پرسش و پاسخ

فلسفه غیبت امام زمان (عج)

عرض کردم: «حکمت و فایده این غیبت چیست؟» فرمود: «حکمت غیبت او، همان حکمت غیبت آن عده از حجت های خداوند است که قبلا از آنها یاد شده است؛ حکمت این غیبت نیز تا بعد از ظهور آن حضرت، بر مردم معلوم نخواهد شد؛ همان طور که حکمت کارهایی که خضر انجام داد، تا قبل از جدا شدنش از موسی، معلوم نشد. براساس این حدیث، علّت و حکمت اصلی «غیبت»، برای ما معلوم نیست و پس از ظهور مهدی (عج) آشکار می گردد؛ ولی در روایات متعدد دیگر، اسرار و عللی برای غیبت آن حضرت بیان شده که قابل توجّه است و می تواند ما را نسبت به وقوع غیبت و لزوم آن به اطمینان بیشتری برساند. امام صادق علیه السّلام در این زمینه می فرماید: «ما یکون هذا الامر حتّی لا یبقی صنف من النّاس الا و قد ولّوا علی الناس حتی لا یقول قائل: انّا لو ولّینا، لعد لنا؛ ثمّ یقوم القائم بالحقّ و العدل»[6]؛ «ظهور تحقق نمی یابد تا اینکه گروهی نماند، مگر اینکه بر مردم حکومت کرده باشد تا کسی نگوید: اگر ما حکومت داشتیم؛ عدالت را (می گستراندیم)! حضرت علی علیه السّلام در این زمینه می فرماید: «و اعلموا انّ الارض لا تخلوا من حجّة الله و لکنّ الله سیعمی خلقه منها بظلمهم و جورهم و اسرافهم علی انفسهم»[14]؛ «ای مردم بدانید که زمین هرگز از حجّت الهی خالی نمی ماند، اما پروردگار، مردم را به جهت ظلم و ستمی که مرتکب می شوند و نیز به جهت اسراف و زیاده روی های که در حق خود انجام می دهند، از دیدن حجّت خودش (امام مهدی (عج)) محروم می سازد».

چکیده ماشینی


تعداد بازدید : 7449     تاریخ درج : 1397/02/10     منبع : پرسشها و پاسخهای دانشجویی؛ دفتر: 27 (مهدویت، پیش از ظهور)، ص: 105    

سوال

سبب غیبت امام زمان (عج) چیست؟ چرا امامی که باید بین مردم حضور داشته باشد و آنان را هدایت و رهبری کند، غایب شده و در پنهانی زندگی می کند؟


جواب

غیبت امام مهدی (عج) یکی از پدیده هایی است که با اراده و تدبیر خداوند رخ داده است؛ پس به طور حتم دارای حکمت و مصلحتی مهم و قابل توجه است.

عبد اللّه بن فضل هاشمی می گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می فرمود:

«صاحب الامر، غیبتی دارد که ناگزیر اتفاق می افتد و ناراستان و طرفداران باطل به شک می افتند». عرض کردم: «فدایت شوم چرا چنین می شود؟» فرمود: «به خاطر چیزی که ما اجازه نداریم، آن را برای شما بازگو کنیم». عرض کردم: «حکمت و فایده این غیبت چیست؟» فرمود: «حکمت غیبت او، همان حکمت غیبت آن عده از حجت های خداوند است که قبلا از آنها یاد شده است؛ حکمت این غیبت نیز تا بعد از ظهور آن حضرت، بر مردم معلوم نخواهد شد؛ همان طور که حکمت کارهایی که خضر انجام داد، تا قبل از جدا شدنش از موسی، معلوم نشد.

ای پسر فضل! این امری الهی است و سرّ آن و جهات پنهانی آن نیز، الهی و به خدا مربوط است و هنگامی که ما می دانیم خداوند عزّ و جل حکیم است، قبول و اعتراف می کنیم که تمام کارهایش، عین حکمت و درستی است؛ هرچند که علت و چرایی آن کارها، برای ما روشن نشده باشد»[1].

