علما و مفاخر  /  شخصیت های جهاد و شهادت

محمود کاوه

سردار شهید محمود کاوه (۱۳۶۵-۱۳۴۰ ش)، از مبارزان سیاسی پیش از انقلاب و از فرماندهان فعال و جوان سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس بود. وی سرانجام در دهم شهریور ماه سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۲ در ۲۵ سالگی به شهادت رسید.

تعداد بازدید : 2746     تاریخ درج : 1402/06/05    

در نخستین روز از خردادماه سال 1340 پسری به دنیا آمد که نامش را محمود گذاشتند. این فرزند آینده دار، سردار سرلشکر شهید کاوه بود که بعدها در بین رزمندگان اسام به «حاج محمود» شهرت یافت و نامش لرزه بر اندام دشمن انداخت. امروز نیز به فرموده مقام معظم رهبری «یکی از شهدای عزیزی است که هر کدام از آن ها حقیقتاً ستاره درخشانی در تاریخ و در آسمان معارف این ملت محسوب می شوند.»

خانواده اش مذهبی و اهل مشهد مقدس بودند. پدرش حاج محمد کاوه از کسبه خوشنام و متعهد این شهر به شمار می رفت و مادرش حاجیه خانم ماه نساء محسنی نیا بانویی مؤمنه و پرهیزگار بود که در تربیت فرزندانی باایمان و آتیه دار نهایت سعی و همت خود را به خرج دادند. حاج محمد کاوه در دوران اختناق شدید رژیم ستم شاهی، ارتباطی تنگاتنگ و معاشرتی پُربار با روحانیون مبارز شهر، از جمله حضرت آیت الله خامنه ای و همچنین شهیدان معززی چون حجج اسلام هاشمی نژاد و کامیاب داشت.

محمود نیز که از همان سنین کم با پدرش در مجالس و محافل مذهبی شرکت می کرد و با مکتب اهل بیت علیهم السلام مأنوس بود، به همراه پدرش محضر علمای اعام را درک می کرد؛ از جمله از همان سنین، شیفته سیره، رفتار، منش و آموزه های والای مقام معظم رهبری و شهید هاشمی نژاد شد و از طریق رهنمودهای این بزرگواران با پیام نهضت بزرگ حضرت امام خمینی(ره) آشنا گردید و در صفوف پرافتخار مبارزین انقلاب اسلامی قرار گرفت.

