علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم  /  مجتبی تهرانی

واکنش به دستگیری امام خمینی


تعداد بازدید : 89     تاریخ درج : 1393/08/27    

عصر عاشورای سیزدهم خرداد 1342 حضرت امام خمینی با حضور در مدرسه فیضیه، طی سخنان کوبنده ای، ضمن انتقاد شدید از رژیم پهلوی و اربابان آمریکایی و اسرائیلی شاه، پرده از جنایات طاغوت برداشتند. در پی این سخنان، ساعت سه نیمه شب (سحرگاه پانزده خرداد 42) صدها کماندو منزل حضرت امام را محاصره کردند و ایشان را در حالی که مشغول نماز شب بود دستگیر و سراسیمه به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران زندانی کردند و غروب آن روز به زندان قصر منتقل نمودند. خبر دستگیری امام به سرعت در شهر قم و مناطق اطراف پیچید و باعث واکنش اقشار مختلف مردمی گردید.

در این بین آیت الله مجتبی تهرانی برای حفظ جان رهبری نهضت از آسیب احتمالی رژیم، برای تثبیت مرجعیت ایشان تلاش گسترده ای انجام داد. در کنار آن سعی کرد با جلسات مکرر با مراجع و علما آن ها را ترغیب کند که برای حمایت از امام خمینی به تهران مراجعت کنند. امضای نامه سرگشاده فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم به هیئت دولت از دیگر اقدامات معظم له در این زمان بود.

تلاش برای تثبیت مرجعیت امام خمینی

یکی از مهم ترین اقدامات آیت الله آقا مجتبی تهرانی در واکنش به دستگیری حضرت امام، تلاش برای تثبیت مرجعیت ایشان بود. معظم له می گوید: «از اول آنچه برای من هدف بود، تقویت مرجعیت آقای خمینی بود. از اول در خط این بودم که ایشان مرجع بشوند. تشخیص داده بودم که ایشان به نفع اسلام کار می کند، به درد اسلام می خورد. روزی به آقای (عبدالرحیم)ربانی شیرازی نیز گفتم که من یک هدف دارم و آن مرجعیت علی الاطلاق آقای خمینی است، من این هدف را دنبال می کنم.»[1] به دنبال دستگیری امام خمینی، ایشان بحث مرجعیت امام خمینی را بیش از پیش دنبال کرد.

حجت الاسلام حسین تهرانی فرزند آیت الله تهرانی در این باره می گوید: «بعد از شروع نهضت و بعد از این که امام سخنرانی کرد و ایشان را گرفتند؛ حاج آقا مجتبی، مرحوم آیت الله سید محمدرضا سعیدی و یک نفر دیگر خیلی تلاش کردند تا رژیم به هیچ نحو به ایشان آسیبی نرساند. چون در زمان رژیم گذشته کسانی که عنوان مرجعیت فقهی داشتند مصونیتی داشتند که محاکمه نمی شدند و خدای نکرده به آن ها توهینی نمی شد. حاج آقا گفتند: «ما خیلی تلاش کردیم؛ از آقایان قم و آقایان تهران نامه کتبی گرفتیم برای مرجعیت امام.» یعنی این قدر ایشان مصر بود. ایشان گفتند: «از آقایان قم و آقایان تهران که در تهران چندین نفر مثل مرحوم آیت الله خوانساری[2] و مرحوم آیت الله بهبهانی[3] و مرحوم آیت الله آشیخ محمدتقی آملی وزنه بودند، نامه گرفتیم. برای این که ایشان مرجع علی الاطلاق است و مجتهد و فقیه جامع الشرایط است.»[4]