براساس این حدیث، علّت و حکمت اصلی «غیبت»، برای ما معلوم نیست و پس از ظهور مهدی (عج) آشکار می گردد؛ ولی در روایات متعدد دیگر، اسرار و عللی برای غیبت آن حضرت بیان شده که قابل توجّه است و می تواند ما را نسبت به وقوع غیبت و لزوم آن به اطمینان بیشتری برساند.

در اینجا عوامل و حکمت های غیبت- براساس یک دسته بندی جدید و جامع- بیان می شود؛ بنابراین تقسیم، غیبت امام مهدی (عج) هم از جانب خدا و به خواست و اراده او بوده است و هم مردم، حاکمان ظالم و شیعیان در آن نقش و تأثیر داشته اند.

یک. اراده و خواست خداوند

طبق بیان روایات، غیبت امام مهدی (عج)، بیشتر از ناحیه خدا و براساس مشیت، حکمت و اراده او بوده است. در روند پیشینه دار تاریخ، وقایع و رویدادهای شگفت و خارق العاده ای رخ داده و اینها براساس سنت و قوانین الهی حاکم بر هستی بوده است. زندگی طولانی و غیبت امام مهدی (عج) نیز از چهارچوب این قانون خارج نیست. خداوند با غیبت حجت خود، اهداف و اغراض زیر را در نظر داشته است:

1- 1. آزمون و امتحان مردم

یکی از حکمت الهی در مسئله «غیبت حجت»، امتحان و آزمایش انسان ها- به خصوص شیعیان- است؛ یعنی، امتحان و آزمایش گروهی که ایمان محکمی ندارند تا باطنشان ظاهر شود. کسانی هم که ایمان در اعماق دل آنان ریشه دوانده، به واسطه انتظار و صبر بر شداید و ایمان به غیب، ارزش و قدرشان معلوم می گردد و به درجاتی از ثواب نایل می آیند.

زرارة بن اعین می گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می فرمود: «قائم قبل از قیامش غیبتی دارد؛ گفتم: چرا؟ فرمود: می ترسد.. . [تا آنجا که فرمود:] «... و هو المنتظر غیر انّ الله یحبّ ان یمتحن الشیعه، فعند ذلک یرتاب المبطلون»[2]؛ «او منتظر است؛ اما خداوند دوست دارد شیعه را آزمایش کند؛ آن گاه معتقدان و طرفداران باطل به شک می افتند».

جابر گوید: به امام باقر علیه السّلام عرض کردم، فرج شما چه هنگام خواهد بود؟

فرمود: «هیهات! هیهات!: لا یکون فرجنا حتّی تغربلوا ثمّ تغربلوا حتی یذهب الکیدر و یبقی الصفو»[3]؛ «دور است، دور است؛ فرج ما پیش نخواهد آمد تا اینکه غربال شوید، باز غربال شوید.. . تا اینکه ناخالصی از بین برود و صافی باقی بماند».

بر این اساس آزمایش مردم از دو جهت صورت می گیرد:

الف. چون اصل غیبت بسیار طولانی می شود، بیشتر مردم در شک و تردید می افتند و برخی در اصل ولادت و بعضی نیز در بقای آن حضرت شک می کنند.

ب. شدت ها و پیشامدهای ناگوار، باعث می شود که حفظ ایمان و استقامت در راه دین، بسیار دشوار گردد و ایمان افراد در مخاطرات سخت واقع شود[4].

اگر کسی اعتقاد خود را به امام علیه السّلام از دست ندهد و یا در مشکلات و سختی ها استقامت داشته و مؤمن باشد، از این امتحان سربلند بیرون می آید.

امام صادق علیه السّلام نیز فرموده است: «... لا بدّ للناس ان یمحصّوا، و یمیزوا و یغربلوا و یخرج الغربال خلق کثیر»[5]؛ «مردم باید خالص و پاک شوند و از هم تمییز داده شد و غربال شوند و مردم بسیاری از غربال خارج شوند».

