علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم  /  محسن حرم پناهی

خاندان


تعداد بازدید : 116     تاریخ درج : 1390/10/06    

پدر شیخ محسن، آیةالله مهدی حرم پناهی، عالمی زاهد و مورد توجه خواص و بزرگان علما بود. ایشان فرزند مرحوم آیةالله حاج ملا آقاحسن مجتهد قمی(قدس سره) است. وی در دهم شعبان 1319 ق. در قم متولد شد. او ادبیات و سطوح را از پدر بزرگوار خود و شیخ ابوالقاسم کبیر، فراگرفت و خارج فقه و اصول را در محضر آیةالله شیخ عبدالکریم حایری(قدس سره) تحصیل نمود. وی مقداری از درس خارج را هم از محضر آیةالله سید ابوالحسن اصفهانی استفاده نمود. او در 27 سالگی به درجه بلند اجتهاد نائل شد.[1]

مرحوم آقای بُدلا می فرمودند که آیةالله آقای حاج شیخ مهدی، در میان علما تنها کسی بود که آقای بروجردی(قدس سره) به مقام علمی و معنوی ایشان احترام خاصی قائل بودند. اما با تمامی این تفاصیل وی از توجه به ظواهر دنیا و تعلق به آن به طور کلی پرهیز داشت. از حالات معنوی و اخلاص و ارادت ایشان نسبت به اهل بیت عصمت(ع) حکایات متعددی نقل شده که به چند نمونه اشاره می شود.

1- ارادت و اخلاص ایشان نسبت به امامان معصوم(ع) به حدی بود که هرگاه به زیارت بی بی فاطمه معصومه(س) مشرف می شد، هنگام ورود به حرم مطهر، بدون توجه به موقعیت ممتازی که که در شهر قم داشت آستانه پایین پای زائران را می بوسید.

بعد از جریان هتک حرمت رضاخان نسبت به حرم مطهر و علما، ایشان هرگز به داخل حرم نرفت و می گفت: من از حضرت معصومه(س) خجالت می کشم.

2- از خصوصیات اخلاقی ایشان، احترام خاص به امامزادگان و سادات بود به طوری که آیةالله حرم پناهی می گفت: پدرم حاج آقا مهدی، مبتلا به تراخم چشم بود به طوری که اگر عود می کرد، تا مدتی چشم درد داشت. در تابستان، برای رسیدگی به کشاورزی، به مجیدآباد، از روستاهای قم رفته بود و در منزل یکی از اهالی، به نام سید محمود عطار سکونت داشت. یک روز که می خواست استراحت کند، درد چشم شروع شد. پدرم گفت: تابستان است و هوا گرم و دسترسی به طبیب و دارو مشکل است، اگر این درد ادامه پیدا کند اذیت بسیاری می بینم. من در فکر بودم که ناگهان چشمم افتاد به شال سبزی که متعلق به آقا سید محمود بود و بر میخ داخل اتاق آویخته شده بود. در این هنگام توسلی پیدکردم و عرض کردم یا رسول الله(ص) این شال سبز منتسب به شما است و من نیز این شال را به نیت شفا، روی چشمانم قرار می دهم؛ شما عنایتی بفرمایید. بلند شدم و شال را به چشمانم کشیدم و فی الفور ناراحتی و درد چشم بر طرف شد.

ایشان در سال 1330 ش. وفات نمود و تشییع جنازه باشکوهی از پیکر مطهرشان انجام شد. آیةالله بروجردی بر پیکر مطهر ایشان نماز خواند. وفات ایشان ضایعه بزرگی برای مردم به ویژه حوزه علمیه بود، به نحوی که یکی از امامان جماعت قم به نام شیخ ولی می گوید: من در شب وفات ایشان، در عالم رؤیا دیدم کوچه کنار حرم مطهر حضرت معصومه(س) یک باره تاریک شد. صبح بعد از نماز صبح با عجله به منزل آقای بروجردی رفتم و از خدمتکار جویای احوال آقا شدم. وی گفت حال آقا خوب است و مرا نزد آقا برد. وقتی خدمت ایشان رسیدم و جریان رؤیا را گفتم، ایشان فرمود: خیال می کنم آقای حاج شیخ مهدی حرم پناهی از دنیا رفته باشد و خدمتکار را فرستادند و فرمودند: خودم هم خواهم آمد.