 در این زمان حاج آقا مجتبی تهرانی، شهید آیت الله سید محمدرضا سعیدی و آیت الله حسینعلی منتظری با هم بودند. معظم له خاطرات آن روز را این گونه بازگو می کند: «ما این نامه ها را گرفتیم و از آن جلسه آمدیم بیرون. آیت الله منتظری در نوک پیکان حملات بود و ایشان را همه جزء مبارزین می شناختند. من احتمال دادم که اگر ایشان بیاید بیرون، چون به شدت زیر نظر است، مشکل ایجاد می شود. گفتم: قبل از این که بیاییم بیرون این نامه را بده به من. نامه را گرفتم. از آن منزل که آمدیم بیرون بلافاصله ایشان را دستگیر کردند و گرفتند ولی نامه پیش من بود و به همین علت نامه لو نرفت.»[5] بنابر این «نامه گرفتیم مرجعیت ایشان را تثبیت کردیم که آن وقت رژیم نتوانست کاری بکند.»[6]

تلاش برای مهاجرت علما

از دیگر اقدامات آیت الله مجتبی تهرانی در این مقطع تلاش برای مهاجرت علما در پشتیبانی از حضرت امام بود. حجت الاسلام سید حمید روحانی درباره این اقدام آیت الله تهرانی می گوید: «در پی دستگیری امام در ۱۵ خرداد ۴۲ مرحوم حاج شیخ مجتبی در راه واداشتن دیگر علما و روحانیان به پشتیبانی از امام، سخت در تلاش و تکاپو بود. ایشان در گام نخست با چند تن از علما و روحانیان مبارز مانند آیت الله علی مشکینی، آیت الله عبدالرحیم ربانی شیرازی و شهید سید محمدرضا سعیدی نشست های منظم و پیگیر برگزار کرد و به رایزنی پرداخت. واداشتن علما و مراجع قم و دیگر شهرستان ها به هجرت به تهران از موضوعاتی بود که نامبردگان روی آن پای فشردند و به صورت دسته جمعی به دیدار حاج مرتضی حائری یزدی رفتند و این پیشنهاد را با ایشان در میان گذاشتند.»[7]

حجت الاسلام سید حمید روحانی در مورد واکنش آیت الله مرتضی حائری به این درخواست ادامه می ‎دهد: آیت الله حائری از این پیشنهاد استقبال کردند و اظهار داشتند در صورتی که آیت الله گلپایگانی[8] بپذیرند من نیز برای این هجرت آماده هستم. حاج آقا مجتبی به همراه آقای مشکینی به دیدار آقای گلپایگانی شتافتند و درباره هجرت به تهران با ایشان به رایزنی پرداختند. در این جلسه معلوم شد که آیت الله گلپایگانی نیز همین پیشنهاد را به آقای سید کاظم شریعتمداری داده اند. با این حال آیت الله گلپایگانی چند تن از علمای تهران از جمله: سید محمدباقر شهیدی، شیخ ریحان الله گلپایگانی، میرزا باقر قمی، شیخ حسن فرید، میرزا باقر آشتیانی، سید احمد گلپایگانی و... را نام بردند و سفارش کردند که در این مورد با آن ها مشورت شود و اگر نظر آنان مثبت بود رهسپار تهران شوند.[9]

آیت الله مجتبی تهرانی خود درباره این دیدار می گوید: «از نزد آیت الله گلپایگانی که بیرون آمدم حتی به منزل نرفتم؛ سر راه به در منزل اخوی حاج شیخ مرتضی رفتم و از ایشان خواستم نان و ماست و یخ بگیرند و به منزل ما برسانند و بی درنگ رهسپار تهران شدم. پس از رسیدن به تهران به منزل آقای سبط رفتم و اسامی علمایی را که آقای گلپایگانی خواسته بودند با آنان مشورت کنم به آقای سبط دادم و خواستم که فوراً آنان را دعوت کنند.»[10]

نامبردگان در گفتگو با حاج آقا مجتبی درباره هجرت آقای گلپایگانی به تهران نتوانستند به تصمیم واحدی برسند. بنابر این حاج آقا مجتبی از آیت الله گلپایگانی خواستند که در پشتیبانی از حضرت امام اعلامیه ای صادر کنند. آیت الله گلپایگانی نیز در تاریخ 21 خرداد 1342 در پاسخ تسلیت آیت الله حاج میرزا عبدالله تهرانی معروف به چهلستونی اعلامیه ای تند و شدیداللحنی در محکومیت جنایات رژیم در 15 خرداد و بازداشت امام خمینی صادر کردند.[11]