1- 2. اتمام حجّت

با غیبت طولانی ولی الهی، همه گروه ها، افراد، اندیشه ها و نظام ها، امکان حکومت بر مردم و مدیریت جامعه را پیدا کرده و ضعف و ناتوانی خود را در اداره جامعه و رفع مشکلات و گسترش عدالت بروز می دهند. این در حالی است که حکومت و ولایت بر مردم، شایسته و بایسته اولیای الهی- به خصوص دوازده امام معصوم- است و خداوند می خواهد بدین ترتیب با مردم اتمام حجت کند و توجّه و خواست آنان را به حکومت معصومان جلب نماید.

امام صادق علیه السّلام در این زمینه می فرماید: «ما یکون هذا الامر حتّی لا یبقی صنف من النّاس الا و قد ولّوا علی الناس حتی لا یقول قائل: انّا لو ولّینا، لعد لنا؛ ثمّ یقوم القائم بالحقّ و العدل»[6]؛ «ظهور تحقق نمی یابد تا اینکه گروهی نماند، مگر اینکه بر مردم حکومت کرده باشد تا کسی نگوید: اگر ما حکومت داشتیم؛ عدالت را (می گستراندیم)! آن گاه قائم به حق و عدل قیام می کند».

1- 3. تطابق و همسانی با پیامبران

خداوند بنابر مصالحی، انبیای گذشته را برای مدّتی از بین مردم مخفی می کرد؛ پس خواست که این موضوع را درباره حضرت مهدی هم پیاده کند تا آن حضرت، آخرین غیبت را انجام دهد و این سنّت الهی به طور کامل و تمام، به منصّه ظهور رسد. حنان بن سدیر به نقل از پدرش از امام صادق علیه السّلام نقل می کند:

«قائم ما غیبتی دارد که طولانی می شود»، عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! علّت آن چیست؟ فرمود: «انّ الله عز و جل أبی الّا ان یجری فیه سنن الانبیاء فی غیباتهم و انّه لا بدّ له.. . من استیفاء مدد غیباتهم: قال الله عز و جل: لَتَرْکبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ ای سنّنا علی سنن من کان قبلکم»[7]؛ «خداوند نمی خواهد این امر انجام شود؛ مگر اینکه تمام سنت هایی را که پیامبران در غیبت هایشان داشته اند، در این غیبت قرار دهد.. . بنابراین باید تمام مدّت، مجموع غیبت های پیامبران، در این غیبت وجود داشته باشد. خداوند می فرماید: «لَتَرْکبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ»؛ مقصود این است که سنت های گذشتگان، در مورد شما جاری خواهد شد».

1- 4. هدایت بخشی مداوم

همان طور که در مباحث گذشته اشاره شد، امامان واسطه فیض الهی و منبع هدایت و راهنمایی مردم هستند. خداوند به منظور استمرار هدایت مردم- وقتی آنان در برهه ای از زمان نعمت بی نظیر الهی (امام معصوم) را قدردان نبودند- طبق مصلحت، وجود او را در پس پرده غیبت قرار می دهد تا علاوه بر حفظ نظام عالم، نزول فیض و رحمت حق از طریق او به بندگان ادامه یابد و راه هدایت و رستگاری بر روی مردم باز باشد. به نظر می رسد با توجّه به وجود مشکلات زیاد فراروی امامان، غیبت، بهترین وسیله این هدایت بخشی باشد.

امیر مؤمنان علیه السّلام فرموده است: «لا تخلوا الأرض من قائم لله بحجّة امّا ظاهرا مشهورا و امّا خائفا مغمورا لئلّا تبطل حجج الله و بیناته...»[8]؛

«زمین هیچ گاه از حجت الهی خالی نیست که برای خدا با برهان روشن، قیام کند [به صورت ] آشکار و شناخته شده و یا بیمناک و پنهان؛ تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نرود (دلیل های روشن هدایت از بین نروند)».

1- 5. ظهور نسل مؤمن از صلب کافر و منافق

طول غیبت، باعث می شود که در اصلاب فاسدان و منافقان و کافران، اگر مؤمنی باقی باشد، همه به دنیا بیایند؛ چنان که شیوه امامان معصوم نیز چنین بوده و حتی پیش بینی هایی در مورد بعضی از افراد منافق و ناصبی داشتند. بعد از مدتی نیز از صلب آنان، افرادی مؤمن و دوستدار اهل بیت علیهم السّلام به دنیا می آمدند.

