×

جایگاه سپاه در ساختار سیاسی نظام


تعداد بازدید : 2703     تاریخ درج : 1392/06/28

فلسفه وجودی سپاه

اولین پرسشی که ذهن هر کاوشگری را در زمینه سپاه پاسداران به خود جلب می کند این است که با وجود یک نیروی مسلح و منظم به نام ارتش به چه دلیل و با چه اهدافی سپاه پاسداران تشکیل شد؟

در اوائل، بسیاری سپاه را نیروی موقت قلمداد می کردند که برای مقطع خاص اوائل انقلاب تشکیل شده و ادامه حیات آن ضرورتی ندارد.[1] در پیش نویس قانون اساسی نیز نامی از سپاه پاسداران برده نشد. اما در هنگام بررسی قانون اساسی موضوع سپاه پاسداران و نقش و جایگاه آن مورد توجه اکثریت نمایندگان مجلس بررسی نهایی قانون اساسی قرار گرفت. از نظر آنها فلسفه وجودی سپاه پاسداران حفاظت ازایدئولوژی اسلام است[2] و از این جهت با ارتش تفاوت دارد. سپاه از نظر آنها نیرویی بود که باید در سخت ترین شرایط، امنیت و استقلال کشور را حفظ کند[3] و در عین حال الگوی یک ارتش اسلامی نیز باشد، ارتشی مرکب از افرادی مؤن و شناخته شده و مستقل از ارتش جمهوری اسلامی.[4]

از سوی دیگر به دلیل شرایط خاص ارتش در آن دوران و ساختار آن که باقی مانده از دوران گذشته بود، نظر تدوین کنندگان قانون اساسی این بود که در کنار ارتش، سپاه پاسداران بتواند الگوی یک ارتش مکتبی و اسلامی را ارائه دهد.

حضرت امام(ره) نیز در پاسخ به زمزمه هایی که همزمان با گشایش مجلس شورای اسلامی از گوشه وکنار شنیده می شد، مبنی بر اینکه با تشکیل مجلس دیگر ضرورتی برای استمرار وجود سپاه پاسداران نیست، بر لزوم تداوم این نهاد مقدس پای فشردند و حفظ و تمامیت آن را با همین وضعیت یکی از راهبردهای اساسی مجلس اعلام فرمودند. امام در یکی از آخرین پیام های خود در سال 1367 در خصوص سپاه پاسداران ضمن تأکید بر لزوم وجود سپاه بر نقش فعال آن در آینده انقلاب اسلامی پای فشردند و وجود این نهاد را برای روزهای سختی که انقلاب اسلامی در پیش دارد حیاتی دانستند:

به طور جد واکید می گویم که انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ونهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به حق بزرگترین سنگرهای دفاع از ارزش های الهی نظام ما بوده و خواهد بود... روزهای حساس و تعیین کننده ای در پیش رو داریم و انقلاب اسلامی، هنوز سال ها وماه های تعیین کننده دیگری خواهد داشت که واجب است، پیش کسوتان جهاد و شهادت در همه صحنه هاحاضر و آماده باشند و از کید ومکر جهان خواران وآمریکاو شوروی غافل نمانند.[5]

در این پیام دو نکته اساسی وجود داشت:

1. سپاه پاسداران از نظر امام از بزرگ ترین سنگرهای دفاع از ارزش های الهی نظام بوده و باید باشد و این همان هدف قانون اساسی از تشکیل سپاه است. سخن امام هم تمجید و تأیید گذشته سپاه و هم تعیین تکلیف برای آینده آن است. امام با کاربرد تعمدی عبارت «و خواهد بود» امر می کنند که سپاه باید در آینده نیز بزرگ ترین سنگر دفاع از ارزش های نظام اسلامی باشد. این تکلیف هم برای مسئولان نظام و هم برای فرماندهان و تک تک پاسداران است، تا جایگاه واقعی خود را بدانند و سپاه را به گونه ای سازماندهی کنند که در هر مقطعی ارزش های انقلاب اسلامی به مخاطره افتاد، علمدار اصلی نگاهبانی از آن باشند.

