علما و مفاخر  /  علما و بزرگان دینی  /  قرن سوم

احمدبن یحیى بن جابر بلاذرى


تعداد بازدید : 359     تاریخ درج : 1397/12/01    

احمد بن یحیى بن جابر بلاذرى بغدادى کاتب، از مهم ترین مورخان و نسب شناسان قرن سوم است. سال تولد وى دانسته نیست، اما گفته شده که قدیمى ترین شیخ اوکه وکیع بن جراح است در سال ۱۹۷ در گذشته و آن زمان، وى باید هفت تا د سال سن مى داشته است .ابن ندیم از او و آثارش یاد کرده و وى را از مترجمان کتابهاى فارسى به عربى دانسته است که از جمله آثارش ترجمه عهد اردشیر به شعر است. یاقوت با تفصیل بیشترى از او یاد کرده و از ذکر مشایخ وى توسط یاقوت چنین بر مى آید که بلاذرى دانش خود را از محدثان شامى عراقى برگرفته است.

بلاذرى اهل شعر نیز بوده وبیشتر هجویات مى گفته است. وى اشعار در ستایش ماءمون دارد و بعدها یکى از ندیمان متوکل عباسى (م ۱۴۷) و سپس ‍ مستعین (م ۲۵۱) بوده است. شاید همین امر سبب گرایشهاى عباسى در وى شده وشاهد آن این است که از امویان، تنها عمر و عثمان و عمر بن عبدالعزیز را خلیفه نامیده است . وى ازامویان اندلس نیز سخنى نگفته است.

آثار

دو کتاب با ارزش بلاذرى برجاى مانده است: یکى فتوح البلدان که مورد ستایش مسعودى قرار گرفته و وى گفته است که در فتح شهرها کتابى بهتر ازآن سراغ ندارد. این کتاب درباره سیر فتح شهرها در قرون نخست اسلام مى باشد. کتاب با ارزش دیگر وى انساب الاشراف است که تاریخ دوران اسلامى را در قالب نسب شناسى و خاندانى آورده است .

نام هاى دیگر این اثر، الاخبار والانساب، جمل انساب الاشراف ، انساب الاشراف و اخبارهم وتاریخ الاشراف است. این اثر بر اساس نسب نگارش یافته اما از نظر ارائه مواد تاریخى، در بسیارى از موارد، از طبرى نیز اخبار بیشترى را عرضه کرده است. از آنجا ک وى کوشیده تا شرح حال افراد برجسته را ارائه دهد، مواردى را به دست داده که هم در حوزه تاریخ است و هم شرح حال.

این امتیازى است که این اثر بر سایر کتابهاى تاریخى دارد. طبعا از داشتن نظمى منطقى بى بهره است. به عنوان مثال، درباره امویان نزدیک به ۳۴۸۳ روایت به دست داده در حالى ک مجموعه روایات طبرى درباره این خاندان ۶۲۸ نقل است. به عبارتى یک سوم کتاب انساب الاشراف اخبار امویان است.

بلاذرى بحث از انساب را بیان نسب عدنانى ها آغاز کرده است. ابتدا از بنى هاشم و پس از آن از بنى عبد شمس که حجم بیشترى را به خود اختصاص ‍ داده و پس از تمام کردن اخبار قریش به قبایل دیگر پرداخته است.

بیشتر مآخذى که وى از آنها بهره برده ، امروزه در دسترس ما نیست و وى با گزینشى که صورت داده متنى بسیار بدیع، جالب و پر ارزش را برجاى نهاده است.

وى تنها از مدائنى ۱۴۱۶ روایت نقل کرده است .تعجب آن است که کتاب او در دوره هاى متممدى مورد غفلت عمدى و سهوى مورخان قرار گرفته است . انساب الاشراف جداى از چاپ اخیر آن ، به صورت پراکنده چاپ شده است .بخشى از انساب الاشراف به عنوان الجزء الحادى عشر در سال ۱۸۸۳ به عنوان متنى از یک مولف مجهول در آلمان چاپ شده است . دو جلد که یکى به عنوان الجزء الرابع القسم الاول و دیگرى القسم الخاص بمعاویه است به عنوان مجلد چهارم و پنجم در سالهاى ۱۹۳۸ و ۱۹۷۱ در قدس چاپ شده است . همین دو مجلد بعدها به کوشش احسان عبارت به عنوان القسم الرابع من الجزء الاول با اندکى کم و زیاد توسط معهد آمانى در بیروت به چاپ رسید.

جزء دیگرى ازآن به عنوان القسم الثالث که اخبار عباس بن عبدالمطلب و فرزندانش مى باشد، به کوشش عبدالعزیز الدورى توسط همان معهد چاپ شده است.

جزء ثانى و قسمى ازجزء ثالب آن که اخبار طالبیان است به کوشش استاد محمد باقر محمود با حواشى مفصل در دوجلد به سال ۱۹۷۴ توسط موسسه الاعلمى چاپ شده است . دو جزء اخیر با تغییر شکل در یک مجلد به سال ۱۴۱۶ درقم چاپ شده است. یک مجلد هم که اخبار سیره است، توسط محمد حمید الله در مصر توسط دارالمعارف چاپ شده است.

مجلدى هم حاوى اخبار ابوبکر وعمر توسط احسان العمد در سال ۱۴۱۴ در ریاض چاپ شده که عمده نقلهاى آن از طبقات ابن سعد است . مجد دیگرى از این کتاب با عنوان جلد ششم قسمت ب ، توسط خلیل الثمینه چاپ شده (Hebrew (University1993 ) که بخش مربوط به هشام بن عبدالملک است .(۳۷۹)بخش دیگرى از آن با عنوان انساب الاشراف سائر فروع قریش توسط احسان عباس ‍ تصحیح و در سلسله انتشارات معهد آلمانى چاپ شده است .

بخشى دیگر هم با تصحیح رمزى بعلبکى که قسمت سائر قبائل العرب توسط معهد آلمانى چاپ شده است . بخش سیره با تصحیح ماهر جرار همان ناشر زیر چاپ است . قرار بخش مروانیان با تصحیح رضوان السید، و قسمت على وبنوه با تصحیح مادلونگ توسط همان ناشر نشر شود.

جداى از چاپهاى فوق الذکر، چاپ جدیدى در سیزده توسط سهیل زکار و ریاض زرکى به بازار عرضه شده است .با این که کتاب انساب الاشراف در قرن سوم تالیف یافته در نوشته هاى بعدى به ویژه ابولفرج اصفهانى، یادى ازآن نمى بینیم. حتى در قرون بعد نیز کمتر از آن نقلى صورت گرفته و به هین دلیل نسخ خطى آن نیز پراکنده مى باشد.

لینک کوتاه :