علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن چهاردهم  /  علی زاهد قمی

خلق ملکوتی


تعداد بازدید : 87     تاریخ درج : 1390/10/06    

1. عابد مُتّقی

بیشتر اوقات این مرد خدا به نماز، ذکر و دعا می گذشت. قرائت قرآن، شیوه مستمرش بود و لحظه ای از یاد خدا غفلت نداشت و سیره پسندیده اش در امور معنوی و عبادی به حدّی بود که خاص و عام و اهل علم و دین؛ اعم از عرب و عجم و نیز سایر طبقات نجف وی را به پرهیزگاری می شناختند و در این مورد بین هیچکدام مناقشه و اختلافی نبود. وی با اشتیاق ویژه ای به سفر عبادی - سیاسی حج مشرّف گشت و در ایام اقامت در حرمین شریفین اوقاتش را به عبادت، بحث های علمی مفید، رشد دهنده و نگارش گذارنید. او بارها به مسجد کوفه می رفت و در آنجا معتکف می گشت.[1]

آیةالله مرعشی نجفی درباره حالات عبادی و بُعد تقوای استادش شیخ علی قمی نوشته است:

وی از افرادی بود که خداوند متعال او را به عمل به آداب و مستحبات شرعی حتی مجاورت مکه و مدینه موفق نمود. من از او دعای حرز یمانی معروف به دعای سیفی را با اجازه ویژه روایت می کنم، او نمونه ای مجسّم از پرهیزگاری به شمار می رفت که در این عرصه به سلف صالح و گذشتگان شایسته اقتدا نموده بود، در تهجّد و شب زنده داری اهتمام داشت.[2] بنا به نوشته شیخ آقا بزرگ تهرانی، دائم کشیک نفس می کشید و مراقب بود از مسیر حق بیرون نرود و جز رضای خالق در پی چیزی بناشد. در مسجد هندی نماز جماعت اقامه می نمود و گروهی از اهل زهد و تقوا و علم و معرفت به او اقتدا می نمودند. برای درک نمازش معروفین به فضل و تقوا بر یکدیگر سبقت می گرفتند.[3]

شیخ محمد شریف رازی می نویسد:

مدت ها ناظر و شاهد بودم که آیات عظام آقا ضیاءالدین عراقی، محمدحسین کمپانی، حاج شیخ موسی خوانساری، حاج شیخ محمدعلی کاظمینی، حاج سید محسن حکیم، سید عبدالهادی شیرازی، سید محمود شاهرودی، سید ابوالقاسم خویی، کاظم شیرازی و صدها نفر امثال آنان به وی اقتدا نموده و درک جماعت او را فوز و فیض عظیم می دانستند.[4]

آثار سجده بر پیشانی و بین چشمانش نمایان بود و در اواخر عمر درس و تدریس را ترک کرد و به طور کامل به عبادت روی آورد.[5]

2. زهد در اندیشه و عمل

شیخ علی قمی از همان دوران نوجوانی پوینده راه زهد و وارستگی بود. وی چیزهایی را که از سرزمین های غیر اسلامی می آوردند مصرف نمی کرد. حتی قلم و کاغذی را که در بلاد غیر مسلمان تولید نموده بودند به کار نمی برد. او از امور شبهه نک به شدت اجتناب می نمود و در بسیاری از مباحات هم زهد را رعایت می کرده از طعام لذیذ، لباس های زیبا و فرش های نرم و راحت دوری می نمود. بیشتر وقت ها به غذایی ساده قناعت می کرد، لباس خشن می پوشید و بر بستری که از برگ درخت خرما بافته بود، آرام می گرفت. در امکن و مساجدی که طهارت آنها برایش مسلّم بود از روی فروتنی، خکساری عبادی خویش را می گسترانید و روی آن می نشست و یا به عبادت مشغول می شد. هیچ وقت اتفاق نیفتاد که به ظاهر و چگونگی جامه از لحاظ رنگ، شکل و نوع دوخت اعتنایی نشان دهد و به همین دلیل در مجالس کوچه و بازار در نظر مردم به صورت فقیری غریب یا فردی بیابان نشین جلوه می نمود. او این امور را برای مخالفت با نفس و تواضع در برابر حق و نیز همراهی و همگامی با محروم ترین اقشار جامعه انجام می داد. او به شدت با ظاهرسازی و دوگانگی در شیوه زندگی مخالف بود. البته با وجود لباس ساده ای که می پوشید بر نظافت بدن و پکیزگی جامه اش اهتمام داشت. وی محاسنش را با حنا خضاب می کرد و شارب و ناخن هایش را همواره کوتاه نگاه می داشت و در این امور نیز مستحبّات شرعی را به طور کامل مراعات می نمود.

