علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن پانزدهم  /  سید علی حسینی سیستانی

ویژگی روش فقهی

فقهایی هستند كه تنها به حروف و الفاظ بسنده می كنند، بدین معنا كه بدون هیچ تلاشی برای گسترده كردن دلالت های متن، خود را در مرزهای الفاظ نص نگه می دارند، اما در برابر این دسته، فقیهانی نیز با در نظر گرفتن فضا و شرایط پیرامونیِ متن، به شناخت دیگر اوضاع تأثیرگذار در دلالت نصوص می پردازند، به عنوان مثال، در رویارویی با این روایت كه رسول خدا صلی الله علیه وآله در روز خیبر، خوردن گوشت الاغ را تحریم كرد، اگر به فهم تحت اللفظی بسنده كنیم باید قائل به حرمت یا كراهت خوردن گوشت الاغ شویم، اما اگر از نگرشی اجتماعی پیروی كنیم، خواهیم دید كه متن یادشده به شرایط دشوار نبرد با یهود خیبر نظر دارد، زیراهر جنگی نیازمند ابزاری برای حمل اسلحه و جنگ افزار است، و در آن دوران هم برای این كار وسیله ای جز چهار پایان و از جمله الاغ نبوده است.

چکیده ماشینی


تعداد بازدید : 57     تاریخ درج : 1393/10/09    

در خصوص روش فقهی نیز معظم له سبك ویژه ای را دنبال می كند كه درس و بحث فقه ایشان را از دیگران متمایز می سازد. این روش از ویژگی های زیر برخوردار است:

1ـ مقایسه تطبیقی میان فقه شیعه و فقه دیگر مذاهب اسلامی

زیرا آگاهی از تفكرات فقهی اهل سنت در زمان صدور فتوا، همانند اطلاع از موطّأ مالك و فتاوی ابو یوسف و آرای دیگر فقهای ایشان، اهداف ائمه علیهم السلام و دیدگاه های پیشوایان شیعه از صدور احكام را نمایان می سازد.

2ـ بهره گیری از علم حقوق در برخی از موارد فقهی

مانند مراجعه به قانون اساسی عراق و مصر و فرانسه به هنگام طرح مباحث مربوط در كتاب های بیع و خیارات. روشن است كه آگاهی گسترده از دیدگاه های حقوقی معاصر، انسان را از مهارتی حقوقی برخوردار می كند كه در پرتو آن می تواند قواعد فقهی را تحلیل كند و مدارك و مستندات و موارد اجرایی آن را توسعه بخشد.

3ـ نظریه پردازی های نو گرایانه

بیشتر علمای سرشناس ما به پاره ای از قواعد فقهی با همان ساختاری كه پیشینیان مطرح كرده اند می نگرند و جز پیرامون صحت و سقم اسناد آن، و بود و نبود مدارك و مستندات دیگر درباره آن، چیزی بر آن نمی افزایند، اما آیت الله سیستانی همواره می كوشد تا ساختار برخی از قواعد فقهی را ترقی بخشد، به عنوان نمونه، در خصوص «قاعده الزام» كه برخی از فقها از جهت مصلحت به آن نظر می كنند، بدین معنا كه مسلمان مؤمن می تواند در تحقق شماری از خواسته های شخصی خویش، به بعضی از قوانین دیگر مذاهب استناد كند، هر چند مورد تأیید مذهب خودش نباشد، آیت الله سیستانی آن را بر پایه احترام مطرح می كند و به همین اعتبار یعنی حرمت دادن به دیدگاه ها و قوانین دیگران و از رهگذر آزادی اندیشه، آن را «قاعده احترام» می نامد. بر این اساس، قاعده های «هر قومی آیین ازدواج خود را دارند»، و «ازدواج مشركان با یكدیگر جایز است» در همین راستا می گنجد.

در خصوص قاعده «تزاحم» نیز كه فقها و اصولیان آن را به سان قاعده ای عقلی یا عقلایی صِرف مطرح می كنند، حضرت استاد آن را ذیل قاعده «اضطرار» می شمارند كه قاعده ای است شرعی و نصوصی همچون « چیزی نیست كه خدا آن را حرام كرده باشد، مگر آن كه به دلیل اضطرار آن را حلال كرده است» بر آن دلالت دارد، اما این نكته را بر آن می فزایند كه مفهوم دو قاعده «اضطرار» و «تزاحم» تنها با انضمام عنصری به نام «متمم جعل تطبیقی» به هم نزدیك می شوند.

ایشان گاه قاعده ای را توسعه می دهند و مثلاً در قاعده «لاتُعاد» كه فقها آن را به دلیل وارد شدن نص خاص، مختص نماز می دانند، صدر روایت را كه دربردارنده قول حضرت با عبارت «لا تعاد الصلاة الا من خمسة» است، تنها یك مصداق برای كبرایی دیگر می شمارند كه در ذیل متن یادشده آمده و حضرت فرموده اند: «و لاتنقض السنة الفریضة». بنابراین قاعده فوق، افزون بر نماز، دیگر واجبات را نیز شامل می شود. از این رو، معیار تقدیم فریضه بر سنت است، خواه در نماز باشد یا دیگر واجبات، و از مصداق های آن می توان به تقدیم وقت و قبله بردیگر اجزا و شرایط استحبابی نماز اشاره كرد، زیرا وقت و قبله از واجبات هستند.

