علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم

سید ابراهیم دروازه ای

سید ابراهیم موسوی دروازه‌ای (۱۳۸۱-۱۳۱۳ ق)، از عالمان بزرگ شیعه در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان شیخ الشریعه اصفهانی بود. وی از قریحه شعری بسیار سلیس و روان برخوردار بود و اشعار خود را در مدح اهل بیت علیهم السلام و مسائل اجتماعی، مواعظ و ارشاد مردم بکار می‌گرفت.

تعداد بازدید : 3197     تاریخ درج : 1390/10/05    

سید ابراهیم دروازه ای تبریزی در سال 1313 ق در شهر تبریز در یک خانواده مذهبی و علمی دیده به جهان گشود، پدر ارجمندش سید مهدی موسوی (متوفای سال 1333 ق) از علمای مبرّز تبریز بود.

ایشان پس از آموزشهای ابتدائی و فراگیری مقدمات در مکاتب قدیمی، به تحصیل علوم ادبی و اسلامی پرداخت، و کتب درسی متداول در شیوه تحصیل طلبگی را از صرف و نحو و دیگر رشته های مربوط به ادب عربی و منطق و کلام و فقه و اصول فقه، به نحو کامل و شایسته فراگرفت و سپس به محافل علمی و حلقات درسی بزرگان و اساطین راه یافت.

البتّه تبریز آن روز برخلاف امروزش، یکی از مراکز علمی به شمار می رفت و علما و محققان برجسته و کم نظیری در آن شهر رشته های متنوع علوم ادبی و اسلامی را در سطح تحقیقی و بسیار بالای علمی بحث و مذاکره می کردند، که عناوین و شخصیتهای علمیشان در کتب تراجم که در شرح حال علمای قرن اخیر نگارش یافت، منعکس می باشد.

دروازه ای بعد از فراغت از سطح و متون درسی، چندین سال در محضر علمای تبریز، از قبیل آیات: میرزا حسن مجتهد تبریزی (متوفای 1338 ق) و میرزا ابو الحسن انگجی (متوفای 1357 ق) و سید محمّد مولانا (متوفای 1363 ق) و دیگران بهره برد و به اخذ مدارک عالیه علمی و اجتهاد نایل گردید.

دروازه ای به منظور تکمیل مقامات علمی به نجف اشرف رهسپار گردید. ولی به علت پاره ای گرفتاری های داخلی و خانوادگی نتوانست مدت زیادی در آن مرکز علم و مهد فضیلت بماند، و پس از مدت دو سال تکمیل تحصیل نزد حضرات آیات: شیخ محمّد حسین غروی اصفهانی، شیخ ضیاء الدّین عراقی و سید ابو الحسن اصفهانی به وطن خویش مراجعت نمود.

دروازه ای در تدریس و تفهیم کتب درسی و تقریر و تبیین مطالب علمی تسلط و مهارت خاصی داشت. بیانش بلیغ و جذاب و شیوا بود. شرکت کنندگان در جلسه درسش کمترین خستگی احساس نمی کردند، و نقطه ابهامی برای آنان باقی نمی ماند. و روی همین جهات (طلاقت لسان و حلاوت بیان، علاوه بر تسلط و احاطه کامل بر مطلب) محضر درس وی همواره مملو و مشحون از فضلای طلاب و اهل علم بود.

ایشان علاوه بر جهات یادشده، خود ذاتا عاشق درس و بحث بود، و این معنی، بیشتر به مذاکرات علمیش رونق و جذابیت می بخشید. او با اینکه از نظر مزاجی و بدنی ضعیف بود و از بیماری اعصاب رنج می برد، و در اواخر عمرش به بیماری قلبی هم مبتلا گردیده بود، مع ذلک تا پایان عمر و آخرین روزهای حیاتش از اشتغالات علمی دست نکشید، و در واقع این قبیل اشتغالات علی رغم اینکه خسته کننده است، برای وی غذای روحی و مایه نشاط بود.

روزهای جمعه، همچنین در لیالی ماه مبارک رمضان در مسجدی که اقامه نماز جماعت می کرد، به تفسیر قرآن می پرداخت. روش تفسیرش هم بسیار جالب بود.

مطالب را با شنوندگانش طوری مطرح می کرد که هم اهل علم استفاده می کردند، و هم مردم عامی و درس نخوانده از آن بهره می بردند.

در زمینه ادبیات، به خصوص ادبیات عرب فردی فوق العاده و کم نظیر بود.

کتابهای درسی ادبیات عرب مانند: مغنی و مطول را در دوران جوانیش مدتها تدریس نموده و حواشی و تعلیقات سودمندی بر آنها نوشته است. و در مواقع مقتضی فرازهایی از کتب ادبی مانند: مقامات (حریری)، محاضرات (راغب اصفهانی) و امثال این ها را از حفظ می خواند و با اشعار و قصاید عربی به قدری استادانه تمثّل می کرد و استشهاد می نمود که شنونده را بی اختیار به اعجاب و تحسین وا می داشت.

