علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم  /  غلامرضا عرفانیان یزدی

هجرت به نجف


تعداد بازدید : 43     تاریخ درج : 1390/10/06    

عرفانیان در سال 1335 به قصد زیارت عتبات عالیات و شرکت در درس های فقه و اصول عالمان بزرگ نجف اشرف به عراق مهاجرت نمود و پس از توسّل به دامان اهل بیت علیهم السلام در نجف اشرف رحل اقامت افکند. وی در درس استادن مبرّزی مانند آیات: شیخ صدرا بادکوبه ای، مجتبی لنکرانی و خویی شرکت جُست. علم رجال از جمله درس هایی است که عرفانیان نزد آیةالله خویی به طور کامل ممارست داشت. وی در تألیف معجم الرجال احادیث، به طور منظم روزی هشت ساعت و در ایام تعطیل ساعات بیشتری حضرت آیةالله خویی را یاری می نمود.

او به گفته خودش، در درس خارج عروةالوثقی و اصول فقه (یک دوره و نیم) از محضر آیةالله خویی بهره برده است. وی از این استاد بزرگ حوزه نجف دو اجازه نامه دریافت نموده است.

استادان نجف

آیةالله عرفانیان حضور امام در نجف را چنین توصیف می کند:

حضور ایشان (امام خمینی قدس سره) حیات علمی تازه ای به حوزه نجف بخشید. امام خارج مکاسب شیخ اعظم، مرتضی انصاری رحمه الله را در مسجد شیخ انصاری تدریس می نمود. افراد زیادی در جلسات درس شرکت می کردند؛ به حدی که مسجد شیخ انصاری پر جمعیت می شد. من هم در این درس ها شرکت می کردم...... من با دو نفر دیگر از آقایان، کتاب های تحریرالوسیله و توضیح المسائل و حاشیه عروه امام را مقابله، تطبیق و بررسی می کردیم، تا اگر تنافی در آنها بود برطرف شود. ما آنچه را به نظرمان می رسید به امام منتقل می کردیم و ایشان هم جواب می دادند.[1]

طلابی که از امام شهریه دریافت می کردند باید در امتحان درسی شرک می نمودند و آیةالله عرفانیان جزء معدود کسانی است که از این طلاب امتحان به عمل می آورد. امام، به صورت آبرومندانه به رفع نیاز طلاب علوم دینی می پرداخت. به گفته آیةالله عرفانیان ایشان محترمانه و به بهانه ای پکتی از پول ارسال می داشتند و خطاب به ایشان می نوشتند شما حضرت امیرعلیه السلام را به نیابت حضرت ابوالفضل علیه السلام زیارت نمایید.

آشنایی با شهید محمدباقر صدر

در حدیث شریفی از حضرت امام محمدباقرعلیه السلام آمده است: یُعرَفُ الرّجل باَشکالِهِ و اقرانه...[2] به راستی برای شناخت هر فردی بایستی دید او با چه کسی همنشین و رفیق است تا بتوان به ابعاد شخصیتی او پی برد. از جمله افتخارات آیةالله عرفانیان طبق اظهارات خودشان آشنایی و ارتباطش با شهید محمدباقر صدر بوده. ایشان نحوه آشنایی و ارتباط خود را با شهید صدر این چنین بیان می کند[3]:

از جمله عادت های بزرگی که در نجف اشرف نصیبم شد ارتباط و آشنایی با شهید آیةالله محمدباقر صدر بود. در خلال شرکت در درس مرحوم آیةالله العظمی خویی با ایشان برخورد کردم. شهید صدر در کاظمین برادری به نام سید اسماعیل صدر داشتند که هر وقت تشریف می آوردند، با هم به دیدار حضرت آیةالله خویی می رفتند. من در همان برخوردهای اوّل متوجه شدم که ایشان دریای موّاج علوم هستند بنابراین از وی اجازه خواستم تا در منزلشان در خدمتشان باشم. من عبارتی از کتاب عدةالاصول شیخ طوسی را بر ایشان بازگو کردم وقتی نظر خودم را گفتم ایشان پسندیدند.

پی نوشت ها:

[1] مصاحبه با مجله بصائر.

[2] مستدرک، ج 11، ص 327.

[3] مصاحبه مرحوم بامجله بصائر، سال چهارم، ش 25، ص 18.

لینک کوتاه :