ابراهیم کرخی می گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: خداوند سالمت بدارد؛ آیا علی علیه السّلام در دین خدا قوی نبود؟ فرمود: آری چنین بود: گفتم:

پس چگونه مردم بر او چیره شدند و او جلوی ایشان نایستاد؟ چه چیزی باعث شد جلوی آنها را نگیرد؟ فرمود: آیه ای از قرآن، او را از این کار بازداشت.

گفتم: آن آیه کدام است؟ فرمود: لَوْ تَزَیلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِینَ کفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِیماً[9].

خداوند عز و جل فرزندانی مؤمن، در پشت افرادی از کافران و منافقان قرار داده است و حضرت علی، پدران کافر یا منافق را نمی کشت تا اینکه این امانت های الهی از پشت آنان خارج شوند و وقتی این فرزندان از صلب آنان خارج می شدند، بر هرکدام که دست می یافت، با آنها می جنگید. قائم ما اهل بیت نیز چنین است، تا تمام امانت های الهی از پشت پدرانشان (کافران و منافقان) خارج نشوند، ظهور نکرده و کسی را نمی کشد. اما وقتی امانت ها خارج شدند، بر کافران و منافقان مسلّط شده، آنان را می کشد»[10].

1- 6. ظهور قدرشناسی

یکی از حکمت ها و اسرار مهم غیبت امام مهدی (عج)، توجّه بیشتر مردم، به قدر و منزلت آن موعود امت ها است. پس از آن همه قدرناشناسی که نسبت به پدران بزرگوار آن حضرت روا داشتند، او در پس پرده غیبت قرار گرفت تا گوهر گران بهای وجودش، بیشتر مورد توجّه قرار گیرد و هنگام ظهور با پذیرش و استقبال کامل مردم روبه رو شود.

دو. نقش و تأثیر مردم

یکی از عوامل مهم غیبت امام مهدی (عج)، عدم همراهی و تمکین مردم از آن حضرت و سستی و قصور در یاری امام علیه السّلام است؛ چنان که امامان پیشین، از این ناحیه آسیب های فراوانی دیدند و مرارت ها کشیدند. نتیجه این معصیت و نافرمانی بزرگ مردم، کشته شدن و شهادت همه آنان و از دست دادن حکومت بوده است! بر این اساس غیبت امام مهدی (عج) بیشتر از ناحیه خود مردم بوده است؛ نه از سوی امام زمان (عج)، خواجه نصیر الدین طوسی می گوید:

«وجوده لطف و تصرّفه لطف آخر و عدمه منّا»[11] «وجود امام، لطف است (از سوی خدا) و تصرّف او [در امور] لطفی دیگر است و غیبت او، مربوط به خود ما است»؛ یعنی، عدم حضور امام و غیبت او از ناحیه خود ما و مشکلات و موانعی است که ما به وجود آورده ایم. در مورد نقش مردم در غیبت امام مهدی (عج) می توان به چند مورد اشاره کرد:

2- 1. تأدیب و متنبّه شدن

وقتی مردم به وظایف و مسئولیت های خود، در برابر امام و پیشوای بر حق خود، پایبند نباشند و از اطاعت و یاری او سرپیچی کنند و از جان و مالش محافظت نکنند؛ روا است که خداوند، آن امام را برای مدتی از مردم جدا سازد و تأدیبشان کند. در این صورت مردم از بسیاری از مواهب و الطاف امام معصوم علیه السّلام، بی بهره مانده و از برکات ظاهری وجود او محروم می شوند و این نشانگر غضب و خشم الهی است.

محمد بن فرج می گوید: امام ابو جعفر علیه السّلام برایم نوشت: «اذا غضب الله- تبارک و تعالی- علی خلقه نحانا عن جوارهم»[12]؛ «وقتی خداوند متعال بر مردم خشم گیرد، ما را از کنارشان دور می سازد».

