او (يعني حضرت صاحب الزمان عليه السلام)بعد از آنكه او را كاملا بشناسد. -حسن گويد: چون ببغداد رسيدم، منزلي اجاره كردم و آنجا فرود آمدم، يكي از وكلا نزد من آمد و مقداري جامه و پول دينار نزد من گذاشت، گفتم: اينها چيست؟ گفت: همين است كه ميبيني: بعد از او ديگري آمد و مانند او اموال و پول آورد تا خانه پر شد، سپس احمد بن اسحاق هم هر چه نزدش بود آورد، من بفكر فرو رفته بودم كه ناگاه نامه آن مرد(صاحب الزمان)عليه السلام بمن رسيد كه: وقتي فلان مقدار از روز گذشت، آنچه نزدت هست بياور، من هر چه داشتم برداشتم و رهسپار شدم. در ميان راه دزدي راهزن با 60 نفر همراهش بودند. ولي من از آنجا گذشتم و خدا مرا از شر او نگهداري فرمود تا بسامره رسيدم و فرود آمدم، نامه اي بمن رسيد كه هر چه همراه داري بياور، من آنچه داشتم در سبد سردار باربرها نهادم: چون بدهليز خانه رسيدم، مرد سياه پوستي را ديدم آنجا ايستاده است، گفت: حسن بن نضر تويي؟ گفتم: آري، گفت: وارد شو، من وارد منزل شدم و باتاقي رفتم و سبد را خالي كردم. در گوشه اتاق نان بسياري ديدم، بهر يك از باربرها دو گرده نان داد و آنها را بيرون كرد، آنگاه ديدم از اتاقي كه پرده اي بر آن آويخته بود، كسي مرا صدا زد و گفت: حسن بن نضر براي منتي كه خدا بر تو نهاد، (كه امام خود را شناختي و حقش را باو رسانيدي)او را شكر كن و شك منما، شيطان دوست دارد كه تو شك كني، و دو جامه بمن داد و گفت: اينها را بگير كه محتاجش خواهي شد آنها را گرفتم و بيرون آمدم. سعد گويد: حسن بن نضر برگشت و در ماه رمضان درگذشت و در آن دو جامه كفن شد.
کلمات کلیدی
حسن  |  پول  |  میلاد حضرت مهدی  |  حسن بن نضر  |  امام زمان (عج)  | 
لینک کوتاه :