از وقتی که محمود تحصیلات ابتدایی خود را به پایان رساند، با راهنمایی پدر به فراگیری علوم دینی و حوزوی پرداخت. اما چندی بعد با توصیه حضرت آیت الله خامنه ای که فرمودند بهتر است محمود ابتدا دروس کلاسیک را به اتمام برساند و سپس به دروس حوزوی بپردازد از سال 1352 در یک مدرسة راهنمایی ثبت نام و تحصیل در این مقطع را شروع کرد و کماکان با شرکت در جلسات مذهبی تفکر مبارزاتی در او شکل گرفت. سال 1355 به تحصیل در مقطع متوسطه در دبیرستان خوش نیت مشغول شد. در این زمان، محمود به جوانی فعال، مذهبی و پرشور و بانشاط بدل شد که خود مشوق و آشناگر بسیاری از هم نسلان و حتی افرادی با سنین بالاتر، با فلسفه انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) بود. او کماکان از محضر اساتیدی چون حضرت آیت الله خامنه ای استفاده های فراوانی میبرد. نتیجة فعالیت های محمود در مساجد جوادالائمه و امام حسن مجتبی علیهم الصلوه و السلام در محیط دبیرستان نیز دیده و به سرعت در محیط درسی به عنوان محور مبارزه شناخته شد. سال 1356 با تحصیل در حوزة علمیه، آرزوی دیرینه پدرش را برآورده کرد. چندی بعد نیز با شروع تظاهرات و سیل خروشان قیام مردمی و دینی، فعالانه در راهپیمایی ها شرکت جست. در تظاهرات ها و درگیری های زمان انقلاب حضور فعالی پیدا کرد و همچنان در پخش جدیدترین اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی حضرت امام(ره) نیز سهیم بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن ماه 1357، محمود نیز همچون دیگر صاحب دلان، به تحقق رؤیای دیرینه تشکیل حکومت اسلامی و معنوی و برقراری نظام مقدس جمهوری اسلامی لبخند زد. اما کار اصلی تازه شروع شده و آن چیزی نبود جز حفظ دستاوردهای انقلاب و نظام نوپای برآمده از دل نهضت، که با اهدای خون های زیادی به ثمر نشسته و همچنان محتاج پاسداری و جان فشانی بود. در نخستین حرکت، محمود در بدو تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت در این نهاد صددرصد مردمی و خودجوش در خطه خراسان در آمد و از همان آغاز، توانمندی های بالای خود را به رخ همگنان و یاران کشید و د لها و چشم ها را به آینده درخشان خویش امیدوار ساخت. او به عنوان مربی در پادگان آموزش نظامی سرداد ور مشهد مقدس مشغول به خدمت شد و به آموزش نظامی برادران سپاهی و بسیجی پرداخت. چندی بعد خود نیز جهت تکمیل و گذراندن دوره های مختلف چریکی و رزمی به تهران آمد. سپس با عزیمت به جماران، طی یک مأموریت دست کم شش ماهه، سرپرستی گروه حفاظت از بیت حضرت امام خمینی(ره) را که کعبه آمال مستضعفان و حق طلبان جهان بود بر عهده گرفت. در نخستین فراخوان حضرت امام مبنی بر حضور نیروهای انقلاب در کردستان به پاوه شتافت. در ادامه و با تداوم توطئه های عوامل استکبار علیه نظام مردمی و اسلامی مان پای در وادی مَردآزمای دفاع مقدس نهاد. باشروع جنگ، ابتدا به جبهه های جنوب گسیل شد ولی اندکی بعد به علت نیاز شدید پادگانی در شهر مادری اش به وجود یک مربی توانمند آموزشی، ترجیح داد به مشهد مقدس بازگردد و فعالیت های خود را اینگونه ادامه دهد. به رغم میل باطنی مسئول و فرماندهش دوست داشت که به کردستان عزیمت کند. روح بی قرار محمود، مهارشدنی نبود. او به راستی اهل پرواز بود و این بار خطه غرب میهن عزیزمان را برای پریدن انتخاب کرد. در کردستان نیز شایستگی هایش را از همان ابتدا به همگان نشان داد. در گام نخست، جهت آزادسازی شهر بوکان فرمانده گروهی دوازده نفره شد و این نقطه را از لوث وجود دشمن پاک کرد.

چندی بعد به فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شد و طی یک شبانه روز، منطقة مرزی بسطام را از سیطره نفوذ ضدانقلاب بیرون آورد. شهید کاوه و هم رزمانش در اندک زمان، به قدری عرصه را بر ضدانقلاب تنگ کردند، که دشمن برای زنده یا کشته این سردار دلاور، جایزه تعیین کرد. این جایزه تا پایان حیات دنیوی شهید کاوه، روندی فزاینده و تصاعدی به خود گرفت، به صورتی که آخرین رقم، تفاوتی چشمگیر با مبلغ تعیین شده اولیه داشت.

باری، در 1360 شهید کاوه به فرماندهی گروهان اسکورت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سقز، در ادامه به فرماندهی عملیات این مرکز و سپس به قائم مقامی فرمانده سپاه همین شهر انتخاب شد. خوشبختانه حضور شجاعانه و چشمگیر اعضای سپاه و دیگر نیروهای مردمی و انقلابی در محورهای مختلف کردستان، باعث انسجام روزافزون رزمندگان اسام شد. هم زمان با اجرای علمیات های مختلف و تشکیل تیپ ویژة شهدا به فرماندهی شهید ناصر کاظمی، شهید کاوه هم به عنوان فرمانده عملیات تیپ انتخاب شد. فعالیت های شبانه روزی این تیپ باعث شد تا ضدانقلاب آخرین امیدهای خود را نیز بربادرفته ببیند.

