علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن سوم  /  علی بن محمد اشعری قمی

آثار و روایات


تعداد بازدید : 49     تاریخ درج : 1390/10/06    

اثر

گرچه در حوزه نقل روایت، جایگاه این راوی بسی والا و ارزشمند است؛ در حوزه تألیف، اثر چندانی برای وی ذکر نشده است. تنها مطلبی که در مورد آثار این محدّث بزرگ آمده این است که: او صاحب یک کتاب حدیث است.[1]

گرایش روایتی

در حوزه نقل حدیث، گرایش محدّثان با یکدیگر فرق دارد. بعضی از آنان بیشتر گرایش فقهی دارند؛ یعنی اخبار مربوط به وظیفه و تکلیف مردم را از منظر باید و نبایدها همانند مسائل نماز، روزه، حجّ، زکات و... نقل می کنند.

گرایش این محدّث بزرگ شیعی، چنانچه از روایات او به دست می آید بیشتر فقهی است. از تاریخ وفات، مکان و دفن ابوقتاده نیز اطلاعی در دست نیست.

روایات

در پایان این نوشتار به چند روایت که از این محدّث بزرگوار و به عنوان میراث فرهنگی گران بها، در کتاب های روایی به یادگار مانده اشاره می شود.

غسل میّت در فضای باز

ابوقتاده از علی بن جعفر از برادرش امام موسی کاظم(ع) روایت می کند که از آن بزرگوار پرسیدم: آیا می شود میّت را در زیر آسمان و فضای باز غسل داد یا نه؟

امام در پاسخ فرمود: اشکالی ندارد؛ ولی اگر در جایی باشد که بدن میّت مستور بماند نزد من بهتر است[2].[3]

نماز بر میّت هنگام غروب

ابوقتاده از علی بن جعفر(ع) روایت کرده که وی گفت: از برادرم حضرت کاظم(ع) سؤال کردم: آیا در حال غروب خورشید و هنگامی که وقت نماز مغرب فرا می رسد، می توان نماز میّت را خواند.

امام فرمود: نباید در هنگام فرا رسیدن نماز مغرب، نماز میّت را خواند هنگامی که خورشید غروب کرد، نخست نماز مغرب را بخوان، سپس نماز بر جنازه را[4].[5]

درباره وضو گرفتن

ابوقتاده از علی بن جعفر روایت می کند که گفت: از برادرم حضرت موسی بن جعفر(ع) پرسیدم: مردی وضو می گرفت؛ اما فراموش کرد دست چپش را بشوید، حالا چه کار کند.

حضرت فرمود: دست چپ را بشوید کفایت می کند، لازم نیست وضو را دوباره انجام دهد.[6]

زکات مال

ابوقتاده از سهل بن یسع قمی، نقل می کند: هنگامی که سهل بن یسع در قم، دهکده ای به نام سهل آباد، احداث کرد. از حضرت موسی بن جعفر(ع) پرسید: آیا خراج و مالیاتی که از درآمد، این زمین کشاورزی به حکومت وقت می پردازم، زکاتش بر من واجب است.

حضرت فرمود: اگر حکم زمان، خراج و مالیات آنجا را از تو می گیرد بر تو چیزی نیست و بدهکار زکات نیستی؛ ولی اگر چیزی از تو نمی گیرد باید یک دهم مالی را که به حدّ نصاب زکات می رسد پرداخت کنی.[7]

قربانی در مِن

ابوقتاده از علی بن جعفر روایت می کند که: از برادرم پرسیدم: تا چند روز می توان گوسفند قربانی را در سرزمین منا ذبح کرد.

امام(ع) فرمود: اگر در سرزمین منا باشی، تا چهار روز مهلت داری؛ اما در غیر منا تا سه روز.[8]

مختار و امام حسین(ع)

برابر با یکی از نسخه های کتاب تهذیب الاحکام، ابوقتاده قمی از احمد بن هلال روایت می کند که روزی امام صادق(ع) فرمود: روز قیامت، اوّلین کسی که از پل صراط می گذرد رسول کرم(ص) است.

بعد از رسول خدا(ص) حضرت علی(ع) بعد از امام علی(ع) امام حسن(ع) و آنگاه امام حسین(ع) که در حال عبور از پل صراط است، در این حال، مختار ثقفی، امام حسین(ع) را چنین می خواند، یا اباعبدالله! من به طلب و خونخواهی خون تو قیام کردم و انتقام تو را از کشندگانت گرفتم.