4ـ نگرش اجتماعی به متون

فقهایی هستند كه تنها به حروف و الفاظ بسنده می كنند، بدین معنا كه بدون هیچ تلاشی برای گسترده كردن دلالت های متن، خود را در مرزهای الفاظ نص نگه می دارند، اما در برابر این دسته، فقیهانی نیز با در نظر گرفتن فضا و شرایط پیرامونیِ متن، به شناخت دیگر اوضاع تأثیرگذار در دلالت نصوص می پردازند، به عنوان مثال، در رویارویی با این روایت كه رسول خدا صلی الله علیه وآله در روز خیبر، خوردن گوشت الاغ را تحریم كرد، اگر به فهم تحت اللفظی بسنده كنیم باید قائل به حرمت یا كراهت خوردن گوشت الاغ شویم، اما اگر از نگرشی اجتماعی پیروی كنیم، خواهیم دید كه متن یادشده به شرایط دشوار نبرد با یهود خیبر نظر دارد، زیراهر جنگی نیازمند ابزاری برای حمل اسلحه و جنگ افزار است، و در آن دوران هم برای این كار وسیله ای جز چهار پایان و از جمله الاغ نبوده است. بنابراین، حكم یادشده یك نهی حكومتی و مدیریتی و تنها برای رعایت مصلحت در یك موضوع خاص بوده است كه شرایط آن زمان اقتضای آن را داشته و نمی توان تشریع حرمت یا كراهت را از آن استفاده كرد. حضرت استاد در برخورد با متون، شیوه دوم را برگزیده است.

5ـ آگاهی از مقدمات استنباط

آیت الله سیستانی همواره بر این نكته تأكید دارد كه هیچ فقیهی جز با آگاهی گسترده از زبان عربی و ادبیات و شعر و آرایه های ادبی عرب به مفهوم كامل فقاهت دست نخواهد یافت، و تنها از این راه است كه می تواند به جای تشخیص موردی، به تشخیص ظهور موضوعی نص نایل شود. ایشان بر این باور است كه فقیه باید دامنه اطلاعات خود از فرهنگنامه های زبان عرب و فضای زندگی نویسندگان آن ها و سبك نگارش آنان را گسترش دهد و بداند كه این امر در استناد یا عدم استناد وی بر سخن زبان شناسان و لغویان دخالت دارد. به اعتقاد ایشان، یك فقیه احاطه ای تفصیلی به احادیث اهل بیت علیهم السلام و راویان داشته باشد، زیرا برای هر مجتهدی، در راستای كسب اطمینان كامل از صلاحیت مستندات استنباط فقهی خود، علم رجال یكی از ضروریات به شمار می آید. معظم له در این زمینه دیدگاه های ویژه ای، ناهمسو با نظریات مشهور معاصر دارد، به عنوان نمونه معروف است كه حضرت استاد در مورد انتساب كتاب ابن غضائری به وی تردیدهای ناروا به دلیل نكوهش های فراوان را نكوهیده اند، و كتاب منسوب به او را ازآنِ وی دانسته و یادآور شده اند كه در مقام جرح و تعدیل، بیش از نجاشی و شیخ و امثال آن ها می توان بر ابن غضائری اعتماد كرد. ایشان همچنین در تشخیص راوی و توثیق او وشناخت مسند یا مرسل بودن احادیث وی، همانند آیت الله بروجردی قدس سره از روش طبقه بندی رُوات پیروی می كند.

استاد شناخت كتاب های حدیثی و اختلاف نسخه ها و آشنایی با چگونگی ثبت و ضبط مؤلفان و سبك های تألیفی آنان را ضروری می دانند و این ادعا را كه صدوق در ضبط احادیث دقیق تر از شیخ طوسی عمل كرده است، قبول ندارند، بلكه به گواهی قرینه های موجود، شیخ را در نقل از كتاب هایی كه نزد وی بوده است، بازگو كننده ای امانت دار می شمارند.

نكات كه گذشت از مسائلی است كه بسیاری از فقها در مقام استنباط آن را نادیده گرفته، و برخی از آنان بی توجه به گردآوری قرائن مختلف برای تشخیص ظهور موضوعی، به ظهور موردی بسنده كرده، و چه بسا بدون پژوهش در باره مؤلفان و سبك نگارشی آنان، با نقل سخن زبان شناسان به آن تكیه نموده اند وپاره ای از ایشان نیز از زمینه های شناخت نسبت به علم رجال و آگاهی از كتاب های آنان بهره چندانی ندارند.

لینک کوتاه :  
نویسنده : دوستدار مرجعیت تاریخ : 1398/07/12

خداوند این مرجعیت اعلای جهان تشیع را حفظ کند