2. از نظر امام در زمان صلح نیز انقلاب با خطرات گوناگونی مواجه است، خطراتی که گاه از جنگ بسیار سهمگین ترند.[6] به همین دلیل روزهای سخت و حساسی را پیش بینی کرده بودند. از نظر ایشان در آن روزها سپاه پاسداران مهم ترین سنگربان انقلاب خواهد بود و تشکیل سپاه نیز برای همین منظور بوده است. اصل یکصدو پنجاه قانون اساسی برآورده کننده تمام این انتظارات بود:

سپاه پاسداران که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشیل شد، برای ادامه نقش خود در نگاهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پابر جا می ماند، حدود وظایف و قلمرو مسئولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می شود.

اهداف کلی سپاه پاسداران

در مقدمه قانون اساسی به طور کلی، هدف از نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی راحفظ و حراست از مرزها و عهده دار شدن بار رسالت مکتبی یعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاکمیت قانون در جهان بیان کرده است. به این ترتیب برای همه قوای مسلح اهداف یکسانی بیان شده است. اما این دو هدف کلی در اصول قانون اساسی به گونه ای بین ارتش و سپاه پاسداران تقسیم شده اند. اصل یکصد و چهل و سوم مقرر می دارد:

ارتش جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی را بر عهده دارد.

به این ترتیب ارتش بار رسالت مکتبی وجهاد در راه حاکمیت قانون خدا را از طریق پاسداری از ام القرای اسلامی یعنی ایران بر عهده خواهد داشت. پس قانون اساسی به ارتش به عنوان نیرویی صددرصد دفاعی نگریسته که باید از تمامیت ارضی و استقلال کشور در ابعاد نظامی پاسداری نماید و حتی پیشنهاد یکی از نمایندگان مجلس بررسی نهایی، مبنی بر افزودن کلمه «آزادی» به اصل مذکور رأی نیاورد.[7]

اما به سپاه پاسداران نگرش کاملاً متفاوتی وجود داشت، اصل یکصد و پنجاهم قانون اساسی مقرر می دارد:

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد برای ادامه نقش خود در نگاهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می ماند....

سپاه پاسدران تلاش برای حاکمیت قانون خدا در جهان را باید از دو طریق، نگاهبانی از انقلاب اسلامی و حفاظت از دستاوردهای آن به انجام رساند. این وظیفه مهم نیز با توجه به ویژگی های انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن، ماهیت ویژه ای به خود می گیرد و نمی تواند در چارچوب حفاظت از مرزهای جغرافیایی تحلیل شود. بلکه چگونگی پاسداری از انقلاب اسلامی به عنوان یک پدیده غیر فیزیکی به مقتضای زمان و مکان و نوع تهدیدی که انقلاب با آن روبرو است بر می گردد. به این ترتیب مفهوم پاسداری بسیار گسترده می شود و محدود به مکان خاص یا قلمرو یا نوع خاصی از تهدید نمی شود. بر اساس آنچه گفته شد اهداف کلی تأسیس سپاه را می توان، پاسداری از انقلاب و پاسداری از دستاوردهای آن دانست.

 پاسداری از انقلاب اسلامی ودستاوردهای آن

1. ماهیت پاسداری

همان گونه که گذشت، قانون اساسی در اصل یکصد و پنجاهم تصریح می نماید که سپاه برای ادامه نقش خود در نگاهبانی از انقلاب و... برجا می ماند. برای اینکه بتوانیم به ماهیت پاسداری از انقلاب اسلامی پی ببریم، باید به چند نکته اشاره کنیم:

اول اینکه، این هدف به عنوان یکی از اهداف اصلی تشکیل سپاه در اساسنامه مصوب 2/2/1358 شورای انقلاب نیز تصریح شده و سپس در اولین اطلاعیه ای که ستاد فرماندهی سپاه در تاریخ 17/2/1358 صادر کرد با کمی تفاوت مورد تأکید قرار گرفت.[8]

دوم اینکه؛ قانون اساسی از کلمه تأسیس یا تشکیل استفاده نکرده است بلکه به جای آن عبارت «ادامه نقش خود در نگاهبانی...» را بکار برده است. این عبارت گویای این است که قانونگذار قصد داشته است که سپاه در ادامه حیات خود نیز همان نقشی را ایفا نماید که در آن مقطع حساس از کشور ایفا می نمود.