رسول کرم(ص) تا این صدا را می شنود رو می کند به امام حسین(ع) که او را جواب ده، بفریادش برسد. ناگهان حضرت حسین(ع) همانند پرنده های چابک داخل آتش می شود و او را از داخل آتش جهنّم خارج می کند، در حالی که بدنش سیاه شده است. آنگاه امام صادق(ع) می فرماید: اگر قلب مختار شکافته می شد، محبّت و مهر آن دو (ابوبکر و عمر) در دلش جای داشت[9].[10]

موسی بن جعفر در عراق

ابوقتاده از ابوخالد زُبالی - که یکی از یاران حضرت کاظم(ع) است - این قطعه تاریخی آموزنده و جالب را نقل می کند، که ابوخالد گفت: مرتبه اوّلی را که حضرت موسی بن جعفر(ع) را از مدینه به بغداد، نزد خلیفه عباسی؛ - مهدی - می بردند، هنگامی که آن بزرگوار به سرزمین زباله رسید، به محضر حجّت خدا، پیشوایم حضرت کاظم(ع) رفتم.[11] من با آن حضرت صحبت می کردم. امام مرا بسیار غمگین و ناراحت یافت. فرمود: تو را بسیار اندوهگین و غمناک می بینم.

عرض کردم: چرا غمگین و افسرده نباشم، در حالی که شما را به سمت این طاغوت - مهدی عباسی - می برند و نمی دانم با شما چه خواهند کرد. آیا شما را به شهادت خواهند رساند یا نه!

امام فرمود: خیلی نگران نباش! در این سفر برایم مشکلی پیش نخواهد آمد و به من آسیبی نخواهد رسید. حالا می روم و سپس برخواهم گشت، در فلان ماه، و فلان روز، در فلان جا، حاضر باش، تا با هم دیدار کنیم.

ابوخالد می گوید، من بعد از این رخداد، با دقّت فراوان ماه ها و روزها را می شمردم، تا اینکه روز موعود فرا رسید. من به آنجا رفتم و منتظر آمدن امام بودم. امام نیامد؛ تا اینکه نزدیک بود خورشید غروب کند و تاریکی فرا رسد.

ناگهان شیطان در من وسوسه کرد، دچار ترس شدم که نکند در گفتار امام(ع) دچار شک و تردید شوم، در این وضع نگران کننده بودم که چشمم به یک سیاهی افتاد که از سوی سرزمین عراق می آمد. من از آن کاروان استقبال کردم و به پیشواز آنان شتافتم. دیدم حضرت کاظم(ع) در جلوی کاروان، سوار بر استر است. او تا مرا دید، فرمود: اهای ابوخالد! گفتم: لبیک یابن رسول الله!

آنگاه فرمود: شک مکن، شیطان دوست دارد که تو دچار شک شوی.

من عرض کردم: خدا را سپاس می گویم که خداوند تو را از شرّ طاغوت نجات داد.

امام فرمود: این را بدان! من یک بار دیگر به سوی آنان - هارون الرشید - برخواهم گشت که دیگر نجات نخواهم یافت؛ بلکه در غربت به شهادت خواهم رسید.[12]

پی نوشت ها:

[1] رجال نجاشی، ص 194.

[2] و اِن سُتِر بسترٍ فهو احبُّ الیّ.

[3] تهذیب الاحکام، ج 1، ص 457، ح 1397؛ وسائل الشیعه، ج 2، ص 720، چ منشورات اسلامیه.

[4] قال: اذا وجبتِ الشمس فصلّ المغرب ثم صلّ علی الجنائز.

[5] تهذیب الاحکام، ج 3، ص 533؛ وسائل الشیعه، ج 2، ص 808، باب 21، ح 3.

[6] همان، ج 1، ص 101، ح 106؛ مسائل علی بن جعفر، ص 226، چ مؤسسه آل البیت قم.

[7] فروع کافی، ج 3، ص 350، ح 15258.

[8] الاستبصار، ج 2، ص 264.

[9] تهذیب الاحکام، ج 1، ص 495، ح 15258.

[10] پیرامون مختار، روایات شیعی به دو صورت آمده است؛ در بعضی از آنها از او ستایش شده؛ ولی در پاره ای از اخبار، او مورد مذمت قرار گرفته روایت ذکر شده از بخش دوم است گرچه در اینکه مهر آن دو در دلش بود، دو سخن دیگر هم گفته شده که مراد از ایندو امام حسن و امام حسین(ع) است که این قول بسیار ضعیف است بعضی گفته اند مراد علاقه به مال دنیا و ریاست است برای تحقیق بیشتر رک: قیام مختار، نوشته سیدابوفاضل رضوی اردکانی، چاپ دفتر تبلیغات قم.

[11] تهذیب الاحکام، ج 1، ص 495، ح 15258.

[12] اصول کافی، ج 1، ص 477.

لینک کوتاه :