رجال شناس معروف حرزالدین می نویسد:

از زهد و اجتناب از تجملات دنیایی اش این بود که برای خورک و پوشکش ارزشی قائل نبود. لباس درشتی را که در شهرهای اسلامی و به دست مسلمانان بافته می شد بر تن می کرد؛ به ویژه لباس پشمی و پنبه ای که در ایران تهیه می شد، می پوشید.

او در زهد و اعراض از جلوه های دنیایی چنان پیش رفت که کثر اهل علم و بسیاری از طبقات دیگر او را به غیر زهد نشناسند. این ویژگی، مقام علمی و توانایی فکری او را در عرصه هایی چون فقه، اصول، حدیث و عرفان تحت الشعاع قرار داد. شیخ علی اوقات را به کم گویی و سکوت می گذرانید و در شئون آخرت لب به سخن گفتن می گشود. وی فقط احادیث اهل بیت، معارف دینی، موازین شرعی و نکات آموزنده و عبرت آمیز را بیان می کرد. او از غیبت به شدّت تنفر داشت و در سراسر عمر با برکتش کسی ندید او پشت سر کسی حرف بزند.

3. دفاع از دیانت

اگرچه شیخ علی قمی به معنای واقعی و در اندیشه و عمل زاهد بود و نه تنها دل به دنیا نبست؛ بلکه از تمتّع و لذت گرایی هم امتناع می نمود، هیچ گاه عزلت اختیار نکرد و به جامعه و مسایل گوناگون آن پشت ننمود، او زندگی ساده و بدون تکلفی داشت امّا برای تحقق ارزش های الهی و گرایش افراد اجتماع به خیر و صلاح و روی آوردن به فضایل و مکارم، به شدت احساس مسئولیت نمود و خود را در مقابل قوانین الهی و جامعه متعهد دید.

در واقع او بر این باور بود که دنیا و آخرت بهم پیوسته اند و اگر مردم می خواهند در صفا و امنیت و آرامش قرار گیرند باید ملک های اخروی را در زندگی خویش پیاده کنند؛ از گناه و خلاف احتراز جویند و با ایمان و پکی به جاده تقوا قدم نهند. از این جهت وقتی مشاهده می نمود کسی مرتکب خلافی شده به شدّت ناراحت می شد. وی در امر به معروف و نهی از منکر بسیار جدّی بود و برای اقامه قوانین آسمانی از هیچ چیز هراس نداشت. او به ملامت افراد وقعی نمی نهاد؛ زیرا دفاع از دیانت را وظیفه اصلی و مقصد اساسی خود تلقی می کرد، در امر دین و پای بندی به اعتقادات کوتاهی، سستی و هر گونه سهل انگاری و غفلت را برنمی تابید و هر کس از مسیر حق منحرف می شد با خشم و عصبانیت نفرت خویش را از رفتار او بروز می داد، هیچ گاه اتفاق نیفتاد که برای تأمین اهداف افراد در هر مقامی که باشند خشم خداوند را فراهم سازد و همیشه در پی خشنودی حضرت باری تعالی روزگار می گذرانید و سکوت در برابر گناه را نشانه ضعف و علامت بی تعهدی می دانست. البته او می کوشید با عمل، مردم را به سوی خوبی ها فراخواند و چون ایمان در اعماق وجودش ریشه داونیده بود حاضر بود برای دفاع از حق، جان خویش را در مخاطره افکند. رضایت اغیار را به قیمت قهر قهار نمی خرید و هیچ چیز و هیچ کس را بر دین ترجیح نمی داد.[6]