سوم آنکه؛ ماهیت و الزامات سپاه پاسداران در پاسداری از انقلاب اسلامی، بستگی به ابعاد انقلاب اسلامی دارد. و قلمرو مأموریت ها و وظائف سپاه را باید بر اساس این ابعاد تعیین کرد. وهمه می دانیم که انقلاب اسلامی دارای ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... است و تهدیدات آن نیز در این حوزه ها خود را نمایان می کند.

با توجه به قسمت اخیر اصل یکصد و پنجاهم، انتظار می رفت قانونگذار عادی، ابعاد و ماهیت پاسداری از انقلاب را روشن و مبرهن سازد، اما قوانین عادی در این زمینه ساکتند و از شورای نگهبان نیز که بر اساس اصل نود و هشتم مرجع تفسیر قانون اساسی است، استفسار یا درخواست تفسیری صورت نگرفته است تا برای تبیین این اصل نظریه تفسیری ارائه دهد. به ناچار برای تبیین این موضوع باید یک بحث تفسیری صورت دهیم تا بتوانیم زوایای این موضوع را که اختلاف نظر زیادی درباره آن وجود دارد تبیین نمائیم. دو احتمال اساسی همواره درباره ماهیت پاسداری سپاه پاسداران وجود داشته است:

 1/1. سپاه پاسداران یک نیروی مسلح در پاسداری از انقلاب اسلامی است و در این خصوص باید صرفاً در قالب یک نیروی نظامی عمل کند و عرصه های دیگر را باید به متولیان آن بسپارد. این موضوع هنگام تصویب طرح ادغام بسیج در سپاه پاسداران در مجلس شورای اسلامی از سوی برخی از نمایندگان مجلس بیان گردید.[9] از سوی دیگر ماده 8 قانون مقررات استخدامی سپاه اشاره ای به این موضوع دارد:

پاسدار رسمی به پرسنلی اطلاق می گردد که برای جهاد در راه خدا و پاسداری و دفاع مسلحانه از انقلاب و دستاوردهای آن و نظام جمهوری اسلامی ایران به استخدام سپاه درآمده و پس از طی دوره های آموزشی لازم به یکی از درجات پیش بینی شده در این قانون نائل و از لباس و علائم نظامی استفاده می نماید.

قسمت آخر اصل یکصدو پنجاهم نیز در خصوص تفکیک وظائف سپاه صرفاً از نیروهای مسلح نام برده است. بر این اساس چنین استدلال می شود که اگر نظر قانونگذار چیز دیگری بود می بایست بر تفکیک وظایف سپاه باسایر نهادها وسازمان های دولتی نیز تأکید می کرد. علاوه بر این، به نامه 26/4/1364 حضرت امام(ره) در باره تشکیل نیروهای سه گانه سپاه نیز استناد می شود، در این نامه حضرت امام تصریح می فرمایند که:

با توجه به اینکه در اصل یکصدوپنجاه قانون اساسی، ادامه نقش سپاه در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن تصریح شده است و نظر به اینکه انجام این نقش بدون آمادگی کامل سپاه از جهت تجهیزات و آرایش جنگی و فنون دریایی وزمینی و هوایی امکان پذیر نیست شما مأموریت دارید هر چه سریع تر سپاه پاسدارن را مجهز به نیروی زمینی، هوایی و دریایی نمایید تا در موارد لزوم باهمکاری ارتش... از مرزهای زمینی، هوایی و دریایی کشور حفاظت کنید.[10]

کلمه «تا» قبل از عبارت «در موارد لزوم» اصولاً، هدف از تشکیل این نیروها را که صرفاً جهت همکاری با ارتش در دفاع از مرزها می داند. این نامه دلیل دیگری بر این است که حوزه عمل سپاه در پاسداری از انقلاب اسلامی صرفاً نظامی و مسلحانه است.

2/1. احتمال دوم این است که وظیفه سپاه در پاسداری از انقلاب اسلامی را نمی توان به قالب مسلحانه آن محدود ساخت. این امر هم با ماهیت انقلاب اسلامی و هم با فلسفه وجودی سپاه مغایرت دارد. ما احتمال دوم را که نظریه برگزیده ما نیز می باشد در ادامه تحلیل می کنیم و با بررسی آن می توانیم یک تصویر کلی از جایگاه سپاه در ساختار سیاسی نظام ارائه دهیم.

