علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن سوم  /  قاسم بن حسن بن علی بن یقطین

خاندان قاسم


تعداد بازدید : 94     تاریخ درج : 1390/10/06    

در سده دوم و سوم هجری آل یقطین خاندانی علمی، سیاسی و شیعه مذهب بود و شخصیت های بزرگ و تأثیرگذاری را به تاریخ اسلام معرفی کرد. سرسلسله این خاندان، ابوالحسن یقطین بن موسی متوفای 185 ق. است که اهل کفه و سکن آنجا بود. همچنین یقطین، از هواخواهان و داعیان برجسته بنی عباس و از مخالفان بنی امیه به حساب می آمد و به همین دلیل، مروان حمار، او را تحت تعقیب قرار داد و یقطین به همراه خانواده اش به مدینه گریخت و دور از چشم حکومت، به زندگی پرداخت.[1] یقطین پس از روی کار آمدن عباسیان به بغداد رفت و در آنجا مقیم شد. او که فردی هوشمند و دارای درایت سیاسی و قدرت جنگاوری بالایی بود، نزد ابوالعباس سفاح و ابوجعفر منصور؛ خلفای عباسی، پایگاهی بلند یافت. مهدی عباسی در سال 167 ق. یقطین را مأمور بازسازی مسجدالحرام و مسجد النبی(ص) نمود.[2]

یقطین گرچه در دوره امویان به دستگاه عباسیان پیوست و در زمان دولت بنی عباس با آنان همکاری می کرد؛ اما از نظر مذهبی، شیعه و پیرو امامان(ع) بود. ممکن است برخی به خاطر این همکاری در مذهب یقطین تردید کرده باشند؛ ولی به دلایلی، تشیّع او حتمی است. در واقع یقطین، شیعه و معتقد به امامت بود؛ ولی عقیده خود را مخفی نگه می داشت. به گزارش بیشتر محدّثان و مورخان شیعی، او پنهانی، با امام صادق(ع) ارتباط داشت و به آن حضرت ارادت می ورزید. وی خمس و زکاتش را نزد امام می فرستاد. درباریان و جاسوسان از این جریان اطلاع یافته و نزد منصور و مهدی عباسی از او بدگویی کردند؛ ولی به تعبیر شیخ طوسی خداوند کید آن دو را از وی بازداشت.[3]

بنابراین، این احتمال را باید پذیرفت که با وجود شیعه بودن یقطین، حضور او در دستگاه خلافت، به دلایل خاصّ سیاسی و ضرورت ها و با اشاره و دستور امام صادق(ع) بوده است. کما اینکه این رفتار در عملکرد پسرش، علی، به وضوح قابل بررسی است. خاندان یقطین اعمّ از پسران و نوادگان، جملگی از یاران و ارادتمندان امامان معصوم(ع) بودند و این مسأله، نشان از عقیده قلبی یقطین دارد که فرزندانش را چنین تربیت کرده است.

یقطین چند پسر به نام های علی، عُبید، اسماعیل، ادریس، موسی، یعقوب و خزیمه داشت که همگی از یاران و راویان امامان(ع) بودند.[4]

علی بن یقطین

علی بن یقطین جدّ قاسم و برجسته ترین فرد در میان پسران یقطین است. وی فقیه، متکلّم، محدّث و از بزرگان شیعه بود. منابع، او را وابسته به قبیله بنی اسد می دانند.[5] بدین ترتیب آل یقطین نباید از نژاد عرب باشند و چون سکنان کوفه، بیشتر، ایرانیان بودند، بعید نیست که این خاندان در اصل ایرانی باشند.

علی در سال 124 ق. در کوفه، زاده شد و به دلیل فشار بنی امیه بر این خانواده، وی به همراه مادر و برادرش عبید، به مدینه مهاجرت کرد و پس از فروپاشی حکومت بنی عباس، به همراه اعضای خانواده به بغداد رفت و در آنجا سکونت گزید.[6] او، در آغاز به شغل داد و ستد ابزار (نوعی ادویه) می پرداخت.[7] و سپس به دستگاه خلافت عباسیان وارد شد و از کارگزاران مهدی عباسی و از خاصّان و نزدیکان خلیفه، هارون الرشید گردید.[8]