حاج ملا آقا حسن مجتهد قمی

جدّ آیةالله حرم پناهی حاج ملا آقا حسن مجتهد قمی، فرزند حاج ملا آقا حسین مجتهد(قدس سره) است. ایشان در سال 1280 ق. در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. وی بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی (صرف، منطق، معانی و بیان) همچنین دروس سطح حوزه، با راهنمایی پدرشان برای کسب فیض از محضر آیةالله حاج ملا علی کنی عازم شهر ری شد. وی چند سال در جوار بارگاه ملکوتی حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) از وجود پربرکت آن عالم ربّانی بهره کافی برد. او پس از آن برای بهره مند شدن از برکات و عنایات خاصه مولی الموحدین امیرالمؤمنین(ع) و نیز استفاده از استادان فقهی و اصولی، به نجف اشرف هجرت نمود و سالیان متمادی در آنجا به تحصیل و تدریس پرداخت.

وی بعد از ارتحال پدرش و بعد از بازگشت به قم، مورد استقبال عموم مردم، بزرگان و عالمان شهر قرار گرفت و با توجه به مقام علمی و معنوی اش تمامی مناصب و وظایف پدر بزرگوارش؛ اعم از قضاوت، افتاء، تدریس و اشراف بر تولیت آستانه مقدسه به ایشان واگذار شد. ایشان به حق از اداره این امور خطیر به خوبی برآمد به طوری که طولی نکشید، داستان قضاوت های شگفت انگیز ایشان، زبانزد خاص و عام شد که در اینجا به یک نمونه از آنها اشاره می کنیم.

شیخ محسن حرم پناهی نقل می کند: روزی دو نفر برای حل خصومت، نزد حاج ملا آقا حسن آمدند. یکی از آن دو مرد، روغن فروشی از اهالی کرمانشاه بود و دیگری، یکی از کسبه شهر. مرد کرمانشاهی ادّعا می کرد که من 20 حلب روغن به این شخص فروخته ام در حالی که پول 18 حلب را به من داده است. مرد کاسب انکار می کرد و می گفت او فقط 18 حلب به من داده و پولش را هم گرفته است. طبق قاعده ایشان شخص منکر را قسم و قضیه را فیصله دادند. حاج ملا آقا حسن بعد از چندی با مرد کاسب برخورد کرد و از او سؤال نمود که دو حلب روغن را تنها می خواهی بخوری! مرد کاسب که دست پاچه شده بود و گمان می کرد آقا از واقع خبر دار شده و حالا مطالبه سهم خود را می کند؛ در جواب گفت:

یکی از دو حلب را نزد شما می فرستم و با شما تقسیم می کنم و همین کار را هم کرد. آقا، مرد کرمانشاهی را احضار کرد و حلب روغن را به او تحویل داد و سپس خدمتکار خود را نزد کاسب فرستاد و پیغام داد که آقا می گوید آن یک حلب را هم نزد ما بفرست و با این شگرد، حق را به صاحبش برگرداند.

وفات ایشان در جمادی الثانی سال 1347 ق. اتفاق افتاد و پیکرش پس از تشییع باشکوهی در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) در جوار مرقد پدر بزرگوارش به خک سپرده شد. رضوان الله تبارک و تعالی علیه!

ملا آقا حسین مجتهدی

جدّ بزرگ شیخ محسن حرم پناهی آیةالله ملا آقا حسین مجتهد قمی است. حاج ملا آقا حسین، از نوادگان ملا محمد کبیر و از شاگردان برجسته صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری است. وی حدود یازده سال در درس شیخ انصاری و 6 سال در درس صاحب جواهر شرکت کرد و در مجموع 17 سال از محضر این بزرگواران کسب فیض نمود. هوش و زکاوت ایشان به حدّی بود که خودش می گفت: اگر تمامی کتاب های فقه شسته شود، من تمام ابواب فقه، از طهارت تا دیات را در سینه دارم. این ادعایی است که غیر از ایشان، فقط از کاشف الغطا سراغ داریم. میرزای فیض می گوید: ملا آقا حسین، عالمی است قدس نهاد که زهد در نهاد او عجین و قدس در ذات او دفین است. وی مقدمات و سطح را در محضر سید اسماعیل که از شاگردان میرزای قمی بود، تکمیل نمود و به درس شیخ انصاری و صاحب جواهر شتافت. وی به درجه اجتهاد دست یافت و پس از آن به وطن خویش بازگشت و حکومت شرعیّه قم به ایشان واگذار شد.[2] کرسی قضاوت نیز به ایشان سپرده شد که عموم مردم در نزاع ها به ایشان مراجعه می کردند.

