علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن دهم  /  قاضی احمد قمی

نوشتار با ارزش


تعداد بازدید : 115     تاریخ درج : 1390/10/06    

مهم ترین و مفصّل ترین نوشتار قاضی احمد قمی که از اعتبار و اتقان ویژه ای برخوردار است، کتابی به نام خلاصةالتواریخ است. این کتاب، تاریخ صفویه، از روزگار شیخ صفی الدین اردبیلی - نیمه هشتم هجری قمری - تا اوایل قرن یازدهم هجری قمری مقارن با نخستین سال های سلطنت شاه عباس اوّل را در بر می گیرد. در واقع این کتاب مجلّد پنجم از یک اثر تاریخی مفصلّ مشتمل بر تاریخ عمومی ایران است که مؤلف، چهار مجلّد آن را به تاریخ بشر؛ از آدم تا روی کار آمدن صفویه اختصاص داده و پنجمین جلد، به تاریخ عصر صفوی اختصاص دارد؛ اما از مجلّدات چهارگانه، چیزی باقی نمانده و تنها آخرین جلد در چندین نسخه وجود دارد.[1]

خلاصةالتواریخ در حقیقت یک واقعه نگاری است و حوادث سیصد سال تاریخ ایران را از سده هشتم تا یازدهم هجری بیان می کند. حوادثی که منجر به تأسیس دولت صفوی و استقرار آن به عنوان یک قدرت سیاسی اجتماعی متمرکز بر اساس مذهب تشیّع گردید.[2]

قاضی احمد قمی در مقدمه این کتاب، نام چند تن از مورّخان را که از پیشروان او بوده اند آورده است که عبارتند از: امیرسلطان ابراهیم امینی هروی، میریحیی سیفی قزوینی، میر محمود ولد، میرخواند هروی، مولانا حیاتی تبریزی، قاضی احمد غفاری و حسن بیک روملو. وی می افزاید: بعد از درگذشت این مورّخان، کسی پیرامون نگارش وقایع زمان خود اقدام نکرده است و ناگزیر، خودش برای تألیف چنین تاریخی، اقدام به نوشتن مجلّد پنجم کرده است.[3] البته در جای دیگری، از جلد ششم این کتاب یاد می نماید که در دسترس ما نیست.[4]

از این مقدمه بر می آید که مؤلّف پس از اتمام مجلدات چهارگانه که دوازده سال به طول انجامیده، ظاهراً در سال 984 ق. به تشویق شاه اسماعیل دوم، تصمیم گرفته به سبک کتاب مطلع السعدین کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی که شامل وقایع دوران ابوسعید مغول تا ابوسعید گورکانی است، کتابی در تاریخ صفویه تألیف کند؛ اما حوادث زمان و گرفتاری های ناشی از همراهی او با اردوهای نظامی و مشکلات فراوان دیگر و نبودن یک صاحب دولت که او را در انجام این کار یاری دهد، تصمیم وی را با موانعی جدّی مواجه ساخته است. با این همه، وی با اهتمام و تلاش خود موفق گردید که کتاب خلاصةالتواریخ را در سال 999 ق. به اتمام رساند و آن را به شاه عباس تقدیم کند.

مؤلّف در آغاز و انجام این اثر وعده داده است. نسخه دیگری در حوادث هر سال دوران شاه عباس بنویسد[5]؛ اما به درستی نمی دانیم در این کار توفیق یافته یا خیر. احتمال می رود مطالب اضافی خلاصةالتواریخ نسخه برلین - مربوط به وقایع بین سال های 999 تا 1001 ق. - آغاز همان بخش باشد که مؤلّف وعده آن را داده. دلیل این احتمال هم این است که مؤلف در امور اداری، اجتماعی و سیاسی دولت صفویه مسؤولیت های مهمی داشته و از نظر استعداد و مهارت های نویسندگی و توانایی های ذوقی، در وضع مطلوبی بوده و با توجه به دسترسی به منابع تاریخ معاصر، حوادث نزدیک به زمان خود را با شیوه ای شیوا و دقیق، مفصل تر نوشته است. و در برخی وقایع، خود ناظر و شاهد بوده است. این دقت در نگارش گزارش ها با تفصیل بیشتر به چشم می خورد؛ اما برای نوشتن تاریخ زمان های دورتر، از همان مدارکی بهره جسته که مورخان متقدمش، از آنها استفاده کرده اند. به همین دلیل بخش نخستین کتابش که تاریخ قبل از شکل گرفتن دولت صفوی است به اختصار نگارش یافته و از تشکیل حکومت صفوی به بعد، وقایع با جزئیات و تشریح و تفصیل بیشتری آمده است.