مروان انباری نقل می کند: از امام باقر علیه السّلام [نوشته یا پیامی ] صادر شد که:

«انّ الله اذا کره لنا جوار قوم نزعنا من بین اظهرهم»[13]؛ «وقتی خداوند، بودن ما را در میان قومی ناخوش دارد، ما را از میان آنان خواهد برد».

2- 2. ستمکاری و نادانی مردم

ظلم و ستمی که مردم هم بر خود و هم بر دیگران روا می دارند و از حجت الهی، به جهت جهل و نادانی شان بهره کافی نمی برند، موجب غیبت امام علیه السّلام شده است. حضرت علی علیه السّلام در این زمینه می فرماید: «و اعلموا انّ الارض لا تخلوا من حجّة الله و لکنّ الله سیعمی خلقه منها بظلمهم و جورهم و اسرافهم علی انفسهم»[14]؛ «ای مردم بدانید که زمین هرگز از حجّت الهی خالی نمی ماند، اما پروردگار، مردم را به جهت ظلم و ستمی که مرتکب می شوند و نیز به جهت اسراف و زیاده روی های که در حق خود انجام می دهند، از دیدن حجّت خودش (امام مهدی (عج)) محروم می سازد».

در نقل دیگر آمده است: «... لکن الله سیعمی خلقه عنها بظلمهم و جهلهم، و لو خلت الارض ساعة واحدة من حجّة الله ساخت باهلها لکن الحجة تعرف الناس و لا یعرفونها.. .»[15]؛ «... خداوند به واسطه نادانی و ستمکاری مردم، دیده ایشان را از دیدن حجتش فرومی بندد.. . سپس حجت (در زمان غیبت) مردم را می شناسد؛ ولی آنان او را نمی شناسند».

سه. دشمنان عنود و ستمگر

یکی از موانع و چالش های اساسی فراروی امامان معصوم علیهم السّلام، وجود حاکمان ظالم، دشمنان جاهل و کینه جو و نفاق پیشگان دنیادوست بوده است. این امر منجر به غصب خلافت، کشته شدن امامان، انزوا و محدودیت، فشارهای مالی و اقتصادی، جلوگیری از ارتباط با مردم و.. . شده بود.

امام مهدی (عج) نیز با همه این خطرات روبه رو بود و حکمت الهی اقتضا می کرد که آن حضرت از دیدگاه ها غایب شود. با توجه به این امر بدیهی، عوامل زیر در غیبت آن حضرت نقش و تأثیر زیادی داشته است:

3- 1. جلوگیری از کشته شدن

امام حسن عسکری علیه السّلام فرمود: «بنی امیه و بنی عباس، شمشیرهای خود را برای ما تیز کردند؛ زیرا خوب می دانستند که آنها در خلافت حقی ندارند. آنان از ترس اینکه خلافت به جای خود برگردد و در میان صاحبان اصلی اش مستقرّ شود، به کشتن اهل بیت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و از بین بردن سلاله آن حضرت، همت گماشتند تا شاید از ولادت حضرت قائم جلوگیری کنند و یا او را به قتل برسانند؛ ولی خداوند اراده کرد که او را بر احدی از دشمنان آشکار نکند و نور خود را به اتمام رساند؛ اگرچه مشرکان خوش ندارند»[16].

زراره می گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می فرمود: «یا زرارة لا بدّ للقائم من غیبة»؛ «به درستی که برای قائم غیبتی هست». پرسیدم: برای چه: فرمود:

«یخاف علی نفسه»؛ «بر جان خویش می ترسد»[17].

امام باقر علیه السّلام می فرماید: «اذا ظهر قائمنا اهل البیت علیهم السّلام» قال: فَفَرَرْتُ مِنْکمْ لَمَّا خِفْتُکمْ فَوَهَبَ لِی رَبِّی حُکماً؛ خفتکم علی نفسی و جئتکم لما اذن ربّی و اصلح لی امری»[18]؛ «وقتی قائم ما اهل بیت، ظهور کند، می گوید: فَفَرَرْتُ مِنْکمْ.. . از میان شما رفتم چون از شما بر جان خود بیمناک بودم و اینک چون پروردگارم اذن داد و امر فرجم را به سامان رسانید، به میانتان آمدم».

