علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم  /  ابوالقاسم خزعلی

تولد و دوران کودکی


تعداد بازدید : 121     تاریخ درج : 1393/08/27    

ابوالقاسم خزعلی در سال 1304 ش. برابر با 1344 ق. در بروجرد به دنیا آمد. پدرش غلامرضا نام داشت و مادرش ربابه. این خانواده، بسیار فقیر بودند. پدر، نَدّاف (پنبه زن) بود و مادر، با زحمت تُرشی درست می کرد و می فروخت. تنها آرزوی مادر آن بود که ابوالقاسم، بزرگ و با سواد شود. ابوالقاسم در 7 یا 8 سالگی دچار بیماری سختی شدبه طوری که به گفته پزشک، خطر مرگ نیز در میان بود. در این زمان، وقتی ابوالقاسم دچار بیماری گردید، مادر هراسان گشت قرآن کریم را به دست گرفت و پانصد بار بلند شد و نشست و به رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) و امیر المؤمنین علی(علیه السلام) توسّل جست و سرانجام فرزند شفا یافت.[1] مادر غرق شادی شد و به خاطر سلامت فرزند پروردگار را سپاس گفت.

مکتب

ابوالقاسم در 6 یا 7 سالگی به مکتب خانه محلّه «سرسوزنی» شهر بروجرد رفت. معلّم آن مکتب، مرحوم سیّد جعفر شیرازی، استادی لایق بود و در مسجد به بچّه ها درس می داد. او به شاگردان، زبان فارسی، قرآن، دستورهای دینی و حساب می آموخت. در آن زمان، چون تهیّه کاغذ، بسیار سخت بود، سیّد به شاگردان گفت که لوح حلبی تهیّه و روی آن خطّ کشی کنند و دیکته و سیاق (حساب و ریاضی)، قرآن و... را بر روی آن بنویسند.[2]

ابوالقاسم 9 یا 10 ساله بود که خانواده اش بروجرد را ترک کردند و مشهد را برای سکونت دائمی برگزیدند. او در مشهد به دبستان رفت و چون در مکتب درس خوانده بود، امتحانی از وی گرفتند و از همان آغاز، او را در کلاس چهارم پذیرفتند. ابوالقاسم، درس ها را با موفقیّت تا پایان کلاس ششم گذراند و در تمام سال ها شاگرد اوّل شد. پدرش اهل معرفت و ولایت بود و در دوره سیاه رضاخان نیز عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) و زیارت عاشورا را ترک نکرد. اوضاع آن زمان، چنان خفقان آور بود که وی برای زیارت عاشورا، دست ابوالقاسم را گرفته، به بیابان می برد تا کسی مانع زیارت خواندن وی نشود. پدر، در شب واقعه قیام گوهرشاد (1314ش.) دچار خوابی سنگین شد و تا صبح در خواب ماند و نتوانست در آن نهضت شرکت کندامّا صبح با ناراحتی و عصبانیّت از آن خوب سنگین برخاست و دست پسرش ابوالقاسم را گرفت و به محلّ واقعه رفتند و یکی دو نفر از شهدا را در لحظات آخر دیدار کردند. مادر، در دوره ستم رضاخان و زمان کشف حجاب، هرگز از خانه بیرون نرفت تا بدین وسیله، حجابش حفظ شود.[3]

بعد از سقوط رضا شاه و اشغال ایران از طرف متّفقین (سال 1320 ش.)، ابوالقاسم 17 ساله در مغازه ای مشغول به کار شد. وی در آن جا دخل و خرج را می نوشت و حساب نسیه ها را تنظیم می کرد... و روزی یک ریال حقوق می گرفت و این درآمد، در آن زمان، برای او خیلی با ارزش بود.

پی نوشت ها:

[1] خاطرات آیت الله ابوالقاسم خزعلی، حمید کرمیپور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اوّل، 1382ش. ص23ـ26.

[2] خبرگان ملّت، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، ج2، ص 218.

[3] خاطرات آیت الله خزعلی، ص 28ـ30.

لینک کوتاه :