حدیث

علي بن حسين يماني گويد; من در بغداد بودم كه كاروان يمن آماده حركت

منبع : الکافي (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 519 موضوع : میلاد حضرت مهدی قائل : امام زمان (عج) تعداد بازدید : 166     تاریخ درج : 1393/11/26    

كُنْتُ بِبَغْدَادَ فَتَهَيَّأَتْ قَافِلَةٌ لِلْيَمَانِيِّينَ فَأَرَدْتُ اَلْخُرُوجَ مَعَهَا فَكَتَبْتُ أَلْتَمِسُ اَلْإِذْنَ فِي ذَلِكَ فَخَرَجَ لاَ تَخْرُجْ مَعَهُمْ فَلَيْسَ لَكَ فِي اَلْخُرُوجِ مَعَهُمْ خِيَرَةٌ وَ أَقِمْ بِالْكُوفَةِ قَالَ وَ أَقَمْتُ وَ خَرَجَتِ اَلْقَافِلَةُ فَخَرَجَتْ عَلَيْهِمْ حَنْظَلَةُ فَاجْتَاحَتْهُمْ وَ كَتَبْتُ أَسْتَأْذِنُ فِي رُكُوبِ اَلْمَاءِ فَلَمْ يَأْذَنْ لِي فَسَأَلْتُ عَنِ اَلْمَرَاكِبِ اَلَّتِي خَرَجَتْ فِي تِلْكَ اَلسَّنَةِ فِي اَلْبَحْرِ فَمَا سَلِمَ مِنْهَا مَرْكَبٌ خَرَجَ عَلَيْهَا قَوْمٌ مِنَ اَلْهِنْدِ يُقَالُ لَهُمُ اَلْبَوَارِجُ فَقَطَعُوا عَلَيْهَا قَالَ وَ زُرْتُ اَلْعَسْكَرَ فَأَتَيْتُ اَلدَّرْبَ مَعَ اَلْمَغِيبِ وَ لَمْ أُكَلِّمْ أَحَداً وَ لَمْ أَتَعَرَّفْ إِلَى أَحَدٍ وَ أَنَا أُصَلِّي فِي اَلْمَسْجِدِ بَعْدَ فَرَاغِي مِنَ اَلزِّيَارَةِ إِذَا بِخَادِمٍ قَدْ جَاءَنِي فَقَالَ لِي قُمْ فَقُلْتُ لَهُ إِذَنْ إِلَى أَيْنَ فَقَالَ لِي إِلَى اَلْمَنْزِلِ قُلْتُ وَ مَنْ أَنَا لَعَلَّكَ أُرْسِلْتَ إِلَى غَيْرِي فَقَالَ لاَ مَا أُرْسِلْتُ إِلاَّ إِلَيْكَ أَنْتَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ رَسُولُ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ فَمَرَّ بِي حَتَّى أَنْزَلَنِي فِي بَيْتِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ ثُمَّ سَارَّهُ فَلَمْ أَدْرِ مَا قَالَ لَهُ حَتَّى آتَانِي جَمِيعَ مَا أَحْتَاجُ إِلَيْهِ وَ جَلَسْتُ عِنْدَهُ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ وَ اِسْتَأْذَنْتُهُ فِي اَلزِّيَارَةِ مِنْ دَاخِلٍ فَأَذِنَ لِي فَزُرْتُ لَيْلاً .

علي بن حسين يماني گويد: من در بغداد بودم كه كاروان يمن آماده حركت شد، خواستم با آنها حركت كنم، بحضرت نامه نوشتم كه: استدعا دارم اجازه فرمايي، جواب آمد، با آنها مرو كه رفتن با آنها براي تو خير ندارد، در كوفه بمان، من ماندم و كاروان خارج شد، قبيله حنظله بر آنها تاخت و تار و مارشان كرد، باز نامه نوشتم و سفر از راه آب را اجازه خواستم، بمن اجازه نفرمود، من راجع بكشتيهايي كه در آن سال از راه دريا رفته بودند پرسيدم، معلوم شد هيچ كدام سالم نرسيده است و جماعتي از دزدان هند كه آنها را بوارح گويند بآنها زده و اموالش را برده بودند. من بزيارت سامره رفتم و هنگام غروب نزد در(مقبره امامين عليهما السلام)بودم و با كسي سخن نگفته و بهيچ كس شناسايي نداده بودم، پس از فارغ شدن از زيارت، در مسجد نماز ميخواندم كه خادمي آمد و گفت: برخيز، گفتم: اين هنگام بكجا؟ گفت: بمنزل، گفتم: من كيستم؟ شايد ترا نزد ديگري فرستاده اند. گفت: نه، فقط نزد تو فرستاده اند. تو علي بن حسين، فرستاده جعفر بن ابراهيم هستي، سپس مرا برد تا بخانه حسين بن احمد رسانيد و با او در گوشي كرد كه من نفهميدم چه گفت، آنگاه هر چه احتياج داشتم برايم آورد. سه روز نزدش بودم و از او اجازه گرفتم كه از درون خانه زيارت كنم، او بمن اجازه فرمود، من هم شب زيارت كردم.
کلمات کلیدی
زیارت  |  میلاد حضرت مهدی  |  علی‌بن‌حسین یمانی  |  کاروان یمن  |  امام زمان (عج)  | 
لینک کوتاه :