تردیدی نیست که یکی از ابعاد پاسداری از انقلاب اسلامی، دفاع مسلحانه است، اما آیا می توان از ادله فوق و اصل یکصد و پنجاه قانون اساسی و سایر مقررات و همچنین منویات امام این برداشت را کرد که ماهیت پاسداری سپاه فقط جنبه مسلحانه دارد؟ در این خصوص باید به چند نکته اشاره کرد:

الف. قانون اساسی عبارت «نگاهبانی از انقلاب» را به طور مطلق بکار برده است و هیچ جا نیز آن را مقید نساخته و برای آن از قید مسلحانه نیز استفاده ننموده است. همگان نیز می دانند که قانون عادی قادر به مقید کردن اطلاقات قانون اساسی نیست. بنابر این حتی اگر مقرراتی در مجلس تصویب شوند که در ظاهر قید مسلحانه را برای نگاهبانی بیان کرده باشد با توجه به صراحت قانون اساسی باید قانون مذکور را متناسب با قانون اساسی و در چارچوب آن تحلیل کرد.

ب. ذکر لزوم تفکیک وظایف سپاه با سایر نیروهای مسلح نیز نمی تواند دلیلی بر مقید بودن نگاهبانی از انقلاب در شکل مسلحانه آن باشد، زیرا در این صورت باید معتقد شویم که قسمت اخیر اصل یکصد و پنجاه قانون اساسی در صدد مقید ساختن اطلاق مذکور در صدر آن است. چنین برداشتی بسیار بعید است زیرا مطلق و مقید خصوصیاتی دارند که بر موضوع مورد بحث قابل صدق نیستد،[11] حتی قصد تقیید را نیز نمی توان به دست آورد. علاوه بر این با مراجعه به مشروح مذاکرات و نظراتی که از سوی نمایندگان مجلس بررسی قانون اساسی ارائه گردید، اطلاق «نگاهبانی از انقلاب اسلامی» مد نظر بوده است.[12] به ویژه اینکه در صدر اصل یکصدو پنجاه نیز بر تداوم نقش سپاه تأکید شده است نقشی که در هنگام تصویب قانون اساسی محدود به دفاع مسلحانه از انقلاب اسلامی نبوده بلکه سپاه علاوه بر نظامی درابعاد امنیتی، سیاسی، اطلاعاتی، سازندگی و حتی فرهنگی هم فعال بوده است.

تنها برداشتی که می توان از اصل یکصدوپنجاه کرد این است که قانون اساسی، وظائف سپاه را به دو دسته اساسی تقسیم کرده است، بخش اول به عنوان یک نیروی نظامی و مسلح که به دلیل اهمیت فوق العاده ای که این بخش دارد و برای جلوگیری از تداخل احتمالی و خطرات ناشی از آن و بالاخره اقدام بموقع، مجلس را مکلف نموده تا حدود وظائف هر یک از نیروهای مسلح را تعیین کند. بخش دوم نیز وظائفی هستند که سپاه حسب ضرورت و برای پاسداری از انقلاب باید ایفا نماید همان گونه که در بدو پیروزی انقلاب به دلیل شرایط خاص اقدام می نمود.

به این ترتیب قانون اساسی به مجلس و سایر مراجع تصمیم گیرنده اجازه داده است تا وظایف متنوعی را بر عهده سپاه بگذارند. به همین دلیل در اساسنامه سپاه پاسداران مصوب سال 1360 مجلس شورای اسلامی در تبیین اهداف تشکیل سپاه، آمده است:

نگاهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن

کوشش مستمر در راه تحقق آرمان های الهی

گسترش حاکمیت قانون خدا طبق قوانین جمهوری اسلامی

تقویت کامل بنیه دفاعی جمهوری اسلامی از طریق همکاری با سایر نیروهای مسلح و آموزش نظامی و سازمان دهی نیروهای مردمی

به این ترتیب فقط چهارمین هدف صرفاً جنبه نظامی دارد و مجلس نیز با همان استدلالی که بیان شد موضوع تفکیک وظایف آن را با سایر نیروهای مسلح مطرح ساخته است.