در شیعه بودن علی، جای هیچ گونه تردید نیست؛ ولی مذهب او، همانند پدرش از دید عباسیان پنهان بود و در نهان، با امام کاظم(ع) ارتباط نزدیک داشت. وی نزد آن حضرت، از اعتبار و جایگاهی بسیار برخوردار بود. علی بن یقطین که ظلم و فساد خلافت عباسی را از نزدیک می دید، از تحمل این وضعیت به تنگ آمده بود. او نمی توانست جور و جفای حکومت را نسبت به مردم، به خصوص نسبت به شیعیان تحمل کند، از این رو تصمیم داشت از دربار، کناره گیری نماید؛ اما با توصیه امام کاظم(ع) و برای خدمت به شیعیان و ستمدیدگان، در دستگاه باقی ماند. مخالفان و دشمنان علی، بارها و بارها از او و از ارتباط وی با امام(ع) نزد هارون سعایت و بدگویی کردند؛ ولی به خاطر رفتار هوشمندانه او و راهنمایی های امام، در نیتشان موفق نشدند و گزندی به او نرسید.[9]

در مورد ایمان و پارسایی علی بن یقطین روایات بسیاری وارد شده است، از جمله آن احادیث، حدیثی است که در آن امام کاظم(ع) بهشت را برای او تضمین کرده است.[10]

برای علی بن یقطین سه پسر ذکر شده است. احمد، حسن (پدر قاسم) و حسین.

پدر

برخی، حسن، پدر قاسم را از وابستگان بنی هاشم و یا بنی اسد ذکر کرده اند.[11] در هر صورت وی از عالمان، فقیهان، متکلّمان، محدّثان و راویان موثق و مورد اعتماد شیعه بوده و افتخار شاگردی نزد امام کاظم، امام رضا و امام جواد(ع) را داشته و از هرسه بزرگوار روایت کرده است.[12]

وی همچنین مسائلی را که از امام کاظم(ع) پرسیده و جواب گرفته و یا در مواقع متعدد از حضرت شنیده در کتابی جمع آوری و از خود به یادگار گذاشته است[13] که نشان دهنده اهتمام این فرد به حفظ میراث و فرهنگ امامان و تشیّع است. مکتب تشیّع از طریق همین آثار و کتاب ها که به وسیله دانشمندان شیعه نگاشته شده به نسل های بعدی منتقل گردیده است و با همین تلاش ها و کوشش ها، هرچه پیش می رویم، این مکتب بالنده تر و تابنده تر می شود.

پی نوشت ها:

[1] فهرست، شیخ طوسی، تحقیق جواد قیومی، قم، انتشارات نشر الفقاهة، چ اول، 1417 ق، ص 154 و 155.

[2] رحله، ابن جبیر محمد بن احمد، بیروت، داربیروت، 1404 ق، ص 68؛ تاریخ طبری، محمد بن جریر، بیروت، اعلمی، ج 6، ص 390، چ پنجم، 1409 ق.

[3] فهرست طوسی، همان.

[4] اختیار معرفةالرجال، شیخ طوسی، تصحیح حسن مصطفوی، مشهد، 1348 ش، ص 437؛ رجال طوسی، تحقیق جواد قیومی، قم، جامعه مدرسین، چ اول 1415 ق، ص 352، 366، 369 و 383.

[5] رجال نجاشی، احمد بن علی، تحقیق محمدجواد نایینی، بیروت، دارالاضواء، چ اول 1408 ق، ج 2، ص 108.

[6] همان؛ فهرست طوسی، همان.

[7] اختیار معرفة الرجال، همان، ص 430.

[8] تاریخ طبری، همان، ص 391؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 2، ص 184.

[9] اختیار معرفةالرجال، همان، ص 430 - 435؛ معجم رجال الحدیث، سیدابوالقاسم خویی، قم مرکز نشر آثار شیعه، 1369 ش، ج 12، ص 227 - 240.

[10] همان، ص 430.

[11] رجال نجاشی، همان، ج 1، ص 148.

[12] رجال طوسی، همان، ص 372؛ قاموس الرجال، ج 3، ص 332، محمدتقی تستری، قم، جامعه مدرسین، چ دوم 1411 ق؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، علی نمازی، ج 3، ص 18، تهران، حیدری، چ اول 1414 ق.

[13] فهرست طوسی، همان، ص 98.

لینک کوتاه :