وی علاوه بر اطلاعات شایان و وسیع، در ادبیات و اشعار عرب خود نیز از قریحه شعری بسیار سلیس و روان برخوردار بود. البتّه باید اضافه کنم که او زیاد شعر نمی گفت و اشتغالات علمی، این اجازه را به وی نمی داد که وقتش را زیاد در این زمینه صرف کند و به کار ببندد، ولی گهگاهی دست به قلم می برد و ابیاتی یادداشت می کرد. قسمت عمده سروده هایش به عربی و در زمینه های تظلم و شکوه از نظام جور و استبداد زمان، به ساحت مقدس معصومین علیهم السّلام، وعظ و ارشاد، اظهار تأثر و تأسف از وضع محیط خویش و موضوعاتی مشابه این ها است.

او عالمی بود: عامل، وارسته و متقی، در برخورد با مردم گشاده رو و مهربان و متواضع. از منیت و خودپسندی و خودنمائی به دور بود و از ریا و تظاهر به فضل که احیانا دامن گیر بعضی از ارباب فضل و کمال می شود، به طور جدی پرهیز داشت. از نفوذ فوق العاده و محبوبیت خاصی که در میان طبقات مختلف مردم داشت، هیچ گاه بهره برداری شخصی نکرد و دنبال اسم و رسمهای ظاهری و عناوین فریبنده نبود، و در یک کلام: «خود را نباخته بود».

او زندگی بسیار ساده و فقیرانه ای داشت و با وجود امکانات وسیع مالی از قبیل وجوه شرعی که در اختیارش قرار می گرفت، در اداره معیشت خود و خانواده اش بسیار مقتصد و محتاط بود و توان و مقدورات مالیش را در اداره طلاب علوم دینی و تأمین حوایج مستمندان و رفع نیاز نیازمندان مبذول می داشت.

آری، او واقعا یک عالم ربانی بود و بدین گونه عمر پربرکت خود را در یک خانه محقر و قدیمی که از پدرش به ارث برده بود، و با یک زندگی ساده و بی تکلف و بی آلایش، و به ظاهر کم ارزش ولی توأم با عزت و کرامت نفس و سربلندی به پایان برد.

وی در اواخر عمرش به بیماری شدید قلبی مبتلا گردید، و از معالجات تبریز نتیجه ای حاصل نشد و به منظور معالجه راهی تهران گشت. اما معالجات تهران هم بی ثمر بود و بالاخره در روز دوشنبه 9/ رجب/ 1381 ق مطابق با 28/ آذر/ 1340 ش در اثر سکته قلبی در تهران بدرود حیات گفت و دیده از جهان بربست.

پیکرش به قم حمل، و در قبرستان حاج شیخ مدفون گردید.

آثار قلمی ایشان: اللطائف الأدبیة و الحکایات الاصمتیة، تحفة الاخیار فی علائم آخر الاعصار، جزواتی در تفسیر، حاشیة علی الرسائل، حاشیة علی اللمعة الدمشقیة، حاشیة علی المطول، حاشیة علی المکاسب، حاشیة علی مغنی اللبیب، دیوان شعر، کتاب الصلاة، کشکول.

برادر ایشان، علامه سید هادی سینا استاد دانشکده معقول و منقول تهران بود که در روز سه شنبه 16/ رجب/ 1383 ق مطابق با 12/ آذر/ 1342 ش در سن 62 سالگی در تهران درگذشت و در مقبره فیروزآبادی شهر ری به خاک سپرده شد.

کتاب «قواعد النحو» از آثار چاپ شده ایشان است.

منابع

1- گنجینه دانشمندان 6/ 52.

2- مجله تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره های 3 و 4، ص 267 (با اندک حذف و اضافه)، به قلم فرزندش سید مهدی دروازه ای.[1]

پی نوشت:

[1] . فرزند گران مایه اش مرحوم حاج سید مهدى دروازه اى نیز از علماى برجسته و اساتید گرانسنگ جهان تشیّع بود، شاگردان زیادى تربیت کرد و در سنگر محراب و منبر خدمات شایسته اى انجام داد و سرانجام به سال 1380 ش در تهران بدرود حیات گفت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

کلمات کلیدی
فرزندان  |  تدریس  |  تحصیلات  |  استادان  |  ولادت  |  رحلت  |  محل دفن  |  آثار و تألیفات  |  ویژگی های اخلاقی  |  ذوق شعری  |  مشایخ اجازه  |  هجرت به نجف  |  سید ابراهیم موسوی دروازه ای تبریزی  |  سید ابراهیم دروازه ای  |  سید مهدی امین محرّر  | 
لینک کوتاه :