ج. از مقررات استخدامی سپاه نیز نمی توان ماهیت نگاهبانی سپاه را دریافت، زیرا:

اولاً؛ قانونگذار در مقام بیان هدف از تشکیل سپاه نبوده بلکه در مقام بیان ویژگی مورد نیاز یک پاسدار بوده است.

ثانیاً؛ نگاهبانی مسلحانه از انقلاب یکی از اهداف مهم تشکیل سپاه است، پس هر پاسداری باید توانایی انجام این امر مهم را داشته باشد.

از مجموع آنچه بیان شد می توان نتیجه گرفت که هدف از تشکیل سپاه دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامی است در هر قالب و شکلی که نظام و انقلاب نیاز داشته باشد. این موضوع را از رویه ها و عملکرد رهبری نظام هم در دوران حضرت امام و هم در عصر رهبری معظم انقلاب می توان بخوبی فهمید. این دو بزرگوار در هر زمان که انقلاب با مسئله و معضل به خصوصی روبرو می شد که حل آن از توان سایر دستگاه ها خارج بود و یا بنا به مصالحی ضرورت داشت تا سپاه وارد آن شود در واگذاری و بکارگیری سپاه در این جهت تردید نمی کردند. قانونگذار نیز علاوه بر نظامی بودن، وظایف دیگری حتی در حوزه های خدمات امدادی، آموزشی، تولیدی، سازندگی و مانند آن را برای سپاه در نظر گرفته بود.[13] در سال 1359 و هنگام تصویب قانون ادغام بسیج در سپاه پاسداران، هنگامی که برخی خواستار واگذاری بسیج صرفاً در بعد نظامی آن به سپاه شدند، همه نمایندگان مجلس اعلام کردند که بسیج در تمام ابعاد سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی آن باید به سپاه واگذار شود.[14] این امر به مفهوم این است که سپاه در صورت لزوم باید اقدام به بسیج نظامی مردم نماید همان گونه که اگر ضرورت داشته باشد باید بتواند آنها را در عرصه های سیاسی و فرهنگی برای دفاع از انقلاب اسلامی بسیج نماید و این امر جز در قالب پذیرش ماهیت چند جانبه بودن سپاه امکان پذیر نیست.

2. ابعاد پاسداری

به اقتضای اهدافی که برای سپاه پاسداران بر شمردیم و همچنین به مقتضای انواع تهدیدات علیه انقلاب اسلامی می توان ابعاد پاسداری را چنین بیان کرد:

2/1. مقابله باتهدیدات سخت: به مجموع تهدیداتی مانند حمله نظامی، کودتا و هر آنچه که به صورت آشکار و با بکارگیری قوای مسلح علیه انقلاب صورت می گیرد، تهدید سخت می گویند. سپاه به عنوان یک نیروی نظامی یکی از مهم ترین وظائفش مقابله با این دسته از تهدیدات است. در این خصوص باید به دو نکته اشاره کرد:

الف. تفکیک میان وظائف سپاه و ارتش به ماهیت وظایف این دو نیروی مسلح برمی گردد که در قانون اساسی بیان شده است، به همین دلیل ماده 13 قانون ارتش مصوب سال 1366 مقرر می دارد:

مأموریت های مذکور... در این قانون چنانچه در زمینه پاسداری از استقلال وتمامیت ارضی جمهوری اسلامی باشد، مأموریت اصلی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی است و نیروهای سه گانه سپاه پاسداران با نیروهای سه گانه ارتش همکاری خواهند کرد. لیکن چنانچه مأموریت های مذبور در زمینه نگاهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن باشد، مأموریت اصلی بر عهده سپاه پاسداران بوده و نیروهای سه گانه ارتش با نیروهای سه گانه سپاه همکاری خواهند کرد. میزان همکاری ارتش و سپاه پاسداران در هر مورد را شورای عالی دفاع[15] تعیین می کند.

پس سپاه پاسداران توان نظامی خود را در جهت دفاع از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بکار می گیرد و ارتش هم در این زمینه همکار آن محسوب می شود.