متن خطی این اعلامیه را آیت الله ربانی شیرازی به دست حاج آقا مجتبی رسانید، او هم بی درنگ به چاپ آن اقدام کرد و به وسیله مصدقی (ناشر) آن را به چاپ رسانید و به دست جوانان مبارز مسلمان در سطح گسترده ای پخش کرد.[12]

امضای نامه سرگشاده فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم به هیئت دولت

علاوه بر موارد فوق آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی در 8 مهر 1342 به همراه سایر فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم[13] در نامه ای سرگشاده به هیئت دولت نسبت به ادامه بازداشت امام خمینی اعتراض کردند.

در این نامه با اشاره به نقش حوزه علمیه قم در حفظ استقلال کشور آمده است: «...تاریخ ایران و مخصوصاً حوادث اخیر به خوبی نشان می دهد که روحانیت ایران و مخصوصاً حوزه علمیه قم چه نقش مهمی در حفظ استقلال کشور داشت و در تمام مواقعی که نیروهای مملکت دچار تزلزل و ضعف شده بود روحانیت با تمام قوا در برابر بیگانگان ایستاد در مواقعی که بسیاری از مأمورین خائن و عده ای از مالکین و فئودال های بزرگ با ایجاد ناراحتی ها قهراً عامل نشر کمونیسم بودند نیروی روحانیت یگانه حافظ مملکت بود و با استفاده از نفوذ معنوی خود ایران را از این خطر قطعی نجات داد.»[14]

در ادامه این نامه ضمن محکوم نمودن اقدام رژیم در بازداشت امام خمینی به دولت اخطار شده است که هرچه زودتر از ایشان رفع مزاحمت شود: «جای تعجب نیست اگر دیده شود که استعمارگران خارجی و مزدوران داخلی آنان به جنگ روحانیت برخاستند زیرا خوب فهمیدند تا روحانیت و حوزه علمیه قم برقرار است نمی توانند خواب هایی را که برای این ملت دیده اند تعبیر نمایند متأسفانه با همه سوابق و خدمات نامبرده دولت ایران وضع حوزه علمیه قم را متزلزل و پس از چند حمله بالاخره مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی خمینی ادام اللّه ظله را به جرم دفاع از دین و آزادی بازداشت نمود و احساسات ملت مسلمان ایران را برانگیخت و به دنبال آن مسلمانان ایران با اعتصاب های بی سابقه و تظاهرات کم نظیر و فرستادن هزاران طومار و تلگراف آزادی معظم له و تأمین هدف های روحانیت را خواستار شدند حوزه علمیه قم از بازداشت حضرت آیت الله خمینی مدظله سخت ناراحت و چند هزار طلاب در نگرانی شدیدی بسر می برند و به دولت اخطار می کنند که هر چه زودتر باید رفع مزاحمت از معظم له بشود و نیز حضرت آیت الله[بهاءالدین] محلاتی و حضرت آیت الله [حسن] قمی دامت برکاتهم و سایر افرادی را که در نتیجه حمایت از دین و آزادی بازداشت شده اند آزاد کند و بیش از این احساسات مسلمانان را جریحه دار نسازد.»[15]

پی نوشت ها:

[1] روحانی، سید حمید، حاج آقا مجتبی تهرانی شاگرد دلباخته مکتب امام، پیشین، ص 30.

