علما و مفاخر  /  شخصیت های جهاد و شهادت  /  قاسم سلیمانی  /  خاطرات

خاطراتی شنیدنی از حاج قاسم سلیمانی


تعداد بازدید : 5771     تاریخ درج : 1398/10/17    

توفیق بوسه بر پاهای مادر

مادر بزرگوار سردار حاج قاسم سلیمانی كه از دنیا رفتند، پس از چند روز با جمعی از خبرنگاران تصمیم گرفتیم برای عرض تسلیت به روستای قنات ملك برویم. با هماهنگی قبلی، روزی كه سردار هم در روستا حضور داشتند، عازم شدیم. وقتی رسیدیم ایشان را دیدیم كه كنار قبر مادرشان نشسته و فاتحه می خوانند. بعد از سلام و احوالپرسی به ما گفت من به منزل می روم شما هم فاتحه بخوانید و بیایید. بعد از قرائت فاتحه به منزل پدری ایشان رفتیم. برایمان از جایگاه و حرمت مادر صحبت كرد و گفت: این مطلبی را كه می گویم جایی منتشر نكنید. گفت: همیشه دلم می خواست كف پای مادرم را ببوسم ولی نمی دانم چرا این توفیق نصیبم نمی شد. آخرین بار قبل از مرگ مادرم كه این جا آمدم، بالاخره سعادت پیدا كردم و كف پای مادرم را بوسیدم. با خودم فكر می كردم حتماً رفتنی ام كه خدا توفیق داد و این حاجتم برآورده شد. سردار در حالی كه اشك جاری شده بر گونه هایش را پاك می كرد، گفت: نمی دانستم دیگر این پاهای خسته را نخواهم دید تا فرصت بوسیدن داشته باشم. [1]

ایثار و خلوص سردار

حمید حسنی همرزم سردار شهید حاج قاسم سلیمانی: ایشان خصایص اخلاقی بسیار زیادی همچون ایثار، از خودگذشتگی و مردم داری داشتند و به عنوان فرمانده هرگز به ما اجازه نمی دادند كه با مردم رفتار بدی داشته باشیم. ایشان به صله رحم خیلی اعتقاد داشتند و نیكی به پدر و مادر را سرلوحه كار خود قرار می دادند ایشان وقتی بعد از مأموریت به كرمان برمی گشتند بعد از فرودگاه مستقیم به رابر برای دستبوسی و دیدار با والدین می رفتند. خود ایشان به همسرشان و خانواده خود بسیار احترام می گذاشتند. حاج قاسم سلیمانی بسیار مظلوم بودند ایشان گاهی از خستگی زیاد در حسینیه پتویی زیر سرشان می گذاشتند و استراحت می كردند. آقای ترامپ مرتكب اشتباه بزرگی با به شهادت رساندن سردار سلیمانی شدی چرا كه حاج قاسم سلیمانی میلیون ها فرزند دارد و اگر گوشه ای ضربه ای به قاسم سلیمانی زدی باید نگران باشی كه از هزار گوشه به تو ضربه زده خواهد شد و انتقام سختی از شما می گیریم.

پدری با دو دختر به نام «زینب»

همسر شهید حسین محرابی از مدافعان حرم: هنگامی كه ما در هتل استقلال تهران برای دیدار خانواده های شهدای مدافع حرم با سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی بودیم، دخترم زینب در صحبتی كه آن جا با سردار داشتند، قول یك دیدار خصوصی در منزل را از ایشان می گیرد و سردار بدون هیچ حرفی قبول می كنند.

ما انتظار دیدار و حضور چهره های انقلابی مانند حاج قاسم سلیمانی را داشتیم و برای ما باعث افتخار بود كه یك سردار سپاه آن هم سردار سلیمانی در منزل ما حضور پیدا كنند. من و دخترانم حس نمی كردیم كه یك مسؤول عالی رتبه با ما صحبت می كند؛ ذره ای احساس دوری یا رسمیت در برخوردهای سردار حس نمی شد و رابطه ای كه در همان زمان كوتاه بین سردارسلیمانی و دختران من ایجاد شده بود از جنس پدردختری و صمیمیت، چاشنی این دیدار بود. این دیدار فراموش نشدنی برای ما تداعی كننده دیداری بود كه با مقام معظم رهبری داشتیم و سردار را كه با رشادت و عملكرد خود در میدان جنگ، لرزه به تن دشمنان می اندازد، مانند عضوی از خانواده تصور می كردیم.

حفظ رابطه خالصانه با شهدا، توصیه سردار سلیمانی به دختر شهید

دختر شهید محرابی از احساس خود نسبت به این دیدار می گوید: من هیچ احساس دوری از سردار نداشتم و از صمیم قلب مشتاق دیدار ایشان بودم؛ وقتی از ارادت قلبی خودم نسبت به سردار سلیمانی برای دوستانم می گفتم، من را با گفتن اینكه "چه طور كسی را الگوی خودت قرار داده ای كه حتی یك بار هم او به شما سر نزده؟" مسخره می كردند، اما اكنون با كمال افتخار می توانم شیرینی این دیدار و رابطه پدر و دختری را به آن ها یادآوری كنم. " عمو قاسم" به من گفت كه من از این به بعد دو دختر به اسم زینب دارم و من را هم دختر خودش دانست و به حفظ رابطه خصوصی و خالصانه با شهدا به من توصیه كردند. موقع رفتن، سردار سلیمانی درخواست من را برای حضور در اتاقم قبول كردند. سردار از محافظان و عكاس خواست كه بیرون بمانند و من و " عمو قاسم" لحظاتی تنهایی صحبت كردیم و ایشان ضمن تحسین من از اینكه عكس شهید جهاد و عماد مغنیه را در اتاقم داشتم، از شخصیت این دو شهید نیز برایم تعریف كردند. خانواده دایی من كه در این دیدار حضور داشتند از سردار درخواست كردند كه به اختیار خودشان، نام دختر دایی سادات من را كه آرشیدا بود، تغییر بدهند و " عمو قاسم" نام زینب را برای او انتخاب كردند. [2]

پی نوشت ها

[1] ایسنا

[2] mashreghnews.ir

×
لینک کوتاه :  
نویسنده : ناشناس تاریخ : 1398/12/29

دوست داریم سردار سلیمانی

نویسنده : ناشناس تاریخ : 1398/12/25

روحش شاد و راهش ادامه داشته باشه انشاالله

نویسنده : ناشناس تاریخ : 1398/12/24

درود خداوند بر فرزندان شجاع ایران زمین

نویسنده : ناشناس تاریخ : 1398/12/02

روحش شاد

نویسنده : ناشناس تاریخ : 1398/11/26

روحش شاد