علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن چهاردهم  /  عباسعلی محقق خراسانی

استادان


تعداد بازدید : 53     تاریخ درج : 1390/10/06    

آیةالله محقّق، ادبیات را نزد پدرش فراگرفت.[1] نیز از محضر استادان بزرگواری بهره برد که عبارتند از:

1. آقا محمدباقر مدرّس رضوی

وی که از عالمان و مدرّسان مشهد رضوی بود در 17 ربیع الاول سال 1270ق. متولد شد و در روز پنج شنبه 9 ذیحجه 1342ق. درگذشت.

از او تألیفاتی به یادگار مانده که عبارتند از: شجره طیبه، حاشیه شرح لمعه و قوانین و فصول، شرح احادیث مشکله، رساله ای در خط و...

مجلس ایشان همواره مشحون از فضلا بود. وی موفق شد شرح لمعه را بیش از بیست دوره تدریس نماید.[2]

2. حاج شیخ حسن برسی

ایشان از مدرّسان مشهد مقدّس و حوزه درسش از سایر حوزه ها با اهمیت تر بود. وی در سال 1353ق. وفات نمود.[3] واعظ خراسانی فقه و اصول را از محضر این دو بزرگوار فراگرفت.[4]

3. آقابزرگ شهیدی

وی که به آقا بزرگ حکیم نیز معروف بوده از نواده های میرزا مهدی معروف به شهید ثالث است. او از شاگردان حکیم جلوه و آخوند خراسانی بود و سالیان دراز به تدریسِ خارج شرح لمعه، شرح قوشجی، اشارات، شوارق، شرح منظومه و اسفار اشتغال داشت. وی در سال 1355ق. وفات کرد و طبقِ وصیت خودش در دامنه شرقی کوه سنگی مدفون شد.[5]

4. حاج ملّا محمدعلی

نام دیگر حاج ملاّ محمدعلی معروف به حاجی فاضل خراسانی است. او که از عالمان اسلام و حکیمان برجسته بود، دارای کمالات دینی بود که زبانزد خاص و عام می باشد. وی در سال 1342ق. وفات یافت و در حرم مطهر رضوی در مقبره «خالصی» مدفون گشت. در ماده تاریخ این عالم بزرگ گفته شده:

سالِ تاریخ حاجی فاضل

آن حکیم و فقیه با ایمان

ساعد از گفته شفیق نوشت

بهر تاریخ فوت «یا غفران»[6]

حاج محقق فلسفه را از محضر این دو استاد فرزانه فراگرفت.[7]

بعد از فراهم شدن شرایط ازدواج با دختر یکی از بازرگانان یزد (حاج عبدالمؤمن فرزند مرحوم حاج علی مخملی) به نام خدیجه خانم ازدواج کرد.[8]

پی نوشت ها:

[1] گنجینه دانشمندان، ج 3، ص 561.

[2] تاریخ علمای خراسان، صص 303 - 301.

[3] همان، ص 260.

[4] گنجینه دانشمندان، ج 3، ص 561.

[5] همان، ج 7، صص 134 - 135.

[6] همان، ج 7، ص 157.

[7] همان، ج 3، ص 561. این بود آنچه از تذکره ها بدست آمد. اما تا چه اندازه در تحصیلات پیش رفته و خارج فقه و اصول را از چه کسی فراگرفته است معلوم نشد.

[8] دومین بیست گفتار، ص 370.

لینک کوتاه :