[2] مرحوم آیت الله العظمی سید احمد خوانساری در روز دوشنبه دوم شهریور 1270 شمسی (مطابق با 18 محرم 1309 قمری) در شهر خوانسار متولد شد. دروس ابتدایی، ریاضیات، علوم مقدماتی و سطح را در زادگاه خود، نزد برادر خود آیت الله سید محمدحسن خوانساری و نیز شوهر خواهرشان آیت الله سید علی اکبر خوانساری فراگرفت. پس از آن به اصفهان مسافرت کرده و از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا محمدصادق اصفهانی و آیت الله آخوند ملاعبدالکریم گزی و مرحوم آیت الله محمدعلی زیرکانی بهره مند شد. بعدها با مسافرت به نجف اشرف ادامه علوم دینی را در این شهر پی گرفت و از محضر عالمانی چون: آخوند خراسانی و آقا ضیاء عراقی بهره برد. ایشان در سال 1297 به ایران مراجعت و در شهر اراک ساکن شد. همزمان با تأسیس حوزه علمیه قم که با تدبیر آیت الله العظمی حائری یزدی صورت گرفت، آیت الله خوانساری با ایشان تشریک مساعی کرد. وی در سال 1331 به درخواست مردم تهران و تقاضای آیت الله بروجردی به تهران آمد و در این شهر ساکن شد و به تربیت طلاب علوم دینی پرداخت. سرانجام در اولین ساعات بامداد روز شنبه 29 دی ماه 1363 ندای حق را لبیک گفت و با تشییع با شکوه در تهران و قم در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.

[3] آیت الله سید محمد بهبهانی پسر شهید آیت الله سید عبدالله بهبهانی از علمای مشهور دوره مشروطه در سال 1253 به دنیا آمد. وی همانند پدر در فعالیت های سیاسی اجتماعی حضور جدی و فعال داشت و در دوران پهلوی نقش واسط بین مردم و دربار را داشت. برای تشکیل مجلس فعالیت بسیار زیادی کرد و خود از نمایندگان مردم تهران در مجلس دوم بود. در دوران نهضت ملی از طرفداران ملی شدن صنعت نفت بود. وی پس از سال ها حضور در جامعه و سیاست در 20 آبان 1342 دار فانی را وداع گفت.

[4] تهرانی، حسین، حاج آقا مجتبی، پیشین، ص 57.

[5] تهرانی، حسین، حاج آقا مجتبی: پیشین، ص 57.

[6] همان.

[7] روحانی، سید حمید، حاج آقا مجتبی تهرانی شاگرد دلباخته مکتب امام، پیشین، ص 32.

[8] عالم ربانی، مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمدرضا موسوی گلپایگانی(۱۳۱۶ق-۱۴۱۴ق) از مراجع نامدار دوره معاصر و نیز پیشتازان مبارزه با استکبار جهانی و نیز رژیم پهلوی به شمار می رود که پس از تبعید امام به عراق، بیانیه ها، اعلامیه ها، تلگراف ها و سخنرانی هایی در حمایت از امام خمینی و انقلاب اسلامی ایراد کرد. تأسیس بیمارستان آیت الله گلپایگانی، مدارس علمیه، دارالقرآن الکریم و مجمع اسلامی جهانی لندن از فعالیت های عام المنفعه این مرجع تقلید بود. توجه توأمان آن بزرگ به مسائل و مشکلات ایران و نیز جهان اسلام در تمامی ادوار تصدی مرجعیت، به ایشان مکانتی ویژه و والا بخشیده بود.

[9] همان، ص 32-33.

[10] روحانی، سید حمید، حاج آقا مجتبی تهرانی شاگرد دلباخته مکتب امام، پیشین، ص 33.

[11] برای مطالعه اعلامیه ر.ک. اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، تهران، مرکزاسناد انقلاب اسلامی، ص 133.

[12] روحانی، سیدحمید، حاج آقا مجتبی تهرانی شاگرد دلباخته مکتب امام، پیشین، ص 34.

[13] ذیل این نامه اسامی؛ علی مشکینی اردبیلی ـ حسینعلی منتظری نجف آبادی ـ اسداله نوراللهی ـ عبدالرحیم ربانی شیرازی ـ مهدی حسنی روحانی ـ ابوالقاسم خزعلی ـ احمد آذری قمی ـ مهدی حائری طهرانی ـ ابراهیم امینی ـ جعفر سبحانی تبریزی و دیگران آمده است.

[14] اسناد انقلاب اسلامی، ج 3، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص 105.

[15] همان.

لینک کوتاه :