علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم  /  سید محمدعلی انگجی

آغاز فعالیت های انقلابی


تعداد بازدید : 174     تاریخ درج : 1390/10/05    

آیةالله سید محمدعلی انگجی، دارای روحیه ظلم ستیزی و مبارزه با فساد و فحشا بود و در مواقع متعدد روحیه کفرستیزی خود را بروز می داد. ایشان از همان دوران جوانی که 32 سال داشت، طعم تلخ تبعید را چشید و همراه پدرش، و میرزا صادق آقادینوری، سید محمد مولانا، و برادر تنی خود سید حسن انگجی و دیگر برادران ناتنی سید مهدی انگجی، دکتر سید محمود انگجی، دکتر سید ابراهیم انگجی و دکتر اسماعیل انگجی، به کردستان تبعید گردید وی به سبب روحیه ظلم ستیزی، بیش از بیست سال علیه تبعیض، بی عدالتی، ظلم و فساد به مبارزه برخاست و هیچ گاه در انجام وظیفه شرعی خویش کوتاهی نکرد. این فقیه خستگی ناپذیر به همراه دیگر عالمان، در مقاطع مختلف با انتشار بیانیه ها، پیام ها و اطلاعیه ها به وظیفه الهی خود عمل کرد، که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می شود:

اعتراض به انجمن های ایالتی و ولایتی

با شروع نهضت بزرگ اسلامی، به رهبری حضرت امام خمینی، آیةالله انگجی رسماً وارد فعالیتهای سیاسی علیه حکومت پهلوی گردید. وی در اولین اطلاعیه ای که به همراه علما، در آبان 1341 ش. منتشر کرد، اعتراض و انزجار خود را از تصویب قوانین غیر اسلامی انجمن های ایالتی و ولایتی اعلام داشت.[1]

قیام 29 بهمن

یکی از حرکت های مهم و حساس در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، قیام خونین 29 بهمن تبریز است. این خیزش، با مجلس گرامی داشت چهلم شهدای نوزده دی قم آغاز شد. به علّت اعمال ضد انسانی نیروهای رژیم طاغوتی، به تظاهرات و قیام خونین کشیده شد. آیةالله انگجی در کنار روحانیان مبارز شهر، در برپایی این حرکت عظیم مردمی و حمایت از آن نقش مهمی ایفا کرد و با صدور اطلاعیه و اعلامیه، حمایت خود را از این جنبش اسلامی ابراز داشت.[2]

حمله به مدرسه حضرت ولی عصر(ع)

در بیست و پنجم خرداد 1357 ش. کماندوهای مسلح و مأموران انتظامی و نظامی با حمله به مدرسه دینی حضرت ولی عصر(ع)[3] تبریز، به ضرب و شتم طلاب علوم دینی پرداختند. عالمان و روحانیان به اتفاق سران و رهبران سیاسی و انقلابی شهر مانند حضرات آیات سید حسن انگجی، قاضی طباطبایی، عبدالحسین غروی، سید محمدعلی انگجی و... در وکنش به این اقدام، اعلامیه ای صادر کردند. در بخشی از این اعلامیه چنین آمده است.

«روز پنجشنبه نهم ماه رجب 98، مطابق 25 خرداد 1357 ش. ساعت 3 بعد از ظهر، جمعی از کماندوهای مسلح و دژخیمان، مسلسل به دست گرفته، با همراهی چند نفر پاسبان شهربانی، با استحضار کلانتری، به درب مدرسه علوم دینی، واقع در محله «ششگلان» تبریز رسیده، با اینکه درب مدرسه مثل اغلب اوقات بسته بوده، درب را می زنند. پس از باز کردن درب به وسیله سرایدار مدرسه، با تمام بی پروایی و بدون درخواست اجازه و به طور وحشیانه و بی شرمی، سراسیمه وارد مدرسه شده و بنای کتک کاریِ طلاب مدرسه، که موقع استراحت آنها بوده، می گذارند و با قنداقه مسلسل بنای ضرب و شتم گذاشته و با فحاشی و هرزه سرایی و یاوه گویی به طلاب حمله می کنند، مسلسل را به سینه یکی گذاشته و تهدید به قتل می نمایند و دیگری را لوله مسلسل به گوش گذاشته، و به آن یکی که مشغول عبادت و نماز خواندن بوده، مسلسل به دهانش گذاشته و تهدید و توهین می کنند...».[4]

خلع شاه از سلطنت

با گسترش اعتراضات سیاسی و راهپیمایی های سراسری تاسوعا و عاشورای سال 1357 ش.، از سوی مبارزان مسلمان و جامعه مدرسین، اعلامیه ای صادر شد که در آن، خواستار خلع شاه از سلطنت شدند. آیةالله سید محمدعلی انگجی همراه با دو تن از عالمان سرشناس تبریز این اعلامیه را امضا می کند.[5]

آیةالله بنی فضل در این باره می گوید:

«با اینکه در آن روز، عده ای بودند در تبریز، لکن در بین آن عده، تنها سه نفر، آن اعلامیه را از تبریز امضا کردند: مرحوم قاضی طباطبایی، سید حسن انگجی و سید محمدعلی انگجی. این سه نفر اعلامیه خلع شاه از سلطنت را امضا کردند و دیگران جرأت نکردند. البته بعضی هایشان نتوانستند، اما بعضی هایشان نخواستند.»[6]

حوادث هجده اردیبهشت دانشگاه تبریز

دانشگاه تبریز، مقارن با چهلم شهدای یزد در هیجدهم اردیبهشت 1357 ش. شاهد زد و خورد نیروهای رژیم پهلوی با دانشجویان انقلابی بود. در اثر این درگیری، تعدادی از دانشجویان به شهادت رسیدند. در پی این حرکت وحشیانه رژیم شاه، آیةالله انگجی همراه روحانیان و وعّاظ معروف شهر، با انتشار اعلامیه ای، تنفّر و انزجار خود را اعلام نمود.[7]

پی نوشت ها:

[1] اسناد انقلاب اسلامی، ج 3، ص 47 و 107.

[2] رک: حماسه 29 بهمن، به کوشش علی شیرخانی.

[3] مدرسه علوم دینی مذکور را برادران بنابی اداره می کردند این مدرسه در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی تعطیل گردید و به جای آن در بلوار 29 بهمن مدرسه مجهّزی ساخته شد.

[4] اسناد انقلاب اسلامی، ج 3، ص 316 و 317.

[5] زندگی و مبارزات شهید قاضی طباطبایی، ص 296.

[6] تنهایی و پایداری، حسین نجفی، ص 77.

[7] زندگی و مبارزات شهید قاضی طباطبایی، ص 292.

لینک کوتاه :