حدیث

محمد بن ابراهيم بن مهزيار گويد; پس از وفات حضرت ابي محمد عليه

منبع : الکافي (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 518 موضوع : میلاد حضرت مهدی قائل : امام زمان (عج) تعداد بازدید : 143     تاریخ درج : 1393/11/26    

شَكَكْتُ عِنْدَ مُضِيِّ أَبِي مُحَمَّدٍ ع وَ اِجْتَمَعَ عِنْدَ أَبِي مَالٌ جَلِيلٌ فَحَمَلَهُ وَ رَكِبَ اَلسَّفِينَةَ وَ خَرَجْتُ مَعَهُ مُشَيِّعاً فَوُعِكَ وَعْكاً شَدِيداً فَقَالَ يَا بُنَيَّ رُدَّنِي فَهُوَ اَلْمَوْتُ وَ قَالَ لِيَ اِتَّقِ اَللَّهَ فِي هَذَا اَلْمَالِ وَ أَوْصَى إِلَيَّ فَمَاتَ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي لَمْ يَكُنْ أَبِي لِيُوصِيَ بِشَيْ ءٍ غَيْرِ صَحِيحٍ أَحْمِلُ هَذَا اَلْمَالَ إِلَى اَلْعِرَاقِ وَ أَكْتَرِي دَاراً عَلَى اَلشَّطِّ وَ لاَ أُخْبِرُ أَحَداً بِشَيْ ءٍ وَ إِنْ وَضَحَ لِي شَيْ ءٌ كَوُضُوحِهِ فِي أَيَّامِ أَبِي مُحَمَّدٍ ع أَنْفَذْتُهُ وَ إِلاَّ قَصَفْتُ بِهِ فَقَدِمْتُ اَلْعِرَاقَ وَ اِكْتَرَيْتُ دَاراً عَلَى اَلشَّطِّ وَ بَقِيتُ أَيَّاماً فَإِذَا أَنَا بِرُقْعَةٍ مَعَ رَسُولٍ فِيهَا يَا مُحَمَّدُ مَعَكَ كَذَا وَ كَذَا فِي جَوْفِ كَذَا وَ كَذَا حَتَّى قَصَّ عَلَيَّ جَمِيعَ مَا مَعِي مِمَّا لَمْ أُحِطْ بِهِ عِلْماً فَسَلَّمْتُهُ إِلَى اَلرَّسُولِ وَ بَقِيتُ أَيَّاماً لاَ يُرْفَعُ لِي رَأْسٌ وَ اِغْتَمَمْتُ فَخَرَجَ إِلَيَّ قَدْ أَقَمْنَاكَ مَكَانَ أَبِيكَ فَاحْمَدِ اَللَّهَ .

محمد بن ابراهيم بن مهزيار گويد: پس از وفات حضرت ابي محمد عليه السلام(در باره جانشينش) بشك افتادم و نزد پدرم مال بسياري(از سهم امام عليه السلام)گرد آمده بود، آنها را برداشت و بكشتي نشست، منهم دنبال او رفتم، او را تب سختي گرفت و گفت: پسر جان مرا برگردان كه اين بيماري مرگست، آنگاه گفت: در باره اين اموال از خدا بترس و بمن وصيت نمود و سپس وفات كرد. من با خود گفتم: پدر من كسي نبود كه وصيت نادرستي كند. من اين اموال را بعراق ميبرم و در آنجا خانه يي بالاي شط اجاره ميكنم و بكسي چيزي نميگويم، اگر موضوع برايم آشكار شد: چنان كه در زمان امام حسن عسكري عليه السلام برايم واضح شد، باو ميدهم و گر نه مدتي با آنها خوش ميگذرانم. وارد عراق شدم و منزلي بالاي شط اجاره كردم، و چند روز آنجا بودم، ناگاه فرستاده يي آمد و نامه يي همراه داشت كه: اي محمد تو چنين و چنان اموالي را در ميان چنين و چنان ظروفي همراه داري تا آنجا كه همه اموالي را كه همراه من بود و خودم هم بتفصيل نميدانستم برايم شرح داد، من آنها را بفرستاده تسليم كردم و چند روز آنجا ماندم، كسي سر بسوي من بلند نكرد(و نزد من نيامد)من اندوهگين شدم، سپس نامه يي بمن رسيد كه: ترا بجاي پدرت منصوب ساختيم، خدا را شكر كن.
کلمات کلیدی
مال  |  وصیت  |  میلاد حضرت مهدی  |  محمد بن‌ابراهیم بن مهزیار  |  امام زمان (عج)  | 
لینک کوتاه :