علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم  /  مجتبی تهرانی

تلاش برای نجات اعضای هیئت مؤتلفه اسلامی


تعداد بازدید : 98     تاریخ درج : 1393/08/27    

از دیگر فعالیت های سیاسی آیت الله آقا مجتبی تهرانی تلاش برای نجات جان اعضای مؤتلفه اسلامی[1] در ماجرای ترور حسنعلی منصور است. حسنعلی منصور از نخست وزیران عصر پهلوی دوم بود که با وجود مخالفت های مردمی و اعتراض جامعه روحانیت، اقدام به اعطای حق قضاوت کنسولی(کاپیتولاسیون) به اتباع آمریکایی نمود. منصور از اسفند 1342 تا بهمن 1343 به مدت کمتر از یک سال نخست وزیر بود. تصویب کاپیتولاسیون، افزایش قیمت ها و تبعید حضرت امام خمینی(ره) از جمله نخستین گام های او در اداره کشور محسوب می شد. وی در اول بهمن ۱۳۴۳ هنگامی که قصد پیاده شدن از اتومبیل در جلوی درب ورودی مجلس شورای ملی را داشت، هدف گلوله محمد بخارایی از اعضاء هیئت مؤتلفه اسلامی قرار گرفت و چند روز بعد به هلاکت رسید. متعاقب آن مأموران امنیتی رژیم در جستجوی عاملین ترور به سراغ جمعیت های مؤتلفه آمدند و شروع به بازداشت اعضای آن کردند.

از آن جایی که احتمال اعدام دستگیرشدگان می رفت، آیت الله آقا مجتبی تهرانی سراغ علمای ایران و نجف رفت تا واسطه شوند و جلوی اعدام آن ها را بگیرند. معظم له در این مورد می گوید: «من خیلی تلاش کردم و رفتم از مراجع قم نامه گرفتم تا به شاه تلگراف بزنند که این ها را نکشند؛ سراغ علمای نجف هم رفتم.»[2]

ایشان در گفتگو با علمای قم از آنان خواست که درباره نجات جان محکومان به اعدام به مراجع نجف، نامه بنویسند و از آنان استمداد کنند. در نتیجه توانست نظر آنان را برای نگارش نامه به مراجع نجف جلب کند. بنابر این آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی به آیت الله سید محسن حکیم نامه نوشتند؛ آقای سید کاظم شریعتمداری دو نامه یکی خطاب به آیت الله سید محسن حکیم و دومی خطاب به آیت الله سید ابوالقاسم خویی نگاشتند.[3]

آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی از بیم این که در راه، نامه ایشان «لو برود» به پیام شفاهی بسنده کردند. آقایان حاج شیخ مرتضی حائری و میرزا هاشم آملی نیز دو نفری یک نامه را امضا کردند. بنابر این حاج آقا مجتبی حامل چهار نامه و یک پیام شفاهی بودند و از راه قاچاق رهسپار عراق شدند.[4]

 معظم له در باره این سفر خود می گوید: «نامه پنج تا از مراجع در جیب من بود. رفتم نجف و سه تا نامه هم از مراجع نجف گرفتم که به شاه تلگراف کنند که این ها را اعدام نکنند... من پیش آقای حکیم رفتم. پیش آقای خوبی رفتم پیش آقای (سید محمود) شاهرودی که از مراجع بزرگ نجف بود رفتم و با آن ها صحبت کردم که وساطت بکنند تا به شاه تلگرافی بزنند که این ها را اعدام نکنند.»[5]

 آیت الله حکیم 17 خرداد 1344 در پاسخ آیت الله مرعشی می نویسند: «قبل از این که مرقوم مورخ 2 صفر حضرتعالی زیارت شود، روز شنبه پنج صفر جناب آقای سید مهدی پیراسته سفیر کبیر را خواسته و به توسط ایشان استخلاص زندانیان و شش نفری که محکوم به اعدام شده اند، از مقامات مربوطه درخواست [شده است].... لکن نصایح اینجانب موجب شد که به تهران گزارشات را مفصلاً بدهند.»[6]

