علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم  /  سید علی حسینی سیستانی

ویژگی درس اصول

ایشان در بحث خود پیرامون «معنای حرفی» و در بیان فرق میان «معنای حرفی» و «معنای اسمی» و این كه آیا این تفاوت ذاتی است یا اعتباری؟ رویكرد صاحب كفایه مبنی بر اعتباری و لحاظی بودن تفاوت را برگزیده اند، اما بنیاد این گزاره را بریك انگاره نوین فلسفی كه عبارت از تكثر ادراكی در فعالیت و خلاقیت ذهن آدمی است گذاشته اند كه می گوید اندیشه انسان در آنِ واحد می تواند یك مطلب را به دو شكل تصور كند: یك بار به صورت «استقلالی» و «به وضوح» كه از آن تعبیر به «اسم» می شود و یك بار به شكل «آلی» و «در خفا» كه آن را «حرف» می نامند. این بحث را البته دیگران نیز به گونه عقلی صِرف مطرح كرده اند، اما حضرت استاد آن را با شواهد تاریخی و حدیثی فراوانی در آمیخته و از لابلای آن، قواعد مهمی را برای حل اختلاف احادیث بیرون آورده و از همان قواعد در مباحث فقهی خود سود جسته اند.

چکیده ماشینی


تعداد بازدید : 47     تاریخ درج : 1393/10/09    

در زمینه بحث های اصولی باید به این ویژگی های حوزه ایشان اشاره كرد:

1ـ سخن از پیشینه تاریخی مباحث و آشنایی با ریشه های آن

چندان كه گاه مانند مسأله «بسیط و مركب بودن مشتق» باید پس زمینه های آن را در مسائل فلسفی جست وجو كرد، و گاه مانند بحث «تعادل و تراجیح» باید با چالش های عقیدتی و سیاسی آشنا بود. استاد در مبحث یادشده چنین تبیین فرموده اند كه ماجرای اختلاف احادیث ناشی از كشمكش های عقیدتی و فكری آن روزگار و شرایط سیاسی حاكم بر دوران زندگانی ائمه علیهم السلام بوده است؛ از این رو، روشن است كه آگاهی از پیشینه مباحث، بر زوایای این مسائل پرتو خواهد افكند و ما را با واقعیت دیدگاه های مختلف آشنا خواهد كرد.

2ـ پیوند میان دیدگاه های حوزوی و اندیشه های معاصر

ایشان در بحث خود پیرامون «معنای حرفی» و در بیان فرق میان «معنای حرفی» و «معنای اسمی» و این كه آیا این تفاوت ذاتی است یا اعتباری؟ رویكرد صاحب كفایه مبنی بر اعتباری و لحاظی بودن تفاوت را برگزیده اند، اما بنیاد این گزاره را بریك انگاره نوین فلسفی كه عبارت از تكثر ادراكی در فعالیت و خلاقیت ذهن آدمی است گذاشته اند كه می گوید اندیشه انسان در آنِ واحد می تواند یك مطلب را به دو شكل تصور كند: یك بار به صورت «استقلالی» و «به وضوح» كه از آن تعبیر به «اسم» می شود و یك بار به شكل «آلی» و «در خفا» كه آن را «حرف» می نامند.

ایشان با ورود به بحث «مشتق» و سخن از كشمكش میان علما در معنای اسم زمان، «زمان» را با نگاه فلسفی نوینی مطرح كردند كه عبارت از انتزاع زمان از مكان(=زمكان) همانند انتزاع مفهوم روز و شب از تعاقب نور و ظلمت است.

در مبحث «مدلول صیغه و ماده امر» و بحث از«تجرّی» نیز به نظریه برخی از جامعه شناسان مبنی بر تقسیم «طلب» به «فرمایش» و «خواهش» و «پرسش» پرداختند كه بسته به حقیقت درخواست «خواهان» و ویژگی وی از جهت «فرادستی»، «برابری» یا «فرودستی» نسبت به طرف مقابل تفاوت می كند.

ایشان همچنین معیار مجازات و عنوان سركشی «عبد» و سرپیچی وی از دستور «مولا» را مبتنی بر تقسیم بندی طبقاتی جوامع كهن بشری دانسته اند كه در آن جوامع عناوینی مثل «مولا و عبد» و «فرادست و فرودست» و لایه هایی اجتماعی از این دست وجود داشته است؛ بنابر این، به نظر ایشان، دیدگاه یادشده را باید از اندیشه های بازمانده از فرهنگ هایی باستانی دانست كه با زبان حقوقی مبتنی بر منافع همگانی بشر بیگانه است و با زبان طبقاتی سخن می گویند.

