علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن چهاردهم  /  علی علم الهدی فومنی

مخالفت با مشروطه


تعداد بازدید : 55     تاریخ درج : 1390/10/06    

یکی از مهم ترین امور در این دوره، اقدامات مجلس در تدوین قانون اسلامی بود. دو دیدگاه وجود داشت؛ روحانیان و در رأس آن شیخ فضل الله نوری خواهان قانونی بودند که بر اساس شریعت اسلامی باشد و در مقابل روشنفکران غربزده قانونی همسان قوانین کشورهای اروپایی می خواستند. این دو دیدگاه که ناشی از دیدگاه فکری و اعتقادی آنها بود، سر آغازِ پیدایش تفرقه بین مبارزان گردید. شیخ فضل الله در ابتدا با نصحیت و هدایت، خواست از تصویب قوانین ضد اسلامی جلوگیری نماید؛ ولی نه تنها کاری از پیش نبرد؛ بلکه مورد حملات ناجوان مردانه روشنفکران غربزده و فراماسونری ها و دیگر نا آگاهان قرار گرفت. او معتقد بود که قانون اساسی و دیگر قوانین حقوقی و جزایی باید مطابق قوانین اسلام باشد؛ زیرا مردم ایران، مسلمان و پیرو همین دین هستند. وی به همین دلیل، پیشنهادِ حکومت مشروطه مشروعه را داد.

رویارویی و نبرد دو اندیشه مشروطه و مشروعه، علاوه بر تهران در شهرهای بزرگ دیگر نیز وجود داشت. در رشت نیز آیةالله ملا محمد خمامی، عالم با نفوذ گیلان از طرفداران مشروطه مشروعه بود. تبلیغات مشروطه طلبان، چنان قوی و گمراه کننده بود که شیخ و طرفدارانش نتوانستند کاری از پیش ببرند. بعد از مرگ مظفرالدین شاه، فرزندش محمدعلی شاه به قدرت رسید. وی که مطیع قانون نبود و خوی استبدادی داشت به کمک قوای روس به مجلس حمله کرد و بساط مشروطه را برچید. وی بعد از اندکی، سقوط کرد و احمد شاه فرزندش به قدرت رسید و مهم ترین مناصب دولتی به دست مشروطه خواهان وابسته به انگلیس و روس تقسیم شد.

پس از برقراری حکومت، مشروطه خواهان به تصفیه حساب با مخالفان مشروطه پرداختند. آنان به جهت انتقام، شیخ و بسیاری از بزرگان دینی را شهید، تبعید و زندانی کردند. به همین جهت بسیاری از بزرگان دینی مانند: آیةالله علم الهدی که از فعالان جریان مشروطیت بود، بعد از تحمّل زحمات زیاد آن هم به امید آنکه حکومت دینی در ایران برقرار و قوانین اسلام در آن اجرا شود وقتی که دید استعمار با ترفندهای مختلف و خائنانه، از قدرت و نفوذ اجتماعی رهبران مذهبی و نشاط و جوانی طلاب آگاهی و نا آگاهی مردم چگونه به راحتی به مقصد خویش که همانا نصب پادشاهی دست نشانده و غارت منابع و ثروت های مادی و معنوی مملکت و... رسیده است سخت پشیمان[1] و از اوضاع متنفّر شدند.

پی نوشت:

[1] رک: تشیع و مشروطیت در ایران؛ تاریخ پیدایش مشروطیت؛ تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران از زمان ناصرالدین شاه تا آخر سلسله قاجاریه و گلشن ابرار، ج 1.

لینک کوتاه :