عنوان گذاری و تقسیم مطالب کتاب از آغاز تا پایان حکومت شاه اسماعیل، اوّل براساس نام مشایخ سلسله و یا حوادث مهم قرار گرفته و از دوران شاه طهماسب به بعد بر اساس سال های فرمانروایی حکام تدوین یافته است. وی بدون آنکه به تحلیل قضایا بپردازد، شرح جنگ های خارجی صفویه را به تفصیل بیان کرده؛ اما او نه تنها به عنوان یک واقع نگار، بلکه نظر به اعتقاد مذهبی و آگاهی های وی در خصوص ادبیات و مباحث هنری، مباحث متنوعی را در این زمینه ها، در کتاب خود آورده است. زندگی قاضی احمد، به عنوان یک کارگزار عالی رتبه و با مشاغل گوناگون دولتی و معاشرت با اهل علم و فضل و شاعران و هنرمندان سبب شده تا وی اخبار وسیعی در زمینه های گوناگون به دست آورد و با نگرش علمی و ادبی و نیز لحن انتقادی به ارزیابی وقایع بپردازد.

در این کتاب، شرح حال اجمالی عالمان شیعه که در تحکیم و استقرار مذهب تشیع در ایران نقش مؤثری داشته اند، دیده می شود که دیگر آثار دوره صفوی، کمتر از این امتیاز برخوردارند. علاقه وی به علم و هنر، در وقایع نگاری، به طور کامل از مضامین کتاب هویداست. متن کتاب، دارای اشعار فراوانی است که برخی از آنها ارزش ادبی دارند. نویسنده تعداد قابل توجهی نامه و نوشته در خلاصةالتواریخ آورده است که اعتبار تاریخی دارند.[6]

از کتاب مورد اشاره چندین نسخه خطی در کتابخانه های معتبر ایران نگاهداری می شود. در سال 1935 م. (1314 ش.) در پی انتشار مقاله «پروفسور والتر هینتس» خاورشناس معروف آلمانی، درباره خلاصةالتواریخ (نسخه کتابخانه برلن) دو بخش از این کتاب یکی تحت عنوان شاه عباس توسط هانس مولر در سال 1364 م. (1343 ش.) و بخش دیگر، تحت عنوان نخستین صفویان، به وسیله «اریکاگلاس» در سال 1968 م. (1347 ش.) به طبع رسید. این محققان در چاپ خود از چهار نسخه خطی استفاده کرده بودند و نسخه پنجم متعلق به کتابخانه موزه ایران باستان بر ایشان ناشناخته بود. آقای دکتر احسان اشرافی، استاد دانشگاه تهران، این نسخه را اصل قرار داده و ضمن مقایسه آن با دیگر نسخه ها به تصحیح متن آن پرداخته و در دو جلد، به همراه مقدمه و چندین فهرست، آن را در سال 1359 ش. توسط مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران به زیور طبع آراسته است.[7]

پی نوشت ها:

[1] الذریعه الی تصانیف الشیعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج 7، ص 223؛ فهرست نسخه های خطی کتابخانه

[2] مرکزی دانشگاه تهران، به کوشش محمدتقی دانش پژوه، ج 6، ص 542؛ فهرست نسخه های خطی

[3] فارسی، علینقی منزوی، ج 1، ص 4319 - 4318؛ تاریخ تذکره های فارسی، احمد گلچین معانی، ج 2، ص 606 - 614؛ ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری، ترجمه یو.ل. برگل، ج 1، ص 1073.

[4] تاریخ نگاری عصر صفوی، ص 47.

[5] خلاصةالتواریخ، ص 1.

[6] مقدمه دکتر احسان اشراقی بر خلاصةالتواریخ، ص 16 - 19.

[7] خلاصةالتواریخ، ص 2 و 3 و نیز ص آخر متن اصلی.

لینک کوتاه :