آیت الله خویی نیز طی تلگرامی به شاه برای محکومان به اعدام تقاضای عفو کرد. آیت الله سید محمود شاهرودی نیز در تلگرام خود به شاه خواست که حکم درباره محکومان را به صاحبان دم واگذار کند.[7]

حاج آقا مجتبی تهرانی در خصوص پیگیری های خود در خصوص تلگرام علمای نجف می گوید:

«... من نگران بودم پیش از آن که سفیر ایران پیام آیت الله حکیم را به شاه برساند این جوانان را اعدام کنند و بگویند پیام دیر به دست ما رسید، مانند تلگراف آیت الله بروجردی به شاه درباره فداییان اسلام که شاه آنان را اعدام کرد و گفت تلگراف آیت الله دیر به دست من رسید. لهذا رفتم نزد آقای حکیم، گفتم شما پیگیری کنید که پیام شما به شاه رسیده است یا نه؟ آقای حکیم اکراه داشتند که این موضوع را به این شکل دنبال کنند، این کار را برای خود سبک می دانستند. به من گفتند اطمینان دارم این ها را نمی کشند. سرانجام قرار شد شیخ محمد رشتی تلفنی با سفارت ایران تماس بگیرد و پیام ایشان به وسیله سفیر را پیگیری کند که به شاه رسانده اند یا نه؟...»[8]

با این حال دستگاه رژیم چهار نفر از آنان[9] را در سحرگاه 26 خرداد 1344 در میدان تیر پادگان حشمتیه تیرباران کرد و برخی دیگر را به حبس طولانی مدت محکوم کرد.[10]

پی نوشت ها:

[1] هیئت های مؤتلفه اسلامی از اتئلاف سه جمعیت با یکدیگر در سال 1342 پدید آمد. مسئولان سازمان مرکزی این جمعیت عبارت بودند از حاج صادق امانی، محمد صادق اسلامی، حاج مهدی عراقی، حبیب الله عسگر اولادی، حاج مهدی شفیق، اسدالله لاجوردی و تعدادی دیگر که همگی از کسبه و تجار متدین بازار بودند. مؤتلفه اسلامی دارای یک شورای روحانیت مرکب از آیات مرتضی مطهری و محمدحسین بهشتی و محمدباقر محی الدین انواری بود که با همکاری کامل با حجت الاسلام محمدجواد باهنر و اکبر هاشمی رفسنجانی نظارت بر اعمال و رفتار و خط مشی آن را برعهده داشتند این افراد با پیشنهاد مؤتلفه اسلامی و تایید امام انتخاب شده بودند.

[2] تهرانی، حسین، حاج آقا مجتبی، پیشین، ص 68.

[3] روحانی، سید حمید، حاج آقا مجتبی تهرانی شاگرد دلباخته مکتب امام، پیشین، ص 36.

[4] همان، ص 37.

[5] تهرانی، حسین، حاج آقا مجتبی، پیشین، ص 68.

[6] اسناد انقلاب اسلامی، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص 286.

[7] روحانی، سید حمید، حاج آقا مجتبی تهرانی شاگرد دلباخته مکتب امام، پیشین، ص 37.

[8] همان،، ص 38.

[9] محمدصادق امانی، محمد بخارایی، مرتضی نیک نژاد و رضا صفارهرندی.

[10] شش نفر از آن ها به نام های مهدی عراقی، هاشم امانی، حبیب الله عسکراولادی، عباس مدرسی فرد، ابوالفضل حیدری و محمدتقی کلافچی به زندان ابد با اعمال شاقه محکوم شدند. این دادگاه همچنین شیخ محی الدین انواری را به پانزده سال، احمد شهاب(شاه بداغلو) را به ده سال و حمید ایپکچی را که هنوز به سن قانونی نرسیده بود به پنج سال زندان محکوم نمود.

لینک کوتاه :