4. اهتمام علمی

شیخ علی قمی از دوران نوجوانی لحظه ای از یادگرفتن، یاددادن و نگارش و نوشتن، باز نماند. او هنگامی که از محضر استادان بهره می گرفت، با دقت و کنجکاوی دروس آن فرزانگان را به رشته تحریر کشید و نشانه های آگاهی و اجتهاد خود را در تالیفاتی گرانبها به اثبات رسانید. موقعی که به سامرا می رفت ضمن حضور در جلسات علمی به وفور اهل بحث و مذکره بود و در تألیف و مراجعه به آثار دیگران و استنساخ نوشته های ارزشمند جدیّت داشت و از تحقیق و نگارش حتی در سفر غربت خسته نمی شد. وی به همین دلیل برخی از کتاب های خود را در نجف، تعدادی را هنگام اعتکاف در مسجد کوفه و پاره ای را در کاظمین و سامرّا نوشت و در ایام تشرّف به حج نیز از نوشتن باز نماند. وی دانش اندوزی و تحصیل علوم را با زهد و ریاضت در تضاد نمی دید، با وجود گستردگی دامنه اطلاعات و وسعت دانش، وقتی در مجالس و محافل پاسخ سؤالی به وی اعاده می گردید، با درنگ و تأمل و نهایت فروتنی آن را جواب می داد. در این گونه تجمع های علمی و فرهنگی سخن توأم با موعظه خویش را چنین بیان می کرد. هر کس از خدا بترسد میزان معرفتش رو به فزونی می رود. وی اگر خلوت می گزید اوقات را به تلاوت قرآن، تألیف یا اندیشه در آینده اش سپری می ساخت.[7]

5. شکوه شکیبایی

شیخ علی قمی صبر بر طاعت الهی را با عبادت خالصانه و مقاومت در برابر معاصی را با تقوا و زهد به اثبات رسانید؛ امّا ویژگی وی در هنگام رو به رو شدن با گرفتاری ها و مصائب فرساینده، شگفت آور و شکوهمند است؛ زیرا در شدائد و سختی ها بسیار بردباری نشان می داد اموری که کمتر فردی در برابر آنها صبور است.

یکی از فرزندانش در نجف اشرف به دار باقی شتافت و او اگرچه به لحاظ عواطف پدر و فرزندی، بسیار در درون خویش محزون و متأسف بود به هیچ عنوان جزع و فزع از خود نشان نداد و در قضای الهی صبر پیشه نمود، موقعی که از مراسم تشییع و تدفین این فرزند بازمی گشت به او خبر دادند پسر دیگرش شیخ شریف که در ایران به سر می برد از دنیا رفته است. وی با شنیدن این خبر خداوند را سپاس گفت و به سجده افتاد و برای دو فرزند از دست رفته اش مجلس ترحیم و فاتحه برگزار نمود. او از این که خداوند از در حکمت چنین مصائب و بلاهایی را برایش مقدّر نموده، نه تنها شکوه ای بر زبان جاری نساخت، بلکه پروردگار خویش را شکر بود؛ زیرا اعتقاد داشت این حوادث، میدانی برای آزمایش و وسیله ای برای پک شدن از گناهان است. گواه دیگر بر میزان استقامت و شکیبایی وی بیماری فرساینده ای بود که او را در بستر افکند و بر اثر آن اختلال سختی در بدنش پدید آورده بود. اگرچه پزشکان او را جراحی کردند؛ اما این حرکت موفقیت آمیز نبود و ناگزیر شدند برای رفع این مشکل از خاصره اش مجرایی ببینند. وی چندین بار برای معالجه به ایران آمد و به پزشکان متعددی مراجعه نمود؛ اما درمان آنان کارساز واقع نشد و همچنان بیماری رو به وخامت گذاشت. او ده سال با این مرض در ستیز بود. و این بیماری رنجی جانکاه و اوضاعی ناگوار را متوجه اش ساخت، بسیاری از اهل علم و فضل و نیز دوستان و سایر مردم اهل ایمان به عیادتش می رفتند، اما هیچ کدام از آنان حتی کلمه ای از ملال، گلایه و بی تابی از آن مرد تقوا نشنیدند. زبانش خالصانه به حمد و ذکر الهی، که گواه رضایتش به قضای الهی بود، مداومت داشت[8] و پیوسته فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه وآله را به خاطر می آورد که فرمود:

نزد پروردگار برای بنده اش درجه ای است که با اعمال و رفتارش بدان نخواهد رسید تا آنکه بدنش مبتلا به بیماری قرار گیرد و از این رهگذر به آن رتبه و درجه نائل شود.[9]

پی نوشت ها:

[1] نقباءالبشر، ج 4، ص 1327 - 1326.

[2] المسلسلات، ج 2، ص 371.

[3] نقباء البشر، ج 4، ص 1326.

[4] گنجینه دانشمندان، ج 6، ص 213.

[5] معارف الرجال، ج 2، ص 144.

[6] نقباءالبشر، ج 4، ص 1325؛ المسلسلات، ج 2، ص 370؛ محدث نوری روایت نور، ص 97.

[7] معارف الرجال، جزء ثانی، ص 144، نقباءالبشر، ج 4، ص 1325 - 1324.

[8] نقباءالبشر، ج 4، ص 1327 - 1326.

[9] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 81، ص 174.

لینک کوتاه :