ب. ماهیت نظامی سپاه پاسداران با ارتش جمهوری اسلامی به تناسب نوع مأموریت و اهداف آنها باید متفاوت باشد و ارتش به دلیل وظایفی که در اصل یکصد و چهل و سوم و قانون ارتش برای آن پیش بینی شده اصولاً یک نیروی مسلح تدافعی است. اما مأموریت سپاه پاسداران اقتضای دیگری دارد. سپاه مأمور حفاظت از انقلاب اسلامی است و انقلاب یک پدیده فیزیکی نیست که قالبی دفاعی و پدافندی مانند ارتش برای آن مناسب باشد. دفاع نظامی از انقلاب اسلامی به دلیل گستردگی نوع تهدیدات سخت علیه آن نیرویی کاملاً فعال و کنشی را مطالبه می کند، که در هر شرایطی بتواند به ضد انقلاب حمله ور شود و تهدیدات را در نطفه خفه کند. بنابر این ماهیت نظامی سپاه نمی تواند مانند ارتش تدافعی باشد.

2/2. مقابله با تهدیدات نیمه سخت: منظور اقداماتی هستند که دشمنان انقلاب اسلامی با استفاده از ضد انقلاب و از طریق روش هایی مانند ترور و ایجاد ناامنی، شورش های کور، کودتای خزنده، انقلابات رنگین، درگیری های فرقه ای و قومی و اختلافات مذهبی و تجزیه طلبانه به جنگ انقلاب اسلامی می آیند. این بخش از وظائف سپاه پاسداران با دو نهاد دیگر یعنی نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات باید هماهنگ شوند. برخی از وظایف سپاه در این خصوص باتوجه به قانون نیروی انتظامی مصوب سال 1369 و قانون تشکیل وزارت اطلاعات مصوب سال 1362 و اساسنامه سپاه در مجموع به شرح زیر می باشند:

الف. مبارزه با جریان های خرابکار و برانداز که علیه نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی اقدام می نمایند.

 ب. حفاظت از اماکن و تأسیساتی که بنا به تشخیص شورای عالی امنیت ملی جنبه حسّاس و حیاتی دارند.

ج. حفاظت از شخصیت هایی که بنا به تشخیص شورای عالی امنیت ملی حفاظت از آنها نگاهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن محسوب می شود.[16]

د. حفاطت از فرودگاه ها و پروازها

ه. مبارزه با مفاسد اجتماعی از طریق نیروی مقاومت بسیج

و. همکاری با نیروی انتظامی در مواردی که این نیرو نیازمند کمک باشد.

ز. اطلاعات نظامی

ح. تحویل اخبار و اطلاعات واصله به وزارت اطلاعات و انجام کلیه امور اطلاعاتی در حوزه سپاه پاسداران

ط. حمایت از نهضت های آزادی بخش و ملل مسلمان مستضعف غیر معارض با اسلام (بندج ماده 7 قانون ارتش)

3/2. تهدیدات نرم: منظور تهدیداتی هستند که از طریق قدرت نرم[17] به مواجههبا انقلاب اسلامی برمی خیزند. در این روش تهدید ملموس وجود ندارد بلکه از شیوه های غیر مستقیم برای رسیدن به نتایج ملموس استفاده می شود. قدرت نرم در واقع توانایی شکل دهی به اولویت های دیگران است به منظور اینکه آنچه را شما بخواهید بخواهند.[18] این کار از طریق شکل دهی به باورهای افراد و قبولاندن آنچه شما می خواهید باور کنند و رد آنچه می خواهید رد کنند می باشد. ابزارهای قدرت نرم، رسانه ها و سایر ابزاری هستند که بر نحوه تفکر و باورهای افراد اثر می گذارند و از این طریق هویت آنها را به چالش می کشند. به همین دلیل امروزه «امنیت فرهنگی»[19] یکی از پیچیده ترین و مهم ترین مؤفه های امنیت ملیمحسوب می شود. و بر این اساس تهدیدات نرم را باید حساس ترین نوع تهدید بشمار آوریم و اگر به این نکته توجه داشته باشیم که مهم ترین خصیصه انقلاب اسلامی نیز ویژگی فرهنگی آن است، آنگاه جایگاه ویژه تهدیدات نرم رخ می نمایاند و نقشی که سپاه به عنوان نگاهبان انقلاب اسلامی باید ایفا نماید روشن می شود. امام خمینی بادرک واقع بینانه از روش های مدرن دشمنان و حساسیت موضوعات فرهنگی در آخرین پیام خود به سپاه پاسدارن در سال 1367 تصریح می فرماید که:

 در کنار پیروی از خطوط کلی سیاست نظامی کشور باید همان محافل انس و نورانیت و برادری و وحدتی که در میدان های نبرد و در جبهه بوده است... به همه محیط های سیاسی و اجتماعی و نظامی کشانده شود.[20]

به این ترتیب امام مسئولیت حفاظت از تمامیت فرهنگی انقلاب اسلامی را در مقابل تهدیدات نرم به سپاه پاسداران واگذار کردند.

