علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم  /  سید اسماعیل موسوی زنجانی

جویبار ایثار


تعداد بازدید : 270     تاریخ درج : 1390/10/06    

آیةالله سید اسماعیل زنجانی بر این باور بود که در قاموس لغت و در جهان، واژه ای با ارزش تر از شهادت نیست و به همین تناسب، در تاریخ حیات انسان ها، فردی والاتر و بالاتر از شهید یافت نمی شود. شهید با ایثار جان خود که با معرفت و اخلاص آمیخته شده تداوم فروغ هدایت و عشق به حق را ضمانت می نماید. او به این مسائل سخت در عرصه اندیشه و عمل ملتزم بود و در دوران مبارزه بر علیه رژیم ستم شاهی فرزند ارشدش، سید محمدمهدی موسوی متولد 1333 ش. در سال 1355 ش. به شهادت رسید و بدین گونه او که دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بود، برای بارور شدن درخت پک انقلاب اسلامی، خون خویش را تقدیم نمود. سید محمد مهدی زیر شکنجه های دژخیمان، به فیض شهادت نائل آمد و پدر خبر شهادتش را از طریق جراید دریافت کرد، یکی از علما در همان زمان این شعر را درباره چنین فدکاری ای با تفأّل به دیوان حافظ نقل کرده است:

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

باد غیرت به صدش حال پریشان دل کرد

در مسجدی که ایشان نماز جماعت اقامه می نمود، با پرورش های پرمایه وی، گروهی از جوانان چنان تربیت شدند که به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافتند و اغلب آنان شهید شدند. یکی از آنان فرزند خودش، سید صادق موسوی بود که در عملیات پیروزمند بیت المقدس، در تاریخ دهم اردیبهشت ماه سال 1361 ش. به شهادت رسید. مهندس حاج سید محمود موسوی می گوید: با اینکه ایشان، پدر محترم دو شهید بودند هیچ وقت این مطلب را بیان نکردند. به گونه ای که برخی تصور می نمودند، این موضوع شایعه ای بیش نیست، ولی بعد از رحلت آن بزرگوار حقیقت بر همگان روشن شد. از صبر و تحملش همین بس که دو فرزند تقدیم انقلاب و نظام اسلامی نمود؛ ولی حتی یک بار گریه اش را ندیدم و حتی او ما را تسلّی می داد. وی سید صادق را خیلی دوست داشت و از کودکی او را نوازش می نمود؛ گویا می دانست که پسر هفده ساله اش در راه اسلام کشته خواهد شد. وقتی در مسجد باب الحوائج سلسبیل خبر شهادت او را به وی دادند، دوستان صادق گریه و زاری می نمودند و این پدر بزرگوار به تمامی آنان تسلّی می داد. دوستی نقل می کرد از اوّل مراسم کفن، تشییع و دفن سید صادق، تا آخر، در خدمت حاج آقا بودم و اشکی در چشم او ندیدم. او می گفت: در راه خدا قربانی دادن موجب مباهات است و انسان نباید از بابت این افتخاری که نصیبش شده است و واقعاً توفیق و لیاقت می خواهد، ناراحت و آشفته باشد.[1] او در وصیت نامه خویش می نویسد: اگر خداومد متعال توفیق شهادت نصیبم کرد (مرا) در مزار شهدا در زنجان یا قم یا تهران هر طور صلاح بدانید دفن نمایید.[2]

آیةالله موسوی زنجانی، زمان با شروع جنگ تحمیلی، در تهران سکونت داشت. با شروع دفاع مقدس سه بار در جبهه های حق علیه متجاوزان بعثی حضور یافت و پس از آن که در زنجان سکونت گزید، سالی دو سه بار ضمن حضور در مناطق عملیاتی، با رزمندگان اسلام جلساتی تشکیل می داد که در تقویت روحیه و غنای اعتقادی و اخلاقی آنان بسیار مؤثر بود.[3]

پی نوشت ها:

[1] ویژه نامه پرواز از حرم، ص 10.

[2] روزنامه جمهوری اسلامی، 28 دی 1381، ص 14.

[3] خبرگان ملت، ص 491.

لینک کوتاه :