علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن چهاردهم  /  عباسعلی محقق خراسانی

فعالیتهای سیاسی


تعداد بازدید : 50     تاریخ درج : 1390/10/06    

الف) قبل از واقعه گوهرشاد

پس از روی کار آمدن رضا شاه و اجرایِ دستور متحدالشکل کردن لباس ها، محقق در منبرهایش بر ضدّ این سیاست سخنرانی ها کرد و به خاطرِ این سخنرانی ها تحت نظر قرار گرفت.

در نامه ای که از طرف لشکر 9 شرق در تاریخ 30 / 5 / 1308 صادر شده این چنین آمده است:

«شیخ عباسعلی خراسانی که چندی قبل به عتبات عالیات مسافرت نموده بنابر راپورت هایِ واصله، مشارالیه در آنجا راجع به لباس متحدالشکل و وضعیات، دروغ هایی جعل کرده... اینک بر طبق راپورتِ بنادر، مشارالیه وارد بوشهر و از طریق شیراز عازم خراسان گردیده لازم است مشارالیه را به محض ورود تحت نظر قرار داده و مواظب عملیات، اظهارات و معاشرت او با اشخاص باشید.[1]

ب) واقعه گوهرشاد

بعد از آنکه کشف حجاب در شهرها الزامی شد و استفاده از «کلاه شاپویی» در شهرها به اجرا گذاشته شد، حاج آقا حسین قمی - که از مراجع مشهد بود - به تهران رفت تا به طور مستقیم در این مورد با شاه مذکره کند و شاه را از اجرایِ آن بازدارد. اما شاه او را در تهران در باغی تحت مراقبت قرار داد.

آقا حسین قمی پیش بینی هر نوع اتفاقی را کرده بود و قبل از عزیمت به تهران حاجی محق، عیدگاهی و شیخ مهدی واعظ و چند نفر از منبری ها را خواسته بودند و سفارش کرده بودند: «شما مراقب باشید و اگر بناشد شما باید وظیفه دینی خود را انجام دهید.» «شما باید مردم را آگاه کنید و هوشیار نمایید که چه توطئه عظیمی در کار است.»[2]

سید محمد علی شوشتری درباره جریان های آن روز می نویسد:

«فردای آن روز (روزِ حرکت حاج آقا حسین قمی به تهران) اوّل شب به منزل رفته بودم. اطلاع دادند که آقایان: شیخ غلامرضا طبسی واعظ و آقا شمس تهرانی واعظ... به اتفاق آقای حاج شیخ عباسعلی واعظ خراسانی می خواهند شما را ملاقات کنند. پس از چند ساعت مذکره و مشورت، پیشنهادی کردم که مورد تصویب هر سه واقع شد و آن تصمیم این بود که تلگرافی با کمال ادب به پیشگاه اعلی حضرت شاه عرض شود و استدعایِ مراجعتِ آقای قمی پس از عنایت شاه مقتضی المرام بخواهند.»[3]

شیخ غلامرضا طبسی تلگراف را به امضای تنی چند از عالمان و روحانیان و... رسانید اما هنگامی که آن را برای مخابره به تلگرافخانه فرستاد، پکروان (استاندار وقت خراسان) از موضوع مطلع شد و دستور دستگیری امضا کنندگان را داد. به این ترتیب حاج شیخ غلامرضا طبسی و تنی چند از واعظان دستگیر شدند.[4]

مسجد گوهرشاد چند روزی محل اجتماع و سخنرانی علیه کلاه بین المللی (کلاه شاپویی) بود. با بازداشت حاج آقا حسین قمی و واعظان، این تجمع، پرشور شد و قرار شد که خطبای معروف مانند شیخ مهدی واعظ خراسانی و شیخ عباسعلی محقق و... در مسجد گوهرشاد منبر رفته مردم را بیدار سازند.[5]

روز سه شنبه 9 ربیع الثانی، نزدیک ظهر، عده ای از مردم، شیخ عباسعلی را به مسجد برده ایشان را روی منبر صاحب الزمان نشاندند. آن روز هنوز از آقایان روحانی کسی به مسجد نرفته بود و ایشان هم نزدیک به نیم ساعت سخنرانی کرد.[6]

روز جمعه نظامیان با تفنگ و سرنیزه به مردم حمله ور شده و تنی چند را می کشند، ولی شب آن روز قرار شد شیخ مرتضی عیدگاهی، شیخ مهدی واعظ خراسانی و شیخ عباسعلی محقق منبر بروند. مرتضی عیدگاهی، حدود نیم ساعت صحبت نمود. بعد از آن شیخ مهدی واعظ، قریب یک ساعت منبر رفت.[7] و اظهار کرد: ما با کسی طرف نیستیم. ما می گوییم چرا عرایض و تلگرفات ما را به شاه نمی رسانند. ما اگر به شاه تظلّم نکنیم به که رو بیاوریم.[8]

سپس محقق منبر رفت و حدود یک ساعت و بیست دقیقه صحبت کرد و در بین سخنانش گفت:

«مردم هوشیار باشید و بیدار باشید! می خواهند شما را از زیر پرچم داروین انگلیس ببرند.»[9]

«گویی ما در زیر پرچم انگلیس هستیم که هرچه آنان بخواهند باید انجام داده شود.»[10]

وی در سخنرانی خود کلاه تمام لبه را مورد انتقاد قرار داد و گفت:

«اگر به دیده بصیرت و با ذره بین نگاه کنیم در زیر این کلاه چیزها می بینیم.

محقق هنگام خواندن روضه چنین گفت: امشب حضرت رضاعلیه السلام عزادار است. امشب آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام چهل نفر مهمان دارد.[11]

مردم تا شب یکشنبه در مسجد بودند و قرار شد اگر تا روز یکشنبه حاج آقا قمی نیامد جنگ از سر گرفته شود و مردمِ اطرافِ مشهد نیز به سویِ مشهد حرکت کرده خود را به متحصنان در مسجد برسانند. در کمال تأسف سحرِ روز یکشنبه، قوایِ دولتی به مسجد حمله کرد و با گشودن آتش مستقیم به سوی مردم، هزاران تن از انسان های بی گناه و بی دفاع را که به خاطر دین و برایِ رهایی مرجعِ خود قیام نموده بودند، به خک و خون کشید و اجسادشان را - در حالی که زخمیان بسیاری در میان آنها بود - در گودال ها و چاه ها دفن نمودند.[12]

بعد از کشتارِ فجیعِ مردم، دستور دستگیریِ روحانیان و عواملِ این تجمع صادر شد.[13]

آیةالله محقق، شب در مسجد نبود. صبح آن روز شیخ مرتضی واعظ گیلانی جریان را به اطلاعِ وی رساند و آن دو با یکدیگر به منزل یکی از آقایان تجار رفتند.

پی نوشت ها:

[1] واقعه گوهرشاد به روایت دیگر، ص 12.

[2] همان، ص 74 و قیام گوهرشاد، ص 52 و 181.

[3] واقعه گوهرشاد به روایت دیگر، ص 73. در ضمن مرحوم جزایری از مسئولین آستان قدس رضوی در آن زمان بود.

[4] همان.

[5] قیام گوهرشاد، صص 53 - 52.

[6] همان، ص 181.

[7] همان، ص 181.

[8] حدیقةالرضویة، ص 270.

[9] قیام گوهرشاد، ص 181.

[10] بیست گفتار، ص 371.

[11] حدیقةالرضویه، ص 270.

[12] خاطرات سیاسی بهلول، ص 71 و 80.

[13] قیام گوهرشاد، ص 57.

لینک کوتاه :