نتیجه گیری

از آنچه بیان شد نتیجه می گیریم که سپاه پاسداران یک نهاد چندمنظوره است که برای مقابله با تهدیدات گوناگون علیه انقلاب اسلامی تشکیل شده و باید بگونه ای سازمان دهی شود که قادر به انجام این مأموریت های متنوع باشد.



[1] . اشراقی ، مشروح مذاکرات بررسی نهایی قانون اساسی ،ج2، ص1173-مقدم مراغه‏ای، همان، ص 390 و 1397، مکارم شیرازی، همان، ص 1171.

 

[2] . ربانی شیرازی، همان، ج 2، ص 1172.

 

[3] . کیاوش نماینده خوزستان، همان.

 

[4] . طاهری گرگانی، همان، ص 1173.

 

[5] . پیام به مجمع بزرگ فرماندهان، 26/6/67، صحیفه نور،ج 21، ص 19.

 

[6] . امام در آن زمان هوشمندانه نبرد نرم تمام عیار و وسیع دشمن را علیه نظام اسلامی وارزش‏های آن پیش بینی کرده بودند.

 

[7] . فاتحی، همان، ج 2، ص 1369.

 

[8] . روزنامه اطلاعات، 17/2/1358، ص 3.

 

[9] . قوه قضائیه، مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی، روزنامه رسمی، شماره 11645، مورخ 1359/9/11، ص 23.

 

[10] . صحیفه نور، ج19، ص 228.

 

[11] . برای اینکه بتوان مطلق رابر مقید حمل نمود باید از نظر نفی واثبات یکسان باشند در غیر این صورت زمانی می‏توان مطلق را بر مقید حمل کرد که «اطلاق بدلی» باشد مثل اینکه بگوید یک بنده را آزاد کن و سپس گفته شود یک بنده مؤن را آزاد کن که در این صورت ظهور مقید در وجوب تعیینی، برظهور مطلق در اطلاقش مقدم می‏شود. زیرا در اینجا مقید قرینه‏ای برای مطلق است. ولی اگر اطلاق شمولی باشد یعنی بین مطلق و مقید منافاتی وجود نداشته باشد، نمی‏توان از اطلاق دست برداشت. در اصل یکصدوپنجاه هم هیچ‏گونه منافاتی بین قسمت اول مطلق و قسمت دوم(مقید) وجود ندارد که بتوان از اطلاق اصل دست برداشت.

 

[12] . ر.ک مشروح مذاکرات، ج2، ص 1369.

 

[13] . ماده اساسنامه سپاه مصوب 1360.

 

[14] . قوه قضائیه، مشروح مذاکرات مجلس در خصوص قانون ادغام بسیج در سپاه پاسدارن، جلسه 97، روزنامه رسمی، شماره 11865، مورخ، 28/10/1359، ص 23.

 

[15] . در حال حاضر وظائف شورای عالی دفاع به شورای عالی امنیت ملی واگذار شده است.

 

[16] . مانند رهبری ، رئیس جمهورومانند آنها.

 

[17]1. soft power.

 

[18] . نای، جوزف، رهبری و قدرت هوشمند، مؤسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، تهران، 1387، ص 70.

 

[19]2. Cultural Security.

 

[20] . پیام به فرماندهان ومسئولین سپاه 26/6/1367، صحیفه نور، ج 21، ص 19.

 

کلمات کلیدی
انقلاب  |  ارتش  |  انقلاب اسلامی  |  قانون اساسی  |  پاسدار  |  پاسداری  |  سپاه پاسدار  |  قانون اساسی موضوع سپاه پاسدار  | 
لینک کوتاه :