در اینجا بیان دو نکته خالی از فایده نیست:

الف. ترس حضرت بر جان خود، برای آن است که او، آخرین ذخیره الهی است که باید برای تحقق عدالت جهانی- که وعده حتمی خداوند است- باقی بماند؛ وگرنه او نیز مانند پدران بزرگوارش، از شهادت در مسیر تحقّق اهداف الهی، استقبال می کند.

ب. خداوند متعال، هرچند قادر و توانا است که در هرزمان و هرساعت، آن حضرت را ظاهر و به طور قهر و غلبه، بر تمام ملل و حکومت ها- پیش از فراهم شدن اسباب- غالب سازد؛ ولی چون جریان این جهان را بر مجرای اسباب و مسبّبات قرار داده و تا زمانی که اسباب چنان ظهوری فراهم نشود، قیام آن حضرت به تأخیر خواهد افتاد و اگر پیش از فراهم شدن اسباب و مقدمات ظاهر شود، از حفظ قتل مصون نخواهد ماند[19].

3- 2. خطر دشمنان داخلی و اهل نفاق

علاوه بر خطری که از ناحیه خلفای عباسی متوجه امام مهدی (عج) بود؛ توطئه و اقدامات شومی نیز از طرف بعضی از نزدیکان فاسد و نفاق پیشه علیه آن حضرت صورت می گرفت و خطراتی را متوجه او می ساخت. نمونه روشن این خطر را می توان در اقدامات جعفر کذّاب جست وجو کرد. او با دستگاه خلافت ارتباط نزدیکی داشت و می خواست به کمک آنان مقام و دارایی امام عسکری علیه السّلام را تصاحب کند و فرزند او را به کشتن دهد.. .!!

امام هادی علیه السّلام می فرمود: «از پسرم جعفر دوری کنید که او برای من، به منزله نمرود (پسر نوح) است نسبت به حضرت نوح که قرآن کریم در حق او می فرماید: نوح گفت: پسر من از کسان من است [؛ ولی ] خدا فرمود: ای نوح! او از کسان تو نیست که آن عملی (فرزندی) است، غیر صالح»[20].

بر این اساس امام عسکری علیه السّلام فرمود: «... اگر جعفر بتواند مرا بکشد، هرگز دریغ نمی کند!!»[21]

امام سجاد علیه السّلام در پیش گویی خود، درباره جعفر کذّاب می فرماید: «گویی با چشم خود می بینم که جعفر کذّاب (برادر امام عسکری)، طاغوت زمانش را وادار کرده که به جست وجوی ولی خدا بپردازد و آن غایب از دیده ها، در حفظ و حراست الهی است و حفاظت خانه پدر، بر عهده او است. این از باب جهالت جعفر به ولادت آن حضرت و طمع در کشتن او است، اگر دست بیابد، و این به طمع گرفتن میراث پدرش به ناحق است».

چهار. نقش امام زمان (عج)

غیبت و پنهان زیستی امام مهدی (عج)، می تواند از ناحیه و خواست خود آن حضرت باشد، یعنی، آن حضرت برابر تحقّق بعضی از اهداف و برنامه هایش و رهایی از قید و بند حکومت ها و با اذن الهی، از دیده ها غایب شده است.

در این رابطه می توان به مؤلّفه های زیر اشاره کرد:

4- 1. بیعت نکردن با حاکمان

یکی از عواملی که در روایات بسیار به آن اشاره شده، عدم بیعت امام مهدی (عج) با خلفای جور و طاغوت ها است، آن حضرت به جهت اینکه مثل پدرانش مجبور به بیعت با آنان نشود، به فرمان خدا از چشم مردم مخفی شد.

«بیعت، نوعی عقد و قرارداد دوسویه بین حاکم و فرمانبرداران است که از یک سو خلیفه را متعهد به اداره جامعه.. . می کند و از طرف دیگر بیعت کنندگان متعهد می شوند، ضمن شنیدن و اطاعت از خلیفه، از او حمایت کنند»[22].