وی امام جماعت مسجد بالاسر در حرم مطهر حضرت معصومه(س) متصدّی امور آستانه، قاضی و حکم شرع قم بود و با آن همه مشاغل، در امر عبادت و بندگی و ادای واجبات و مستحبّات بسیار کوشا بود.[3]

از جمله قضاوت های ایشان این است که روزی دو نفر قبل از شروع درس، نزد ایشان دعوایشان را مطرح می کنند و هریک ادعا می کند که این شخص به من فلان مبلغ را بدهی دارد و اسمش مثلاً مشهدی حسن است. طرف دیگر دعوا می گوید: خیر، نه من به او بدهی دارم و نه اسم من مشهدی حسن است. ایشان می فرمایند که حضور داشته باشید، تا جلسه درس تمام شود. در میان درس، بعضی از شاگردان، اشکالی مطرح می کنند که در نتیجه، بین شاگردان، اختلاف می افتد و بحث علمی بالا می گیرد. در این بین، حاج ملا آقا حسین یکدفعه رو می کند به این دو نفر و صدا می زند مشهدی حسن! بلافاصله یکی از آن دو (منکر) بدون اختیار جواب می دهد: بله آقا! و او به سرعت می گوید بدهی این شخص را بده! او هم شرمنده می گوید، چشم آقا، بدین طریق از او اقرار می گیرد.

وفات ایشان در سال 1327 ق. در حدود صد سالگی اتفاق افتاد و در صحن بزرگ حرم مطهر، در قسمت شمال شرقی، مقابل مقبره شیخ فضل الله نوری دفن شد که هم کنون با سنگ سفید برجسته ای که روی آن قرار دارد شناخته می شود. شیخ محسن حرم پناهی می گفت: آیةالله ارکی(قدس سره) برای من نقل کرد در همین مکان که قبر حاج ملا آقا حسین هست، بقعه ای بود و در آن قبر ملا محمد کبیر، جدّ بزرگ شما قرار داشت. مرحوم حاج ملا آقا حسین در این بقعه، چهل سال نماز شب می خواند و وصیت کرد که مرا در قبر ملا محمد کبیر دفن کنید. بعد از فوت ایشان وقتی قبر را می شکافند در کمال تعجب می بینند که جسد مرحوم ملامحمد کبیر بعد از گذشت 300 سال هنوز صحیح و سالم است و حتی رنگ حنای محاسن ایشان هم تغییر نکرده. 30 سال بعد از این واقعه وقتی خواستند جسد آیةالله حاج ملا آقا حسن را طبق وصیت در قبر پدر دفن کنند، مشاهده می کنند که جسد و حتی کفن حاج ملا آقا حسین، هنوز سالم است. آیةالله اراکی در ادامه می افزاید جسد قطب راوندی هم، در هنگام تعمیر صحن مطهر - که در اثر سیل خراب شده بود - نمایان شد و خودم دیدم که جسد او سالم بود و من زانوی مبارک ایشان را بوسیدم.

ملا محمد کبیر

ملا محمد کبیر جد هشتم آیةالله حرم پناهی است. وی در کوه خضر به محضر حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا له الفدا، شرفیاب شد و سه حاجت از حضرت خواست که حضرت به وی عطا فرمود و آن سه حاجت عبارت بودند از اینکه:

1 - دیوانه در نسل او به وجود نیاید.

2 - فرزندانش گدا و سائل به کف نشوند.

3 - فقیه و مجتهد از نسل وی نایاب نگردد.

پی نوشت ها:

[1] گنجینه دانشمندان، ج 2، ص 133، ش 83؛ آثارالحجّه، ص 77.

[2] گنجینه دانشمندان، ج 1، ص 137.

[3] مردان علم در میدان عمل، ص 131.

لینک کوتاه :