کارنامه عملی و رزمی شهید کاوه در کردستان شامل گنجینه ای است پربار و ماندگار. ایشان عملیات های متعددی را فرماندهی کرد که با اجرای هر یک از آ نها بسیاری از مناطق تحت تصرف ضدانقلاب، از لوث وجود دشمن آزاد و دوباره به سرزمین پهناور اسلامی مان ضمیمه شدند. با شهادت فرماندهان ناصر کاظمی، گنجی زاده و محمد بروجردی، در خردادماه 1362 سردار محمود کاوه رسماً به فرماندهی تیپ ویژه شهدا منصوب شد. پس از آن، باز هم شهید کاوه با درایت و ذکاوت مثال زدنی اش در فرماندهی عملیات های برون مرزی والفجر 2 و 3 و 4 توانست به توفیقاتی درخور نائل شود. موفقیت ها و انجام عملیات خارق العاده توسط رزمندگان اسلام تحت فرماندهی کاوه باعث شد تا این تیپ به «لشکر ویژه » ارتقا یابد. همه این موفقیت ها در شرایطی حاصل شد که کاوه، جوان برومند و رعنای انقلاب و نظام، بسیار کم سن و سال بود و این همه درایت، بردباری، مقاومت، شجاعت، کاردانی و... دوستان را شگفت زده و امیدوار و دشمنان را مأیوس ساخته بود.

شهید کاوه مصداق بارز آیه شریفه «اشداء علی الکفار رحماء بینهم » بود، بدین معنا که هر قدر در مقابل ضدانقلاب سازش ناپذیر و جسور بود ولی در عین حال با نیروهای تحت امرش، برخوردی متواضعانه و صمیمانه داشت. ساده زیستی، ولایت مداری، اطاعت پذیری، بی باکی و هوش و استعدادش، بر همگان آشکار بود. اهل ورزش بود. چابکی در عملیات ها هم نتیجة ورزش کردنش بود. همیشه در هنگام رزم، در پیشانی نیروها حرکت میکرد و هر خطری را به جان و دل می خرید. همواره و در هر شرایطی حتی هنگام رفتن به مرخصی های محدود و کوتاه مدتش نگران نیروهای خود بود و آ نها را امانت الهی می دانست که می بایست در سختترین شرایط نیز مراقب سلامتی شان باشد.

خود را با رده پایین ترین نیر وهای لشکر برابر میدانست. وقتی وارد سالن غذاخوری می شد، بقیه با تکریم و احترام، راه را برای او باز می کردند ولی با اصرار در نوبت میایستاد و از طریق صف، جیره غذایی اش را دریافت می کرد. او از هر نظر، فرماندهی نمونه و کارآمد بود.

با ایجاد آرامش در کردستان تلاش خود را معطوف مبارزه با ارتش عراق کرد و قهرمانانه صحنه عملیات های بدر، قادر، والفجر 9 و کربلای 2 را آفرید. در طول دوران جنگ بارها مجروح شد. مثلاً سال 1361 در عملیات پاکسازی منطقة محمدشاه مهاباد بدنش از ناحیة شکم جراحت برداشت. چند بار دیگر هم در عملیات ها مجروح شده بود ولی همیشه قبل از بهبود، دوباره به منطقه برمیگشت. سرانجام پس از شصت و نه ماه حضور مداوم و مؤثر در جبهه در یازدهم شهریورماه 1365 در سن بیست و پنج سالگی هنگامی که در تصرف ارتفاعات 2519 پیشاپیش رزمندگان اسلام در حرکت بود بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. در بخشی از وصیتنامه این شهید عزیز آمده است: «اگر امروز به انقلاب ما خدشه وارد شود، بدانید که به مسلمان های جهان خدشه وارد شده است و اگر به انقلاب ما رونق داده شود بدانید آ نها پیروز شده اند.» از این سردار شجاع یک فرزند به نام زهرا به یادگار مانده است. روحش شاد و راهش پررهرو باد.

کلمات کلیدی
کودکی  |  کردستان  |  زندگینامه  |  شهید صیاد شیرازی  |  شهید محمود کاوه  |  تولد  |  ویژگی های اخلاقی  |  کلام مقام معظم رهبری حفظه الله  |  کیفیت شهادت  |  حفاظت از بیت امام(ره)  |  تیپ ویژه شهدا  | 
لینک کوتاه :