3ـ اهتمام به بحث های اصولی كاربردی در فقه؛

طلاب حوزه علمیه با علمای بسیاری روبه رو هستند كه گاه چنان در بحث های اصولی فرو می روند كه تنها مایه فرسایش اندیشه و فكر است و فقیه را در روند فقاهت وی هیچ بهره ای نمی افزاید. از این شمار مباحث باید به مبحث «وضع» و اعتباری یا تكوینی بودن آن، و این كه آیا «حقیقت وضع» بر مبنای «تعهد» است یا «تخصیص»، و بحث های مربوط به موضوع علم و تعریف فلاسفه از عوارض ذاتی علم و مباحثی از این قبیل یاد كرد.

در برابر این رویكرد فراگیر، هر كه در درس های حضرت استاد دام ظله بنگرد، خواهد دید كه ایشان به مباحث اصولی كاربردی در استنباط، نظیر مباحث «اصول عملیه» و«تعادل و تراجیح» و «عام و خاص» تمام تلاش خود را چنان به كار می بندند كه پایه های علمی استواری برای آن بنا كنند. اما در بحث های دیگر از آن قبیل كه نام بردیم، تنها به همان اندازه كه در دیگر مباحث علمی سودمند افتد یا ثمره ای در فقه داشته باشد، بسنده می كنند.

4ـ نوآوری و ابتكار

بسیاری از استادان توانمند حوزه از روحیه نوآوری بی بهره اند و تمام تلاش خود را به حاشیه نویسی بر آثار دیگران معطوف می دارند و به جای پرداختن به جوهر و درونمایه مباحث، تنها به زیباسازی ظاهر آن می كوشند، بدین گونه كه نخست آرا و دیدگاه های موجود را بیان می كنند، سپس بر پاره ای از آن ها حاشیه می زنند و سرانجام نظری را كه به باور خودشان درست تر است، انتخاب می كنند، روش حضرت استاد اما از نوعی دیگر است. ایشان می كوشد تا متناسب با نیاز بحث، مطلب را در قالب جدیدی ارائه دهند، مثلاً در بحث از «استعمال لفظ در چند معنا»، كه اصولی ها آن را به عنوان یك گزاره بی ثمر عقلی فلسفی، از نگاه «امكان و استحاله» به بحث می كشند، حضرت استاد آن را از نگاه «وقوع و عدم وقوع» كه قوی ترین دلیل امكان است، یا از جهت «ظهور یا عدم ظهور لفظ در چند معنا»مطرح نموده است.

ایشان در هنگام بحث از «تعادل و تراجیح»، بر این باور است كه راز و رمز آن در زمینه های اختلاف میان احادیث نهفته است، پس وقتی وارد بحث شدیم و زمینه های اختلاف نصوص شرعی را جست وجو كردیم، مسأله دشواری كه ذهن فقیهان و هر محقق و پژوهشگر نصوص اهل بیت علیهم السلام را به خود مشغول كرده است حل می شود و دیگر نیازی نمی ماند كه همانند صاحب كفایه روایات ترجیح و تخییر را حمل بر استحباب كنیم.

این بحث را البته دیگران نیز به گونه عقلی صِرف مطرح كرده اند، اما حضرت استاد آن را با شواهد تاریخی و حدیثی فراوانی در آمیخته و از لابلای آن، قواعد مهمی را برای حل اختلاف احادیث بیرون آورده و از همان قواعد در مباحث فقهی خود سود جسته اند.

5ـ بررسی تطبیقی مكاتب

در میان اساتید معروف است كه بحث های علمی خود را تنها در مرزهای یك مكتب یا یك گرایش خاص به پیش می برند، اما آیت الله سیستانی مباحث خود را همواره با اندیشه های مكتب مشهد و افكار مكتب قم و دیدگاه های مكتب نجف اشرف تطبیق داده، از یك سو آرای عالم مشهد مرحوم میرزا مهدی اصفهانی قدس سرهرا مطرح كرده، از سوی دیگر نظریات آیت الله بروجردی قدس سره را به مثابه زبان گویای مكتب قم متعرّض شده اند و سرانجام دیدگاه های آیت الله خوئی قدس سره)و شیخ حسین حلّی قدس سره را به عنوان نظریه پردازان مكتب نجف اشرف به میان كشیده است. این گرایش چند وجهی گوشه هایی تازه از بحث را در برابر ما می گشاید و دیدگاه روشن و نمایانی از واقعیت های علمی را پیش روی ما می نهد.

لینک کوتاه :  
نویسنده : دوستدار مرجعیت تاریخ : 1398/07/12

خداوند این مرجعیت اعلای جهان تشیع را حفظ کند