آن حضرت زمانی که ظهور می کند، بیعت هیچ کس و هیچ حکومت غاصب و ستمگری را- حتی به عنوان تقیه- بر گردن ندارد. او قیام می کند، در حالی که نسبت به احدی از جباران و حکومت های مختلف، تمکین و تسکین ندارد و از راه تقیه هم حکومت های غیر اسلامی ناکامل را در ظاهر امضا نکرده است. او اکمل مظاهر اسم «العادل»، «السلطان»، «الغالب» و «الحاکم» است و چنان شخصیت و مقامی از اینکه تحت سلطنت غیر خدا واقع شود. یا به حکومتی از حکومت های جائر به تقیه رأی داده باشد- برحسب اخبار- محفوظ و محروس است و چنان که از اخبار فراوان استفاده می شود، آن حضرت به تقیه عمل نمی کند و حق را آشکار و باطل را از صفحه روزگار برمی اندازد. پس یکی از حکمت ها و مصالح غیبت، این است که امام علیه السّلام، پیش از رسیدن وقت ظهور و مأمور شدن به قیام، ناچار نمی شود، مانند پدران بزرگوارش، از راه تقیه با خلفا و زمامداران و سیاستمداران وقت، بیعت کند و وقتی که ظاهر می شود، هیچ بیعتی در گردن او نیست و هیچ حکومتی را بر خود- غیر از حکومت خدا و احکام و قوانین قرآن، حتی به ظاهر و از روی تقیه هم- نپذیرفته است [23].

امام زمان (عج) خود در این زمینه مرقوم فرموده است:

«... و اما علّة ما وقع من الغیبة، فانّ الله عزّ و جل یقول: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ.. . انّه لم یکن احد من آبائی الّا وقعت فی عنقه بیعته لطاغیة زمانه و انّی اخرج حین اخرج و لا بیعة لاحد الطواغیت فی عنقی.. .»[24]؛ «اما در مورد علت غیبت، خدای متعال می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، هرگز نپرسید از مسائلی که اگر فاش شود، شما را اندوهگین سازد.. .» هریک از پدران من بیعتی از طاغوت های زمان به گردن داشت، ولی من به هنگامی ظهور خواهم کرد که بیعت احدی از طاغوت ها، برگردنم نباشد».

امام صادق علیه السّلام می فرماید: «یقوم القائم و لیس لاحد فی عنقه عهد و لا عقد و لا بیعة»[25]؛ «قائم ما در حالی ظهور می کند که در گردن او، برای احدی، عهد و پیمان و بیعتی نباشد».

امام علی علیه السّلام در این باره فرموده بود: «هنگامی که قائم ما قیام کند، برای احدی در گردن او بیعت نخواهد بود. از این جهت ولادت او مخفی می شود و خود از دیده ها پنهان می باشد»[26].

4- 2. آماده شدن جهان و افکار عمومی

یکی از علت های مهم غیبت امام مهدی (عج) و طولانی شدن پنهان زیستی آن حضرت، آماده ساختن جامعه بشری، برای رسیدن به مقصد نهایی و الهی خود است. آمادگی جهان عبارت است از: بالا رفتن سطح آگاهی مردم و درک نیاز به پیشوایی عادل و عالم، به وجود آمدن امکانات و زمینه های مناسب برای تشکیل یک حکومت جهانی، به ستوه آمدن مردم از ظلم و بیدادگری و خواست جهانی و مردمی برای گسترش و احیای عدالت، معنویت و امنیت جهانی. تا این زمان (آمادگی جهانی) فرارسد، حضرت در غیبت خواهند بود؛ زیرا وظیفه حضرت، تحقّق فراگیر و گسترده تمامی اهداف و برنامه های پیامبران و اولیا است و اقدامات و اصطلاحات او، نیازمند درک بالا و شعور مترقی از سوی مردم است.

شیخ طوسی می گوید: «فلسفه غیبت فقدان قدرت لازم امام است که باید مردم به آن همت گمارند؛ در واقع تا هنگامی که مردم زمینه اقتدار او را فراهم سازند، غیبت تداوم خواهد یافت؛ چرا که خداوند خواستار تقویت حضرت مهدی (عج)، به وسیله بشر است، نه فرشتگان»[27].

4- 3. آماده سازی و تربیت شیعیان

یکی از حکمت های «پنهان زیستی» امام زمان (عج)، این بود که شیعیان ضعیف و کم ظرفیت، تربیت شده و سطح آگاهی و تحمّل و آمادگی آنها بالا برود.

علی بن یقطین از امام کاظم نقل می کند که: «شیعیان با آرزوها، تربیت می شوند» پدرم یقطین به من گفت: چه آنچه راجع به سلطنت بنی عباس به ما گفته شده بود، انجام شد؛ ولی آنچه که به شما درباره فرج اهل بیت گفته شده بود، انجام نشد؟

به او گفتم: آن چه که به ما و شما گفته شده بود، هردو از یک جا صادر شده است؛ نهایت اینکه وعده ای که به شما داده شد، سر رسید اما وعده ما- چون زمانش حتی نبود- هنوز نرسیده است. در عین حال ما را با ایجاد امید و آرزوی آن دوران تربیت کردند؛ چون اگر از همان نخست، به ما می گفتند که: فرج بیت، تا سال دویستم یا سیصدم انجام می شود، هرآینه مردم قساوت قلب می گرفتند و عموم آنان از اسلام برمی گشتند! اما همیشه به ما گفته اند: به همین زودی و با سرعت این کار انجام می شود تا قلب های مردم حفظ شود و فرج را نزدیک بدانند»[28].

پی نوشت

[1] . اثبات الهداة، ج 3، ص 488، ج 217.

[2] . اثبات الهداة، ج 3، ص 472، ح 150.

[3] . بحار الانوار، ج 52، ص 113.

[4] . امامت و مهدويت، ج 2، ص 351 و 352.

[5] . همان.

[6] . بحار الانوار، ج 52، ص 244.

[7] . بحار الانوار، ج 51، ص 142؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 486، ح 212؛ الخرائج، ج 2، ص 955.

[8] . نهج البلاغه، حكمت 147.

[9] . فتح( 48)، آيه 25.

[10] . اثبات الهداة، ج 3، ص 489، ح 224؛ بحار الانوار، ج 52، ص 97، ح 9.

[11] . كشف المراد، ص 285.

[12] . اثبات الهداة، ج 3، ص 447، ح 38؛ كافى، ج 1، ص 343.

[13] . همان، ص 498، ح 271؛ بحار الانوار، ج 52، ص 90.

[14] . بحار الانوار، ج 51، ص 113، ح 8.

[15] . اثبات الهداة، ج 3، ص 532، ج 463.

[16] . منتخب الاثر، ص 291.

[17] . كمال الدين، ج 2، ص 481، ح 7.

[18] . اثبات الهداة، ج 3، ص 583، ح 777.

[19] . ر. ك: امامت و مهدويت، ج 3، ص 347.

[20] . الزام الناصب، ص 114؛ يوم الخلاص، ج 1، ص 188.

[21] . الزام الناصب، ص 114؛ يوم الخلاص، ج 1، ص 189.

[22] . نظام سياسى و دولت در اسلام، ص 89.

[23] . امامت و مهدويت، ج 2، ص 350.

[24] . يوم الخلاص، ج 1، ص 201؛ بحار الانوار، ج 52، ص 92.

[25] . الغيبة النعمانى، ص 89 و 100؛ اصول كافى، ج 1، ص 342.

[26] . بشارة الاسلام، ص 52؛ اعلام الورى، ص 400؛ منتخب الاثر، ص 251.

[27] . تلخيص الشافى، ج 1 و 2، ص 95( نشر عزيزى).

[28] . مرآة العقول، ج 4، ص 176، ج 6( به نقل از: مطلع الفجر، ص 27.

کلمات کلیدی
امام مهدی(ع)  | 
لینک کوتاه :